Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811109-59809S1

Date of Document: 2003-01-29

نشناختند زخم رود گفت وگو با علي اكبر مرادي درباره موسيقي و موسيقي تنبور _ بخش پاياني * اميرحسين رسائل ** سيدمحسن شهرنازدار * * در گروه نوازي محدوديت هايي وجود دارد كه به طور طبيعي منجر به حذف بخش هايي مي شود كه در تك نوازي وجود دارند مثل تزئينات ويژه يا سولاريته مشترك كه در گروه نوازي بايد ناديده گرفته شوند. در گروه نوازي ظرايف به حداقل مي رسند. اما از نظر كار كنسرت و بينندگاني كه در سالن نشسته اند گروه تنبور مي تواند زيباترين گروهي باشد كه در موسيقي براي يك ساز هم نوع وجود دارد. رقص انگشت ها در آن خيلي زيباست. اما گروه نوازي براي چند سال جالب بود. حالا بهتر است سازهايي را با هم ادغام كنيم. اگر 5 تنبور هست در كنار آنها يك سرنا يا نرمناي يا دهل هم باشد. حتي مي تواند در كنار آنها كمانچه يا سازهاي سنتي هم باشد و مانند يك اركستر بزرگ غربي نقش هر ساز مشخص باشد. وقت آن رسيده كه يك اركستر بزرگ از تمام سازهاي ايراني داشته باشيم: دوتار، تنبور، ني انبان، دهل، سرنا، نرمناي و تمام سازهاي اين مملكت. همان شورايي كه گفتم قطعاتي بنويسند كه به هم مربوط باشند و همدلي و هم نژادي ايراني ها را ثابت كند. ما همه پسرعموهايي هستيم كه من با يك زبان وصف يار مي كنم و او با زباني ديگر. موسيقي تنبور از خيلي جهات با موسيقي تركمن صحرا شباهت دارد. همان مقام ها وجود دارد يا اينكه جايي در موسيقي تنبور به فلان گوشه از رديف موسيقي سنتي شباهت دارد. يا حتي موسيقي خراسان. بايد اركستري بزرگ داشته باشيم كه واقعا نمايانگر عظمت كشور ايران باشد. ممكن است اجتماع چند سه تار يا تنبور براي يك شهرستان كوچك يا بخش زيبا باشد و مطرح كردن آن در سطح مملكت و دنيا ديگر كمي دير است. در ** تك نوازي بحث آهنگسازي يا قطعه سازي معنايي ندارد. نوازنده در يك مقام اجرايي مي كند. اما در گروه نوازي بحث ساخت نغمات و نام آهنگساز در موسيقي مطرح مي شود. آهنگساز با رپرتوار محدودي كه هميشه به خاطر حرمت كلام و امتناع از استفاده از مقام ها وجود داشته، و با محدوده اندك ده مقام باستاني به ساخت مجموعه مي پردازد. آيا به نظر شما انتشار چنين مجموعه اي مي تواند يك پشتوانه رپرتوار براي كار آهنگسازي؟ باشد سوال شما مرا به جايي رساند كه دوست دارم درباره آن حرف بزنم. من فكر مي كنم و شايد درست باشد كه موسيقي در ازل چيز مقدسي بوده در است افسانه ها و اساطير ديني از صوت خوش حضرت داوود به عنوان معجزه ياد شده است. صوت او مرده را زنده مي كرده است. در تاريخ باستاني خود ما هم وقتي باربد مي خواسته خود را به خسروپرويز نزديك كند، خود را در باغ پنهان مي كند و شروع به نواختن نغمات مي كند. فردوسي از زبان خسروپرويز مي گويد: چنين گفت كين گر فرشته بدي / ز مشك و عنبر سرشته بدي _ و گر ديو بدي نگفتي سرود / همان نيز نشناختي زخم رود (رود نام نوعي ساز است ). پس ديو ساز نمي زند و آواز نمي خواند بلكه موجودي بهتر، انساني شريف، فرهيخته و خدايي ساز مي زند. پس چرا ناگهان در جامعه اي موسيقي حرام؟ مي شود چه نوع موسيقي حرام است و چه نوع موسيقي حلال و بلكه مقدس است. نظرهاي گوناگون به افراط و تفريط وجود دارند. عده اي با يك مسلك بخصوص مي گويند موسيقي حرام است. عده اي ديگر عقيده دارند آنقدر حلال و مقدس است كه هر گوشي لياقت شنيدن اين نواها را ندارد. بنابراين هر دو طرف بر سر موسيقي مي زنند و آن را دريغ مي كنند و اين بدبختي ماست. در گروه نوازي ظرايف به حداقل مي رسند و بينندگاني كه اما از نظر كار كنسرت زيباترين گروهي باشد كه در موسيقي هم نوع وجود دارد براي يك ساز مولانا مي گويد هر ندايي كه تو را بالا مي كشد بي شك از بالا و از طرف خداوند رسيده است. مسئله مهم كسي است كه موسيقي را ارائه مي كند و بايد كسي باشد كه فكر و انديشه و مصالح اين كار را داشته باشد. سعدي از جايي رد مي شد و شنيد كه كسي با صداي بسيار بد قرآن مي خواند. مي پرسد براي چه قرآن مي گويد مي خواني به خاطر خدا. سعدي مي گويد به خاطر خدانخوان. موسيقي به صورتي كه اكنون از صدا و سيما پخش مي شود و يا در اماكن ديگر اجرا مي شود، به اين صورت ناشيانه و بد حرام است. البته من معتقدم همه نوع موسيقي بايد باشد ولي بايد به كارها ارزش داد. نبايد يك موسيقي خوب با يك استاد فرهيخته كه عمر خود را بر سر اين كار گذاشته است با خواننده اي كه يك آهنگ مي خواند و جمعيت غالبا جوان ما آن را دوست دارند و ممكن است پس از مدتي هم پشيمان شوند يكي كرد. مراجع بايد محبتي در حق موسيقي مفلوك و مظلوم ما بكنند. مملكت ما تحت قانون اسلام اداره اگر مي شود موسيقي واقعا حرام است اعلام كنند و خيال همه را راحت كنند. ما هم مي پذيريم و اگر هم آدم هاي بدي باشيم در خلوت براي خودمان ساز اما مي زنيم اگر خوب است، كساني نباشند كه مخالفت كنند. اين كار به موسيقي كه از شاخص هاي فرهنگ يك مملكت است لطمه اگر مي زند موسيقي نبود ما به عنوان ايراني چه چيزي براي عرضه در دنيا داشتيم. بايد تلاش كنيم تا به دنيا بگوييم اين موسيقي عرب نيست. * اشاره كرديد كه اقوام مختلف ايراني، موسيقي خاص خود را دارند بلوچ، بوشهري، تركمن، خراساني، ترك و نواحي مركزي ايران. براي جمع بندي اين گفت وگو بفرماييد نسبت شما با موسيقي كردستان بزرگ؟ چيست آيا معضلات موسيقي ما به كردهاي عراق يا تركيه هم سرايت كرده ؟ است اگر ساز و موسيقي تنبور را به عنوان موسيقي كردستان در نظر بگيريم، پيوندها را توضيح دهيد. متاسفانه بعضي از موسيقي هاي كردستان هم مانند ساير ملل و اقوام تحت نفوذ موسيقي هاي ديگر قرار گرفته است. تنها موسيقي كه در كردستان خالص مانده يكي مقامات تنبور و ديگري موسيقي سياه چمانه در اورامان و موسيقي حوره و مور است. اينها موسيقي هايي هستند كه اگر گوش كنيم متوجه مي شويم كه به هيچ چيز ديگري شباهت ندارد. يك موسيقيدان غربي هرگز نمي تواند تصور كند موسيقي اي كه از اين پرده شده بر كدام پرده فرود خواهد آمد. بخشي از موسيقي كردي در كردستان هم دقيقا مانند رديف ها است موسيقي كردي در ابوعطا، شور، سه گاه يا چهارگاه. اين نوع موسيقي به موسيقي سنتي نزديك است يك موسيقي محلي در كرمانشاه وجود دارد كه ملودي سه گاه، چهارگاه، ابوعطا يا شور دارد. موسيقي سنندج هم در رديف ها در مي گنجد قسمت هاي شمالي كردستان، جايي كه وارد خاك تركيه مي شويم، در بين كردهاي كرمانج و جنوب تركيه نمي توان به درستي تشخيص داد كه موسيقي آنها همان موسيقي كردهاي كرمانج است كه شعر تركي دارد يا اينكه برهم تاثير گذاشته اند. كساني كه موسيقي كردهاي تركيه را نمي شناسد تصور مي كنند كه موسيقي استانبول و كلا تركيه است. ولي در حقيقت موسيقي كردهاي جنوب تركيه است. متاسفانه موزيسين هاي جنوب تركيه خوب كار نكرده اند. يكي دو سال پيش سفري به بلژيك داشتم آقايي در مديا تي وي بود كه شخص معروفي اما نيست نواري از مقامات كردستان تركيه به من داد. وقتي چند بار آن را گوش كردم متوجه شدم موسيقي آنها دچار فاجعه اي شده همه است ملودي هاي زيبا و خالص از بين رفته و سردمدار اين فاجعه ابراهيم تاتليس است. معلوم نيست كه موسيقي تركيه، كردي است يا تركي. خواننده ها و موزيسين هاي ما هم جديدا تحت تاثير اين موسيقي بي هويت قرار گرفته اند و متاسفانه صدا و سيما هم خيلي به آنها بها مي دهد. فكر مي كنم خودشان هم نمي دانند چه مي كنند. خواننده و موزيسين هاي قديمي با اينكه خوب مي دانند فقط به صرف فروش خوب كار اينها را اجرا مي كنند. در كردستان عراق خواننده هاي خيلي بزرگ داريم. موسي عليمردان، طاها توفيق، رسول _ كه قديمي تر است _ موسي عليمردان درك كرد كه موسيقي كردهاي عراق تحت تاثير موسيقي عرب قرار گرفته است و خيلي سعي كرد كه اين مشكل را حل كند. اما موزيسيني كه با او ساز مي زند يا خود عرب است و يا كساني مانند كردهاي ما هستند كه موسيقي سنتي مي زنند و هرگز به اندازه كافي حس موسيقي كردي شنيدم ندارند خواننده كرد معروف _ آقاي مظهر خالقي _ مي خواهد در كردستان عراق دانشگاهي تاسيس كند كه ملودي هاي اصيل كردي را ثبت كند و آنها را از ملودي هاي وارداتي و از موسيقي هاي جاهاي ديگر، سنتي، عربي و تركي پالايش كرده و موسيقي خالصي ارائه دهد. آنچه امروزي ها در تهران و حتي كرمانشاه مي زنند ناخالصي دارد دست و فكر آنها از فرهنگ كردي فاصله ولي دارد خوشبختانه مقامات تنبور كاملا دست نخورده باقي مانده ممكن است است مقدار زيادي از آن فراموش شده باشد اما مقدار اندك باقي مانده كاملا خالص و ناب است. موسيقي سياه چمانه و حورا هم همين طور. من دو سال پيش با اجازه آقاي حيدري _ پير طريقت يا لسان حوران _ شروع به ثبت مقامات تنبور اين كردم مقامات نبايد به گوش كسي برسد. ولي اين پير روشن ضمير به ما اجازه ضبط آنها را داد، كه مسلما مقامات باقي خواهد ماند. البته من دوست داشتم اين كار را در همين جا انجام بدهم ولي ضبط مقامات در خانه فرهنگ هاي جهان پاريس انجام شده و به نام ايران كردستان و يا لسان ثبت شده است 5 سال پيش من حدود 20 مقام تنبور را به صورت آموزشي براي انتشار در حوزه هنري اجرا كردم. اما 5 6 فقط تا را منتشر كرده و احتمالا بقيه را گم يك كرده اند بار براي تلويزيون از 12 ظهر تا ساعت يك نيمه شب برنامه اجرا كردم و در هنگام بيرون آمدن دربان، تنبور مرا ضبط كرد كه مبادا آن را دزديده باشم. هر چه توضيح دادم كه صدابردار و ديگران شاهدند كه اين تنبور مال من است باور نكرد. به رئيسش شكايت كردم او هم باور نكرد. در يك سالي كه در تلويزيون بودم به من كارت ورود ندادند و در نهايت هم مرا تاييد صلاحيت نكردند. بالاخره كار در پاريس انجام شد. فكر مادي هم پشت اين مسئله نبود و اگر چيزي هم عايد شود صرف كاري در همين زمينه خواهد شد. نمي دانم آيا اين درد دل ها دردي را دوا خواهد كرد يا خير. ** انتشار اين مقام ها رويداد مهمي در تاريخ موسيقي كردستان است. شاه خورشيد تقريبا سال 800 از حرمت هاي طريقت ياري بوده است و حالا هم كه با همت شما منتشر شده است. آيا اين كار به جز حفظ اين نغمات به عنوان گنجينه موسيقي كردستان، مي تواند پشتوانه اي براي آهنگسازان امروز موسيقي تنبور؟ باشد از نظر من كه يك نفر از جماعت يالسان هستم، بله. اين ملودي اخذ شده از فرهنگ اين مردم است. كساني كه در موسيقي مناطق ديگر ايران دست دارند به جاي آنكه به اين فكر باشند كه براي آنها روي سن كف زده شود، بايد همت كنند و آنچه از پيشينيان به آنها به ارث رسيده ثبت كنند و به آيندگان تحويل دهند. وقتي كسي چاره اي نمي انديشد، خود ما بايد يك حركت انفرادي انجام دهيم و به اين اميد باشيم كه در آينده، نسلي فرهيخته تر از نسل حاضر داشته باشيم كه هدف مقدس و بزرگ و زيبايي را دنبال كنند و آن را به راحتي با چيزهاي وارداتي و كم ارزش عوض نكنند.