Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811108-59800S1

Date of Document: 2003-01-28

تخريب از نوع دوم الجزيره بررسي مي كند; نقش ضربالمثل ها در تخريب چهره زنان رنج دختر داشتن را بايد تا دم مرگ با خود داشت. / سايه مرد بهتر از سايه ديوار است. / ضعيفه بدون مرد مثل عرق چين بي گيره است. اين ضربالمثل ها، عبارت هايي هستند كه قرن هاست نقش قوانين و احكام پنهان را بازي كرده و مي كنند و آبشخورشان پيش فرض هايي درباره زنان بوده است. اين موضوع همچنين باعث شده تا يك الگوي منفي از شخصيت زن نشان داده شود. مرگ دختران از كارهاي پسنديده و كار آدم هاي محترم است. اگر خواهرت مرد، آبرويت (ناموست ) حفظ مي شود. اما اگر برادرت بميرد، كمرت مي شكند. و ضربالمثل هايي از اين دست كه نقش اجتماعي برعهده خود داشته، تاثير زيادي در تخريب وجهه زنان و تقسيم و جدا كردن مردان از زنان و برعكس در زندگي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و غيره داشته و دارند. به گونه اي كه زنان را در چارچوب فريبها و نيرنگ ها و مسائل جسمي و جنسي و ظاهرش محدود ساخته اند. كسي كه زنش را دوست داشته باشد، خورشيد به روي آن زن طلوع كرده است. در عين حال سيطره و سلطه فرزندان پسر در زندگي اجتماعي تنها با تكيه بر اين منابع و سرچشمه پنهان اجتماعي اش به گونه اي صورت گرفته كه جامعه با اعتماد بر آن، بر رفتار و كردار افراد بشر تاثير گذاشته است. در عين حال جامعه با تكيه بر اين ضربالمثل ها درباره زنان قضاوت مي كند، گويي مسائل جنسي و جسمي زنان مطرح بوده و او آبروي قبيله و توجه بشود كه او نيز انساني است با تمام خانواده به حساب مي آمده است، بدون اينكه خصوصيات يك انسان. در كنار اين، تا جايي كه ممكن بوده و عقل اجازه داده مورد تمسخر قرار گرفته و خرد شده است كه البته اين موضوع كاملا با حوادث و اخبار بي شماري تناقض دارد كه تاكيد دارند بر اينكه جماعت بسياري از شخصيت هاي سياسي، ابايي در گفتن اسرار كاري خود به زنانشان نداشته اند و زنان نيز با دورانديشي و ذكاوتي درخور توجه، از افشاي اين اسرار، خودداري در ورزيده اند سايه چنين ميراث اجتماعي، ذهنيات مردم به گونه اي پرورش يافته كه زن شر مطلق است و چاره اي نيست جز اينكه با او چنين برخوردي صورت بگيرد. شبكه تلويزيوني الجزيره در گفت وگو با; رمزيه الارياني; ديپلمات و اديب،; علويه صبح نويسنده و نبيله ابراهيم استاد ادبيات عامه از دانشگاه قاهره به بررسي اين موضوع پرداخته است. ترجمه: يوسف عليخاني الجزيره: در مقدمه سعي شد، بخشي از ضربالمثل هايي آورده شود كه به طور خاص در جهان عرب مورد استفاده قرار مي گيرد تا بدين وسيله نشان داده شود كه به زن و مرد چگونه پرداخته مي شود. با شناخت اين نكته كه ضربالمثل ها بخشي از عرف و سنت هاي جامعه شده و بر شكل گيري ذهنيت عربي تاثيرگذار بوده، سوال من از دكتر رمزيه اين است كه ضربالمثل ها چگونه شكل گرفته اند و آيا زنان در ساخت اين ضربالمثل ها نقش داشته اند يا نه و يا اينكه مردان اين ضربالمثل ها را ساخته و زنان در جا افتادن آنها سهيم بوده اند. رمزيه الارياني: در واقع ضربالمثل ها بخشي از ميراث ما هستند. هيچ كس نمي تواند به طور قطع آنها را به زنان يا مردان نسبت بدهد كه آيا زنان آنها را ساخته اند يا مردان يا هر دو. ضربالمثل ها در شرايط و وضعيت هاي خاصي شكل گرفته اند. فرهنگ اجتماعي همچنين در ساخت و توليد اين ها بسيار سهيم بوده اند. ضربالمثل عبارت است از تفسير يك موقعيت خاص و چون به شكل پي درپي و متواتر نقل شده، از نسلي به نسل ديگر رسيده اند. در حال حاضر البته اين ضربالمثل ها دارند از بين مي روند. وقتي آموزش و تعليم با آن ترتيبي كه حالا ما شاهد هستيم، در ميان مردم شيوع پيدا كرده، ضربالمثل ها دارند نابود مي شوند. البته به اين نكته به شكل خاص و رابطه بي سوادي جهان عرب در رواج ضربالمثل ها خواهيم رسيد. خانم علويه! خانم رمزيه معتقد است كه كسي نمي داند چه كساني ضربالمثل ها را ساخته اند و اينكه يك شيوه و اسلوب اجتماعي در جهان عرب ولي است با دقت در برخي از اين ضربالمثل ها به نظر مي آيد كه نگاهي خردبينانه نسبت به زنها وجود داشته است. سوال من اين است كه آيا زنان نقشي در ساختنشان داشته اند و يا اينكه تنها شنيده و در جامعه رواج داده اند. علويه صبح: من گمان مي كنم ضربالمثل ها قوانين فرهنگي هستند كه به صورت موروثي به ما اين ها رسيده اند قوانين شفاهي و غيرمكتوبي هستند در ضربالمثل ها نيز متكلم با تكيه بر مثل انگار به قانوني استناد مي كند، به شكل عرضي بخشي از قوانين اجتماعي را دنبال مي كند. قوانين شفاهي و نانوشته اي كه دخالت انسان هم در آنها به چشم مي آيد. با توجه به همان مقدمه اي كه شما آورديد و مثال هايي كه ذكر كرديد، مي توان به اين نتيجه رسيد كه اين ضربالمثل ها نتيجه جامعه اي مثل دوران جاهليت است كه در آن زنان دون و پست ديده مي شدند و اين انتقال يافته تا امروز. به هر حال ما افكار و آرا و انديشه هاي گذشتگان خود را نيز به ارث مي بريم. به نظر من اين ضربالمثل ها دختر جامعه خود هستند، جامعه راوي اي كه حالا مي تواند كشاورز باشد، جاهلي باشد. جامعه اي كه مدرن نيست و توليدي و صنعتي نشده است. ولي تا همين لحظه اين ضربالمثل ها مورد استفاده قرارمي گيرند. من البته تاكيد كنم كه اين ضربالمثل ها ساخته دست مردان است. به هر حال مرد سلطه مطلق بوده سلطه است مطلق براي خودش افكار و انديشه هايي دارد. او به هيچ وجه پيرو نيست. پيرو كسي است كه اين افكار را مي گيرد و آن را رواج مي بخشد. به نظر مي رسد زنان اين ضربالمثل ها را رواج اين ها داده اند خدمتگذار مفاهيم مردسالارانه بوده اند. فراموش نكنيم كه به هر حال مردان وضعيت هايي را شاهد بوده كه زنان از آن بي بهره بوده اند. به همين دليل شكي نيست كه مردان مخترع اين ضربالمثل ها بوده اند و همين ها آنها را تدوين كرده اند. برخي از ضربالمثل ها به آن شكل است، ولي مفهوم عمومي مردسالارانه كه معقول است. نكته دوم كه مي خواهم اشاره كنم و به نظر من خيلي مهم است، اين است كه زنان اين ضربالمثل ها را اخذ كرده و رواج بخشيده اند، دليلش هم اين بوده كه در موضع ضعف قرار داشته اند. زنان اين مفهوم را مي گرفته و به هيچ وجه تجربه شخصي نداشته اند. اين فضا هميشه از او انساني مطيع ساخته است. داشتن تجربه هاي شخصي به اين معناست كه تو از اسلوب همگاني و عام پا بيرون گذاشته اي. و البته اين نوع نگاهي كه مي گوييد، در رمان شما به چشم مي آيد. در اين باره با شما صحبت خواهيم كرد، ولي فعلا اجازه مي خواهم با مهمان مان از قاهره صحبت كنيم; دكتر نبيله! نظر شما در اين باره؟ چيست دكتر نبيله ابراهيم: من با برخي از آنچه گفته شد موافقم اما با خيلي از گفته ها مخالفت دارم. اول اينكه ميراث مردمي به ويژه ضربالمثل ها هيچ ربطي به زنان نداشته و به هيچ وجه نقشي در ساخت آنها نداشته اند. ادبيات عامه يا بهتر است بگوييم ميراث عامه به شكل كل، ميراث يك گروه خاص در طول تاريخ بوده است. به همين دليل آنها كه سازنده زندگي و حيات در يك دوره زماني خاصي وضعيت و هويت ويژه بوده اند، نماينده و الگو هم بوده اند. آنها نماينده همگان محسوب مي شوند. به همين دليل يك شخص خاص نماينده همگان نبوده است. تعبير همگاني يا مردمي نماينده همه بوده اينها است نماينده زن بوده اند، نماينده مرد بوده اند، نماينده كودك بوده اند و مي شود گفت نماينده همه. اما اين ضربالمثل ها كه جزيي هستند از يك كل، به نظر من هم زن و هم مرد در ساخت و رواجش نقش داشته اند، چرا كه ضربالمثل ها بخشي از ادبيات عاميانه هستند. ما فلان ترانه يا حماسه را به ياد مي آوريم، فلان حكايت و سيره و غيره را به ياد مي آوريم كه هركدام از اين انواع ادبيات براي خودشان وظايفي برعهده دارند. به همين دليل هم ويژگي خاص خود را دارا هستند. ويژگي ها و خصوصياتي كه آنها را از انواع ديگر متمايز مي سازند. حالا كه بحث ما ضربالمثل ها است بايد به اين شكل بدان بپردازيم كه ضربالمثل ها به طور مشخص وظيفه دارند كه زندگي و حيات را چنانكه هست به نقد بگيرند و نشان بدهند... آيا تحقيق خاصي درباره ضربالمثل ها انجام؟ شده البته در اين گفت وگو ما سعي داريم ضربالمثل هايي را مورد بررسي قرار دهيم كه به شكل مشخصي زنان را مورد تعرض قرار مي دهند و نگاه پست به زنان را ترويج كرده و مي كنند. آيا اين ها نماينده يك دوره خاصي ؟ است چرا در حال حاضر در عصر ما هم آنها را به كار؟ مي گيرند بايد بدانيم كه مقولات ادب عامه بسياري وجود دارد كه ضربالمثل ها بخشي از آنها و نشانگر مطالب بي زمان و مكان هستند. برخي هم مال گذشته است. بعضي از آنها هم البته به آرزوهاي مورد نظر از آينده اشاره بيان دارند مردمي اين طور نيست كه يك چيزي در گذشته بوده و بعد مرده است، ممكن است خيلي از اين ها در دوره ما هم قابل استفاده باشند. چطور مي شودكه يك موقعيت و شرايط خاص تبديل به ضربالمثل مي شود كه بعد زبانزد همه ؟ شود توجه داشته باشيد كه بيان مردمي، شفاهي است و در كمال ايجاز بيان تمام مي شود شكل هاي بلاغت هم در آنها رعايت شده است و به همين دليل مردم آنها را دوست داشته و پس دارند از ساخت و داشتن تمام آن شرايط، به ثبت مي رسند و رواج پيدا مي كنند. هيچ نوع ادبي تا تحسين برانگيز نشود، متداول نمي شود. اين در تمام عصرها بوده است. دكتر نبيله! عده اي با اين نظر آخر شما به طور مشخص موافق ببينيد نيستند خانم رمزيه پيش از شروع گفت وگو يك ضربالمثل يمني به من داد كه براي شما مي خوانم: يك پسر ناخلف مي ارزد به ده تا دختر فرمانبردار. كجا چنين ضربالمثلي مفيد؟ است رمزيه الارياني: من با برخي از گفته هاي دكتر نبيله اينكه موافقم ضربالمثل ها در شرايط معين و مشخصي آفريده شده اند و اينكه زنان و مردان به تنهايي در ساختشان نقش نداشته اند. هر دو با هم سهيم بوده اند. اين ضربالمثل ها نتيجه يك نوع تفكر و بينش خاصي بوده كه مثلا در قديم به زنان چطور نگاه مي شده است. به هر حال اين ها باقي مانده ميراث روايي هستند كه نسل اندر نسل و سينه به سينه نقل شده است و گاهي هم با موقعيت هاي خاصي مطابق بوده است. يا اينكه مردي خواسته براي خوار كردن يك زن فلان ضربالمثل را به كار بگيرد. اين در هر حال به نظر مي رسد ميراثي است از دوران جاهلي و جوامع مشخصي كه معلوم است درباره زنان چه نظري داشته اند. ولي اين به اين معني نيست كه... ابدي و هميشگي باشند. هميشه بله استفاده شوند و براي خود، مرجع به حساب بيايند. به هيچ وجه. همانطور كه دكتر گفت، اينها ميراث عامه هستند كه به شكل شفاهي نقل ما شده اند در حال حاضر به عنوان يك نسل روشنگر و روشنفكر با قوانيني روبه رو هستيم كه به ميل خود و داوطلبانه بايد موضوعي را انتخاب كنيم. به هيچ وجه نبايد پذيرفت كه اين ضربالمثل ها طاق نعل به نعل با زنان امروز هم قابل انطباق هستند. دليلش هم اين است كه ما زنان توانسته ايم در خيلي از مواقع از مردان جلو بزنيم. چه از نظر دانش، آموزش يا حتي سياست. خانم علويه! شما هم همين نظر را؟ داريد علويه صبح: به نظر من ما دائما اين طور نگاه مي كنيم كه ميراث مناسب با ايدئولوژي ها و ديدگاه هاي ما نيست و گاهي با زن مبارزه مي كنيم. يعني مرد يا زني با زن وارد جدل مي شود. اين چيزي است كه از همان ميراث و ضربالمثل ها منتقل و از آن به عنوان يك سلاح استفاده مي شود و به عنوان يك تكيه گاه مورد استفاده قرار مي گيرد تا ديگري را قانع كند. زن به دليل اينكه هميشه ضعيف بوده، از اينها استفاده مي كند تا بتواند قانع كند. در جوامع جديد و توليدي و صنعتي هر كسي مسئول تصميم و تجربه اش است كه آراي جديد بياورد. شما & از اين موضوع به اين دليل انتقاد مي كنيد كه زن در موضع ضعف قرار دارد و حتي گاهي از يك بيت شعر هم استفاده؟ مي كند بله به عنوان سلاح استفاده مي كند تا مورد قبول قرار بگيرد. اگر شما يك تجربه خاصي داشته باشيد، مورد قبول قرار نمي گيريد. اگر يك فكر جديد داشته باشيد، رد مي شويد. همه ما در سير يك جريان عمومي قرار داريم. رمزيه الارياني: اگر به اين ضربالمثل ها نگاه كنيم، مي بينيم كه هر نسلي براي خودش مسائلي دارد. به عنوان مثال ما در يمن سال ها پيش از انقلاب، مدرسه اي براي دختران نداشتيم تا دختران درس بخوانند. درزمان امام يحيي (يكي از شخصيت هاي معروف يمن ) شنيديم كه يكي از دختران خانواده هاي مالك درس مي خواند تا بتواند بنويسد و بخواند. يكي از علما كه به طبقات ديني هم وابسته بود، بيت شعري به امام يحيي مي نويسد كه چگونه است يك دختر خواندن و نوشتن ياد گرفته؟ است مثال هاي زيادي درباره ضعف زنان و دختران داريم... خانم علويه! به نظر شما با توجه به تحولات و تغييرات اجتماعي، فرهنگي و علمي امروزه مي توان اين ضربالمثل ها را در ذهن مردم از بين؟ برد بي ترديد آموزش و ورود زنان در عرصه توليد، _ به اين كلمه توليد چه در عرصه اقتصادي يا علمي باشد تاكيد دارم _ صورت بگيرد و اينكه تمام زنان در مسائل جامعه مشاركت پيدا كنند، ممكن خواهد بود و به نظر من اين راه تنها راه حل خواهد نگاه بود كنيد دختراني كه درس خوانده اند و وارد جامعه شده اند، از چنين ضربالمثل هايي استفاده نمي كنند كه مادران و مادربزرگ هايشان استفاده مي كردند. به هر حال مادرانشان كه خيلي به ضربالمثل ها تاكيد داشتند، فقط باردار مي شدند، در آشپزخانه ( مطبخ ) بودند. زن رمان شما خيلي از ضربالمثل ها استفاده مي كند، آيا اين ها را به دليل اينكه در موضع ضعف قرار دارد، استفاده كرده؟ است من ديدم كه تكيه ضربالمثل ها نوعي به دست آوردن بر اقناع ديگران بوده است كه در اول بحثم اشاره كردم. اگر نگاه كنيد مريم و علويه كه نشان از نسل آموزش ديده و محقق است، با آن ديگري تفاوت دارند. شما به نوع گويش زنان امروزي توجه كنيد، زياد ضربالمثل نمي بينيد. حال آنكه مادر آن زن؟ چطور فراوان ضربالمثل استفاده مي كند. من به دليل نوع كارم زياد دقت مي كنم. مرد به دليل اينكه سلطه مطلق است زياد به ضربالمثل تكيه نمي كند. انگار نيازي ندارد كه ديگران را با ضربالمثل قانع مثلا بكند شخصيت ابوطلال پس از آنكه قدرت جنسي و مالي و همچنين سلطه مردسالارانه اش را از دست مي دهد، براي اولين بار مثل زنان به ضربالمثل متوسل مي شود و مثل زنان ضعيف آخ آخ مي گويد. آيا مي توان گفت كه ضربالمثل هايي كه به سود زن است سازنده اش زنان هستند و برعكس. بله. بايد تسليم شد. به نظر شما ممكن هست كه سازنده چنين ضربالمثلي يك مرد؟ باشد با اين حال به شما بگويم در ساخت ميراث عامه همه دست دارند. اشتباه است كه فكر كنيم يك طرف در ساختنش نقش داشته است. در كل به نظر من در ضربالمثل ها فراوان صداي زنان شنيده مي شود. آيا مي توان آمار بي سوادي را با رواج ضربالمثل ها ربط؟ داد بله. آموزش نقش بارزي در به فراموشي سپردن ضربالمثل ها دارند. ضربالمثل ها زماني استفاده مي شوند كه زن ضعيف است. وقتي است كه از جهل خاصه در رنج است. آموزش باعث شده زنان از فضاي سنتي گذشته بيرون بيايند و كار و توليد كند. همچنين توانسته اند آراي قابل توجه خودشان را بيان كرده و توانسته اند از چنگ تمامي اين ضربالمثل ها و گفته ها آزادي پيدا بكنند. يعني مي توان گفت احكامي كه بر مبناي ضربالمثل هاي قديمي رواج پيدا كرده و آموزش را تفكيك؟ كرد بله. حتما به نظر من نسل جديد همزمان با تعليم و آموزش، اين ضربالمثل ها را فراموش كرده است. دكتر نبيله! همانطور كه در ابتداي نشست گفتيم، اينها قوانيني نانوشته هستند. آيا شما موافق تدوين تمامي گفته ها و ضربالمثل ها هستيد و اينكه ضربالمثل ها به شكل قابل قبولي تداومش ادامه پيدا؟ كنند نبيله ابراهيم: واقعيتش به سود ماست كه ميراث ما حتي با نكات منفي اش باقي بماند، چرا كه اين مسائل منفي گذشته باعث ايجاد تغييرات و مسائل مثبت قرن حاضر شده است. همچنين سند دوراني است كه عمرش به سر رسيده است. همه ملت ها ميراث عامه خود را حفظ كرده اند. به سود ما نيست كه اينها را از بين ببريم چرا كه تاريخ ماست و تاريخ مي گويد گذشته باعث كشف حال مي شود و برعكس و همچنين هر دوي اينها براي آينده. ناچاريم كه تسليم شويم و ميراث خود را گردآوريم. آيا به نظر شما زنان توانايي آن را دارند كه تاثيرات منفي اين ضربالمثل ها را كه در اذهان نقش بسته اند، از بين؟ ببرند فعلا كه تغيير كرده است. بله. تغيير انجام شده است. با نگاه منفي به اين ها نگاه نكنيم. اينها تاريخ ما هستند و براي خود شاخصه هاي زيباشناختي دارند. اميدوارم كه مردم ما در جهان عرب ضربالمثل هاي جديد به مثل هاي قديمي اضافه كنند تا به نسل هاي بعد هم برسد.