Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811109-59825S1

Date of Document: 2003-01-29

زنان، عاملين اصلي توسعه سالهاست كه تحقيقات و مطالعات گسترده اي پيرامون زنان و مسايل و جنبش هاي آنان در مراكز مهم تحقيقاتي و پژوهشي دنيا انجام مي گيرد و عمدتا نيز نگاهي تحليلي و انتقادگرايانه بر اين موضوع حاكم است. اينكه آيا حل مسايل زنان در گرو حل مساله حقوق انسانها و شهروندان است يا اينكه تا وقتي حقوق زنان حل نشود حقوق جامعه هم تامين نمي شود و يا اينكه آيا وضعيت زنان نشانه بزرگي از تضييع حقوق جامعه است يا خير و يا مثلا رسيدگي به وضعيت زنان راه حل انحصاري اعاده حقوق جامعه؟ است! طرح چنين نكاتي ابتدا مستلزم برخورد با قضيه، از دو سطح خرد و كلان است. چرا كه نگاه به مسايل زنان تنها جنبه بررسي و تحقيقي ندارد و موضوعي بس گسترده و وسيع است كه طيف قابل ملاحظه اي از مسايل جامعه شناختي را تحت پوشش قرار مي دهد. در سطح كلان و عمومي بايد از حق شهروندي - حق انتخاب - حق آموزش و... براي همه دفاع كرد كه طبعا قشر زنان را نيز پوشش مي دهد، حال آنكه در همين قالب مي توان در يك چارچوب كلي به صنف و قشر خاصي (زنان ) بيشتر توجه؟ كرد! به عبارتي اين سوال مطرح مي شود كه آيا با تحت آموزش قرار دادن زنان مي توان به يك جامعه آرماني و ايده آل رسيد و از تمام مواهبآموزش، درك عمومي و دستيابي به منابع، بهره برد يا تنها در سايه سرمايه گذاريهاي عظيم در بخش آموزش همگاني اعم از زن و مرد، پير و جوان مي توان به اعاده حقوق اجتماعي انسانها در جوامع دست؟ يافت! در راه رسيدن به پاسخ اين پرسش ها، طرح و ارايه چند پيش فرض، ما را به نكات اساسي و قابل توجهي رهنمون مي شود. ابتدا اينكه زنان در سطح خرد را مي توان به عنوان مهره هاي اصلي هر خانواده هسته اي ناميد و حتي در خانواده هاي گسترده و عشيره اي نيز تاثيرگذاري زنان غيرقابل انكار است. سنت هاي حاكم در زندگي هاي گروهي و رعايت الزامات آن صرفا از سوي زنان ترويج و ابقاء مي شود و در زندگي خانواده هسته اي نيز به واسطه ايشان است كه نقش افراد خانواده تثبيت و يا تعريف به مي شود عبارت بهتر تداوم و استمرار انديشه مطلق مردسالارانه و برعكس زندگي در سايه تفاهم و درك مشترك افراد از زندگي زناشويي تنها از طريق اشاعه انديشه حاكم بر تفكرات زنان در خانواده است كه نشر مي يابد. مطالعه گسترده در جوامعي كه حاكميت مطلق مردان در سيطره زندگي اجتماعي انسانها كاملا مشهود است و از جهات بسياري مردان به عنوان تصميم گيرندگان صرف به رتق و فتق امور مي پردازند، اين ابقاي حقوق و تثبيت انديشه از سوي زنان بوده است. ريمون بودون در كتاب روش تحليل مسايل اجتماعي به اين موضوع اشاره دارد كه ابقاي تفكر برتر و حاكم، نتيجه ابقاي انديشه اي است كه به عنوان فرو دست به تبيين آن انديشه مي پردازد. يعني حضور برتر و رسيدن به جايگاه بالاتر در نتيجه پذيرش اين موضوع از سوي انديشه گروهي است كه در جايگاه پايين تري قرار گرفته اند. پس به راستي مي توان نقش زنان را در ابقاء و القاي انديشه ها در سطح خرد و كلان ناديده؟ گرفت و يا مي توان به آموزش هاي همگاني اعاده حقوق افراد و بها دادن به انديشه مشاركت اجتماعي، حق انتخاب در سطح گسترده و كلان در جوامع سخن گفت، حال آنكه در سطح خرد چنين نيست! تحقيقات پيرامون آموزش و پرورش نوجوانان و در مقطع دبستاني بيانگر اين مطلب است كه چنانچه آموزش و صرف هزينه در اين بخش از سوي كانون خانواده مورد حمايت قرار گيرد و يا شخصا توسط مادران پيگيري شود، درصد دانش آموختگان و آموزش در سطح واقعي تري در جامعه نمود يافته است و به راستي با آموزش زنان و صرف هزينه جهت بالا بردن توان علمي و دانش اين قشر، بيش از نيمي از جمعيت جامعه امان را در راه گسترش آموزش عمومي و فراگير با خود همگام و همراه؟ نكرده ايم! قدر مسلم اشاعه فرهنگ آموزش، اعاده حقوق و حق شهروندي نيازمند صرف هزينه هاي هنگفت به قدر جمعيت جوامع است، چرا كه تمام افراد انساني در جامعه از حقوق يكسان برخوردارند و در جاي خود نيازمند صرف هزينه و منابع! . حال آنكه با ارايه تسهيلات ويژه (ارايه و اشاعه آموزش ويژه به زنان ) وتثبيت حقوق شهروندي چند گام جلوتر رفته ايم، چرا كه خيل عظيمي از افراد جامعه را با خود همگام و همراه كرده ايم كه بخصوص در آموزش و پرورش نوجوانان و جوانان و كودكان (به عبارتي شهروندان آينده ) بار سنگيني از دوش دولتها و گردانندگان جوامع بر مي دارند. تحقيقات اخير پيرامون نقش آموزش در خانواده هابه خوبي بيانگر اين موضوع است كه پسر بچه هايي كه مادران تحصيلكرده و اهل مطالعه دارند (گيلدر و همكاران ) 1989 آرامتر و منطقي ترند، تمايل بيشتري به مطالعه و يادگيري دروس نشان دادند. اخيرا نيز مشابه اين تحقيقات توسط نگارنده در استان تهران صورت گرفته از است بين 89 مورد مشاهده اي كه مادران تحصيلكرده ديپلمه يا پايين تر ولي اهل مطالعه داشتند دختر بچه ها %تا 78 و پسرها %تا 83 نسبت به دروس مدرسه شان علاقه مندتر بودند و تمايل بيشتري به مطالعه و يادگيري از خود نشان مي دادند. از بين 89 مورد 66 نفر داراي كارنامه بامعدل بالاتر ازبوده اند. در 17 اين ميان دختربچه ها درك بهتري از مطالب و آموزش هاي كتابهاي درسي اشان داشته اند و در انتقال اندوخته هايشان در زمان پرسش درس و يا امتحان كمتر دچاراضطراب و تنش مي شدند و بهتر انتقال مطلب مي دادند. در ميان پسران نيز مفاهيم دروس رياضي را بهتر درك مي كردند و در ارايه راه حل خلاق تر عمل مي كردند و در انتقال مطالب حفظ كردني همچون تاريخ و جغرافي نيز تمايل بيشتري از خود نشان مي دادند. اما مساله زنان در سطح خرد به مثابه امري اختصاصي، اقتضائات و تنبهات خاص خود را دارد. آسيبشناسي زنان و توجه به آفت خود مركزبيني و تبليغ زن سالاري به جاي مردسالاري (كه هر دو نامطلوب است ) بايد در جنبش دفاع از حقوق زنان كه به عنوان بخشي از يك پروژه ملي است مطمح نظر قرار گيرد. خودآگاهي زنان، همچنين آگاهي آنان نسبت به حقوق و تكاليف خويش بايد در دستور كار كانون هاي اختصاصي اعم از سازمانهاي زنان و نشريات زنان قرار گيرد. روشنفكران ديني در چنين حوزه هايي مي توانند فعال تر از پيش باشند. به هرحال پرداختن به مسايل خاص زنان و حركت گروه هاي فعال در اين زمينه از دو جهت قابل تعمق و بررسي است. ابتدا از لحاظ بررسي هاي تاريخي و آنچه شيرازه تفكر جوامع شهري و يا روستانشين را در مورد زنان تشكيل مي دهد، دوم از جهت جامعه شناسي و بررسي هاي آماري و تحقيقي از فعاليت هاي زنان و مشاركت هاي گروهي ايشان در عرصه اجتماعي. نتايج برگرفته از تحقيقات به خوبي بيانگر اين امر است كه در ميان بزهكاران و كساني كه داراي ناهنجاري هاي اجتماعي هستند، بخش قابل توجهي داراي مادران كم سواد و سرخورده اند، زناني كه اعاده حق شهروندي، اعاده حق انتخاب و برخورداري از آموزش متوسط در زندگي اشان معنايي نداشته و از حداقل حقوق اجتماعي برخوردار بوده اند. اين نيز خود طرح مساله مي كند كه به راستي نقش زنان در بازپروري و احياي خودباوري به عنوان شهروندان يك جامعه و برخورداري از تمام منابع موجود و در دسترس جوامع؟ چيست! آيا واقعا حقوق اجتماعي افراد را در جامعه مي توان تامين نمود، حال آنكه فرزندان و كودكان جامعه در دامان انسان هايي پرورش مي يابند كه در طول زندگيشان از آموزش هاي واقعي بهره نبرده اند، دسترسي يكسان و هماهنگ همچون مردان و منابع موجود در جامعه ندارند و مسايل و مشكلاتشان به عنوان مسايل پيراموني و حاشيه اي مطرح؟ مي شود! سخن آخراينكه، رسيدن به يك جامعه متعادل كه در آن همه افراد از حقوق يكساني برخوردار باشند، و سرخوردگي و ناهنجاري بخش كوچكي از مشكلات حاكم بر جامعه را تشكيل دهد، ابتدا بايد از رفع تبعيض از افراد جامعه و فراهم نمودن فرصت هاي مساوي و مناسب خصوصا براي زنان آغاز نمود. صرف هزينه هاي هنگفت در بخش آموزش و پرورش بدون حمايت كانون هاي اصلي خانواده ها كه زنان و مادران هستند، به نوعي اتلاف سرمايه در دو صورت كيفي و كمي است و شكوفا نمودن استعدادهاي جوامع در گرو استعدادهاي نهفته در گوشه و كنار خانه هاست كه هدايت اصلي در اشاعه فرهنگ را در دست دارند و عاملين اصلي توسعه فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي و نهايتا سياسي هستند! مريم انوري