Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811108-59801S1

Date of Document: 2003-01-28

تولد دوباره يك ملت ترجمه: غلامرضا رضايي نصير بعدازظهر روز بيست و يكم دسامبر يك هليكوپتر آلماني سيكورسكي -CH 53 در سطح پايين بر فراز فرودگاه كابل پرواز مي كرد. وقتي از روي بام يك پايگاه نظامي انگليسي عبور كرد، شروع به چرخيدن كرد و سپس مثل سنگي در كوچه اي خاكي سقوط كرد و منفجر شد. نيروهاي بين المللي حافظ صلح، چك ها، ترك ها، دانماركي ها و ديگران بلافاصله براي بيرون كشيدن اجساد در صحنه انفجار حاضر شدند. ماشين آتش نشاني قراضه كابل بعدا رسيد; زماني كه شعله هاي آتش فروكش كرده بود. هفت سرباز آلماني در اين حادثه كه به زعم بازرسان صرفا يك تصادف بوده نه خرابكاري، كشته شدند، آنچه از اجساد آنها باقي مانده بود روز كريسمس با هواپيما به وطنشان بازگردانده در شد تعطيلات كريسمس نيز دو افغاني كشته و دو مددكار فرانسوي در حمله اي با نارنجك دركابل زخمي شدند; دو سرباز آمريكايي نيز وقتي نارنجكي به داخل جيپ آنها پرتاب شد، مجروح شدند; يك آمريكايي ديگر در نبرد با افغان هايي كه مخالف دولت انتقالي حامد كرزاي هستند، مورد اصابت گلوله قرار گرفت; در ضمن چندين انفجار در جلال آباد و قندهار رخ همه داد اينها يادآور - البته اگر احتياجي به يادآوري باشد - هزينه حمايت از تغيير رژيم در افغانستان است. آيا ارزشش را داشته؟ است تاكنون، پاسخ اين سوال مثبت است. اوضاع افغانستان اكنون بسيار بهتر از سال گذشته است. كشور در صلح به سر مي برد; البته با معيارهاي خاص خودش. دولت كرزاي از سوي لويه جرگه تا انتخابات ژوئن 2004 مورد تاييد قرار گرفته و مشغول گسترش و تحكيم پايه هاي قدرتش است. بانك جهاني از استراتژي بازسازي و تلاش هايش براي ايجاد انگيزش در بخش خصوصي داد سخن سر مي دهد. پول ملي جديد، افغاني، با موفقيت رواج يافته است، چندين شهر به سيستم تلفن همراه مجهز شده اند. پروژه هاي زيربنايي آغاز شده اند و برخي از آنها نظير بازسازي تونل سالنگ كه شمال و جنوب كشور را به هم مرتبط مي سازد در سال 2003 تكميل خواهد شد. حداقل در ظاهر، افغانستان از حمايت كشورهاي همسايه برخوردار است و هيچ يك از آنها قصد تجزيه آن را ندارند. ايران و پاكستان كه مدت ها بر سر نوع حكومت افغانستان با يكديگر كشمكش داشتند، موافقت كرده اند كه اين امر را به خود افغان ها واگذارند. پاكستان براي كشيدن خط لوله گاز از افغانستان /3 2 قراردادي ميليارد دلاري با تركمنستان و افغانستان امضا كرده است. در كنفرانسي كه اخيرا در اسلو برگزار شد، اعطا كنندگان كمك هاي مالي وعده دادند كه /1 2 ميليارد دلار در سال 2003 به افغانستان كمك خواهند كرد; ديپلمات هاي نروژي اميدوارند كه اين مبلغ به دو ميليارد دلار نزديك شود. حدود 3 ميليون كودك افغاني به مدرسه بازگشته اند; دو برابر تعدادي كه سازمان ملل پيش بيني كرده بود. بقاياي القاعده و طالبان در مناطق عشايري در طول مرز پاكستان مخفي شده اند و از دوستان آنها نسبت به سال گذشته كاسته شده است. آنها پراكنده و در حال فرار هستند; محموله هاي تسليحاتي كه براي آنان ارسال مي شود، به طور مرتب رهگيري مي شود. مهمتر از همه سيل بازگشت افغاني ها به كشور بوده گفتني است است كه تاكنون افغان ها بزرگترين مليت تحت پوشش كميسارياي عالي سازمان ملل براي پناهندگان بوده اند. در سال نزديك 2002 به دو ميليون نفر از آنها عزم كردند به وطن بازگردند كه بزرگترين حركت مردمي از زمان تشكيل كشور بنگلادش بوده به است رغم اين دستاوردها، اوضاع افغانستان همچنان وخيم است. هر چند اوضاع بدتر نشده، چندان هم بهترنشده است. اگر دولت كرزاي بتواند در سال 2003 دوام بياورد موفقيتي براي او محسوب خواهد شد. او به زحمت از تلاشي براي ترور وي در زادگاهش در قندهار جان سالم به در برد; معاون او در حمله اي ديگر جان خود را از دست داد. او هنوز بخش اعظم كشوري را كه به رياستش انتخاب شده، نديده است. محافظان او نه از مردم كشور خودش، بلكه مزدوران آمريكايي هستند كه تحت حمايت نيروهاي ويژه آمريكا قرار دارند، و البته آنها نيز به نوبه خود در حلقه محافظت نيروهاي حافظ صلح قرار دارند. اگر دولت او قصد دارد امسال، احتمالا با جنگ و خونريزي سرنگون نشود، بايد اعتبارش را نزد مردم عادي افغانستان افزايش دهد. اين به معناي كمك به بهبود واقعي كيفيت زندگي و تشكيل دولتي است كه طيف وسيعتري از مردم را نمايندگي كند. جداي از كرزاي، دولت كنوني افغانستان در استيلاي تاجيك هاي ائتلاف شمال سابق است كه اگر به كسي وفادار باشد، به خاطر احمد شاه مسعود، رهبر كاريزماتيك ائتلاف شمال است كه درست قبل از حملات يازده سپتامبر به ايالات متحده، به دست القاعده كشته شد. تصوير مسعود، نيمي باب و *مارلي نيمي چه گوارا همه جا در كابل به چشم مي خورد: در فرودگاه، وزارت كشور، روي قنداق كلاشينكف هايي كه بر دوش محافظان وزارت خارجه است. يك پوستر رنگي عظيم از او كه در ايران با قيمتي گزاف تهيه شده بر استاديوم فوتبال كابل سايه افكنده است. كرزاي در مورد او صراحتا گفت: يك ملت به يك قهرمان احتياج دارد اين بازتاب خطرناك اين واقعيت است كه با سقوط طالبان صلحي واقعي برقرار نشده است; تنها اقوام پيروز، اقليت هاي هزاره، ازبك و تاجيك به قيمت سركوب اكثريت پشتون كه قبلا غالب بوده اند، سازماندهي و مسلح شده اند. هنوز دو ميليون آواره افغاني در ايران و /1 5 حدود ميليون نفر ديگر در پاكستان هستند. بازگشتگان تنها در باريكه اي از كشور كه از نانگرهر و كابل (كابل هم استاني است و هم شهري ) تا قندوز در شمال كشيده مي شود، مستقر شده اند. خود شهر كابل نمي تواند از پس سيل مهاجران بازگشته برآيد. برخي تخمين مي زنند كه جمعيت پايتخت در دهه آينده چهاربرابر شده و به 5 ميليون نفر خواهد رسيد. اما از هم اكنون فاضلاب آن گنجايش همين جمعيت را ندارد خيابان هاي باريك آن پرازدحام و پر از دود ناشي از آتش چوب و فضولات خشك است. كشور راهزنان آنها كه به روستاها بازگشته اند به هيچ وجه اوضاع بهتري ندارند. برخي از كساني كه به بدك، روستايي در دشت شمالي كابل بازگشته اند، دارايي اندك خود را در مواجهه با راهزنان سرگردنه از دست داده اند. زمين هايشان خشك شده و سيستم آبياري باستاني در نتيجه جنگ نابود شده است. فوت و فن برداشت توت، انگور، زردآلو، آلو، سيب و گردو كه اين منطقه از ديرباز به آن بستگي داشته است، پس از سال ها آوارگي در اردوگاه هاي پاكستاني از ياد رفته است. حاشيه روستا و باغ هاي ميوه مثل بقيه افغانستان پر از مين است كه به طور مرتب جان افراد را مي گيرد. براي مثال اخيرا در فاصله يك كيلومتري پايگاه هوايي بگرام، درست در كنار جاده اصلي دو سرباز افغاني در نتيجه برخورد با مين تكه پاره شدند و يكي ديگر نيز كه به شدت مجروح شده بود به بيمارستان سيار در بگرام منتقل شد. پزشك آنجا گفت كه هر روز قربانيان مين به اين بيمارستان آورده مي شوند. اغلب آنان كودكان هستند، مثل پسر كوچكي كه مثل يك توپ فوتبال باندپيچي شده بود و يك دست و يك پايش را از دست داده بود. سازمان هاي غيردولتي چندين هزار نفر افغاني را به كار گرفته اند تا هفت ميليون مين كاشته شده توسط روس ها و جناح هاي متخاصم در جنگ داخلي را پاكسازي كنند، اما آنها مي گويند 12 سال و 500 ميليون دلار ديگر لازم است تا بخش اعظم اين مين ها برداشته شود. تلاش هاي بشردوستانه به دليل خشكسالي سه ساله كه جداي از جنگ بخش اعظم كشور، به خصوص جنوب افغانستان را ويران ساخته، موفقيت چنداني نداشته رودخانه ها است و ذخاير آب خشك شده اند. سه چهارم دام هاي كشور تلف شده اند. تصميم در مورد اينكه كدام بخش از پاكستان بيشتر به كمك نياز دارد به هيچ وجه كار ساده اي نيست. بسياري از مناطق جاده ندارند و هيچ كس واقعا نمي داند چند نفر در افغانستان زندگي برآوردها مي كنند بين 16 ميليون تا ميليون 28 نفر در نوسان است. در سال جاري يك سرشماري براي ارائه تصويري قابل اعتماد انجام مي شود، اما در اين سرشماري قوميت لحاظ نمي شود; تركيب كشور همچون بشكه باروتي است كه هيچ كس نمي خواهد فعلا آن را لمس كند. دولت افغانستان خواستار كمك هاي بيشتري است اما حتي اگر اين كمك ها صورت بگيرد، به گفته مددكاران با تجربه معلوم نيست كه اين كمك ها در بخش هاي واقعا ضروري هزينه شود. براي مثال مرجان، شير باغ وحش كابل را در نظر اين بگيريد شير از سوءتغذيه و بمباران هاي فراوان جان سالم به در برد تا در نتيجه سوءهاضمه پس از صرف اولين غذاي واقعي خود در پي سقوط طالبان، جان دهد. روابط بين وزارتخانه ها و سازمان ملل تيره است. وزرا شكايت مي كنند كه به خصوص سازمان ملل پول ها را براي اتومبيل ها و دفاتر پر زرق و برق خرج مي كند. يك مقام سازمان ملل در پاسخ مي گويد: آنها مي توانند حداقل كمي سپاسگزار باشند. افغانستان در واقع اقتصادي ندارد كه بتوان از آن سخن گفت، هيچ گونه نظام بانكي كارآمدي وجود ندارد. دولت مركزي تقريبا هيچ درآمدي تلاش هاي ندارد دولت براي راه اندازي كسب و كارهاي كوچك توسط بوروكرات هاي تحصيل كرده در شوروي كه براي كسب رشوه موانع جديدي مي تراشند، سد مي شود. جنگ سالاراني مانند اسماعيل خان كه در استان غربي هرات فعال است، عوايد گمركي را از سرمنشا مي بلعد و تنها كسر كوچكي از دريافتي ها را به كابل مي فرستد. پيشنهاد خط لوله گاز تا مدت ها سرمايه گذاري نخواهد يافت. صادرات ارزشمند كشور يا به خارج قاچاق مي شوند (مثل لاجورد، زمرد و صنايع دستي ) يا اينكه غيرقانوني هستند (مثل ترياك ). برخي برآوردها حاكي از آن است كه توليد /1 2 ترياك ميليارد دلار درآمد دارد. تصور مي شود كه در سال 2002 بيش از 2000 تن ترياك برداشت شده است كه 15 برابر ميزان توليد در زمان طالبان است. تا زماني كه درآمد ترياك اين همه زياد باشد، بازگشت به شرايط دهه 1970 كه افغانستان از نظر توليد غلات خودكفا بود امكانپذير نيست. از اينها گذشته مشكل بيكاري نيز وجود دارد. براي اينكه مردان كلاشينكف هاي شان را كنار بگذارند، بايد اشتغال ايجاد شود. راه حل كوتاه مدت پروژه هاي راهسازي و آبياري است كه كاربر است. دولت اميدوار است كه با استخدام ده ها هزار كارگر در ازاي روزي 2 دلار طي سه سال آينده 6000 كيلومتر جاده بسازد. آنچه همه چيز را تضعيف مي كند مسئله امنيت است. همه قبول دارند كه تا زماني كه صلح كامل برقرار نگردد، هيچ پيشرفتي حاصل نخواهد شد. براي اين كار سه شريك وجود دارد: هسته مركزي يك ارتش ملي افغان با 70 هزار نيرو كه فرماندهان منطقه اي آن قصد دارند ميليشياهاي خصوصي را خلع سلاح كنند; نيروي 5000 نفري حافظان صلح بين المللي كه از كابل و اطراف آن حفاظت مي كنند و نيرويي 9000 نفري به رهبري آمريكا كه از پايگاه هاي هوايي قندهار و بگرام عمليات پاكسازي تروريست ها را هدايت مي كند. ارتش افغان، نخستين گام در جهت ايجاد يك سيستم كانتونال با نهادهاي قدرتمند مركزي، پيشرفت كندي سال ها دارد طول مي كشد تا اين ارتش بتواند با فرهنگ تفنگچي گري مقابله كند. حافظان صلح بين المللي كه در حال حاضر تحت فرماندهي ترك ها هستند، در كار خود موفق بوده اند اما هيچ طرحي براي گسترش آنان به شهرهاي ديگر وجود ندارد. نيروهاي آمريكايي نيز بين افغان ها از محبوبيت برخوردار نيستند. بازگشت طالبان ديپلمات ها از اين نگرانند ايالات متحده وقتش را بيهوده صرف جلوگيري از نفوذ ايران در استان هاي غربي افغانستان مي كند. با اين همه، منابع اطلاعاتي اروپايي با همكاران آمريكايي خود موافق اند كه القاعده و طالبان مشغول گردآوري نيروهاي شان در اردوگاه هاي هر دو طرف مرز افغانستان با پاكستان هستند و اينك با رزمندگان آبديده گلبدين حكمتيار، فرمانده مجاهدين سابق متحد شده اند و اين خود دليل ديگري است براي اينكه تلاش براي بازسازي بخش هايي از كشور كه هنوز نسبت به طالبان هواداري دارند، بايد تسريع گردد. افغانستان در سال 1978 جزء فقيرترين و عشايري ترين كشورهاي جهان محسوب مي شد. بيست و سه سال جنگ و سه سال خشكسالي اوضاع اين كشور را وخيم تر كرده مرگ است و مير نوزادان بيشتر شده و دسترسي به آب پاكيزه برق مدرسه و خدمات درماني از سال 1978 محدودتر شده است. محدوديت تحصيل، به خصوص براي زنان فاجعه آميز بوده است. خارج از شهرهاي بزرگ، وضعيت براي آنان به هيچ وجه بهتر نشده است. هنوز هم در روستاها دختران تقريبا در تمامي زمينه ها مورد تبعيض واقع مي شوند. تدوين قوانين اسلامي جديد كه بيشتر به زنان احترام بگذارد، احتمالا از سوي متحجران با مانع تراشي روبه رو خواهد شد. جنگ در عراق نيز مي تواند توجه رسانه هاي غربي را از اوضاع افغانستان منحرف سازد. اما استقرار صلح در افغانستان توجه و پاي بندي كامل جامعه بين المللي را، حتي بدون توجه رسانه ها، مي طلبد. * Marley Bob خواننده اهل جامائيكايي