Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811109-59811S2

Date of Document: 2003-01-29

فقط نفت هرمان *شر شرودر مشخص ساخته كه راي آلمان در شوراي امنيت در تضاد با موضع گيري سابق خود پيرامون قضيه عراق نخواهد بود. وي به خوبي دريافته است كه اگر بخواهد به يكباره بله يا نه بگويد پيامدهاي بدي براي كشورش چه به لحاظ سياسي و چه اقتصادي پديد خواهد آورد. به خصوص در شرايط حساس اقتصادي آلمان اتخاذ چنين موضعي كاملا ضروري بود. شايد اهميت اقتصادي قضيه از اهميت سياسي آن هم بيشتر بود. آلمان اگر صراحتا پاسخ بله مي داد هزينه هاي بسيار زيادي بر اقتصاد نحيف فعلي آن وارد مي آمد. ما اگر در شوراي امنيت بگوييم كه موافق حمله به عراق هستيم ديگر هيچ راه گريزي از هزينه هاي جنگ پيدا نمي كنيم. در همان جنگ اول خليج فارس هم آلمان و ژاپن هزينه هايي بيشتر از آمريكا متحمل شدند. نبايد اين بار چنين شود. متاسفانه احتمال بروز جنگ زياد است. شرايط و بستر كلي اي كه بازرسان در چارچوب آن فعاليت مي كنند خوب نيست. فرستادن آن ها تنها نوعي توجيه براي حمله است و آمريكايي ها گزارش هاي آن ها را ناكافي تلقي خواهند كرد. من فكر مي كنم دولت آمريكا قصد دارد بدين ترتيب محافل عمومي را فريب دهد. آمريكايي ها معياري دوگانه از دارند يكسو صرفا به خاطر مشكوك بودن به بغداد قصد دارند به عراق حمله كنند و از سويي ديگر كره شمالي كه آشكارا برنامه هاي سلاح هاي كشتار جمعي را دنبال مي كند، صرفا تحت برخي فشارهاي سياسي قرار مي گيرد. اين تناقض نشان مي دهد كه در جنگ عراق نقشه هاي جنگي عمدتا براي دستيابي به اهدافي غيرسياسي و اقتصادي اجرا خواهند شد. كاملا روشن است كه پاي منافع نفتي در ميان است. صحبت از آن است كه طي چهل سال آينده و حتي بعد از آن هم نفت به صورت ارزان استخراج شده و به دست آمريكايي ها برسد. معلوم نيست كه دنيا تا چه زماني مي تواند نفت ارزان به دست آورد. لذا داشتن سلطه سياسي بر يك منبع بزرگ نفت امروز براي تمام كشورهاي صنعتي امري حياتي مي شود. همين حالا ايالات متحده حدود 25 درصد نفت توليدي دنيا را مصرف مي كند. لذا بسيار علاقه مند است كه بر تحولات قيمت نفت كنترل بيشتري داشته باشد. از مجموع 40 حوزه نفتي بزرگ در دنيا كه 60 درصد نفت استخراجي دنيا را به خود اختصاص مي دهند 26 عدد از آنها در محدوده خليج فارس قرار دارند. بزرگ ترين آن ها در عربستان و پس از آن در عراق قرار دارند. اما بهره برداري از ذخاير عربستان ده برابر بيشتر است و لذا سرعت تمام شدن آن ها مي تواند بيشتر باشد. به عبارت ديگر مي توان چنين گفت: آخرين قطره ها را مي توان در عراق يافت. زماني كه نفت دنيا به پايان برسد آخرين جايي كه مي توان نفت پيدا كرد، ممكن است سرزمين بين النهرين باشد. بحث ايجاد دموكراسي در عراق و جهان عرب كه از سوي آمريكايي ها مطرح مي شود صرفا اقدامي براي توجيه جنگ است. اگر واشنگتن در اين ادعاي خود صادق بود هيچ گاه در گذشته به طالبان اعتماد نمي كرد. از دوران جنگ هاي داخلي افغانستان آمريكا طالبان را شريكي براي كنترل بر لوله هاي نفتي تركمنستان يافت. حالا هم بحث كنترل مطرح است. عربستان براي ايالات متحده به يك فاكتور ناامن بدل شده است. اغلب عاملان حملات انتحاري يازده سپتامبر اصليت عربستاني داشتند و تازه رياض شديدا در خطر سرنگوني توسط وهابيون و متعصبها قرار دارد. آمريكا امكان حمله به عربستان را هم ندارد چون در آن صورت تصرف سرزمين شهرهاي مقدس مكه و مدينه توسط ايالات متحده آتشي فراگير را در كل جهان اسلام روشن خواهد كرد. لذا عراق كانديد شده و از عربستان صرف نظر مي شود. عراق در واقع تضميني براي آمريكايي ها است كه اگر كنترل آن ها بر عربستان سعودي از ميان برود جايگزين مناسبي وجود داشته باشد. متاسفانه برخي فكر مي كنند كه حرف هاي بالا پيروي از تئوري هرج و مرج است. اما اين تنها نتيجه گيري منطقي است كه مي توان از انگيزه هاي آمريكا به عمل آورد. موضوع كنوني تامين شيره حيات اقتصاد جهاني است نه از ميان بردن يك دولت تروريستي. در سال 1991 پس از فروپاشي پيمان ورشو موضوع فوق حتي در شهر رم ايتاليا به عنوان استراتژي جديد ناتو هم مطرح شد و از آن به تضمين امنيت منابع جهاني ياد گرديد. اين موضوع رسما در متون مربوطه هم آمده است، اما ما در آلمان آن را صرفا تفسيري روشنفكري قلمداد مي كنيم. ايالات متحده استراتژي مذكور را كاملا جدي گرفته است. از سال 1991 تاكنون آمريكايي ها سالانه 50 تا 60 ميليارد دلار براي فعاليت ها و حضور نظامي خود در خليج فارس صرف مي كنند. اگر بخواهيم هزينه هاي نظامي آمريكا را بر هزينه خريد نفت از اين منطقه اضافه كنيم، مي توان گفت ايالات متحده به ازاي هر بشكه نفت كه از خليج فارس مي خرد حدود صد دلار پرداخت مي كند. البته اين پول ها نوعي سرمايه گذاري صددرصد براي آينده هستند. انگليسي ها هم تا حدودي در اين سرمايه گذاري مشاركت مي كنند (با استفاده از چهار هزار نيرويي كه به صورت دائمي در ناحيه خليج فارس استقرار داده اند. ) در مورد انگليسي ها هم مي توان گفت هيچ چيزي به اندازه نفت نمي تواند توجيه گر رفتار آنها باشد. از مجموع شش شركت نفتي بزرگ دنيا دو تاي آنها انگليسي است: بريتيش پتروليوم و شل. حتي بريتيش پتروليوم يك شركت دولتي هم هست و از حدود بيست سال پيش تاكنون تا داخل كادر رهبري عراق هم نفوذ كرده است. حتي اگر فرانسه هم در جنگ مشاركت كند، دليل آن مسائل نفتي است. يكي از شش شركت بزرگ نفتي دنيا نيز فرانسوي است: توتال فينا الف. همين اكتبر گذشته فرانسوي ها، چيني ها و روس ها مجوزهايي براي فعاليت در زمينه استخراج نفت طي دوران پس از صدام دريافت كردند. چين هم قضيه نفت را بسيار مهم مي داند، در آنجا ميزان مصرف نفت سالانه ده درصد اضافه مي شود، لذا در مسئله عراق هم ممكن است وعده هاي نفتي بر روي راي پكن تاثير بگذارند. كارشناس * انرژي هاي تجديد شونده و عضو هيات رئيسه حزب حاكم سوسيال دموكرات ( SPD) در آلمان