Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811109-59810S3

Date of Document: 2003-01-29

نگاه منتقد نگاهي به كتاب دختري با گوشواره مرواريد تشخيص ميزان هوش از روي سالاد درست كردن سجاد صاحبان زند همواره رابطه نقاشي و نوشتن به اين صورت بوده است كه اول متن نوشته مي شده و بعد از روي يك متن آماده، طرحي كشيده مي شود. البته گاهي عكس اين مورد هم اتفاق مي افتد، يعني از روي نقاشي چيزي نوشته مي شود، اما معمولا نتيجه اين كار چندان قابل توجه نبوده است. اينگونه نوشته ها آدم را بي اختيار به ياد موضوع هاي انشا مدرسه مي اندازد و بي حس و حال اند. معمولا از اين دست نوشته ها، نمي شود انتظار زيادي داشت. اما شاهكار تريسي شواليه دقيقا تبديل كردن اين نقطه ضعف است به يك اثر جذاب و خواندني. اساس و پايه داستان بلند دختري با گوشواره مرواريد بر يك نقاشي تكيه دارد كه در قرن هفدهم و توسط يان ورمر كشيده شده است. دختري به دليل فقر خانواده، مجبور مي شود به خدمتكاري پدر برود دختر كه چشم هايش را در يك حادثه از دست داده، به دليل شغل قبلي اش، يعني كاشي سازي، او را به خانه ورمر نقاش بيشتر مي فرستد وقايع داستان در خانه نقاش اتفاق مي افتد; به اين ترتيب كه گري يت در ابتدا چندان مورد توجه قرار نمي گيرد. اما نقاش توجه اي پنهاني به او دارد و اين توجه به روز اول ديدار آن ها برمي گردد، روزي كه گري يت در حال درست كردن سالاد در آشپزخانه خانه شان بود و نقاش از كنار هم گذاشتن اجزاي سالاد براساس رنگ هايشان بسيار سرشوق آمد و هوش گري يت را در دل ستود. علاقه نقاش به دختر هيچگاه به زبان نيامد، اما همين توجه كوچك كافي بود كه خانم ورمر، همسر نقاش، از روز اول حس خوبي نسبت به دختر نداشته باشد. وقتي گري يت وارد خانه نقاش شد، كاترينا ورمر، باردار بود و تا چندي بعد پنجمين بچه اش را به دنيا مي آورد. به گفته مادرش كاترينا، تقريبا هميشه باردار بوده است. سه بچه اول خانواده دخترند و چهارمي پسري كه هنوز شروع به راه رفتن نكرده است. اما فقط حضور دختر اول و دوم در داستان ملموس است. مرتگه دختر، بزرگ خانواده كه به زحمت ده سال دارد، رفتاري شبيه پدر دارد، در نتيجه توانسته رابطه خوبي با گري يت برقرار كند، اما كورنليا دختر دوم، به مادرش رفته است. شيطنت هاي خاص خودش را دارد و مرتبا براي دختر مشكل ايجاد مي كند. كار گري يت در شروع به خريدن گوشت، خواروبار، شست وشوي خانه و كار بسيار مهم تميز كردن اتاق كار نقاش محدود مي شود. او بايد اتاق نقاش را بدون اين كه هيچ چيزي در آن تكان خورده باشد، تميز كند و البته اين كار، براي نقاش با چشم هاي دقيق بسيار سخت است. اما كمي بعد، براي آنكه سرعت كار نقاش بيشتر شود، گري يت از زيرزمين به اتاقي نزديك كارگاه نقاشي تغيير مكان مي دهد. البته حضور دايه براي نگهداري كودك تازه به دنيا آمده سبب اين كار مي شود; به اين ترتيب كه گري يت به اتاق بالا انتقال داده مي شود و او با كمك كردن به نقاش و نشان دادن هوش و فراست اش، تقريبا وردست نقاش مي شود. نقاش تقريبا سالي دو نقاشي مي كشد و روي ون مرد سرمايه دار شهر حامي اوست. روي ون به گري يت دل مي بندد و مي خواهد كه گري يت و او در يك نقاشي، در كنار هم باشند. اما دختر از اين كار واهمه دارد. در نقاشي قبلي، دختري كه در كنار روي ون كشيده شده بود، كمي بعد با شكم بالا آمده، گم شده بود و اين براي دختري مذهبي و پروتستان بسيار دردناك و غيرقابل پذيرش بود. در نهايت روي ون قبول كرد كه در كنار دو دخترش در حال نواختن پيانو كشيده شود و نقاشي گري يت را به صورت جدا داشته باشد. دو نقاشي تقريبا در كنار هم ادامه يافتند و دختر حالا مي توانست رنگ هاي مختلف را به دقت فراهم كند. او دلبسته نقاش بود، نقاش دلبسته كارش و پي ير پسر قصاب عاشق او. بعد از آويزان كردن گوشواره كاترينا، زن نقاشي، نقاشي گري يت تمام شد. او تنها نقاشي يان ورمر است كه بدون هيچگونه پيش زمينه اي كشيده شده و فقط خودش مهم است. دختري با گوشواره مرواريد درست شبيه يك كميك استريپ است. نقاشي ها كه در آخر كتاب هم چاپ شده، يكي يكي عوض مي شوند و ما در كنار آن ها، در روايت چيزهاي تازه اي مي بينيم. نكته مهم ماجرا، پرداختن به نكات ريز و جالبي است كه تريسي شواليه با نوشتن آن ها، خواننده را شگفت زده مي كند. نويسنده با اين كه به جزئيات مي پردازد، اما هيچگاه چندان به افراط نمي افتد كه كارش به اطناب بيفتد. تنها نكته اي كه شايد بشود به عنوان نقطه ضعف كتاب به شمار آورد، پايان داستان در است پايان داستان، دختر با پسر قصاب ازدواج مي كند، خانواده نقاش وضع مالي خوبي ندارد و نقاش هم بعد از مرگ وصيت كرده كه گوشواره را بايد به دختر گري يت بدهند گوشواره را مي فروشد و پول آن را به عنوان قرضي كه خانواده نقاش به شوهرش دارند، به او مي پردازد و اين پايان، براي قصه اي به جذابيت دختري با گوشواره مرواريد واقعا پاياني متوسط است. 1 پي نوشت: دختري 1 با گوشواره مرواريد نوشته تريسي شواليه ترجمه گلي امامي 1381 نشر چشمه