Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811110-59844S1

Date of Document: 2003-01-30

قضاوت و مكافات كارت قرمز به گاو خشمگين بيش از يك هفته از جنجال داوري دربي بزرگ مادريد مي گذرد. البته آن جنجال فقط يك نمونه بود وگرنه شبانه روزي نيست كه در اسپانيا شاهد حملات و انتقاداتي به مردان سياه پوش تحت عنوان فساد نباشيم. جديدترين نمونه مربوط به تيم دسته دومي اسپورتينگ گيخون است كه براي اعتراض به نحوه قضاوت ها چند بازي اش را نيمه كاره رها كرده و حالا مورد پيگرد فدراسيون فوتبال اسپانيا قرار گرفته است. اعتراضات، شكايت ها و حتي دادخواهي هاي رسمي ديگر حد و مرزي نمي شناسند و البته بايد گفت كه اكثريت قريب به اتفاق اين واكنش ها نامتناسب با واقعيت و بي قاعده هستند. مثل روز روشن است كه اسپانيايي ها هيچ ارج و قربي براي داورانشان قائل نيستند و اين مسئله كم اهميتي نيست، چرا كه بحران بي اعتمادي در فوتبال اسپانيا خصيصه هاي ارزشمند و منحصربه فرد مردم و فرهنگ اين كشور را زير سوال برده. همين هفته پيش در ويژه برنامه هفتگي مرور لاليگا با نام استوديو استاديا كه نيمه شب يكشنبه از شبكه سراسري tve پخش مي شود اين موضوع به شكلي بارز بازتاب يافت. در اين برنامه ايتورالده گونسالس داور جوان باسكي كه اين روزها خود را به عنوان سخنگوي همتايان تحت محاصره اش مطرح كرده در اظهار نظري صريح گفت: مشكل داوري اسپانيا، مشكل جامعه اسپانيا است. اين ادعاي مهمي بود كه مثل بمبي در افكار عمومي منفجر شد و البته خود گونسالس خيلي سريع از تركش هاي آن نصيب برد چرا كه بلافاصله دو مجري برنامه استوديو استاديا چنين ضدحمله اي را عليه مرد سياه پوش باسكي ترتيب دادند: ولي مگر لاليگا يكي از بدترين ليگ هاي اروپا از نظر سطح داوري؟ نيست آقاي داور لاليگا! بدين ترتيب گونسالس جوان كه بر آن بود تا از طريق اين برنامه تلويزيوني پربيننده حقيقت را بازگو كند، غافلگيرانه توسط دو ژورناليست تلويزيوني مزبور با روي ديگر حقيقت مواجه شده بود. او حالا درمي يافت كه چرا همتايان باتجربه ترش سعي مي كنند در اين مواقع سكوت اختيار كنند، زيرا اگر داوران در سطح رسانه هاي گروهي شروع به افشاي حقايق كنند نهايتا خود مجبور به اعترافي تلخ مي شوند كه: خب، البته اشتباه از ما داوران نيز هست. پنج سال پيش داوران سطح اول اسپانيا در اقدامي نمادين و با شعار روز مقابله به مثل _ reflexion de Jornada دست به اعتصابي يك هفته اي زدند. آنها شعار فوق را بر واژه خشك و خالي اعتصاب ترجيح داده بودند، زيرا مي خواستند حملات بي وقفه بازيكنان، باشگاه ها و مطبوعات را پاسخ گويند. با وجود اعتصاب، جريان ليگ قطع نشد. فدراسيون به داوران دسته هاي پايين تر متوسل شد و با اين كار اعتصاب را شكست تا عملا هيچ گره اي از كار داوران حرفه اي بست نشسته باز نشود. متعاقب اين حركت فدراسيون فوتبال اسپانيا براي شانه خالي كردن از زير بار مسئوليت به احمقانه ترين شكل ممكن اعتصاب كارمندان سياه پوش خود را خيلي راحت پذيرفت و در واقع آنها را در مقابل بازيكنان و مطبوعات كه شريرانه در فكر به راه انداختن حمله اي تازه بودند، بي دفاع گذاشت. حالا پس از گذشت پنج سال اوضاع تغيير چنداني نيافته. داودين ايبانس قاضي دربي مادريد يكي از آن داورهايي است كه مثل تاجران ژاپني سر ذوق آمده همين طور كارت هاي رنگارنگ را به اين و آن بذل و بخشش مي كند. او آنقدر جسارت داشت تا در دل سانتياگو برنابئو و تنها با گذشت ده دقيقه از دربي حساس مادريد، يك پنالتي براي آتلتيكوي مهمان بگيرد _ كه تبديل به گل نخست قرمز و سفيدها شد _ و بعد به فاصله دو دقيقه ايوان الگرايي را كه براي خاوي مورنو تكل از پشت رفته بود يك ضرب اخراج كند. حقيقتا كسي انتظار چنين رفتار متهورانه اي را از داوري كه پا به استاديوم برنابئو، خانه رئال گذاشته بود، نداشت. بي خيالي ايبانس پيراهن سراسر سفيد رئال را لجن مال كرد و هواداران را از شدت عصبانيت سرخ نمود. با اين حال نبايد از حق گذشت كه رئال بار ديگر شخصيت بزرگ خود را به نمايش گذاشت و ده نفره بر ميدان مسلط شد. ايبانس اين بار دو پنالتي براي سپيدها گرفت كه فيگو اولي را گل كرد و به ثمر رساندن دومين پنالتي كه با اخراج گارسيا كالوو مدافع آتلتيكو همراه بود، مي توانست به منزله هت تريك تاريخي راست پاي پرتغالي باشد، اما بورخوس دروازه بان سرخ پوست سرخ و سفيدها با بيني و دهان توپ را دفع كرد، گويي اين ستاره نوظهور راك در ادامه جادوگري هايش قصد داشت توپ را ببلعد. ولي سريال اكشن داوري به همين جا خاتمه نيافت و داور قصه ما يك بار ديگر پا توي كفش ققنوس ها كرد. در حالي كه رئال مي رفت تا دربي نفس گير پايتخت را با پيروزي به پايان برد، ايبانس به دنبال يك خطاي مبهم دستور يك ضربه آزاد مستقيم چسبيده به هجده قدم رئال را صادر كرد. آلبرتيني كه يك نيم فصل پركار اما بي سروصدا را همراه با روخي بلانكوز سپري كرده بود با يك قوس درون پاي جادويي توپ را به سه كنج دروازه كاسياس فرستاد. هواداران رئال از فرط خشم و ناباوري بر جا ميخكوب شده بودند، ستاره هاي رئال وسط زمين انگار كه منجمد شده بودند و دل بوسكه. او از زور ناراحتي مي خنديد! پس از چند ثانيه بهت آلود، وقتي كاسياس تازه به يادش افتاد كه بايد توپ را از هزارتوي دروازه اش درآورد و به وسط زمين بفرستد، ايبانس آخرين پتك را هم بر سر سپيدها فرود آورد و به گوشخراش ترين نحو ممكن در سوت خود دميد. هواداران و ستاره هاي رئال مادريد كفري شده بودند، آنها به وضوح عصبي بودند اما غرورشان اجازه آشكار ساختن خشمشان را نمي داد. شايد تنها معدودي از آنها به اين فكر مي كردند كه داوران رئال دوست طي چهار دهه ديكتاتوري فرانكو، بارها و بارها چنين بلايي را بر سر حريفان آورده اند. در جريان بازي و پس از آن فرناندو هيرو كاپيتان رئال مادريد مدام با سوءاستفاده از حق سرگروهي تيم و اعتبار خود به بهانه ترديد در تصميمات داور با او وارد بحث هاي طولاني مدت مي شد و ناگفته پيداست كه تمام برنابئو در اين مواقع مثل يك اركستر پشت سر رهبر تيم شروع به جوش و خروش مي كرد. هيرو كه خوب مي دانست چگونه جو سنگين برنابئو از طريق اين بحث هاي فرسايشي بر ايبانس تحميل كند همان منطقي را دنبال مي كرد كه كتابهاي فيلسوف مابانه ادوارد بونو تبليغ مي كنند: من درستم، تو غلط. اين خصيصه جامعه اسپانيايي را مي توان در رابطه با سنت گاوبازي بيان كرد به طوري كه هرگونه ابراز راي حكم تكان دادن يك پارچه قرمز پيش روي يك گاو خشمگين را دارد و گاوي كه مي تواند سمبل تعصب اسپانيايي باشد لوئيس آراگونس مربي آتلتيكو و مرد مورد احترام مادريدي ها پيش از بازي گفته بود: ;هيرو رسما بازي هاي رئال را قضاوت مي كند و داوران هم از او حساب مي برند. اين بار چنين اتفاقي نيفتاد و تمام سعي هيرو با بي خيالي قاضي ميدان به هدر رفت، طوري كه مي توانستي در چهره طرفداران رئال بهت زدگي ناشي از غلط درآمدن حساب و كتابهايشان را ببيني. البته اين آخرين ميدان هيرو نخواهد بود و او همچنين مثل يك كوه يخ سد راه مردان سياه پوشي كه با رئال مهربان نباشند خواهد شد. بازگرديم به اشاره به جاي ايتورالده گونسالس داور جوان باسكي: مشكل داوري اسپانيا يك مشكل اجتماعي است. جامعه اسپانيا همانند ايتاليا اساسا جامعه اي ضداقتدارگرا و ضد تمركزگرا _ آنتي اتوريته _ محسوب شايد مي شود از هر كشور ديگري هم كه ديكتاتوري مثل فرانكو را چهل سال بر مسند قدرت داشته، چنين انتظاري مي رفت. اينجا هنوز ارزش هاي قديمي گرامي داشته مي شوند. گرچه پس از شكست موج پست مدرن در سراسر اروپاي معاصر كم و بيش شاهد چنين بازگشتي هستيم. در چنين جامعه اي بدترين اتهامي كه دامن هر كسي را مي گيرد ضعف شخصيتي _ education de falta _ است. اسپانيا يك پارادوكس تاريخي، فرهنگي و جغرافيايي است. اين را مي توانيد از هر تاريخداني بپرسيد. چندگانگي قومي و فرهنگي در اينجا راديكال هاي بسيار قدرتمندي براي ايجاد تنش فراهم آورده است. بنابراين در اسپانيا هم مانند ايتاليا، جامعه به ندرت اشتباه داوري را برمي تابد. ضعف شخصيتي يا فقدان پيشينه فرهنگ مدارا سبب مي گردد نگرش مردم عمدتا يك طرفه باشد. شما مي توانيد به اعتقادات قلبي خود دل خوش داريد ولي وقتي اين باورها شما را به چالش فكري يا رفتاري با ديگري كشاندند، مثل اين است كه دوئلي در گرفته باشد. قاضيان در اين جامعه نماد حس عميق و ريشه دار تحقير و تنفر محسوب حتي مي شوند قضاوت و اظهارنظر يك فرد در جمع ممكن است فرجام خوشي نداشته باشد. بي دليل نيست كه در برخي شوهاي تلويزيوني زنده و پرطرفدار، بخشي هم به مناظره هاي ناگهاني ميان حاضران، با داوري يك مجري جذاب و صاحب اعتبار اختصاص داده مي شود كه يك نوع آموزش اجتماعي است. در جايي كه فرهنگ مدارا وجود نداشته باشد، جايگاه قضاوت در فوتبال خودبه خود به خطر مي افتد. يعني يك مرد سياه پوش يا بايد پدرخوانده اي بي خبط و خطا باشد كه بتواند همه را راضي نگه دارد يا اينكه با كوچك ترين لغزشي دشمني طيف گسترده اي را به جان خواهد خريد. اين خصيصه جامعه اسپانيايي را مي توان در رابطه با سنت گاوبازي بيان كرد به طوري كه هرگونه ابراز راي حكم تكان دادن يك پارچه قرمز پيش روي يك گاو خشمگين را دارد. گاوي كه مي تواند سمبل تعصب اسپانيايي باشد. بارها ديده ايم كه تصميمات داور با گردنكشي بازيكنان مواجه مي شود، به خصوص وقتي كه آنها يك دليل شخصي داشته باشند. به همين بازي كذايي ميان رئال و آتلتيكو بازگرديم. ايوان الگرا آخرين نمونه از ميليون ها مورد مشابه بوده است كه طي ساليان دراز در ليگ اسپانيا به چشم از آمده نظر اين نره گاو مادريدي، خاوي مورنويي كه دو دقيقه پيشتر از روي نقطه پنالتي و در دل برنابئو دروازه مقدس رئال را گشوده بود، ناموس آنها را لكه دار كرده بود. او خود را مستحق مي دانست هر بلايي كه لازم باشد بر سر مورنوي نگون بخت بياورد. تكل از پشت كه سهل بود، مسلما الگرا به جرايم سطح بالاتر مي انديشيد. در نهايت عكس العمل او به كارت قرمز داور الگوي تمام عيار تعصب اسپانيايي بود: برافروختن، بالا و پايين پريدن، بي گناهي خويش را فرياد زدن، گلاويز شدن با داور و بعد هم خارج شدن از زمين مثل يك قهرمان همراه با تكان دادن سر به نشانه اظهار تاسف از بي عدالتي! در تمام اين مدت جمعيت حامي رئال او را مثل يك قهرمان تشويق مي كرد، در حالي كه دل بوسكه بي تفاوت صحنه كارزار را تماشا اين مي كرد اولين تكل خشني نبود كه مرد خانه رئال در طول دوران حرفه اي اش مي ديد. او حتي يكي از آن چشم غره هاي مسئولانه اي را كه خاص مربيان قديمي است هم به الگرا نشان نداد. داوري داودين ايبانس را كه با يكسري تصميمات متهورانه در موقعيت هاي دشوار و بغرنج همراه بود بايد ستود، به خصوص اينكه او بدون محافظه كاري هاي خاص اين نوع مسابقات حساس كار خودش را كرد. ولي در كل بايد اعتراف كرد داوران اسپانيايي عمدتا ضعيف من هستند در مورد ادعايم شكي در ندارم نهايت خوش بيني بسياري از اين آقايان محترم را منصف و به دور از مسائل اخلاقي مي دانم ولي متاسفانه به ندرت در لاليگا شاهد بازي دشواري بوده ام كه داور از كارت هاي رنگارنگ استفاده كند. اينجا در اسپانيا كولينايي وجود ندارد. هيچ كس نيست كه چنان اعتبار و اعتماد به نفسي داشته باشد و تا آنجايي كه به ياد مي آورم هرگز چنين داوري وجود نداشته است. شايد دليل آن تير و تركش هايي باشند كه از جانب خصلت افراطي ضدحكميت و ضداتوريته جامعه اسپانيايي به سوي قضات شليك مي شوند و سبب مي گردند قاضيان خود را كمتر در معرض قضاوت جامعه قرار همين طور دهند عرف رايج، كه آنها را يكپارچه آقا _ Macho بار مي آورد. يك آقاي اسپانيايي به تمام معني كسي است كه هيچ مشكلي با چنين جامعه اي ندارد و هيچ حرف و حديثي پيرامون حرفه و زندگي اش نيست. در عوض هر هفته شاهديم كه چگونه سازشكاري فرهنگي داوران اسپانيايي به قيمت ناديده انگاشته شدن اصول حرفه داوري و قوانين فيفا تمام مي شوند. اين معمول ترين شكايتي است كه هر بار تريبوني نصيب يك مربي يا بازيكن مي شود مي شنويم. بگذريم از اينكه برخلاف ايتاليا اشتباهات داوري در اسپانيا به طور يكنواخت به ضرر همه تيم ها تمام مي شود نه به نفع چند تيم خاص. مثلا چند هفته است كه داريوسيلوا مهاجم اروگوئه اي مالاگا به كنايه داوران خط نگهدار را به استفاده از عينك تشويق مي كند و مشكل اينجاست كه او اكثر اوقات حق دارد. جام جهاني خاور دور شاهد اين مدعا بود. تنها قاضي اسپانيايي حاضر در جام يعني لوپس ي نيه تو باتجربه پس از تنها يك بازي به كشورش بازگردانده شد. او در بازي جنجالي آلمان _ كامرون ركورد كارت زرد و قرمز در جام جهاني را شكست. بعد در ادامه در حالي كه داوري غرض ورزانه بازي اسپانيا _ كره روي داور بازي ايتاليا _ كره را هم سفيد كرده بود، شاهد بوديم فرانسيسكو ويار رئيس فدراسيون فوتبال اسپانيا _ كه حالا در تشكيلات فيفا و كميته داوري جايگاهي براي خود دست و پا كرده _ اشتباهات قاضي آن ميدان را عادي توصيف كرد. كشوري كه استانداردهاي داوري پاييني داشته باشد نمي تواند در عرصه جهاني سهم بزرگي از جريان داوري طلب كند. در اينجا داوران اصلا اهميتي براي صحبت كردن با بازيكنان قائل نيستند و به نظر مي رسد در نمايش تسلط خود بر روند تصميمات ناتوان باشند، در حالي كه اين حرفه اساسا با پيچيدگي هاي فكري زيادي همراه است. در مقابل بازيكنان توطئه مي چينند تا زندگي را بر داوران و مسئولان نظارت تيره و تار سازند، اما داوران نمي توانند شكايتي به اين موضوع داشته باشند چرا كه بر ضعف حرفه اي خود و پيامدهاي جنجال سازش واقفند. مقايسه اي در رابطه با پرش هاي فريبآميز بازيكنان، ميان ليگ برتر انگلستان و لاليگاي اسپانيا مي تواند مثال خوبي باشد. هنگامي كه براي تعطيلات كريسمس به انگلستان بازگشته بودم شاهد بودم كه برخورد داوران ليگ برتر با اين معضل، نه در حد كمال، اما در مقايسه با اسپانيا عالي است. داوران حتي اجازه تماس فيزيكي داشتند و حداقل تفاوت ميان درگيري صرف و خطا را مي دانستند. در اسپانيا وقتي يك مهاجم به يك مدافع مي رسد اگر تشخيص دهد كه نمي تواند با گذر از او هدفش را پياده كند خود را به زمين مي اندازد 90 در درصد مواقع داوران اسپانيايي چنين حالتي را خطا تشخيص مي دهند و دستور ضربه آزاد مستقيم مي دهند، در حالي كه كوچك ترين آگاهي از نحوه افتادن يك بازيكن در شرايط مختلف مي تواند مانع از اتخاذ چنين تصميماتي در شود سرعت، هنگامي كه يك برخورد فيزيكي شديد روي مي دهد، بازيكني كه بالاترين شتاب را دارد و نيت اصلي اش ادامه دادن حركت است، با وخامت به زمين پرتاب مي شود، همان طور كه به يك جسم صلب متحرك هنگام برخورد با مانعي ناگهاني چنين حالتي دست مي دهد. اگر بازي هاي سطح آماتور را به دقت تماشا كنيد همين حالت را مشاهده خواهيد نمود. تنها مي توان تصور كرد تجربه بازيكنان حرفه اي از شدت چنين برخوردهايي بكاهد وگرنه در اصل قضيه تفاوتي حاصل نمي شود. بازيكن بزرگي مثل لوئيس فيگو بخشي از شهرتش را به خاطر به روز كردن هنر طبيعي شيرجه رفتن و طبيعي زمين خوردن به دست آورده. تنها رونالدوست كه به خاطر زانوهاي آسيبپذير و گران قيمتش از اين پرش هاي فريبآميز اجتناب حتي مي كند حالا كه او به رئال مادريد رفته هواداران بارسلونا او را به خاطر حركتي كه در سال 1997 مقابل كامپوستلا انجام داد تحسين مي كنند. رونالدو در آن بازي تمام بازيكنان حريف را دريبل زد و در حالي كه هريك از آنها با آويزان شدن به او يا كشيدن پيراهنش سعي در برهم زدن تعادلش داشتند، روني به مسير خود ادامه داد. حتي در انتهاي راه وقتي مي خواست دروازه كامپوستلا را باز كند، سه مدافع حريف به پاهاي او آويزان شدند، درست مثل كابوهاي بدجنس فيلم هاي وسترن كه تا دم مرگ توسط اسب قهرمان فيلم روي زمين كشيده مي شوند، اما روني باز هم ادامه داد و درست رودرروي دوربين تلويزيوني دروازه را گشود تا يك لحظه به ياد ماندني را براي كاتالان ها خلق كرده باشد. بدون ترديد هر كس ديگري جاي او بود در همان ابتداي راه با نخستين تكل خود را بر زمين مي انداخت. بله، معضل داوري در اسپانيا يك مشكل اجتماعي است اما شايد بهتر باشد داوران لاليگا به جاي اعتصاب دسته جمعي در روز مقابله به مثل به طور، منظم در آخر هفته هاي مقابله به مثل جمع شوند و فيلم هاي آموزشي ساير همتايانشان در اروپا را تماشا كنند. آخرين جمله ايتورالده گونسالس طي حضور شجاعانه اش در آن برنامه تلويزيوني اين بود: داوران اسپانيايي در اروپا بهترين كساني هستند كه مي توانند با دلايلي به درد نخور سر حرفشان بايستند.