Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811108-59794S2

Date of Document: 2003-01-28

توانگران در داووس تهيدستان پورتوالگره در يادداشت اقتصادي محمود صدري فروپاشي اتحاد شوروي تقريبا همه اشكال سوسياليسم را به انزوا كشاند. اما هنوز متون اقتصاد سياسي جهان كه گاه براي برائت جستن از ترمينولوژي ماركسي با عناوين ديگري مانند نظريات اقتصادي، ديدگاه هاي اقتصادي، دكترين هاي اقتصادي و نظاير اينها ناميده مي شود، مشحون از واژه ها و مفاهيم ماركسي و بيشتر از آن، انگاره سازي هاي ماركسيستي است. انگاره سازي هاي ماركسيستي معمولا در هنگامه نمايش هاي اقتصادي خود را نشان مي دهد. رايج ترين نمايش هاي اقتصادي غالبا در نشست هاي كشورهاي صنعتي (گروه هشت ) سازمان، جهاني تجارت (WTO) مجمع اقتصادي آسيا _ پاسيفيك (اپك ) و مجمع نخبگان اقتصادي _ سياسي (داووس ) رخ مي دهد و به تبع آن و مقارن با اين نمايش هاي سرمايه داري، انگاره سازي هاي ماركسيستي اوج مي گيرد. اساس اين انگاره ها هنوز همان است كه چهار دهه پيش ماركسيست هاي آمريكايي و در راس همه آنها پل باران بنا نهادند. مبناي اين انگاره ها اين است كه توسعه نيافتگي شمار بزرگي از كشورهاي جهان را كه تقريبا همگي در آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين واقع اند، تنها در پرتو رابطه آنها با جهان توسعه يافته يعني آمريكا، اروپاي غربي، ژاپن (و در دوران ما برخي كشورهاي شرق آسيا، استراليا و هنگ كنگ ) مي بايست تبيين كرد. جوهر نظريه پل باران و ديگر همكاران و همفكران او مانند پل سوئيزي و هري مگداف در اين جملات نهفته است كه پل باران 40 سال پيش در كتاب مشهورش اقتصاد سياسي رشد نوشت: نظام سرمايه داري در كشورهاي توسعه نيافته نه تنها به عنوان نيروي محركه در جهت رشد اقتصادي، پيشرفت تكنولوژيك و تحول اجتماعي عمل نكرده است، بلكه خود زمينه اي بوده است براي ركودي اقتصادي، تكنولوژي فرسوده و عقبماندگي اجتماعي. بعدها باران و ديگران اين ادعاي بزرگ عليه سرمايه داري را در هزاران مقاله و كتاب و در چارچوب رابطه كشورهاي متروپل و پيرامون تجزيه و تحليل كردند و به اين نتيجه قطعي رسيدند كه آنچه را تهيدستان جنوب ندارند مي بايست در كيسه توانگران شمال جست وجو كردو با هر ابزاري از آنان بازستاند. امروزه شايد كسي با صراحت از انگاره هاي تقابل شمال _ جنوب دفاع نكند اما نارضايتي از نظم جهاني با تاثيرپذيري از همان انگاره ها _ هر چند در قالبهاي تازه تر _ هر روز به شكلي بروز مي كند. تازه ترين اين تقابل ها اين هفته شكل گرفت كه قرار است توانگران جهان يا پاسداران نظم سرمايه داري در داووس سوئيس گرد آيند تا براي مشكلات جهان امروز راه حل هايي درون سيستمي و مبتني بر انگاره هاي رقابت آزاد و جهاني شدن بيابند. رقيبان آنها نيز گفته اند هم زمان در پورتوالگره برزيل جمع مي شوند تا انگاره هاي خود را در برابر انگاره هاي رقيب قرار دهند و جهانيان را به داوري بخوانند. گروه اول (مجمع اقتصادي جهان ) كه امروز در منطقه تفريحي داووس گرد مي آيند 2 هزار تن از نخبگان حكومتي و بنگاهداران جهانند كه اگر چه بسياري از آنها به لحاظ جغرافيايي عضو باشگاه شمالي ها نيستند اما به تبع دگرگوني در انگاره هاي غالب سرمايه داري، مي كوشند خود را عضوي از باشگاه نظام سرمايه داري معرفي كنند. اين گروه در اجلاس خود درباره چهار موضوع عمده يعني تروريسم، نفت و منازعه، چشم انداز اقتصادي جهاني و پيامدهاي ايدز گفت وگو مي كنند. مصوبات داووس براي هيچ كشور يا بنگاهي الزام آور نيست; اما از آنجا كه همنشيني شركت كنندگان آن براساس نيازي طبيعي رخ مي دهد، همگان ناگزيرند به سخن هاي يكديگر با دقت و تامل گوش كنند. به همين علت كساني كه از داووس به كشور خود باز مي گردند در واقع پيام آور واقعيت هايي براي هموطنان خود هستند كه نخستين آنها قبول جهاني شدن به عنوان راه ناگزير ساكنان كره زمين است و دومين آنها اينكه منافع مشترك بشري ايجاب مي كند هر كس بخش هايي از حقوق فردي، بنگاهي و ملي خود را به نفع منافع مشترك جهاني ناديده بينگارد. اينان در سال 1971 كه نخستين اجلاس خود را در داووس سوئيس برگزار كردند با گروه بزرگي از منتقدان چپگرا روبه رو بودند كه اكنون يا ديگر وجود ندارند يا اينكه به تبع آموزه اصلي كارل ماركس _ تغييرپذيري مداوم _ در قالبهاي ديگر عمل مي كنند. يكي از اين قالبها كه رنگي از ماركس دارد اما نه حامل نام و ايدئولوژي اوست و نه انگيزه هاي ستيزنده پيرامون قرن بيستمي اش را دارد، مجمع اجتماعي جهان است كه هم زمان با اجلاس داووس، در پورتوالگره برزيل راه حل هايي متفاوت با راه حل هاي داووس را براي مشكلات جهان امروز مي جويد. اين گروه كه امسال سومين اجلاس خود را برگزار مي كنند اجتماعي از سوسياليست ها، طرفداران محيط زيست و نمايندگان اتحاديه هاي كارگري سراسر جهان است. بسياري از كساني كه مي خواهند در پورتوالگره درباره توسعه پايدار دموكراتيك، اصول ارزش هاي حقوق بشر، تنوع و عدالت و نظم دموكراتيك در جهان سخن بگويند از كشورهاي سرمايه داري رفته اند و انگيزه حضور آنها در پورتوالگره ايدئولوژيك است; بسياري ديگر هم از كشورهاي توسعه نيافته رفته اند تا براي مشكلات واقعي كشور خود چاره اي بيابند; ايدئولوژي واحد همه اينها مقابله با آثار منفي سرمايه داري است; اما همگي در چارچوب جبري تاريخي گرفتارند كه گريز از آن ناممكن نمايندگان مي نمايد باشگاه تهيدستان جهان همگي با هواپيماهايي مانند نمايندگان باشگاه توانگران به برزيل سفر كرده اند، با ليموزين هايي شبيه توانگران به هتل هايي مانند هتل هاي باشگاه توانگران رفته اند و جوياي زندگي مانند رقيبان هستند. احتمالا در ميان آنها كسي يافت نمي شود كه حاضر باشد به تقسيم دارايي هاي جهان ميان همه جهانيان تن دهد، زيرا همگان مي دانند كه در جهان برابر سهم آنها از مقداري كه اكنون دارند، كمتر خواهد شد. شايد گرفتاري جنوبي ها در چنبره اين جبر بيش از هر چيز پشت اين خبر نهفته باشد كه وقتي اجلاس پورتوالگره پايان يابد، همه شركت كنندگان موثر آن از جمله داسيلوا رئيس جمهور چپگراي برزيل، به سوي داووس پرواز مي كنند كه سخن آخر را در باشگاه توانگران بشنوند.