Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811111-59847S2

Date of Document: 2003-01-31

هويت گم شده نگاهي به نمايشگاه حسين عدالت خواه رضا جلالي اواخر ماه سال جاري نمايشگاهي از آثار حسين عدالت خواه كه در ضمن يازدهمين فعاليت او در زمينه ارائه آثارش نيز هست، در گالري آبتين برگزار شد. حسين عدالت خواه همچون گذشته درگير پيكره هاي فيگوراتيو خود و به تصوير كشيدن تجربه آنها در محيطهاي مختلف است. او اين بار در محيطي انتزاعي تر از گذشته با حذف المان هاي تكراري دست به خلق آثاري زده است كه ناخودآگاه بازتابهاي مختلفي را در ذهن مخاطب ايجاد در مي كند يك كليت آثار او شامل دو پيكره انسان نما هستند كه در حركت هاي مختلف، فضاهاي ذهني و واقعي متفاوتي را پيش روي مخاطب قرار مي دهند. دو پيكره كه در اكثر مواقع با حذف اجزاي صورت سعي شده آنها را بدون هويتي خاص به تصوير كشيد. انسان ها براي عدالت خواه نمادي فراتر از هويت هاي شخصي، اجتماعي، قومي و قبيله اي هستند او به هويتي فراتر از برخوردهاي ابتدايي و جزيي در خلق آثارش دست زده است. هر چند در اين ميان شبهات بسياري را نيز فراروي مخاطبين خود قرار داده فيگورهاي است او بدن هاي كاملي هستند بدون عيب و نقص كه بي اختيار مخاطب را به ياد مجسمه هاي مرمرين دوره كلاسيك يونان باستان مي اندازد كه سعي داشتند با حذف زشتي ها بدن انسان را بدون نقص تنها بتراشند در اين بين نقاش معاصر سعي كرده با پرداخت ظريف خطوط از آن سختي و زمختي آثار بكاهد و در كنار ارائه بدن هايي قوي، ظرافت خاصي كه مي شود از آن تعبير زنانه نيز داشت را به عنوان هويت اصلي فيگورهايش در نظر بگيرد و در اين روند آن قدر پيش رفته كه شائبه جنس هاي مخالف را براي فيگورهايش در ذهن ايجاد مي كند. هر چند كه انسان هاي آثار او تنها به شكل خطوط محيطي تصوير شده اند و به هيچ وجه بدن آنها داراي خطوط يا سايه هاي مشخص كننده اي نيست تا بشود هويت مستقل و منفردي براي آنها جست وجو كرد. انسان هاي نمادين آثار عدالت خواه هر چند هويت مشخصي ندارند اما در ميانه راه توسط لنگ هاي قرمز رنگي پوشانده شده اند وهمين امر خود شائبه هاي فراواني را در ذهن مخاطب ايجاد مي كند. از سويي استفاده كلاژوار از اين عنصر در واقع گامي ديگر در جهت تاثيرگذاري بر ذهن مخاطب است. يعني نقاش علاوه بر فضاي ذهني كه با ارائه تابلو نقاشي در ذهن مخاطب به خود اختصاص داده، سعي دارد با گذشتن از مرز ميان سطح بوم و مخاطب فضاي ديگري را به خود اختصاص دهد كه در عين حال نقش يك سانسور ظريف را نيز برعهده دارد. در تمامي آثار نمايشگاه كه نگاه نو به روابط انساني فراتر از هويت هاي مشخصه فردي، قومي، جنسي و اجتماعي است اين لنگ ها هستند كه با رنگ قرمز خود و كنتراست برتر رنگي كه با پس زمينه تقريبا فاقد رنگ بوم ها دارند ايجاد اين مي كنند حس پنهان كردن نكته و يا حرفي را بيشتر به مخاطب منتقل مي كند. نمادهاي انساني در آثار اين هنرمند، با يكديگر حرف مي زنند، راه مي روند، ابراز علاقه مي كنند و به ياد و خاطر ديگري دل خوش مي دارند. آينه هايي تمام قد در برابر ما و هويت هاي شخصي مان كه شايد احتياج به بازنگري دوباره اي داشته باشد. حتي زماني هست كه يكي از فيگورها همچون سايه اي يا خاطره اي در پس ذهن ديگري يا در قاب عكسي خودنمايي مي كند و ذهن ديگري را به خود مشغول مي دارد. اما در ميان آثار فوق در بخش اجرايي و تكنيكي تا حدي دچار نقصان هستند و مي شود به كلي دو اثر موجود در نمايشگاه را ناديده گرفت و حذف آنها هيچ لطمه اي به كليت آثار نخواهد زد. وي درباره هويت آدم هاي آثارش مي گويد: در وهله اول خيلي ها به هويت هاي مستقل اشاره كرده اند اما اين هويت براي مخاطب و در آثار ارائه شده بسيار مبهم است. هر چند در ذهن من داراي هويت مشخص و مستقلي هستند و ترجيح مي دادم مخاطبي كه با اثر روبه رو مي شود چندان متوجه اين تقابل ها يا تشابهات آنها نشود چرا كه من قصد ندارم براي كسي قالب خاصي قائل شوم و قصدم بر اين بود كه بيشتر به هويت انساني او بپردازم، موجودي كه خارج از هر قاعده هويتي مشخصي، زندگي مي كند. به نظر من هويت و رسالت اصلي هنر آوانگارد در اين است كه هنرمند سعي نمي كند اثر خود را از لحاظ مفهومي براي مخاطبش بشكافد و بيشتر سعي دارد كه بدون حد و مرز قاعده و شكل اثر خود را خلق كند و به هر حال من هم قصد ندارم كه به كسي درباره هويت اين دو انسان توضيحي بدهم، آنها دو انسان هستند، فقط همين. عدالت خواه در ادامه تصريح كرد: اگر به جاي لنگ يك پارچه ابريشمي يا پته شيرازي مي گذاشتم شايد خيلي جذابتر بود و نظر كسي كه مي آيد آثارم را مي بيند اما نمي فهمد كه اين لنگ حمام است برايم اصلا ارزشي ندارد. عدالت خواه همچنين با رد فرضيه سانسورگري لنگ ها مي گويد: به هيچ وجه اختياجي به سانسور هويت فيگورهايم نداشتم، من بيشتر چهره اي انساني و هويت آنها برايم اهميت داشته، شايد حتي بشود آنها را يك نفر فرض كرد و تمام اين تابلوها را برخورد انسان با شخصيت دروني اش دانست. اصولا هيچ چرايي در زندگي ام وجود نداشته، اگر چيزي به ذهنم برسد آن را اجرا مي كنم، آدمي كه قالب از پيش تعيين شده اي پيش رويش باشد نمي تواند هنرمند باشد. وي درباره انتخاب فضاي ذهني حمام براي خلق آثارش گفت: در واقع اين حمام را به عينه من در استانبول ديدم و در آنجا بود كه تجربه اش كردم. اما در عين حال سعي كردم با حذف المان هاي آشنا در فضاي يك حمام، جلوه ديگري را پيش روي مخاطب قرار دهم تا حس هاي گوناگوني در او ايجاد كرده باشم و از سويي ديگر سعي كردم با استفاده از اجراي آثار بر روي بوم هاي بزرگ فضاي مورد لزوم براي برقراري ارتباط فيگورها و مخاطب را در اثرم ايجاد كنم و سعي كردم در عين حال از عناصري استفاده كنم كه تخت و بي روح نباشند.