Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811110-59832S4

Date of Document: 2003-01-30

سخن گفتن با سلولهاي مغز... گفت وگو با پرفسور مجيد سميعي جراح و متخصص مغز و اعصاب اشاره: جراحان متخصص مغز و اعصاب در حال شكافتن جمجمه بيمار بودند تا به پوسته مغز نزديك شوند، هنگامي كه به پوسته نزديك شدند، آن وقت زماني بود كه پروفسور خود وارد اتاق عمل شد و هدايت عمل جراحي و برداشتن تومور را به عهده گرفت. متخصصين مغز و اعصاب از سراسر جهان كه پس از مدت ها مكاتبه توانسته بودند اجازه يابند از نزديك نظاره گر عمل هايش باشند، با سكوت تمام حركات او را توسط تلويزيون بزرگي كه در اتاق جراحي نصب شده بود، تعقيب مي كردند. مهندس پزشك كارخانه سازنده لوازم اتاق عمل، به همراه ديگر متخصصان با دقت تمام در حال كنترل دستگاه ها بودند تا چنانچه دستگاه، علايمي را مبني بر در خطر بودن بيمار به هنگام عمل جراحي نشان داد، مسير برداشتن تومور توسط پرفسور تغيير پيدا كند و چنين شد، ناگهان يكي از دستگاه ها صدا كرد، كه نشان دهنده آن بود كه چنانچه جراحي از اين محل ادامه پيدا كند، ممكن است خطري متوجه بيمار شود. مجيد رئيس سميعي فدراسيون مغز و اعصاب جهان و از ابداع گران جراحي مغز توسط ميكروسكوپ است. وي پس از اتمام تحصيلات در كشور آلمان، در همان جا اقامت گزيده ونزديك به 40 سال است كه در آلمان به طبابت مشغول است. ايرانيان فراواني طي سال هاي گذشته توسط او مورد عمل جراحي مغز قرار گرفته اند، چرا كه او يكي از مشهورترين جراحان مغز و اعصاب جهان در جراحي انواع تومورهاي مغزي است. زماني كه بيماران از نقاط مختلف دنيا، از ديگر جراحان قطع اميد مي كنند به بيمارستان تخصصي مغز و اعصاب او در شهر هانوور آلمان مراجعه مي كنند كه در حقيقت همانند يك سازمان ملل كوچك است و بيماران زيادي از هر مليتي در آنجا حضور دارند. دكتر سميعي مي گويد: هنگامي كه وارد اتاق عمل مي شوم فراموش مي كنم كه در اطرافم چه مي گذرد و تمام فكرم به سوي بيمار است، تا تسلط كامل به هنگام عمل جراحي داشته باشم و بيمار، بدون كوچكترين صدمه اي از اتاق عمل بيرون بيايد، زيرا چنانچه براي او مشكلي پيش بيايد، مي تواند در روح من تاثير بسيار منفي بگذارد، به همين دليل به هنگام عمل از تمام انرژي ام استفاده مي كنم تا سلامتي بيمار بعد از عمل از هر لحاظ تامين شود. شبنم بهرامي، به هنگام حضور در آلمان، گفت وگويي را پروفسور مجيد سميعي، پزشك و جراح موفق و مشهور ايراني انجام داده است كه در پي آورده ايم. * براي چه تصميم گرفتيد پزشكي بخوانيد و به عنوان رشته تخصصي، چرا جراحي مغز و اعصاب را انتخاب؟ كرديد - در خانواده ما، قبل از من يكي از خواهران و برادرانم در رشته پزشكي ادامه تحصيل داده بودند. اما مهم ترين عامل در زندگي من براي تحصيل در رشته پزشكي، كارهاي فوق العاده مرحوم پروفسور ابراهيم سميعي بود كه بعد از جنگ دوم جهاني به عنوان استاد جراحي مغز و اعصاب در دانشگاه تهران مشغول به كار بود و فعاليت هايش در آن زمان، چنان فوق العاده بود كه به رغم آن كه من در آن دوره يك دانش آموز بودم، تاثير زيادي در روحيه ام داشت و از همان زمان بود كه تصميم گرفتم پزشكي بخوانم و براي رشته تخصصي نيز جراحي مغز و اعصاب را انتخاب كنم، اما ابتدا تصميم داشتم پس از اتمام دوران متوسطه در دانشگاه استانفورد آمريكا ادامه تحصيل دهم، اما قبل از سفر به آمريكا براي ديدار خواهرم به آلمان رفتم و از آنجا كه خواهرم دوره پزشكي را در شهر پاريس به اتمام رسانده بود و در حال گذراندن دوره تخصصي پزشكي اطفال در آلمان بود، معتقد بود براي يك دانشجو زندگي و ادامه تحصيل در يك شهر كوچك به مراتب بهتر از شهرهاي بزرگتر لذا است طي مدت اقامت كوتاهم در آلمان، توانست عقيده ام را عوض كند و من آلمان را براي ادامه تحصيل انتخاب كردم و اين گزينش در شرايطي صورت گرفت كه زبان خارجي من در آن زمان انگليسي بود و آشنايي با زبان آلماني نداشتم. * اولين جراحي هاي مغز و اعصاب از چه زماني و توسط چه پزشكاني صورت؟ گرفت - اولين جراحي هاي مغز و اعصاب از اواخر قرن 19 آغاز شد و پزشكاني كه در آن زمان عمل هاي جراحي مغز را انجام مي دادند، بسيار كم بودند كه مي توان از آن عده اتريت فرسيدر از برسلاو، ويكتورهورسلي از انگلستان، فد كراز از آلمان و هاروي كوشينگ از آمريكا را نام برد كه در حقيقت اين عده بنيان گذاران جراحي هاي مغز و اعصاب در جهان هستند. * با توجه به آن كه وسايل پزشكي در يك قرن گذشته به صورت امروزي پيشرفت نكرده بود. جراحان با استفاده از چه تكنيك هايي عمل جراحي را انجام؟ مي دادند - از آنجا كه تصويربرداري از مغز در يك قرن گذشته به صورت امروزي مهيا نبود، تشخيص تومورهاي مغزي هم كار بسيار مشكلي بود، در نتيجه متخصصان مغز و اعصاب با علايم و شكايت هايي كه بيماران از خود نشان مي دادند، بايد حدس مي زدند كه تومور در چه ناحيه اي مي تواند قرار داشته باشد، از طرفي ديگر از آنجا كه بيهوشي به صورت امروزي وجود نداشت، جراحي هاي مغز به صورت موضعي انجام مي شد، اين روند همچنان ادامه داشت تا آن كه در سال والتر 1918 دندي موفق شد با وارد كردن هوا درون حفره هاي مغز عمل عكس برداري يا راديوگرافي را انجام به دهد اين طريق، حفره هاي مغز قابل رويت شدند، لذا چنانچه توموري فشاري را به نقطه اي از مغز وارد مي كرد آن مكان قابل مشاهده بود. همچنين در همين سال دانشمند ديگري با نام ايكايي مونيز از پرتغال براي اولين بار توانست با تزريق مواد خاصي از عروق مغز عكس برداري كند كه به ا ين طريق تغيير و تحولات عروق مغز قابل رويت شدند تا آن كه در سال 1972 اسكن گرافي آنژيوگرافي و تصويربرداري به طريق برش هاي كامپيوتري طراحي وممكن شد پس از آن نيز در اوايل دهه 1980 دستگاهي ساخته شد كه محل تومورها را خيلي دقيق تر نشان مي دهد و ما به كمك آن مي توانيم محل تومورهاي مغزي را بسيار دقيق تر تشخيص داده و جراحي هاي مغز را از همان نقطه آغاز كنيم. از سوي ديگر، يكي از عوامل مهم در پيشرفت جراحي هاي مغز و اعصاب در جهان انجام جراحي به كمك ميكروسكوپ است كه خوشبختانه من نيز اين افتخار را دارم كه جزء اولين جراحان مغز و اعصاب در دنيا باشم كه جراحي مغز به كمك ميكروسكوپ را تجربه و تكميل من كرده اند در اين زمينه به كمك دو همكار ديگرم پروفسور قاضي ياشارگيل از تركيه و پروفسور لئوناردماليس تجربيات زيادي را به دست آورده ايم و در حقيقت مي توانم بگويم ما سه نفر نقش تعليم ميكروشيروشي يا جراحي به كمك ميكروسكوپ در جهان را به عهده گرفته ايم و ديگر جراحان مغز و اعصاب جهان به تبعيت از مكتب و روش علمي ابداعي گروه ما، عمل هاي زير ميكروسكوپ را فرا گرفتند كه پس از آن نتايج جراحي هاي مغز بي نهايت تغيير كرد. * آينده جراحي هاي مغز و اعصاب را چگونه پيش بيني؟ مي كنيد - به نظر من آينده جراحي مغز و اعصاب در كنار جراحي با ميكروسكوپ بيشتر مربوط به تكامل دستگاه هاي مرتبط با جراحي است، يعني در حقيقت تكامل و پيشرفت دستگاه هايي كه عمل عكسبرداري از بيماران همانند: سي تي اسكن، آنژيوگرافي و MRI را انجام مي دهند، زيرا تكميل اين دستگاه ها، مي تواند به جراح كمك كند تا به خوبي تشخيص دهد كه تومور در چه ناحيه اي قرار دارد و حتي به كمك اين دستگاه ها به خصايص و حركات آن محل و مسئوليت هايي را كه آن بخش در مغز دارد به خوبي پي ببرد، زيرا زماني كه به الكترودها تكانه يا تحريك عصبي داده مي شود; آنگاه پزشك جراح مي تواند مطلع شود كه در آن محل چه مي گذرد و در نتيجه از موقعيت بيمار مطلع شود. لذا چنانچه به هنگام عمل جراحي خطري متوجه بيمار شود، مي تواند برنامه عملش را تغيير دهد تا به هنگام جراحي آسيبي متوجه بيمار نشود. مساله مهم ديگر، عامل انساني و خود جراح است كه به هنگام عمل نقش اصلي را دارد به طوري كه بايد قبلا در ذهن خود، نقشه عمل جراحي را آماده كرده باشد، به اين صورت كه نه تنها مشخص كند تومور در چه مكاني قرار دارد، بلكه بايد تشخيص دهد درون مغز چه محيطهاي حساسي وجود دارند كه به هنگام عمل جراحي بايد حفظ شوند و من معتقد هستم كه آينده جراحي هاي مغز و اعصاب نيز به تكامل اين دو مساله كاملا مرتبط است. * به عنوان يك جراح توصيه شما به بيماراني كه مبتلا به تومورهاي مغزي هستند؟ چيست - به نظر من در مرحله اول بايد هر چه سريع تر تشخيص نوع تومور انجام شود و شناسايي محل آن به طور كامل صورت گيرد، سپس توصيه من به هر بيماري اين است كه عمل در محلي انجام شود كه درباره اين نوع عمل ها جراح متخصص تجربه وتخصص كافي داشته باشد، البته بايد اين موضوع را هم در نظر داشت كه جراحي هاي مغز به اندازه اي حساس و پرخطر است نمي توان انتظار داشت بيمار از آن هراسي نداشته باشد، زيرا بدون شك، زماني كه فردي متوجه شود مبتلا به تومور مغزي است تا اندازه اي هراسان خواهد شد. اما اين ترس زماني از بين مي رود كه بيمار مطمئن شود، جراحي كه به او مراجعه كرده، تجربه بسيار زيادي دارد و به تعداد زيادي از افرادي كه مبتلابه اين بيماري بودند، عمر جديدي داده است در نتيجه زماني كه بيمار از اين مساله اطلاع پيدا كند، تا حدود زيادي ترسش از بين مي رود. * تومورهاي موجود در مغز به چند دسته تقسيم؟ مي شوند - تعدادي از تومورها از بافت هاي خود مغز بوجود مي آيند كه گليم ها نام دارند و اكثرا داراي چهار درجه هستند و گليم هاي درجه يك معمولا خوش خيم هستند و همين طور كه به طرف بالا مي رويم، بدخيم مي شود، اما تومورهاي ديگري نيز درون جمجمه وجود دارند كه به آنها ترنيم ها گفته مي شود كه اينها نيز اكثرا تومورهاي خوش خيم اما هستند انواع آنها با هم متفاوت است و بستگي به محل آنها دارد، چرا كه بعضي از آنها در نقاطي قرار دارند كه عمل آنها نسبتا ساده است اما بعضي از تومورها در مكان هايي بوجود مي آيند كه علي رغم خوش خيم بودن، عمل آنها احتياج به تجربه زياد جراح دارد. نوع ديگري از تومورها كه تعداد آنها نيز زياد است، مننژيم نام دارد. * آيا تاكنون مشخص شده است كه چه دلايلي باعث بوجود آمدن تومورهاي مغزي؟ مي شوند - از آنجا كه ما هنوز دليل بوجود آمدن تومورهاي مغزي را نمي دانيم، به همين دليل صحبت هاي زيادي در اين زمينه مي شود و ايده هاي متفاوتي وجود دارد، اما هنوز هيچ كدام از آنها ثابت نشده است. اما براي پي بردن به اين مساله نيز رشته بسيار جديدي با نام نوروبيونيك از سال 1992 در دانشگاه هانوور آلمان راه اندازي شد كه هدف آن برقراري ارتباط بين تكنولوژي و بيولوژي است. * گاهي اوقات مدت زمان زيادي طول مي كشد تا پزشكان متوجه شوند كه بيماري مبتلا به تومور مغزي است. در صورتي كه بيمار به هنگام بروز علائم بيماري به پزشك معالج مراجعه كرده است. اما تشخيص بيماري مدت زمان زيادي طول كشيد. در نتيجه با گذشت زمان معالجه آن نيز مشكل تر شده است، آيا راهي وجود دارد كه بيماران و پزشكان به نحو سريع تري از اين مساله آگاه؟ شوند -مساله اين است كه هر سردردي مي تواند علامت اوليه يك تومور مغزي اما باشد اين سوال مطرح مي شود، آيا هر كسي كه مبتلا به سردرد است بايد تحت MRI و سي تي اسكن قرار گيرد، اين پرسشي است كه امروزه در سراسر دنيا مطرح مي شود، اما به همراه آن بايد علائم ديگري نيز وجود داشته باشند، مثلا كسي كه شنوايي خود را تا اندازه اي از دست داده است، بايد حتما سي تي اسكن يا MRI را انجام دهد، همچنين بيمار بايد به پزشك متخصص مغز و اعصاب مراجعه كرده و به دقت توسط او معاينه شود تا بداند كه آيا اعصاب جمجمه اي مغزش دچار مشكل شده است يا خير، همچنين پزشك متخصص مغز و اعصاب بايد عكس العمل هاي بدنش را معاينه كند، زيرا چنانچه يك علامت ديگر به سردرد اضافه شود، آنگاه بيمار بايد مورد MRI قرار گيرد يا تصميم ديگري در موردش اتخاذ شود. * آيا آمار دقيقي وجود دارد كه سالانه چه تعداد از افراد در كل جهان مبتلا به تومورهاي مغزي؟ مي شوند از آنجا كه تومورها انواع متعددي دارند، ما بايد اين آمارگيري را از تومورهاي مختلف انجام دهيم، به عنوان مثال، از يك جمعيت يك ميليون نفري شايد فقط ده نفر در سال مبتلا به تومور خوش خيم نورنيم آكوستيكس شوند، اما تعداد تومورهاي ديگر همانند مننژيم ها از يك ميليون به ده خيلي بيشتر است و سپس گليم ها هستند كه بيش از نيمي از آنها بدخيم هستند كه تعدادشان قابل مقايسه با نورنيم ها نيست و مي توانند ده برابر آنها باشند، بنابراين فرض كنيد در كشوري مانند آلمان كه جمعيت آن نزديك به 80 ميليون نفر است سالانه در حدود 800 نفر مبتلا به نورنيم ها مي شوند كه تعداد آنها نيز بسيار نادرست است حال اگر اين تعداد را ده برابر كنيد و تومورهاي نوع مننژيم را نيز در نظر بگيريد، به اين نتيجه مي رسيم كه سالانه تعداد زيادي از افراد در جهان مبتلا به تومورهاي مغزي مي شوند. * آيا آماري وجود دارد كه چه تعداد از افرادي كه مبتلا به تومورهاي مغزي مي شوند بعد از عمل جراحي زنده؟ مي مانند - در سال 1903 از شش عمل جراحي كه بر روي تومور خوش خيم نورنيم آكوستيكس توسط ويكتور هورسلي انجام شد، فقط يك بيمار زنده مانده بود و پنج بيمار ديگر، جان خود را از دست دادند. بخش پاياني اين گفت وگو شنبه 12 بهمن ماه چاپ خواهد شد