Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811110-59828S2

Date of Document: 2003-01-30

يك جشنواره يك تئاتر شهر گفت وگو با شبنم طلوعي، نويسنده و كارگردان قهوه تلخ قهوه تلخ به نويسندگي و كارگرداني شبنم طلوعي و بازيگري كوروش تهامي، مهرداد ضيايي، ستاره اسكندري، احمد مهرانفر، محمدرضا حسين زاده، مهدي پاكدل و نسرين نصرتي و طراحي صحنه سيامك احصايي در جشنواره فجر اجرا شد. نمايش قهوه تلخ درباره يكسري جوان در مقطع سني زير 30 سال است كه اتفاقات حول و حوش آنان در يك كافي شاپ مي گذرد و... دليل * عمده اي كه اين نمايش را براي شركت در جشنواره فجر انتخاب كرديد، چه؟ بود ما اين نمايش را براي جشنواره فجر انتخاب نكرده بوديم. از آنجا كه من پنج سال از كارگرداني تئاتر دور بوده ام آخرين نمايشم بازي هفتم را 5 سال پيش كارگرداني كرده بودم. در واقع موضوعي كه به آن پرداختيم، مرا وسوسه كرد كه بخواهم متني را بنويسم و آن را با يك عده كار بيشتر بكنم ما مي خواستيم حرفي بزنيم، مكاني كه قرار است در آن اجرا بشود، برايمان مهم نبود. منتها تاريخي كه براي اجرا به ما دادند، تقريبا مي افتاد در دي ماه، بچه هاي گروه گفتند، حالا كه اين قدر صبر كرده ايم، بياييم خودمان را در جشنواره هم محكي بزنيم. در واقع ما اول كارمان را بستيم، بعد در جشنواره شركت كرديم. تا * رسيدن به جشنواره با چه مشكلات و موانعي روبه رو؟ بوده ايد زماني كه براي اجراي عمومي نمايش را تمرين مي كرديم، به ما سالن تمرين داده ما نشد در سالن منزل مادرم به مدت 2 ماه تمرين كرديم. براي جشنواره سالن گرفتيم ولي كارم پس از بازبيني مشروط به مذاكره شد، مواردي تذكر داده شد و... چه * مواردي؟ بود در مورد مسائل تكنيكي پيشنهادي بودو در مورد مسائل محتوايي لازم الاجرا بود كه ما هم در كار دخالت داده ايم. از * اجراي اين نمايش چه تجربياتي عايد شما شده؟ است مهم ترين تجربه اين بود كه وارد مسائل يك مقطع از جوانان شدم كه با خودم چندان اختلاف سني اي _ نهايتا 5 يا 6 سال _ ولي ندارند از آنجا كه من وارد فضاي اجراهاي تالار وحدتي نشده بودم، ازاين فضا دور بودم. به همين دليل مهم ترين چيزي كه عايدم شد، اين بود كه اين دنيا و شرايط اجتماعي را در اين برهه زماني كه در آن زندگي مي كنيم، يك ذره عميق تر نگاه كنم. اگر * به شما پس از اين همه زحمت مي گفتند كه كارتان رد شده، عكس العمل تان چه؟ بود خيلي ناراحت مي شدم، ولي از يك چيز خوشحال مي بودم، به اين دليل كه دوستان عكاس و خبرنگار بولتن كه نمايش را در بازبيني ديده بودند، خيلي تحت تاثير كار قرار گرفته بودند. حتي يكي مي گفت كه يك شب تمام به اين كار فكر مي كردم. به بچه ها هم گفتم كه ما با همين يك نفر جوابمان را گرفتيم. آيا * اين جشنواره نسبت به جشنواره هاي قبلي از وضعيت بهتري برخوردار شده؟ است براي من بهتر شده براي آنكه فعلا در تئاتر شناخته شده ام ولي آن موقع نبودم. آن موقع خيلي سختي مي كشيديم، يادم است وقتي سال اولي كه كار كرديم حتي به ما جا نمي دادند كه تمرين كنيم. در حالي كه در همان سال كار ما كانديد 5 جايزه و برنده 3 جايزه شد. آقاياني كه در مركز بودند، به ما مي گفتند شما از كجا آمده ايد برويد همان جا تمرين كنيد. اول اينكه آن موقع جوان ها را تحويل نمي گرفتند. سالن ها براي حرفه اي ها و بزرگ ها بود كه ما بايد كنار آنها كار ياد مي گرفتيم. بعد به دليل محدوديت هايي كه تعيين مي كردند، ما خيلي مشكل داشتيم، يك اصطلاح خيلي ساده مثل من خاطرت را مي خوام كار ما را برد زير سوال كه بايد اين جمله را حذف كنيد. محدوديت ها خنده دار بود. الان اين محدوديت ها رفع شده و به جوان ها بها مي دهند. همه دارند كنار هم كار مي كنند، حالا يك ذره اختلاف زماني ممكن است كه وجود داشته ولي باشد با آنچه كه من مي بينم فكر مي كنم، خيلي دارند بها مي دهند. جوان هايي كه از راه رسيده اند با ايده هاي جذاب و نو مي آيند و خيلي هم مي درخشند. به دليل اينكه به آنها بها داده مي شود. محدوديت هاي فعلي _ چيزهايي كه مي خواهند از كاري حذف شود _ اصلا به شكل سابق خود نيست. واقعا امسال خودم ديدم كه خيلي باز نگاه مي شود و يك چيزهايي هست كه به دليل جشنواره بودن مي تواند حساسيت برانگيز باشد و حتي در اجراي عمومي مي تواند از چنين حساسيتي برخوردار نباشد. اتفاقي كه سر اتاق رويا براي ما افتاد. همان نمايشي را كه در جشنواره اجازه اجرا ندادند، عينا بدون تغيير در اجراي عمومي به صحنه آورديم. جوايزي * كه در جشنواره ها مي دهند تا چه ميزان نقش مثبتي براي پيشرفت كاري هنرمندان دارد. وقتي اولين كار تئاتري (فردا ) را انجام دادم، آن موقع سينما مي خواندم. در واقع مي خواستم با نمايش فردا خودم را امتحان كنم. بستگي به آن فردي كه جايزه مي گيرد، هم دارد. من دو تا جايزه گرفتم. جايزه اول بازيگري زن و جايزه دوم متن. اين جوايز مرا به اين نكته واداشت كه اين عرصه شوخي بردار نيست. همان طور كه به تو بها داده اند، بايد نشان بدهي كه لايق اين جايزه بوده اي كه اسمت را آنجا خوانده اند. خيلي تلاش كردم، بعد از دو تا كار ديگر پي بردم كه بايد شاگردي كنم. براي همين وارد گروه علي رفيعي شدم. جايزه مرا به تكاپو و مطالعه بيشتر واداشت. در آن سن كم اتفاق خوبي برايم به بود هر حال جايزه، خيلي روشنفكرانه نمي خواهم نگاه كنم، مثل فروغ كه مي گويد اگر يك عروسك هم بدهند خيلي مهم واقعا نيست جايزه براي جواني كه تازه كار است، به شدت موثر است. ممكن است الان كه من كار مي كنم با يك نيت ديگر حرف بزنم، اما نمي خواهم خود را نشان بدهم. بايد فكر كنم كه الان جايزه برايم مهم نيست، الان تماشاچي برايم مهم است. ولي در مقطعي كه تازه شروع كرده بودم، جايزه خيلي برايم مهم بود. اگر * آن جوايز را به شما نمي دادند، اين تحولات در شما ايجاد؟ نمي شد حتما در من يك استعداد ديده بودند كه اين جوايز را اگر دارند توجه نمي شد من فكر مي كردم كه حتما راهم را اشتباه آمده ام، يا برمي گشتم به سينما. به هر حال همان جايزه ها باعث شد كه در تئاتر باقي بمانم و خوشبختانه در عرصه بازيگري ثابت كرده ام كه نفس آنها را شهيد نكرده ام. سعي كرده ام كه كارم را ياد بگيرم. براي * فرداي بهتر تئاتر كشورمان چه پيشنهاداتي را ارائه مي كنيد. اول اينكه خودم آرزو داشتم كه تمام بخش فرهنگي تئاتر ما در تئاتر شهر متمركز نبود. ما بايد مكان هاي ديگري هم داشته باشيم كه همين بار فرهنگي را با خود داشته باشد. قبله آمال همه تئاتر شهر نباشد، كه بعد اين قدر رقابت و مبارزه بطلبد. براي آنكه آن قدر تقاضا زياد است و در مقابل، امكانات كاملا محدود است. فكر مي كنم اين باعث مي شود كه آدم ها در سالن هاي ديگر مخاطبان خود را پيدا كنند. فرهنگسراها خواستند كه اين كار را بكنند اما آنها به جاي سالن تئاتر به سالن سخنراني ساختند. آنها حتي قابليت تالار چهارسو و تالار نو را هم ندارند. بنابراين همه مجبوريم كه به تئاتر شهر هجوم بياوريم. دوم اينكه خيلي دوست داشتم _ يك بار هم اين را به شريف خدايي گفتم _ اي كاش به جاي سكه هايي كه به بچه ها مي دهند، واقعا كساني كه اولين ها در هر جشنواره اي مي شوند، بفرستند به ورك شاپ هاي كشورهاي تئاتر خيز دنيا تا بهتر در جريان تئاتر روز دنيا قرار گيرند. سوم اينكه ما هميشه در تهران متمركز باز بوده ايم من به استثنائات كاري ندارم كه مي فرستند در جاهاي ديگر كار بكنند. فكر مي كنم كارهايي كه در تهران انجام مي شود، بايد به شهرستان ها بفرستند. يعني نمايشي ها بايد متعهد بشوند كه در آنجا هم اجرا بگذارند. متاسفانه همچنان يك جشنواره و تئاتر شهر است كه گروه هايي از شهرستان ها مي آيند و مي روند. آنها برمبناي كارهاي امسال تهران سال ديگر كار ارائه مي كنند، و تب پارسال را تكرار مي كنند و بنابراين با اين حركت ها تئاتر كشورمان ارتقا پيدا مي كند.