Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811110-59840S3

Date of Document: 2003-01-30

نگاه روزنامه نگار طراحي صحنه براي جنگ احمد عبدالحليم در تب و تاب بحران آمريكا و عراق، تجهيز نظامي ايالات متحده در منطقه با شتابي بي امان ادامه دارد و اين تنها بخشي از تداركات جاري براي جنگ است. پيش از وارد عمل شدن، آمريكا به حمايت سياسي از جانب جامعه بين المللي نيز نياز دارد. به همين دليل بود كه اين كشور سخت تلاش كرد سازمان ملل را متقاعد سازد تا قطعنامه 1441 را در شوراي امنيت تصويب كند; قطعنامه اي كه به رغم محتواي سختگيرانه آن عراق مجبور شد در تلاش به منظور جلوگيري از حمله نظامي آمريكا آن را بپذيرد. در عين حال آمريكا سعي كرده است توجه متحدان خود را در ناتو از اهداف جنگ سرد به سوي رويارويي با به اصطلاح تروريسم بين المللي جلب كند. آمريكا اميدوار است كه با اين كار ناتو را به همكاري با جنگ خود عليه عراق بكشاند. سياست آمريكا براي تدارك جنگ عليه عراق سه جانبه دارد: اول، آمريكا به تجهيز و استقرار نيروهاي نظامي خود در منطقه ادامه خواهد داد; دوم، تا آنجا كه بتواند حمايت هاي سياسي و استراتژيك را كسب خواهد كرد; سوم، اوضاع سياسي را متشنج خواهد كرد تا بهانه اي براي حمله به دست آورد. از نظر تجهيز نظامي ايالات متحده به اعزام سرباز و مهمات به منطقه با سرعتي نفس گير ادامه به مي دهد رغم حدس و گمان هايي كه در مورد اجتنابپذير بودن حمله زماني زده مي شود، آمريكا به هيچ وجه تجهيز نظامي خود را كند نكرده است. چنين استنباط مي شود كه صرف نظر از آنچه عراق انجام بدهد يا ندهد، اين كشور تصميم خود را براي رفتن به جنگ گرفته است. آمريكا داراي پايگاهي دريايي در بحرين و علاوه بر پايگاه وسيع العديد، داراي نيروي نظامي و پايگاهي هوايي در قطر است. علاوه بر آن گروهي از سربازان آمريكايي در عمان مستقر شده اند، فرماندهي تاكتيكي گردان هاي پياده نظام آمريكا در كويت به حال آماده باش هستند و آمريكا به منظور تقويت تداركات لجستيكي خود از نزديك با تركيه و كشورهاي حوزه خليج فارس و همچنين برخي كشورهاي غيرعرب تشريك مساعي دارد. ايالات متحده داراي ناوهاي هواپيمابر آماده در اقيانوس هند و درياي مديترانه است و چهار ناو هواپيمابر ديگر قرار بوده است به منطقه فراخوانده شوند. مسئله كسب حمايت سياسي پيچيده تر بوده است. متحدان اروپايي آمريكا درباره تغيير اهداف ناتو نظر ديگري دارند و بسياري از آنها تمايلي نداشته اند به آمريكا اجازه دهند در جنگ مورد نظر خود با عراق از پايگاه هاي نظامي آنها استفاده با كند آنكه آمريكا با متحدان اروپايي خود موافقتنامه هاي همكاري امضا كرده است، اين موافقتنامه ها وابسته به مصوبات سياسي موردي است. واشنگتن همچنين به انبوهي از مانورهاي سياسي و استراتژيك متوسل شده است تا وقت كافي براي استقرار نيروهاي خود پيدا كند. در پرتو اين نكته است كه مي توان اظهارات ضد و نقيض اخير بوش، رئيس جمهور آمريكا را ارزيابي كرد، كه يك روز موضعي سختگيرانه مي گيرد و روز ديگر مهربان و خوش برخورد اين مي شود تذبذب ممكن است عمدي باشد و هدف از آن القاي اين باشد كه حمله نظامي اجتنابپذير است، اما واشنگتن طوري بازي مي كند كه كسي نتواند دستش را بخواند. رهبران ناتو در اواخر نوامبر طرحي را تصويب كردند و از هفت كشور اروپاي مركزي و شرقي دعوت كردند كه تا سال 2004 به ناتو بپيوندند. اين اقدام تا اندازه اي از تمايل ناتو به منحرف ساختن توجه آمريكا از جنگ با عراق به مسائل ديگري بود و بوش اعلام كرد كه كشورهاي عضو ناتو در شركت يا عدم شركت در جنگ با عراق به رهبري آمريكا مخير هستند. اين امر دليلي است براي اينكه ناتو در مورد عراق با آمريكا كاملا هم عقيده نيست. پيش از هرگونه اقدامي، آمريكا احتياج به توجيهي براي حمله دارد و واشنگتن در حال حاضر روي اين مسئله كار مي كند. بوش اعلام كرده است كه صرف نظر از اينكه عراق داراي سلاح هاي كشتارجمعي باشد يا نباشد، رژيم بغداد بايد عوض شود. رئيس جمهور آمريكا همچنين از كنگره خواسته است به قوه مجريه اختيار اقدام نظامي عليه عراق را تفويض كند. وي به علاوه هشدار داده است كه آمريكا بدون توجه به تصويب حمله نظامي توسط سازمان ملل، به طور يك جانبه در مورد مسئله عراق تصميم گيري خواهد كرد. پرده آخر نمايش كار چندان سختي نيست: ايالات متحده قصد دارد تنش سياسي را همراه با تجهيز و استقرار نظامي خود پيش ببرد و مي خواهد بحران به نقطه اي برسد كه امكان رويگرداني از حمله نظامي وجود نداشته باشد. سناريوهاي مختلفي براي آغاز درگيري وجود دارد و همگي نگران كننده هستند. براي مثال ممكن است رئيس جمهور آمريكا با توسل به قطعنامه 1441 شوراي امنيت ادعا كند كه گزارش هاي بازرسان سازمان ملل رضايت بخش نيستند. عراق نيز به نوبه خود ممكن است خشمگين شود و به بهانه دفاع از خود ستيزه جويي را آغاز كند. در مورد دوم ممكن است عراق به كشورهاي ديگر منطقه حمله كند و واكنش هايي غيرقابل پيش بيني را برانگيزاند. جنبه غيرمعمول ديگر بحران كنوني اين است كه گستره آن، شايد به طور عمد، كاملا نامشخص ممكن است است عراق هدف آشكار باشد، اما احتمالا تنها هدف نخواهد بود. براي مثال گفته شده است كل منطقه به نوعي كدخدايي آمريكا احتياج دارد، كه احتمالا شامل راه حلي براي مناقشات اعراب و اسرائيل براساس شرايط اسرائيل و بازترسيم نقشه سياسي منطقه براساس شرايط آمريكا هم مي شود. اگر آمريكا و اسرائيل موفق شوند منطقه را به شكل دلخواه در آورند، خاورميانه چه وضعي پيدا خواهد؟ كرد بلافاصله ايران و تركيه به مثابه كشورهاي مهم منطقه قد علم خواهند كرد، اما اسرائيل به پشتوانه آمريكا قدرت اصلي منطقه خواهد بود. عراق به ابزاري در دست سياست خارجي آمريكا تبديل خواهد شد و آمريكا بر نفت منطقه كاملا تسلط خواهد يافت. از يك نظر منطقه وضعيتي شبيه به آن چيزي به خود خواهد گرفت كه آمريكا پس از جنگ جهاني دوم و بار ديگر پس از جنگ خليج فارس براي آن در نظر گرفته بود. آيا آمريكا بار سوم موفق خواهد؟ شد الاهرام هفتگي پي نوشت: * كارشناس استراتژي نظامي و معاون مركز مطالعات خاورميانه