Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811109-59819S2

Date of Document: 2003-01-29

IQ ذات محيط جان رلتفورد شايد در مبحث ذات _ محيط رفتاري كه بيش از همه درباره اش صحبت شده، هوش بوده است. اين مبحث صرفا به محيط دانشگاهي محدود نبوده و در طول تاريخ انسان روي حوادث و سياست هاي دولتي تاثير گذاشته است. در اوايل قرن بيستم، از ورود مهاجران احتمالي به ايالات متحده جلوگيري به عمل آمد و بسياري از زنان ناخواسته و به اجبار عقيم شدند كه هر دوي اين اعمال مبتني بر ديدگاه هاي متداول آن زمان درباره مبناي ژنتيكي هوش بود. تعريف هوش دشوار است. هوش تعدادي از توانايي هاي رفتاري جداگانه نظير قابليت حل مسئله (كلامي و رياضي ) درك، فضايي، حافظه و شناخت انباشتي و آن كميت مبهم اما مهم كه عقل سليم مي ناميم را در بر مي گيرد. بعضي از روانشناسان براي هوش تا 120 مولفه مختلف را فهرست كرده اند. با وجود تاريخ طولاني تلاش هاي گمراه كننده، هوش را نمي توان به عنوان يك كميت واحد تعريف كرد. با اين حال، بيشتر آزمون هاي هوش دقيقا همين كار را مي كنند و مي كوشند تا رفتارهاي مورد نظر را چنان تجزيه كنند كه اين توانايي ها را به صورت يك ارزش واحد و قابل اندازه گيري نشان دهند. رايج ترين شكل ارزيابي هوش، آزمون IQ است كه در آن يك عدد به نام بهره هوشي به دست مي آيد. اين عدد در ابتدا از سن عقلي شخص تقسيم بر سن واقعي اش حاصل مي شد از اين رو يك مقدار عددي به دست مي داد كه تجربه را نيز به حساب مي آورد. اين آزمون ها طوري طراحي مي شوند كه نمره ميانگين در آن ها 100 باشد. آزمون IQ نخستين بار در فرانسه و توسط آلفردبينه (Binet. A) ايجاد شد، كه در جست و جوي وسيله اي براي شناسايي كودكان دچار ناتواني هاي آموزشي بود. هدف اين نه آزمون، اندازه گيري هوش في نفسه بلكه شناسايي آن دانش آموزاني بود كه به احتمال زياد نياز به آموزش هاي ويژه داشتند. اين آزمون چنان طراحي شده بود كه يك حد نهايي تقريبي فراهم آورد كه زير آن احساس مي شود دانش آموز نيازمند برنامه هاي ويژه است. به عبارت ديگر طوري طراحي نشده است كه شاخصي براي مقايسه افراد در درون يك دامنه نرمال فراهم كند. يعني شخصي با نمره IQ مساوي با 120 را نبايد ذاتا بهتر يا زيرك تر از كسي دانست كه نمره اش شده 110 است. همان طور كه امروزه در ايالات متحده مورد استفاده قرار مي گيرد، آزمون هاي IQ بيشتر به عنوان شاخصي از عملكرد مورد انتظار در مدرسه به كار مي رود تا يك شيوه اندازه گيري عمومي در مورد هوش. در تفسير نمره هاي IQ مشكلات زيادي وجود دارد. نمره هر شخص در طول دوران عمرش تغيير مي كند. بنابراين بيشتر از آنكه بازتاب دانش دروني باشد، يادگيري و تفاوت هاي ناشي از بلوغ را نشان مي دهد. علاوه بر اين مشخص شده است كه اين آزمون ها دچار تعصب فرهنگي هستند و در ايجاد آزمون مستقل از فرهنگ موفقيت چنداني حاصل نشده است. اگر چه نمره هاي IQ بازتاب دقيقي از صفت گنگ هوش فراهم نمي كنند، اما در ارتباط با شناخت، يادگيري و حل مسئله هنوز هم اطلاعات پايه را فراهم مي كند. در اين صورت، تكليف مقوله اثر ژنتيك يا محيط بر نمره هاي IQ چه؟ مي شود مي توان گفت كه هم ژنتيك و هم محيط روي نمره هاي آزمون تاثير بررسي هاي مي گذارند بسياري ثابت كرده اند كه ميان خويشاوندي زيستي و نمره هاي IQ همبستگي مستقيمي برقرار دوقلوهاي است تك تخمكي بيشترين شباهت را در نمره هاي آزمون نشان مي دهند، پس از آن ها دوقلوهاي دو تخمكي و خواهر و برادرهاي عادي و سپس افراد غيرخويشاوند قرار دارند. اين الگو در مورد صفاتي مورد انتظار است كه تحت تاثير ژنتيك باشند (چنين بررسي هايي به طور گسترده متكي بر مقايسه دوقلوهاست. دو نوع مختلف از دوقلوها وجود دارند: دو تخمكي كه از دو تخم جداگانه پديد آمده و شباهتشان به يكديگر بيشتر از خواهر و برادرهاي معمولي نيست و دو قلوهاي تك تخمكي كه از يك تخم تكوين مي يابند و به لحاظ ژنتيكي يكسان هستند ). زيستي و نمره هاي دوقلوهاي تك تخمكي بيشترين شباهت را در نمره هاي آزمون نشان مي دهندپس از آن ها دوقلوهاي دو تخمكي و خواهر و درباره تاثير محيط بر نمره هاي آزمون IQ نيز شواهد بسياري وجود در دارد هر يك از برادرهاي عادي و سپس افرادغيرخويشاوند قرار دارند گروه هاي زيستي تعريف شده، نظير دوقلوهاي يكسان، همبستگي در نمره هاي آزمون از يك بررسي به بررسي ديگر فرق مي كند. علاوه بر اين بررسي هايي كه عوامل محيطي را با يكديگر مقايسه مي كنند نشان مي دهند كه وراثت ژنتيكي مسئول تمام اختلاف ها در نمره هاي IQ نيست. هنگامي كه افرادي كه با هم پرورش يافته اند را با هم مقايسه مي كنيم و افرادي كه جدا از هم بزرگ شده اند را بررسي مي كنيم، همبستگي نمره هاي آزمون تغيير مي كند. براي مثال متوسط همبستگي ميان دوقلوهاي يكساني كه با هم پرورش يافته اند از متوسط همبستگي ميان دوقلوهاي يكساني كه جدا از هم بزرگ شده اند بيشتر اگر است ژنتيك به تنهايي مسئول نمره هاي IQ باشد، اين همبستگي ها بايد با هم برابر باشند. اين واقعيت كه آن ها با هم متفاوت هستند و اين كه همبستگي دوقلوهايي كه با هم بزرگ شده اند از نظر نمره بيشتر است، نشان مي دهد كه محيط يكسان به نمره هاي يكسان در آزمون هنگامي مي انجامد كه محيطهاي مشابه و متفاوت در مورد دوقلوهاي دوتخمكي، خواهر و برادر و والدين و فرزند با يكديگر مقايسه مي شوند، نتايج مشابهي با مورد قبل به دست مي آيد. معلوم شده است كه عوامل محيطي متنوعي روي نمره هاي آزمون تاثير IQ اين مي گذارند عوامل عبارتند از رژيم غذايي، بيماري، كيفيت آموزشي، طبقه اجتماعي و عوامل ديگر. هوش آن طور كه نمره هاي IQ نشان مي دهند، يك ويژگي پيچيده بسيار متغير است كه بازتاب بر همكنش ژن ها و محيط است. اين پرسش كه كدام يك از اين دو مهم تر است در مورد جانداران زيست _ فرهنگي مانند انسان تا حد زيادي بي معناست. Biological Of Fundamentals.H.J,Relethford 19940 PublishingCompany Mayfield.Anthropolgy