Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811109-59823S1

Date of Document: 2003-01-29

امواج منفي دور باتي گل روبرتو گوتا ترجمه: آرش راهبر گابريل عمر باتيستوتا اين روزها سوژه داغي براي روزنامه ها و رسانه ها به حساب مي آيد. او به اينتر پيوسته تا در سال هاي آخر فوتبالش باز هم افسانه باتي گل را زنده نگه دارد. اما تا همين چند روز پيش شرايط با حالا خيلي متفاوت بود. در رم هم تيمي هاي باتيستوتا به شدت به او حسادت مي كردند و از اينكه به او بازي نمي رسد در دل احساس رضايت مي كردند. باتي گل در نظر آنها مثل يك بيماري مهلك به نظر مي آمد و تصوير مجرمانه اي از او در مخيله بازيكنان نقش بسته بود. شايد هم حسادت به موقعيت باتي گل بود كه عامل به وجود آمدن چنين برخوردهايي مي شد. دليل آن هر چه باشد، بدون ترديد زاييده اتفاقاتي است كه حول و حوش باتي در رم پيش آمد. باتيستوتا در ماه هاي اخير باعث بروز مجادلات و مناقشات فراواني در آ. اس. رم شد. اين مناقشات در دنياي جذاب فوتبال ايتاليا باعث شد تا باتيستوتا از سطح يك چهره بزرگ در رم تبديل به بازيكني مغضوب و نيمكت نشين شود. ظاهرا تحمل مسئولان رم نيز تمام شد و بالاخره او را به اينتر فروختند. عجبا كه اين معامله هم تحت عنوان برنامه توسعه سريع رم انجام گرفت و باتيستوتا نيز براي بازگشت به فرم ايده آل پيراهن آبي و مشكي اينتر را برگزيد. بعد از مصدوميت شديد هرنان كرسپو، هموطن گلزن باتي گل پس از بازي با تيم مودنا، هكتور كوپر مربي عبوس اينتر به فكر جذب فورواردي همه فن حريف افتاد تا نبود كرسپو در نوك حمله باعث باختن قافيه به تيم همشهري يعني ميلان نشود. كوپر درخواست به خدمت گرفتن يك مهاجم را به مديران اينتر ابلاغ كرد. همچنان كه مديران اينتر به دنبال سبك، سنگين كردن اوضاع و بررسي براي پيدا كردن يك مهاجم بودند، اينتر در برابر پروجا تن به شكست وحشتناك چهار بر يك داد و اينجا بود كه ديگر درنگ جايز نبود. آنها نياز به مهاجمي مسئوليت پذير داشتند كه در كنار نبوغ متناوب بوبوويري بتواند جبران مافات كند. البته انتخاب جايگزين كار سختي بود و از طرف ديگر هزينه قابل توجهي را نيز در برداشت. ماسيمو موراتي صاحب باشگاه اينتر در يكي از مصاحبه هايش با حالتي عصباني گفته بود كه بازي هاي شب هنگام در فصل زمستان براي بازيكنان (بازيكنان اينتر ) بسيار خطرناك است. اما درخواست شبكه هاي تلويزيوني براي پخش زنده مسابقات و برنامه از پيش تعيين شده براي نمايش بازي ها نبايد مثل چماق بالاي سر بازيكنان باشد و مهم تر از سلامت آنها جلوه كند. پس از اين اظهارات بود كه كانال + Tele كه مسئوليت پخش بازي هاي ايتاليا را به عهده دارد بازي اينتر و مودنا به /ساعت 30 شب 8 بازگرداند و طوري وانمود كرد كه انگار در اين ساعت هوا گرم تر است! باتي گل در آستانه تجديد قراردادش با رم بود كه ناگهان صحبت از شرايط جديدي پيش آمد مسئولان اينتر نيم نگاهي به باتيستوتا داشتند و شرايط نامساعد او نيز مي توانست همه چيز را به نفع اينتر تغيير دهد اتفاقا اين حرارت و گرما به گونه اي خود را نشان داد. اينتر درست قبل از بازي مقابل مودنا دچار گرفتاري بزرگي شد. بيرون ماندن ويري و لوئيجي دي بياجو از تركيب اصلي تيم آن هم بدون حضور كرسپو مي توانست هر نتيجه اي را به ضرر نراتزوري ها به وجود آورد. مربيان اينتر به بخت بدشان لعنت فرستادند كه چرا بايد اين دو مهره باارزش درست در چنين روزهايي دچار آنفولانزاي شديد شوند. موضوع وقتي پيچيده تر شد كه ويري و دي بياجو روز قبل از مسابقه سر تمرين نيامدند و اين مسئله از سوي مطبوعات به گونه ديگري برداشت شد و شايعات پشت سر هم انتشار يافت. همه فكر مي كردند كه دليل غيبت اين دو بازيكن، مورد غضب قرار گرفتن آنها از سوي هكتور كوپر منضبط و مقرراتي است. با اينكه مسئولان رسمي اين باشگاه اين قضيه را تكذيب كردند، اما شايعه آن قدر سروصدا كرده بود كه به اين راحتي نمي شد آن را از ذهن مردم زدود. البته اين شايعات خيلي هم غلط و بيراه نبود. چون هكتور كوپر مطلع شده بود كه اين دو بازيكن حاضر نشده اند. منزل گرم و نرم شان را ول كنند و بر سر زمين تمرين ظاهر شوند. كوپر كه از گله گذاري هاي اين دو به ستوه آمده بود، آنها را از تمرين منع كرد و به آنها گفت كه براي مسابقه لزومي ندارد به ورزشگاه بيايند و بهتر است از همان اتاق گرم و نرم شان بازي را از طريق تلويزيون تماشا كنند. بيرون از باشگاه همچنان حرف هاي خاله زنكي ادامه داشت و شايع شده بود كه اين دو در ساعات مثلا استراحت به يكي از ديسكوهاي شهر رفته اند و عملا از تمرين فرار كرده اند. اين شايعات اگر چه براي بازيكنان فوتبال، خصوصا آنهايي كه دور از شرايط آرماني هستند، عادي است اما باعث به وجود آمدن دردسرهاي بزرگي در تيم هاي مشهور مي شود. در اين شرايط بسيار حاد و پردردسر بود كه نگاه مسئولان اينتر و البته هكتور كوپر به رم معطوف شد. به جايي كه يكي از بهترين فورواردهاي دهه اخير روي نيمكت آن نشسته بود. در رم همه چيز در جهت تضعيف اوضاع باتيستوتا پيش باتي مي رفت گل در آستانه تجديد قراردادش با رم بود كه ناگهان صحبت از شرايط جديدي پيش آمد. مسئولان اينتر نيم نگاهي به باتيستوتا داشتند و شرايط نامساعد او نيز مي توانست همه چيز را به نفع اينتر تغيير دهد. در رختكن اس آ. رم همه تحت تاثير رفتار باتي گل قرار داشتند و كسي با او ميانه خوبي نداشت. در صورتي كه اين انتقال صورت مي گرفت باتيستوتا با يك وضعيت نامساعد پا به ميلان مي گذاشت آن هم در حالي كه اتفاقا با آرژانتيني هاي اينتر نيز ميانه خوبي نداشت و از اينكه در كنار آنها قرار خواهد گرفت احساس مسرت نمي كرد. با اين حال براي باتيستوتا فرار از جو وحشتناكي كه ساخته خود او بود، بهتر از ماندن جلوه مي كرد. باتيستوتا سه سال قبل به رم آمده بود آن هم در شرايطي كه يك دهه پر فراز و نشيب را با تيم محبوب فلورانس يعني فيورنتينا گذرانده بود و درست برعكس امروز با خاطرات خوش آنجا را ترك كرد. حتي پس از رفتن از فلورانس هواداران او باز هم با رويي گشاده با او برخورد مي كردند. باتي گل همه چيز داشت به جز قهرماني در سري A كه با آمدن به رم محقق شد. اما در طول دو فصل بعد ستاره اقبال باتي گل روبه افول گذاشت و به خصوص در فصل جاري او بيشتر اوقات روي نيمكت پيچ شد تا اوضاع بدتر شود. از همه بدتر از دست دادن موقعيت گل حتمي روبه روي دروازه ميلان بود كه كاپلو را تا سرحد جنون عصباني كرد. بدتر از همه اين بود كه محبوبيت باتي گل نيز روز به روز كمتر مي شد و ناكامي هاي متوالي در زندگي خصوصي نيز مزيد بر علت مي شد. رفته رفته باتيستوتا تبديل به يك شخصيت منفور در رم مي شد، تا آنجا كه يك روز شيشه اتومبيل او بيرون از زمين تمرين توسط عده اي از هواداران رم خرد شد. شايد به اين علت كه او چهره اي بسيار مردمي در فلورانس به شمار مي رفت. به همين دليل القاب جديدي مثل ري لئون _ شاه شير _ و گلادياتور كه پس از ورود باتيستوتا به رم بر او نهاده شدند از نظر خيلي ها متناسب و درخور شخصيت او بودند. القابي كه بسيار هوشمندانه وبا شناخت كامل از ميزان محبوبيت باتي گل انتخاب شده بودند. اما همان منشي كه پس از قهرماني رم، باتيستوتا را به چهره نخست پايتخت تبديل نمود در ادامه باعث تناقضي عميق ميان تصوير عمومي او و كيفيت بازي اش شد. باتيستوتا ديگر در زمين آن اسطوره اي نبود كه به خواست هواداران سرسخت رم، تمامي بار تيم را بر دوش بكشد و اصلا خود معادل يك تيم باشد. محبوبيت باتيستوتا در آغاز فصل 2002 _ هنگامي 2001 كه هنوز بازار قهرماني فصل قبل داغ بود به او كمك كرد تا مدتي همچنان چهره شماره يك گرگ هاي پايتخت بماند اما همانطور كه كاپلو اخيرا اعلام داشت، او رفته رفته نزد هواداران به چهره اي تبديل شد كه در جلوي زمين يك تنه تمام زحمات تيم را به هدر مي دهد. با اين وجود عليرغم طولاني شدن نيمكت نشيني باتي گل، اوج گرفتن اختلاف ميان او و كاپلو و در نهايت شايعات مربوط به پيوستنش به يك تيم معمولي ليگ برتر، فولهام، در نهايت ماسيموموراتي پيشدستي كرد و محمد الفايد را ناكام گذاشت. محمد الفايد مالك مولتي ميليونر مصري باشگاه فولهام دو سال قبل وعده داده بود كه باتيستوتا را به كريون كوتيج _ استاديوم فولهام _ خواهد آورد اما موراتي با مانوري سريع باتيستوتا را ربود. اگرچه جايگزين مهاجمي مثل كرسپو كه تا بهار سال آينده از ميادين دور خواهد ماند، با اين شير پير آرژانتيني ريسك بسيار بزرگي است. خانواده موراتي از دوران طلايي هرارا تا به امروز علاقه و اعتماد عجيبي به آرژانتيني ها و فوتبال آرژانتين دارند. در عين حال موراتي سياست تقويت سهام باشگاه متبوعش در بورس را از چند سال پيش به اين طرف با شوك هاي خبري بزرگ پي گرفته. خريد يا فروش ستاره هاي محبوب و گران قيمت براي وارد آوردن چنين شوك هايي به افكار عمومي همواره يكي از سدهاي بزرگي بوده كه جلوي سيل استعدادهاي برخاسته از مدرسه فوتبال اينتر را گرفته است و هميشه استعدادهاي آرژانتين يكي از اولويت هاي نخست باشگاه محسوب مي شوند چنانكه عده اي به كنايه اينتر را تيم ملي آرژانتين مي نامند. حتي مدت هاست كه خاوير زانتي مرد اول زمين و رختكن اينتر است. جالب اينجاست كه اين آرژانتيني هم روزگاري در رم بازي مي كرد. اما با همه اينها به نظر نمي رسد كه انتخاب مورد آخري يعني باتيستوتا مثل موارد گذشته با موفقيت همراه باشد. گرچه خيلي از طرفداران سياست موسوم به آرژانتين در باشگاه اينتر آوردن باتيستوتا به سن سيرو را نشانگر علاقه مشترك موراتي و كوپر به او مي دانند و با اشاره به قدرت رهبري بالاي شاه شير بازوبند كاپيتاني اينتر را از هم اكنون بر بازوي او مي بينند، اما بايد گفت كه باتيستوتا به دليل همراهي رم در بازي هاي اين فصل ليگ قهرمانان حتي قادر نخواهد بود براي نرآتزوري در اين رقابت ها به ميدان رود. همچنين احساس منفي مشتركي نسبت به باتيستوتا ميان مهاجمان ذخيره اينتر به وجود آمد. آنها اين تازه وارد را لايق حضور در تركيب اصلي نمي دانند چرا كه وقتي نيكولا ونتولا و محمد كالون _ تازه آلوارو ركوبا كه در حال حاضر مصدوم است را هم بايد به آنها افزود _ آماده و داراي سابقه اي درخشان در جايگزيني ويري يا كرسپو حضور دارند، باتي گل يك گزينه تحميلي حسابي قلمداد مي شود. بنابراين به نظر مي رسد كه در سن سيرو و زمين تمرين آبي و سياه ها آينده درخشاني در انتظار باتيستوتا نباشد و موراتي يك بار ديگر دچار يك اشتباه قديمي شده باشد: خريد يك ستاره بلااستفاده. منبع: Soccornet