Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811110-59840S1

Date of Document: 2003-01-30

مختصات فريب بزرگ رابرت فيسك ترجمه: غلامرضا رضايي نصير زماني اوري آونري، نويسنده اسرائيلي نامه اي سرگشاده براي مناخيم بگين، نخست وزير رژيم اشغالگر قدس فرستاد. بگين ارتش اسرائيل را به لبنان فرستاده بود و در آنجا با شكستي مفتضحانه روبه رو شده بود. آونري كه از دلمشغولي هميشگي بگين به جنگ جهاني دوم و تشبيه ياسر عرفات در بيروت به هيتلر در برلين در سال 1945 به خشم آمده بود عنوان نامه سرگشاده خود را چنين انتخاب كرد: آقاي نخست وزير، هيتلر مرده است. بارها خواسته ام اين جمله را در نصيحت بوش و بلر تكرار بوش كنم و بلر نيز به قصد برانگيختن دشمني با صدام، بهاي باج دهي به ديكتاتورها را به ما يادآوري مي كنند. بوش كه خود را چرچيل آمريكا مي پندارد، خواستار باج ندادن به صدام حسين است. راكول اشنابل، سفير ايالات متحده در اتحاديه اروپا صدام را به هيتلر تشبيه مي كند. وي هفته گذشته خطاب به اروپايي ها در بروكسل گفت: شما در اروپا با هيتلر روبه رو شديد و هيچ كس واقعا كاري در مورد او انجام نداد. ما مي دانستيم كه او ممكن است خطرناك باشد، اما هيچ كاري انجام اكنون نشد شخصي مثل او در بغداد است و نگراني ما متوجه آنجاست. اشنابل تشبيه كودكانه خود را با اين جمله خاتمه مي دهد كه: اين هيچ ربطي به نفت ندارد. واكنش يك انسان عاقل به اين خزعبلات چه مي تواند؟ باشد يكي از كشورهايي كه هيچ كاري در مورد هيتلر انجام نداد ايالات متحده بود كه در 1939 1940 سال هاي و بخش اعظم سال 1941 تا زماني كه ژاپن به بندر پرل هاربر حمله كرد، بي طرف بود و از اين بي طرفي سود عظيمي برد. زماني هم كه اتحاد چرچيل - روزولت تصميم گرفت آلمان بايد بدون قيد و شرط تسليم شود - تقاضايي كه وقتي روزولت در كازابلانكا شرايط را اعلام كرد حتي چرچيل را به تعجب واداشت - شكست هيتلر محتوم بود. اما در مورد صدام چنين به نظر نمي رسد. هفته گذشته دونالد رامسفلد راه نجاتي براي هيتلر بغداد ارائه داد: تبعيد به همراه كيفي پر از پول و تعدادي از اعضاي خانواده به دلخواه صدام. جالب است، اما به ياد ندارم كه چرچيل يا روزولت هرگز پيشنهاد كرده باشند كه به پيشواي نازي اجازه داده شود فرار كند. به زعم آنان، صدام هيتلر است، اما مي بينيم كه در نهايت مثل هيتلر با او برخورد نمي شود. روزنامه نيويورك تايمز مي گويد صدام بايد در پيشگاه دادگاه محاكمه شود. اما بعد معلوم مي شود كه او مي تواند به عربستان سعودي يا آمريكاي لاتين فرار كند. به عبارت ديگر معلوم مي شود كه او هيتلر اما نيست حتي اگر او هيتلر هم بود، آيا ما آمادگي داريم كه بهاي جنگي نسنجيده را اعرابي بپردازيم كه صدام را تحسين مي كنند - و تعدادشان در اردن كم نيست - معتقدند كه عراق بيش از يك هفته نمي تواند مقاومت كند. برخي معتقدند كه لشكر سوم پياده آمريكا به همراه نيروهاي انگليسي در عرض سه روز به بغداد خواهد رسيد. شكي نيست كه اگر نگوييم هزاران نفر، صدها نفر از عراقي ها كشته خواهند شد. اما با ناآرامي هاي داخلي كه در پي خاتمه جنگ در عراق پديد خواهد آمد، چه بايد؟ كرد آيا سربازان آمريكايي و انگليسي از خانه هاي مقامات حزب بعث كه مردم مي خواهند آنها را حلق آويز كنند، دفاع خواهند؟ كرد از آن مهمتر، پس از اين جنگ هاي داخلي چه اتفاقي خواهد؟ افتاد وقتي عراقي ها - نه بعثي هاي سابق بلكه عراقي هاي مخالف صدام - از ما بخواهند از كشورشان خارج شويم، چه خواهيم؟ كرد مطمئن باشيد كه چنين اتفاقي خواهد افتاد. در مساجد شيعيان در كربلا و نجف از نيروهاي انگليسي - آمريكايي استقبال نخواهد شد. كردها بهاي همكاري خود را طلب خواهند كرد. شايد كشوري مستقل؟ بخواهند و شايد يك ايالت؟ خودمختار سني ها به حمايت ما آمريكايي ها ] و [انگليسي ها نياز خواهند داشت. البته دير يا زود آنها نيز خواستار خروج نيروهاي خارجي خواهند شد. عراق كشوري خشن و سرسخت است و ژنرال تامي فرانكس نيز به هيچ وجه ژنرال مك آرتور نيست. برخي معتقدند كه لشكر سوم پياده آمريكا به همراه انگليسي ها سه روزه به بغداد خواهد رسيد اما با ناآرامي هاي داخلي كه در پي خاتمه جنگ خواهد آمد چه بايد كرد مسلما به ما به چشم اشغالگران خارجي نگاه خواهند كرد. درست همانطور كه اسرائيل در كرانه باختري و غزه اشغالگر محسوب مي شود. با رفتن صدام راه براي اسامه بن لادن و آزادي عراق به مثابه يكي ديگر از اهدافش باز مي شود. زيرا به راحتي مي تواند عراق را كشوري تحت اشغال آمريكا مثل بقيه كشورهاي عرب حوزه خليج فارس قرار دهد. آيا در آن صورت ما آماده ايم كه عليه القاعده در عراق و افغانستان و پاكستان و بي شمار كشورهاي ديگر ؟ بجنگيم ظاهرا مردم خاورميانه - و همچنين غرب - اين خطرات را درك مي كنند، اما رهبرانشان درك نمي كنند يا نمي خواهند درك كنند. در سفرهاي ماهي يكبار خود به ايالات متحده، سفرهاي آخر هفته به انگلستان و گشت و گذارهاي مداوم خود در خاورميانه، هرگز با چنين عزم جزمي بين بسياري از اعراب، اروپايي ها و آمريكايي ها براي مخالفت با جنگ مواجه نشده ام. آيا واقعا بايد دانشجويي آنچنان مصمم در اجلاس روز جمعه حزب كارگر وجود مي داشت تا آنچه را بسياري از مردم انگلستان احساس مي كنند، به توني بلر ثابت؟ كند اينكه جنگ پيشنهادي با عراق يك دروغ است، اينكه دلايل اين جنگ هيچ ربطي به سلاح هاي كشتارجمعي ندارد و اينكه بلر نبايد كوركورانه اين جنگ آمريكايي - اسرائيلي را دنبال كند. هرگز اين همه نامه از سوي خوانندگان دريافت نكرده بودم كه دقيقا احساسي مشابه را در اين مورد بيان كرده باشند: اينكه دموكراسي بريتانيا - به دليل اكثريت چشمگير حزب كارگر، به دليل عدم حضور حزب محافظه كار به عنوان اپوزيسيون، به دليل كلبي مسلكي پارلماني - به مردم اين كشور اجازه نمي دهد جلوي جنگي را بگيرند كه احساس اكثريت مردم در مورد آن چيزي جز انزجار و تحقير نيست. مردم ديگر فريب تلاش هاي مذبوحانه واشنگتن براي مرتبط جلوه دادن صدام با القاعده، پرونده بچه گانه بلر در مورد سلاح هاي كشتارجمعي و نمايش خنده دار بازرسان تسليحاتي سازمان ملل را نمي خورند. تكذيبيه هاي مربوط به اينكه اين جنگ هيچ ربطي به نفت ندارد به اندازه ادعاي كالين پاول در هفته گذشته مبني بر اينكه نفت عراق به امانت براي مردم عراق حفظ خواهد شد، بي اساس و غيراقناع كننده است. چه كسي قرار است در اين دوره سخاوتمندانه امانتداري چاه هاي نفت عراق را اداره كند و بر ذخاير نفت آن تسلط داشته؟ باشد شايد شركت هاي؟ آمريكايي نه، ديگر مردم فريب نمي خورند. نمايش بازرسان تسليحاتي سازمان ملل را در نظر بگيريد. بياييد به 12 سپتامبر سال گذشته [ميلادي ] بازگرديم جورج بوش در سخنراني خود در يادبود جنايت 2001 11 سپتامبر عليه بشريت از سازمان ملل خواست كه وارد عمل او شود گفت كه بازرسان تسليحاتي بايد به عراق بازگردند و كارشان را از سرگيرند. البته بوش اميدوار بود كه عراق اجازه بازگشت به بازرسان را ندهد. از بخت بد بوش، عراق از بازرسان استقبال كرد. سپس بوش انتظار داشت كه بازرسان سلاح هاي مخفي شده را كشف كنند، اما آنها باز هم از بخت بد او هيچ چيز نيافتند. بوش گفت از فريبهاي صدام خسته شده است كه البته منظورش اين بود كه از انتظار براي جنگ با عراق خسته شده است. كسي كه اين همه اصرار داشت، بازرسان بايد به عراق بازگردند، اكنون نمي خواست آنها كارشان را انجام دهند. هفته گذشته بوش گفت: وقت دارد تمام مي شود. او درباره صدام سخن مي گفت اما درواقع خطابش به بازرسان سازمان ملل و در حقيقت به كل نهاد سازمان ملل بود كه پس از جنگ جهاني دوم كشور خود او با زحمت فراوان آن را تاسيس كرده بود. تنها كشور ديگري كه بر جنگ اصرا دارد - البته جداي از كويت همواره مديون - اسرائيل به است سخنان زلمان شوال، مشاور امور خارجه آريل شارون، نخست وزير اسرائيل گوش كنيد. او مي گويد: اسرائيل بهاي گزافي براي به تاخير افتادن جنگ آمريكا عليه عراق مي پردازد. اگر حمله به جاي دلايل نظامي به دلايل سياسي به تعويق بيفتد، ما دلايل فراواني در دست داريم كه صدام حسين از اين تاخير براي توليد سلاح هاي غيرمتعارف استفاده خواهد مادامي كرد كه صدام بر سر كار باشد، مشكل مي توان رهبري فلسطيني ها را متقاعد ساخت كه خشونت سودي در بر ندارد و بهتر است دولت خود را عوض كند; عرفات از چنين تاخيري براي شدت بخشيدن به حملات تروريستي استفاده خواهد كرد. توجه كنيد كه چگونه شوال تنها راه حل براي جنگ وحشيانه اسرائيل - فلسطينيان را حمله آمريكا به عراق عنوان مي كند و تاكيد مي كند تا زماني كه صدام نابود نشود، تروريسم در اسرائيل متوقف نخواهد شد. به زعم او، تا زماني كه رژيم بغداد تغيير نكند تغييري در حكومت خودگردان فلسطين ايجاد نخواهد شد. توني بلر نيز در همراهي با بوش به طور غيرمستقيم از اشغال كرانه باختري و غزه به دست اسرائيل حمايت مي كند (زيرا اسرائيل هنوز ادعا مي كند كه جنگ آمريكا عليه تروريسم را با عرفات پيش مي برد ). آيا بلر فكر مي كند مردم انگلستان اين نكته را؟ درنيافته اند آيا او فكر مي كند مردم احمق؟ هستند يك چهارم ارتش بريتانيا به جنگي اعزام مي شوند كه 80 درصد مردم با آن آيا مخالفند تظاهرات 500 هزار نفري در لندن، منچستر و ديگر شهرها در مخالفت با اين حماقت كافي؟ نيست بلي، درست است كه صدام يك ديكتاتور بي رحم و ستمگر است و مثل رهبر كره شمالي كه آمريكايي ها با او گفت وگوهاي بسيار سودمندي داشته اند و البته نفت ندارد، نيست. چقدر براي صدام عادي بود كه علي شيميايي مجيد - جنايتكار جنگي را كه عليه كردهاي حلبچه از سلاح هاي شيميايي استفاده كرد - به پايتخت كشورهاي عربي بفرستد تا با بشاراسد، رئيس جمهور سوريه و اميل لحود، رئيس جمهور لبنان، به گفت وگو بنشيند; گويا هرگز دستور قتل عام زنان و كودكان را نداده است. اما بوش و بلر در مورد سفرهاي مجيد هيچ نگفتند - شايد به اين دليل كه رهبران عرب را كه پذيراي او بوده اند نرنجانند، يا شايد به اين دليل كه ارتباط بين گازهاي شيميايي، جنايات جنگي و حمايت اوليه واشنگتن از صدام موضوعي حساس است. در عوض واشنگتن رگباري از هشدارها را در مورد تهديدات از جانب كشورهايي كه از تروريسم حمايت مي كنند مطرح مي سازد. روزنامه نگاران غربي در اين تبليغات نقشي عمده ايفا مي كنند. به مقاله اريك اشميت در نيويورك تايمز نگاه كنيد. او گزارشي در مورد تصميم قاطع آمريكا براي مقابله با كشورهاي حامي تروريسم نوشته است و منابع او چه كساني؟ هستند مقامات بلندپايه وزارت دفاع آمريكا مقامات، دولت برخي، از مقامات اطلاعاتي، مقامات نظامي كارشناسان، تروريسم و... چرا نمي گذارند خود پنتاگون گزارش هايش را در نيويورك تايمز؟ بنويسد اما اين چيزي است كه دارد تغيير مي كند. روزبه روز مردم آمريكا - كه به اين نكته آگاهي دارند كه رئيس جمهورشان حاضر نشده است در ويتنام به كشورش خدمت كند - بيشتر درمي يابند كه روزنامه ها به آنها دروغ مي گويند و صرفا به مثابه كانالي براي دولت آمريكا عمل مي كنند. مردم انگلستان روزبه روز از اينكه روزنامه ها و كانال هاي تلويزيوني از آنها مي خواهند به جنگ بروند، بيشتر خسته مي شوند. به گمان من امروز سياست هاي ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه بيشتر نمايانگر خواسته هاي مردم انگلستان است تا توني بلر، نخست وزير بريتانيا. اينديپندنت