Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811109-59811S1

Date of Document: 2003-01-29

نساجي نابود مي شود گفت وگو با معاون وزير بخش بازرگاني پاياني اميرحسين مهدوي * آقاي وهاجي به نظر مي رسد بعد از 5 سال كه درخواست دولت ايران براي پيوستن به سازمان تجارت جهاني رسما ابلاغ شده و از نظر دنيا، ايران به اين جمع بندي رسيده كه به WTO بپيوندد و براي آن داوطلب شده، اما در داخل هنوز حرف و حديث در مورد تجارت آزاد زياد واقعا است فكر مي كنيد كه اگر مشكل مخالفت هاي پيوسته آمريكا نباشد، اقتصاد ما قدرت هضم اين تصميم را؟ دارد هر حركت بزرگي يك ريسك بزرگ هم مي طلبد. البته ريسك نه به اين مفهوم كه يك مرتبه مجموعه با مشكل لاينحلي مواجه شود. به اين مفهوم كه هر تصميم بزرگي ريسك اش هم بزرگ تر بايد است اين طور حساب كنيم كه دنيا به سمت تجارت آزاد مي رود و كشورها به همديگر نزديك مي شوند، كارهايشان را با هم هماهنگ مي كنند كه سهم بيشتري از بازار را از همديگر بگيرند و كشورهايي كه به هم نزديك مي شوند به همديگر امتياز مي دهند به اين معني كه شما كه از بازار من استفاده مي كني به ميزان معلومي تعرفه ترجيحي مي دهم و من هم وارد بازار شما مي شوم تا اين ميزان به من بدهيد. اين مقوله را به صورت وسيع و گسترده تر در سازمان WTO مي بينيد. ما اينجا دو راه داريم يا كشورهايي كه مي روند تسهيلات را بين خودشان فراهم مي كنند و عوارض را برمي دارند و قيمت تمام شده محصول را به حداقل كاهش مي دهند كه تعرفه را به صفر نزديك كنند، مي شود اين را دنبال كنيم و ما هم مثل آنها تغيير كنيم يا اينكه آنها در اين فاز جلو مي روند و براي ما يك تعرفه 4 درصدي 10 درصدي و... تعريف مي كنند. در اين صورت ديگرنمي توانيم رقابت بكنيم با كشوري كه كنار دست ماست و عضو سازمان هست ولي ما عضو نيستيم. فرضا مواد شوينده را آنها بدون عوارض صادر مي كنند. ولي توليدكننده ايراني بايد 5 درصد عوارض بدهد تا صادر كند. يعني * امروز به صورت عيني با اين رقابت تعرفه اي مواجه؟ هستيد دقيقا عيني مواجه هستيم. الان اگر با هر كشوري بخواهيم در تجارت متقابل تعرفه ترجيحي ايجاد كنيم، اگر عضو WTO باشد مي گويد متاسفم من نمي توانم. براساس سياست M. NFهر، تسهيلاتي به يك عضو مي دهند به عضو ديگر هم بايد بدهند. پس ما كه عضو نيستيم نمي توانيم از اين تسهيلات بهره ببريم. ما طبق سياست قبلي عمل مي كنيم كه عوارض 4 10 آن و... است. اين شيوه برخورد حاصل اين است كه ما در سياست هاي تجاري مان درون نگر باشيم. هر چه كه داريم به همان بسنده كنيم و از بيرون خودمان را منفك كنيم البته نه به صورت 100 درصد، ولي به حداقل كاهش بدهيم و همين وضعيت اقتصادي مان را هم داشته همين باشيم توليد، واحدهاي توليدي همين واحدهايي كه 8 آن گرو 9 آن است و امثالهم. مي توانيم راه حل دوم را برويم. جراحي كردن سيستم درد دارد. وقتي كسي به اتاق عمل مي رود اگر نپذيرد كه بايد درد بكشد سالم نمي شود و بهبود پيدا نمي كند و با آن مرض بايد تا آخر عمرش ما بسازد در سيستم ورودمان به تشكيلاتي به نام WTO بايد اقتصاد ايران را جراحي كنيم و اين جراحي در يكسري بخش ها مشكلي ندارد، در يكسري از واحدها تبعات دارد. بايد خودش را با سياست هاي تجاري بين المللي تطبيق بدهد، به خودش فشار بياورد كه كيفيت اش را بهتر كند، هزينه هاي سر بار را كاهش بدهد، بازاريابي بهتر كند، مكانيزم هاي مالي بهتري استفاده كند، مصرف كننده خودش را با تبليغات بهتر و بيشتر پيدا كند و.. يكسري، واحدها هم مي توانند باشند كه اصلا فلج مثل هستند خيلي از واحدهاي نساجي. * يعني از آنها چشم؟ مي پوشيد راه ديگري نداريم. شما * اين هشدارها را به مجموعه دولت مي دهيد كه از الان به فكر؟ باشند بله. الان يكسري از اين واحدهايي كه زيان ده هستند مرتب از بانك وام مي گيرند و حقوق پرسنل را مي دهند. كار كه نمي توانند بكنند و سودآور نيستند كارگر را هم نمي توانند بيرون كنند، لذا وام مي گيرند و به كارگر مي دهند و... مرتب بدهي روي بدهي. اصل بدهي جاي خودش، بهره اش هم مرتب اضافه مي شود. اين واحد به چه درد؟ مي خورد واحدي كه نمي تواند خودش را بازسازي كند و خط توليدش را عوض كند، واحدي كه نمي تواند مديريتي را در آن پياده كند كه آن را از اين منجلاب بيرون بكشد. همه اش زيان است پس آخرش؟ چه آخرش اين است كه بايد در را ببنديد. راهي هم جز اين نيست حالا بايد چگونه بگويم آقا بايد در را؟ ببنديد اين است كه ما حالا از اين مكانيزم وارد شديم كه تعرفه ها را مشخص مي كنيم هر كالايي يك تعرفه اي دارد كه براساس سيستم (HSS هاش. اس. اس ) مشخص مي شود. براساس اين كتاب تعيين تكليف كرده كه مثلا حقوق گمركي 5 درصد سود بازرگاني فرضا 35 درصد است. حالا محاسبه كرديم كه اگر بخواهيم به اين سمت برويم كه واحدهاي توليدي به اجبار خودشان را در يك مسيري بيندازند كه اين مسير سلامت تجارت را براي مجموعه فراهم بكند اين است كه مجوزها را برداريم، موانع غير تجاري را حذف بكنيم، اجازه دستگاه ها را قيچي بكنيم. بازرگان ثبت سفارش كند و برود بانك ديگر نه به صنايع كار داشته باشد، نه به مخابرات، نه به كشاورزي و نه... البته اين كليت آن است والا در ارتباط با مسائل قرنطينه دامي _ نباتي تحت هر شرايطي بايد از سازمان حفظ نباتات و دامپزشكي مجوز بگيرد چون سلامت انسان ها مطرح است. به غير از اين كالاهاي در واقع بهداشتي و دامي _ نباتي بقيه اقلام قابل تفويض است كه ما الان تقريبا از پنج هزار و صد و سيزده تعرفه اي كه كتاب دارد كمتر از صد و چهل و نه تا كه ممنوع الورود است كه بيشتر مثلا گوشت خوك و فرآورده هاي اين چنيني است مثل مواد منفجره و تسليحات و امثال آنكه اگر از آنها بگذريم تقريبا صد تا تعرفه مانده كه اينها را دستگاه ها مجوز مي دهند. بقيه ديگر حل شده شما است واحدهاي توليدي را به چهار قسمت تقسيم كرديد. گروه اول واحدهايي هستند كه هيچ مشكلي ندارند صادرات مي كنند. مثل سوپا به اروپا هم صادر مي كند ما اصلا نگرانش نيستيم. گروه دوم واحدهايي هستند كه كمي بينابين اند مشكل ندارند، ولي بايد تلاش مضاعف بكنند نه قيمتش، نه كيفيت اش، اين هم مشكلي ندارد. گروه سوم بايد هزينه سربار را كم بكند. تغييري در ساختارش بدهد، برنامه ريزي مجدد بكند. به اين گروه زمان مي دهيم ظرف _دو سه سال خودشان را آداپته بكنند با اين سيستم. والا ما تعرفه را جايگزين مي كنيم. به اين تعرفه بالا براي واردات داديم كه پشتيبان توليداتش باشد ولي توافق داريم كه در تعرفه روند نزولي طي كنيم. اينها بر سر دوراهي اند يا بالاخره كارشان به سرانجام مي رسد كه مي رود در مقوله دوم يا اول. و يا اگر مواقعي هست كه واقعا به نتيجه نمي رسد، اينها به گروه چهارم مي آيند. گروه چهارم واحدهايي هستند كه اصلا به هيچ صراطي مستقيم نيستند. مثلا پارچه. معضل ما راجع به پارچه اگر؟ چيست بخواهي قيمت واقعي روي واردات بگذاري، همه نساجي ها بايد بخوابند. قيمت تمام شده بالاست. طبيعي است كه قاچاق ارزان تر است پس همه به سمت قاچاق مي روند. پس * معضل قاچاق را هم كاملا وابسته به تعرفه؟ مي دانيد قطعا! صددرصد! زماني كه وارد فرايندالحاق به WTO د مي شوي مجموعه خودش را از قبل تنظيم كرده است ما به خاطر عضويت در WTO اين كار را نكرديم در * مورد سيگار هم همين؟ طور در مورد سيگار هم همين طور. حتي بعضي از لوازم برقي هم هست. يعني * اگر اين طرف به سمت واقعي كردن تعرفه برويم انگيزه قاچاق را كم؟ مي كنيم همين طور است. چون تاجر دنبال سودش است. قاچاقچي هم دنبال سودش است. منتها قاچاقچي ريسك دارد. وقتي ريسك اش بالا برود، سودآوري اش كم مي شود، يعني سرش درد نمي كند كه اين كار را كند. خيلي از كساني كه الان درگير قاچاق هستند _ غيرمستقيم _ اينجا بالاجبار رفتند. ما اگر بستر سالمي فراهم كنيم، همه كه قاچاقچي نيستند، همه كه دنبال كار خلاف نيستند. تعداد معدودي هستند كه به اين ترتيب وارد سيستم مي شوند. زماني كه وارد فرايند الحاق به WTO مي شويد، مجموعه خودش را از قبل تنظيم كرده است. ما به خاطر عضويت در WTO اين كار را نكرديم. بالاخره بايد اقتصادمان را سالم كنيم چه عضو بشويم و چه نشويم و معلوم هم نيست كه چه وقت بشويم كما اينكه الان 6 سال است كه گذشته و هنوز نشده ايم. ما كه نبايد متوقف عضويت مان باشيم. بايد بدانيم كه براي ساختار اقتصادي مان مقدمه سازي مي كنيم. پيش بيني * شما از شرايط جهاني و ادامه برخوردهاي آمريكا؟ چيست منفذ اميدي مي بينيد و فكر مي كنيد شانسي هست و يا مثل داستان صنعت هواپيمايي مخالفت آمريكا ما را به بن بست انداخته؟ است آنچه كه از گذشته ها طي اين 6 سال مي بينيم اين مسئله بالاخره مسئله اي سياسي است. يعني آمريكا اين قضيه را سياسي كرده و ما هدف مان اين است كه تلاش كنيم وهمين كار را هم مي كنيم. حدود يك سال و 9 ماه پيش تقاضاي ما در شوراي عمومي مطرح شد. حدود 5 سال تقاضاي ما مطرح نشد. چه اتفاقي افتاد كه مطرح؟ نشد لابي هايي كه انجام گرفت، مذاكراتي كه با كشورها انجام گرفت، ديپلماسي اي كه دولت دنبال كرد، وزارت خارجه در اين قضيه وارد شد و همين طور بازرگاني و مجموعه وارد فضايي شد كه بالاخره بايد تقاضاي ما را در شوراي عمومي مطرح اين كند ديپلماسي دنبال شد كه تقاضا و درخواست ما را در شورا مطرح كرد و تا يك مرحله پيش رفتيم و مجموعه اين احساس را كرد كه بالاخره با اين تلاش كار يك مقدار جلو مي افتد. حالا باز هم بايد تلاش كنيم و بسنجيم كه در شوراي عمومي از چه مكانيزم هاي ديگري مي توانيم استفاده كنيم كه ساير اعضا جدي تر وارد اين بحث بشوند و مجموعه را به يك سرانجامي برسانند كه عضويت ما اتفاق نيفتد. حالا فرض بگيريد كه شورا تاييد كرد. آيا تمام؟ مي شود تازه اول خط هستيم. معلوم نيست كه چه قدر طول بكشد. مگر در مورد چين اتفاق چين نيفتاد مدت 14 سال موضوعش دنبال شد. از زماني كه شوراي عمومي تصويب كرد كه ملحق شود. پس اين مرحله دوم است. بعد از تصويب شورا كميته كاري ايجاد مي شود. كميته كاري هم هر كشوري از 146 كشوري كه الان عضو هستند اگر خواستند در اين كميته كاري وارد شوند اجازه دارند. در مورد چين حدود 60 كشور عضويت داشتند ورود پيدا كردند در مورد عربستان نزديك به 60 كشور آمدند. راجع به ايران هم با اين پتانسيل كه ايران دارد از نظر ظرفيت كاري و موقعيتي كه دارد طبيعي است كه كشورهاي زيادي براي عضويت بيايند. حالا اگر اين اتفاق افتاد فكر مي كنيد يك ساله جواب؟ مي دهد بعد از اينكه مذاكرات انجام گرفت و اصلاحاتي كه بايد اتفاق بيفتد سياست هاي تجاري كه بايد تفكيك پيدا كنند، اسناد مختلفي بايد مطالعه شود، ما اينها را آماده سازي مي كنيم براي آن روزي كه مذاكرات مي خواهد شروع شود. يكسري افراد را تربيت كرديم كه بتوانند مذاكره كننده باشند و اين كار را ادامه مي دهيم. اينها نكاتي است كه يك شبه اتفاق نمي افتد و جاي نگراني نيست. نگراني زماني خواهد بود كه مجموعه نداند كه چه كار مي كند. براي پيش گيري از اين خوشبختانه پروژه هايي با دستگاه ها به توافق رسيديم و روي آنها كار مي شود. پروژه بعضي ها تمام شده كه اگر ما به WTO ملحق شويم چه تبعاتي دارد براي دستگاه هاي مختلف كه همه كارهايش انجام مي گيرد و بعضي در دست اقدام است اينها همه آماده سازي است كه ضريب اطمينان را بالا ببريم و ضربه پذيري كار را كاهش بدهيم و عملا با يك چشم باز و واقع بينانه وارد اين صحنه شويم كه كشور را از مسائلي كه ممكن است تهديد كند مبري بسازيم.