Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811108-59794S1

Date of Document: 2003-01-28

روستاي سرمايه داران مجمع جهاني اقتصاد امروز تمام مي شود گروه عباس اقتصاد، فتاح زاده: داووس نام دهكده اي است با جمعيت حدودا يازده هزار نفر كه در شرق كشور سوئيس و در كانتون گرابوندن واقع شده است (در سوئيس به استان هاي اين كشور كانتون اطلاق مي شود. ) كانتون گرابوندن يكي از نواحي فعال اقتصادي محسوب مي شود، اما مردم داووس تا سي سال پيش هيچ گاه فكر نمي كردند كه روزي نام دهكده آنها به شهرت امروزي دست پيدا كند. به جرات مي توان گفت هر كس كه با موضوعات مربوط به اقتصاد جهان سروكار داشته باشد حداقل نام داووس را شنيده است. هر سال تعداد بي شماري مدير، وزير و استاد دانشگاه در اين دهكده كوهستاني كه مكاني جذاب براي ورزش هاي زمستاني هم هست جمع مي شوند و به بحث و تبادل نظر پيرامون موضوعات اقتصادي اما مي پردازند به راستي اين همه شخصيت اقتصادي در اين ناحيه كوهستاني به دنبال چه چيزي؟ هستند آيا داووس صرفا محلي براي مواجهه فرهنگ هاي اقتصادي؟ است اگر سي سال پيش سوال فوق مطرح مي شد، پاسخ به آن مي توانست آسان باشد. اما اگر امسال از افرادي كه طي بيست و سوم تا بيست و هشتم ژانويه (پنج شنبه سوم بهمن تا سه شنبه هشتم بهمن ) در داووس گردهم آمدند سوال فوق را بپرسيد، شايد خود آنها هم نتوانند پاسخي دقيق و قانع كننده به سوال مذكور بدهند. سال ها پيش كلاوس شواب، استاد رشته اقتصاد در سوئيس، احساس كرد كه جاي يك سمينار جامع براي تبادل انديشه هاي مديريتي در آنجا خالي لذا است با تلاش فراوان نشستي را ترتيب داد و آن را سمپوزيوم مديريت اروپا نام نهاد. اين نشست كه در سال 1971 برگزار شد اولين دور از اجلاسي محسوب شد كه ما آن را امروز اجلاس داووس مي ناميم. در سال 1971 تنها مديران شركت ها در داووس گردهم آمدند و عملا هيچ سياستمداري در آنجا حضور نيافت. البته در همان دور اول هم صدها مدير برجسته از شركت هاي مختلف دنيا براي تبادل نظر و آموزش علوم روز مديريت به سوئيس دكتر رفتند شواب چنين تبليغ مي كرد كه در داووس شيوه هاي مديريتي آمريكايي ترويج مي شود و اين موضوع مديران را وسوسه مي كرد تا با شركت در نشست ها از روش هاي روز ابرقدرت اقتصادي دنيا مطلع شوند. حتي آرمين بالتنز وايلر، رئيس سابق شركت هواپيمايي سوئيس اير، چنان از ايده دكتر شواب خوشش آمده بود كه هر سال كمك زيادي به برگزاري اجلاس مي كرد و گروهي از مهمانداران هواپيماها را موظف كرده بود در طول روزهاي برگزاري نشست داووس به پذيرايي از مهمان ها در هتل ها و محل برگزاري اجلاس بپردازند. طي سال هاي اول برگزاري اجلاس داووس يعني در دهه هفتاد محافل عمومي و رسانه ها توجه چنداني به آن نشان نمي دادند. اين موضوع برعكس آنچه كه ممكن است در نگاه اول به نظر برسد يك امتياز محسوب مي شد و نه نقص. مديران با خيال راحت و به دور از دوربين هاي عكاسي و تلويزيوني گردهم آمده و با يكديگر آشنا مي شدند و در ضمن اين گردهمايي متخصصاني نظير كارشناسان آي بي ام جديدترين و پيشرفته ترين رايانه هاي جهان را به معرض نمايش مي گذاشتند. بالتنز وايلر پيرامون آن سال ها مي گويد: با هم غذا خوردن مديران واقعا جالب و جذاب بود. مديران در بسياري از نقاط جهان هنگام خداحافظي به هم مي گفتند: خدانگهدار تا اجلاس بعدي داووس. با گذشت سال هاي اوليه كم كم مديريت محض در داووس كم رنگ شد و سياستمداران هم آنجا را عرصه اي براي نمايش توانايي هاي خويش و دستيابي به برخي امتيازات يافتند. برخي نظير بالتنز وايلر معتقد هستند كه اين تغيير موجب از ميان رفتن مفهوم واقعي و اوليه اجلاس شد. با حضور سياستمداران نشست داووس تا حد تيتر يك روزنامه ها و اخبار راديو و تلويزيوني بالا رفت و مطرح شد 1987 سال هانس ديتريش گنشر وزير خارجه آلمان در داووس چنين گفت: به گورباچف يك شانس جديد بدهيم. شايد بتوان جمله فوق را يكي از عوامل تسريع پايان جنگ سرد دانست. يك سال بعد تركيه و يونان در آستانه يك جنگ قرار اما گرفتند در ساختمان بخشداري داووس توربوت اوزال و پاپاندرئو، نخست وزيران دو كشور، با هم دست دادند و حتي حاضر شدند در اين حالت عكس هم بگيرند. پتر فري، رئيس پليس داووس در آن زمان، با يادآوري اتفاق فوق مي گويد: لحظه بسيار نفس گيري بود. همه كساني كه در سالن حضور داشتند مات و مبهوت به آن دو نفر مي نگريستند و در واقع شوكه شده بودند. مي توان گفت داووس از يك نشست مديريتي كم كم به محلي كه يكي از شاخص هاي اصلي آن ملاقات هاي سمبليك است، بدل شده. دشمنان خونين در داووس با هم دست مي دهند. نمونه هاي زيادي را مي توان در اين زمينه ذكر كرد: وزراي دولت هاي كره جنوبي و شمالي، هلموت كهل و مودروف (صدراعظم آلمان غربي و نخست وزير آلمان شرقي ) برخي، مقامات اسرائيلي و فلسطيني همگي در داووس با هم دست داده و كنار هم عكس گرفته اند. منتقدان دكتر شواب معتقدند كه تمامي اينها صرفا يك نمايش بي معني است. البته هيچ گاه نمي توان گفت كه اين منتقدان دقيقا درست مي گويند يا خير. تاثير داووس بر مناقشات جهاني قابل اندازه گيري نيست. اما نقش مهمي را كه اين اجلاس در آفريقاي جنوبي بر جاي گذاشت به هيچ وجه نمي توان ناديده گرفت. نلسون ماندلا در بيوگرافي خويش مي نويسد كه سال 1992 در داووس از ايده دولتي كردن شركت ها بر حذر داشته شد. او چندين روز با بانكداران، صاحبان صنايع و سياستمداران گفت وگو كرد. هنگامي كه به كشورش بازگشت در جمع دوستان كمونيست خويش از حزب كنگره ملي آفريقا آنچه، را كه در اجلاس كاپيتاليستي داووس تجربه كرده بود، چنين شرح داد: ما دو راه پيش روي خود داريم: يا شركت ها را دولتي مي كنيم و ناتوان از جذب هرگونه سرمايه گذاري اي مي شويم يا آنكه برخورد خود را تغيير مي دهيم و سرمايه گذاران را به سوي خود مي كشيم. چنين اپيزودي بارها در طول دهه نود تكرار شد. در آن سال ها جنگ سرد پايان يافته بود و بلوك شرق به سوي اقتصاد بازار روي مي آورد. رهبران دولت هاي جديد هر سال به زيارت داووس مي رفتند تا به سرمايه گذاران نشان دهند كه بچه هايي خوب هستند. دست اندركاران اقتصادي به سياستمداران نشان مي دادند كه چگونه مي توان دنيا را مديريت كرد. در آن سال ها محافل عمومي جهان هم به صورتي فراگير با مقوله اي جديد به نام جهاني سازي روبه رو شد. فرانتس ياگر، استاد اقتصاد دانشگاه سنت گالن، مي گويد: نشست اقتصاد جهان در داووس در حال حاضر اهميت زيادي پيدا كرده نشست است مذكور در شكل امروزي آن فرزند و زاييده جهاني سازي است. دست اندركاران اجلاس داووس ساختمان مجللي را در حومه شهر ژنو، براي خويش ساخته اند. تعداد كاركنان اين مجموعه از صد نفر در سال 1997 به 160 نفر در حال حاضر رسيده است. دهه نود دوراني طلايي براي اجلاس داووس بود، اما اواخر دهه مذكور تغييراتي صورت گرفت. اولين اعتراض بزرگ عليه نظام جديد اقتصاد جهان در سياتل روي داد. نوامبر سال 1999 حدود هزار 50 نفر در شهر سياتل آمريكا راهپيمايي كردند و شهر به حالت فوق العاده در آمد. آنچه كه در سياتل اتفاق افتاد در واقع آشكار شدن چيزي بود كه از مدت ها پيش در گوشه و كنار جهان به صورت پنهاني و زيرزميني صورت مي گرفت. بيل كلينتون طي دوران رياست جمهوري خويش شخصا به داووس سفر كرد و نشان داد كه بحران جهاني سازي چه قدر جدي است. مخالفان جهاني سازي قبل از برگزاري اجلاس داووس در سال 2000 تاريخ برگزاري آن را بر روي تقويم هاي خود با رنگ قرمز مشخص كرده بودند. در آن سال براي اولين بار هزينه هاي امنيتي به بيش از يك ميليون فرانك سوئيس رسيد. يك سال بعد اين هزينه ها بالغ /8 6 بر ميليون فرانك شد. ترديدي وجود ندارد كه اكنون ديگر منتقدان جهاني سازي، اجلاس داووس را يكي از اهداف حملات خويش محسوب مي كنند. همه كساني كه از نگاه مخالفان جهاني سازي مسئول جنبه هاي منفي پديده جهاني شدن هستند، در داووس گردهم مي آيند: شركت هاي چندمليتي، سازمان هاي بين المللي و دولت هاي كشورهاي صنعتي. در يكي از سايت هاي مخالفان اجلاس داووس چنين آمده است: در آنجا جنگ طلبان، متخصصان ايجاد فقر، سودجويان و جنايتكاراني كه مرتكب كشتارهاي دسته جمعي شده اند، با هم ديدار مي كنند. به گفته اين مخالفان حاضران در داووس نوعي دولت خودخوانده جهاني را تشكيل مي دهند كه جهاني سازي را به صورت دلخواه خويش به پيش مي برد. آندره كودلسكي، يكي از ميلياردرهاي سابق بازار بورس كه از مشتري هاي پروپاقرص اجلاس داووس است، مي گويد: داووس برخلاف آنچه كه برخي تصور مي كنند، موتور تغييرات جهان نيست، بلكه آينه آنهاست. بيت كاپلر: در اقتصاد ملي و محلي ما دوباره به همان وضعيت برمي گرديم كه سرمايه يك مرد در گردن بند طلاي همسرش جمع مي شود پروفسور ياگر هم اتهامات منتقدين را بسيار ساده انگارانه و در عين حال وهم آميز ياگر مي داند خاطرنشان مي كند روند جهاني سازي در هيچ صورتي متوقف نمي شود، فقط بايد تلاش كرد كه كشورهاي در حال توسعه هم از آن سود به ببرند اعتقاد ياگر تنها با تداوم نشست هايي نظير نشست داووس است كه موضوع فوق اساسا امكان بررسي پيدا مي كند. سيلويو بورنر، يكي ديگر از استادان دانشگاه سنت گالن، برخلاف ياگر، همكار خويش، نظرات متفاوتي دارد. وي مي گويد: از آنجايي كه نشست داووس اين احساس را القا مي كند كه ما نوعي دولت جهاني را تشكيل مي دهيم، مي تواند به عنوان بهانه اي در دست مخالفان جهاني سازي مورد استفاده قرار گيرد. دكتر شواب، بنيانگذار و رئيس نهاد برگزاركننده اجلاس داووس، به اظهارات فوق توجه زيادي نشان نمي دهد. او با مشاهده پلاكاردهايي حاوي عبارت نشست داووس را از روي زمين محو كنيد! تنها به ابعاد شخصي قضيه پرداخته و چنين اقداماتي را در حد تصفيه حسابهايي شخصي پايين مي آورد. او در مصاحبه اي با نشريه Cash در مورد مخالفان مذكور چنين داد سخن مي دهد: اين اقدامات موجب احساس ياس در انسان مي شود. من مي خواهم كشورم به آنچه كه در اينجا پديد آمده افتخار كند، نه اعتراض اظهارات فوق با نگاهي به شعار شواب در اجلاس داووس نمي تواند چندان غافلگيركننده باشد: ما موظفيم دنيا را بهتر كنيم. در آغاز، شعار فوق تنها به عنوان موضوعي جهت بحث و اظهارنظر مدنظر قرار مي گرفت. اما به تدريج ابتكار عمل هايي صورت گرفت و اقداماتي عملي براي حل برخي از مشكلات جهان حادث شد. آندره اشنايدر، مدير نشست هاي داووس، در گذشته پيشنهاد داده بود كه در كشورهاي آفريقاي جنوبي، اردن، هندوستان و ويتنام مدارس به صورت رايگان مجهز به رايانه شوند. در جريان طرح هايي از اين دست نشست داووس از همياري شركت هاي عضو بهره زيادي مي برد. البته حمايت شركت ها از طرح هاي مذكور براي آنها خالي از فايده نيست. وقتي مايكروسافت به مدارس نرم افزار هديه مي كند، با اين كار يك نسل را به استفاده از محصولات خويش عادت مي دهد. مقامات اجلاس داووس همواره علاقه زيادي دارند كه ابتكار عمل هاي خويش در زمينه بهداشت جهاني را به سايرين يادآور شوند. آنها براي مقابله با ايدز، مالاريا و وبا اقدامات قابل توجهي را به انجام رسانده اند. اونايدز (Unaids) يكي، از موسسات زيرمجموعه سازمان ملل، هم موفقيت هاي اجلاس داووس در اين زمينه را مورد تاييد قرار مي دهد. به اعتقاد موسسه اونايدز نشست داووس موجب بالا رفتن احساس مسئوليت و خودآگاهي در قبال بيماري ايدز شده است. برخي شركت هاي عضو مجمع داووس حتي تعهد مي كنند كه به پرسنل مبتلا به ايدز در داخل مجموعه خويش به صورت رايگان دارو بدهند. مجمع داووس همچنين رواج گفت وگو ميان سران كشورها در قاره هاي مختلف را يكي از وظايف اصلي خود تلقي مي كند. البته به رغم اهداف بلندپروازانه كنوني، دكتر شواب اخيرا طي اظهارنظرهاي متعددي نوعي نگاه منتقدانه را نيز نسبت به خود مطرح كرده است. به عنوان مثال او در گفت وگويي با مجله بيلانتس ( Bilanz) مي گويد: در قبال آنچه كه اقتصاد نوين ناميده مي شود، ما بيش از حد غرق در مستي قدرت بوده ايم. وي حتي عليه اعضاي مهم خويش _ يعني شركت هاي بزرگ اقتصادي _ هم زبان به انتقاد گشوده است. اين در حالي است كه شركت هاي مذكور سالانه معادل حدود 30 هزار فرانك سوئيس به همايش داووس كمك مي كنند. شواب تاكيد دارد كه او يكي از اولين كساني بود كه خواستار آرام تر و سنجيده تر شدن روند جهاني سازي شد. وي اين درخواست را در سال 1996 و طي مصاحبه اي با نشريه اينترنشنال هرالد تريبون صورت داد. او در آن مصاحبه مديران شركت هاي بزرگ و چندمليتي را به خويشتن داري و تامل بيشتر در پيامدهاي عملكرد خويش فراخواند. شواب چنين مي گويد: طي سال هاي اخير پاندول ساعت زمان بيشتر به نفع اقتصاد نوسان داشته، اما حالا دوباره به سياست باز مي گرديم. در اجلاس امسال جهت كسب وجهه در ميان محافل عمومي اقدامات جديدي انجام شد. براي اولين بار مردم عادي به برخي نشست ها و مراسم دعوت شدند. روند كلي برنامه ها نيز در جهت القاي روحيه تواضع بود. امسال برخي برنامه هاي سال هاي گذشته حذف شده و تعداد شركت كنندگان به دو هزار نفر تقليل پيدا كرد. تعداد چهره هاي سياسي سرشناس در نشست امسال كمتر از سال گذشته به بود گفته اشنايدر، رئيس نشست ها، تغييرات مذكور به شكلي هدفمند صورت گرفته اند. اشنايدر اظهار مي دارد: سعي بر آن است تا روساي دولت ها صرفا براي ايراد سخنراني هايي كوتاه به داووس سفر كنند. هدف از برگزاري اجلاس داووس سخنراني كردن روساي دولت ها نيست. ما مي خواهيم به سوي بحث هاي تخصصي حركت كنيم با توجه به خطمشي فوق امسال سعي شد كه بيشتر از وزرايي دعوت به عمل بيايد كه در مقوله هاي اقتصادي تخصص و صلاحيت كارشناسي داشته باشند. شعار نشست امسال هم نسبت به سال هاي قبل از بلندپروازي و مبالغه كمتري برخوردار بود: اعتماد ايجاد كنيم. شركت هاي بزرگ بيش از سايرين به ايجاد اعتمادهاي جديد نياز دارند. حتي نشست داووس هم از رسوايي هاي مالي سال گذشته بي نصيب نماند. پرسي بارنويك، رئيس سابق ABBو، كنث لاي، رئيس انرون، هر دو از ستاره هاي عالم مديريت محسوب مي شدند و سال گذشته هر دوي آنان در شوراي بنياد داووس عضويت داشتند. اما امروز آنها مديراني بازنده محسوب مي شوند و ديگر كسي آنان را در داووس جست وجو نمي كند. البته به رغم تاكيد بر تخصصي شدن بحث هاي امسال، دكتر شواب حاضر نيست از اقدامات سياسي دست بكشد. وي از چند ماه پيش شديدا ابراز علاقه مي كرد كه در اجلاس امسال پذيراي هياتي از كشور كره شمالي باشد. علاوه بر اين وي شورايي موسوم به شوراي صد رهبر را تشكيل داده است. در قالب اين شورا غرب و جهان اسلام گفت وگوي تمدن ها را تقويت مي كنند. در ميان محافل نزديك به دفتر شواب اين شايعه رواج دارد كه او درصدد به دست آوردن جايزه نوبل صلح است. امروز كه 33 سال از آغاز نشست اقتصاد جهان در داووس مي گذرد دكتر شواب پاي به سن 64 سالگي گذاشته است و همچنان بر ايده بهبود دنيا پافشاري يكي مي كند از همكاران سابق وي مي گويد: صحبت از بازنشستگي شواب در محافل مربوط به همايش داووس نوعي تابو محسوب مي شود. بنيانگذار اجلاس داووس در جريان مصاحبه اي هم كه با نشريه Cash داشت، هنگامي كه خبرنگار از وي پيرامون بازنشستگي اش سوال كرد، واكنش نشان داد و گفت: بگذاريد مدت بيشتري كار تا كنم هفتاد سالگي هم مي خواهم كار خودم را ادامه بدهم. رقابت ايده ها بدون خشونت پس از آنكه وزير خارجه سوئيس حضور خويش در اجلاس داووس را منوط به تحقق شرايطي دانست، دولت اين كشور طي اولين اجلاس خود در سال ميلادي جديد اهميت اجلاس داووس را مورد تاكيد قرار داد و تدابير امنيتي ويژه اي را براي زمان برگزاري آن در نظر گرفت. كابينه سوئيس اعلام كرد از اينكه با وجود تلاش هاي صورت گرفته در سال گذشته براي انتقال محل اجلاس به نيويورك باز هم نشست اقتصاد جهاني در داووس برگزار مي شود، ابراز خوشحالي مي كند. يوزف دايس، وزير اقتصاد، در مقابل خبرنگاران ضمن تاكيد بر موضوع فوق خاطرنشان كرد حضور تعداد فراواني از مسئولان اقتصادي و سياسي جهان در داووس براي كشور سوئيس از اهميت بسيار زيادي برخوردار وي است افزود نشست داووس موقعيت خوبي را براي انجام ديدارهاي سودمند ميان شخصيت ها و كارشناسان فراهم مي آورد. حضور پاسكال كوشپين، يوزف دايس و كاسپار ويليگر، رئيس جمهور، وزير اقتصاد و وزير دارايي سوئيس، در اجلاس قابل توجه بود. پاسكال كوشپين، رئيس جمهور، هم شخصا سخنراني افتتاحيه را صورت داد. خانم ميشلين كالمي ري، وزير خارجه سوئيس، نيز اعلام كرد كه به رغم ترديدهاي اوليه در اجلاس شركت خواهد جست. كالين پاول، وزير امور خارجه آمريكا، هم به داووس آمد تا سخنراني كوتاهي پيرامون جنگ در عراق داشته باشد. البته معلوم نيست كه طي روزهاي آينده در سوئيس نسبت به سخنراني پاول چه واكنشي صورت بگيرد. دولت سوئيس اخيرا يك بار ديگر موضع خويش پيرامون جنگ عراق را كه در اكتبر سال گذشته (مهر ماه ) بيان كرده بود، مورد تاكيد قرار داد. يوزف دايس كه قبل از خانم كالمي ري سمت وزير خارجه سوئيس را بر عهده داشت، تاكيد دارد كشورش همچنان موضع سابق خود در سازمان ملل را حفظ مي كند. وي مي گويد: دولت سوئيس از ميان بردن سلاح هاي شيميايي و ساير سلاح هاي كشتار جمعي در عراق را با توسل به اقدامات بازرسان سازمان ملل اقدامي مناسب دانسته و از آن استقبال مي كند. برن اقدام نظامي را تنها به عنوان آخرين چاره و آن هم صرفا با مشروعيت سازمان ملل مي پذيرد. دايس كه فعاليت در وزارت اقتصاد را جالبتر از حضور در وزارت خارجه كشورش يافته است، اضافه مي كند: اگر بدون ماموريت سازمان ملل جنگي در بگيرد، سوئيس خود را داراي حق بي طرفي دانسته و به طرفين درگير در جنگ اجازه پرواز هواپيماهايشان از فراز آسمان خود را نخواهد داد. دولت سوئيس سعي دارد نشست اقتصاد جهاني را در كنار مراسم جانبي آن و راهپيمايي هاي سازمان هاي غيردولتي به عرصه اي براي تقابل ايده ها به صورتي عاري از خشونت بدل كند و اين امر را به خصوصيت اصلي نشست بدل نمايد. دستگاه هاي دولتي هيچ خشونتي را تحمل نمي كنند و با اتخاذ تدابير امنيتي لازم آزادي و اختيار عمل شركت كنندگان در نشست را تضمين كرده اند. علاوه بر فعاليت دستگاه هاي امنيتي نيروي هوايي نيز آسمان منطقه را تحت مراقبت شبانه روزي قرار مي دهد (در ادامه مقاله ما برخي از تدابير امنيتي به عمل آمده براي مراقبت از آسمان منطقه را ذكر خواهيم كرد. ) در كنار نيروهاي ارتش و پليس سوئيس حدود صد مامور امنيتي و محافظ شخصي از خارج از كشور به سوئيس آمده اند تا از مهمانان خارجي مراقبت كنند. البته در مورد نوع اسلحه هايي كه ماموران امنيتي خارجي مي توانند با خود به سوئيس بياورند محدوديت زيادي لحاظ شده است. از نگاه سرويس هاي مخفي هرگونه حمله تروريستي از آسمان به محل برگزاري اجلاس عملا غيرممكن است. از مدت ها پيش اعلام شده بود كه در اطراف محل برگزاري نشست براي پرواز هواپيماها محدوديت ايجاد مي شود. بخشي از نيروي هوايي سوئيس هم طي روزهاي اجلاس در آماده باش كامل هفته بودند گذشته حتي دولت جزئيات برخورد با موارد فوق العاده اي را كه ممكن است پيش بيايد هم ذكر كرد. در اعلاميه دولت نحوه برخورد با هر هواپيمايي - چه شناخته شده و چه ناشناس - در صورت پرواز بدون هماهنگي شرح داده ساموئل شد اشميد، وزير دفاع، دستورالعمل دقيقي را در اين زمينه تهيه كرده و اين دستورالعمل با دقت توسط فرماندهان نيروي هوايي اجرا مي شود. در محدوده اي به طول 80 كيلومتر در مسير شرقي - غربي كه در شمال و جنوب نيز به نواحي كوهستاني منتهي مي شود، ممنوعيت هاي پروازي در نظر گرفته در شد اين محدوده هيچ هواپيمايي حق پرواز در ارتفاع پايين تر از 4600 متري را ندارد. محدوديت هاي پروازي صرفا براي تامين امنيت اجلاس در نظر گرفته نشده، بلكه به منظور كاهش ترافيك هوايي در جريان برگزاري نشست هم بوده است. مقامات و شخصيت هاي بسياري با هواپيماهاي اختصاصي به داووس مي آيند و حضور آنها مستلزم كاهش بار ترافيك هوايي در منطقه است. رادارهاي مستقر در شهر زوريخ آسمان را كاملا تحت مراقبت مي گيرند و اضافه بر آنها يك رادار جديد هم در داووس فعاليت مي كند. هواپيماهاي اف - نيز 18 نقش مهمي در تامين امنيت منطقه داووس دارند. در تمام طول روز دو فروند از آنها در آسمان در حال گشت زني هستند و شبها نيز يك اسكادران در حالت آماده باش باقي مي ماند. هواپيماهاي مذكور مجهز به توپ هاي 20 ميلي متري وموشك هاي هوا به هوا هستند. هلي كوپترها و هواپيماهاي ديگري هم در تامين امنيت هوايي به هواپيماهاي اف - كمك مي كنند. برخي 18 تاسيسات ضدموشكي هم بر روي زمين به كار گرفته مي شوند. تدابير گسترده فوق علاوه بر ناامني جهاني و خطرات فعلي يك علت سمبليك هم دارند. سال گذشته براي اولين بار نشست اقتصاد جهاني در خارج از داووس برگزار شد. مقامات مسئول در سوئيس به رغم تلاش فراوان نتوانستند مانع از انتقال محل اجلاس به نيويورك شوند. شهر نيويورك با وجود آنكه مدت زيادي از حوادث يازده سپتامبر نمي گذشت در سال 2002 ميزبان نشست سالانه اقتصاد جهاني بود. اما امسال با تلاش هاي صورت گرفته دوباره داووس محل برگزاري اجلاس شد. مقامات سوئيسي قصد دارند با اعمال تدابير امنيتي گسترده نشان دهند كه داووس نسبت به نيويورك محل امن تري براي برگزاري اجلاس است. مخالفان جهاني سازي در داووس چه مي خواهند از بعضي جهات پيشنهادهاي مخالفان جهاني سازي در واقع درخواست براي بازگشت به دهه هاي پنجاه و شصت و يا بعضا هم دهه بيستم در است گذشته اولين و شايع ترين خواسته آنها وضع ماليات بر نقل و انتقالات پولي و ارزي بود، اما امروز ديگر چنين نيست. جيمز توبين، برنده نوبل اقتصاد، كه تئوري هاي خاصي را در اين زمينه مطرح كرده بود، اكنون از ايده هاي مذكور فاصله مي گيرد. جنبش مخالفان جهاني سازي به تدريج انتقادات خود را در مسيرهايي جديد و متفاوت از خواسته هاي اوليه به جريان مي اندازد. اهم موضوعات مطرح شده از سوي آنها به شرح زير است: اكولوژي، شرايط كار، مسائل مربوط به توسعه، تهديدات جنگ، حمايت از گونه ها و تكنولوژي ژنتيك. البته مخالفان جهاني سازي ايده هايي فرافكنانه دارند و با مشاهده برنامه هاي جديد از سوي همفكران دامنه مخالفت هاي خود را به موضوعات جديدي فراتر از موضوعات فوق هم گسترش مي دهند. يكي از سازمان هاي اصلي مخالفان جهاني سازي كه البته به صورت غيررسمي فعاليت مي كند حدود سيصد صفحه پيشنهاد براي عملكرد مخالفان جهاني سازي مطرح كرده است و اعتقاد دارد كه آنها تمامي اين پيشنهادها را قبول دارند. برخلاف عملكرد جهاني اين گروه ها، ايده هاي آنان محلي است. شبكه اقتصادي ايده ال از نگاه گروه هاي مذكور شبكه اي است كه كوچك باشد و نيازهاي اساسي خويش را از منابع محلي تامين كند. به اعتقاد آنها انتقال پول و سرمايه نبايد شكلي فرامنطقه اي داشته باشد و پول هاي هر منطقه نبايد از مرزهاي جغرافيايي آن منطقه خارج شوند. به خصوص بايد شيوه هاي تصميم گيري دموكراتيك گسترش پيدا كند و نحوه مديريت شركت ها و حقوق خاص ساكنان هر محل با شيوه هايي دموكراتيك تعيين شوند. تصميمات بين المللي هم نبايد توسط سازمان هايي نظير سازمان تجارت جهاني ( WTO) صندوق، بين المللي پول و يا بانك جهاني اتخاذ شوند، بلكه همه آنها بايد از مجراي شورا يا كميسيون اقتصادي سازمان ملل بگذرند. موارد اساسي فوق در واقع بيانگر نوعي تناقض ميان اقتصاد جهاني و محلي هستند. آنچه كه مخالفان جهاني سازي بر آن تاكيد مي كنند مي تواند ناقض خود هم باشد. از يكسو گفته مي شود كه نبايد از خارج چيزي را بر يك دولت و كشور تحميل كرد و از سويي ديگر جامعه بين الملل به طريق دموكراتيك و با راي اكثريت تعيين مي كند كه همه كشورها بايد از چه الگويي تبعيت كنند. يك كارشناس اقتصادي در داووس مي گويد: مخالفان جهاني سازي از يكسو تاكيد مي كنند كه به عنوان مثال نبايد كشوري وادار شود با واردات مواد غذايي ارزان موافقت كند و از سويي ديگر هر چه جمع بگويد درست است. اگر مقامات اقتصادي دنيا مي خواستند از چنين الگويي پيروي كنند امروز قوانين به مراتب كمتري براي بازي در اقتصاد جهان مي داشتيم. حتي پروتكل كيوتو هم نمي توانست شكل بگيرد. درخواست براي حفظ اقتصادهاي محلي و توجه به ساكنان بومي مناطق هم تا حدودي مشابه وضعيت فوق است. البته هيچ كس ترديدي ندارد كه اقتصادهاي بزرگ دنيا و در راس آنها آمريكا ايده هايي خودخواهانه و شبه استعماري نيز در اقتصاد دنبال مي كنند و شيوه اجراي مقاصد آنها گاه چنان عوام فريبانه است كه كمتر كسي در مورد نيت خيرخواهانه آنان شك مي كند، اما عملكرد مخالفان جهاني سازي هم فاقد ساختار و چارچوبهاي صحيح به نظر مي رسد. مخالفان جهاني سازي به درستي اعتراض هايي را مطرح مي كنند، اما در عمل نمي توانند آلترناتيو و جايگزين كاملا مقبولي كه جامع و فراگير باشد ارائه دهند. لذا درخواست هاي آنها در ميان همه مردم عموميت پيدا نمي كند. بدين ترتيب است كه گروهي از كساني كه در همين داووس گرد هم مي آيند يك استدلال ساده اما تكان دهنده را مطرح مي كنند. صاحبان شركت هاي بزرگ و چندمليتي از ناتواني مخالفان خويش سوءاستفاده كرده و چنين استدلال مي كنند: هر كس هزينه ها را مي پردازد همان كس هم بايد تصميم ها را اتخاذ كند. تنها در چنين صورتي است كه دموكراسي واقعي شكل لذا مي گيرد در مورد چگونگي ماليات ها و نحوه شكل گيري دولت هاي مدني اين پولدارها هستند كه بايد تصميم بگيرند، زيرا آنها هستند كه پول مي پردازند، نه فقيرها، بازنشستگان و يا حقوق بگيران ساده (روزنامه سوئيسي نويه سورشر سايتونگ چاپ زوريخ - دوازده ژانويه 2003 ).طرفداران جهاني سازي معتقدند مخالفان آن با پيشنهادهاي خويش سعي مي كنند انسان را به عصر پيش از تاريخ و زندگي روستايي بكشانند. آنان مي گويند غايت ايده محلي گرايي در واقع چنين چيزي است. از اين منظر محلي يا ملي شدن اقتصاد موجب پديد آمدن كارتل ها و انحصارگراني محلي مي شود كه در عملكرد خويش تفاوتي با سودجويان چندمليتي ندارند. تنها تفاوت آنها حوزه عملكردشان مي تواند باشد. چنين وضعيتي را در كشورهاي در حال توسعه مي توان به خوبي ديد. ممنوعيت هاي وارداتي بحث هاي فساد مالي در وزارتخانه ها را به وجود مي آورد. اين فساد با آن سودجويي هاي چندمليتي ها نمي تواند تفاوت چنداني داشته باشد. يك كارشناس سوئيسي به نام بيت كاپلر درستي نظرات طرفداران جهاني سازي را چنين استدلال مي كند: در اقتصاد ملي و محلي ما دوباره به همان وضعيت برمي گرديم كه سرمايه يك مرد در گردن بند طلاي همسرش جمع مي شود و هر چقدر كه سرمايه اش بيشتر مي شود بر كلفتي گردنبند طلا هم افزوده مي گردد. در آنجا فرد نمي تواند بدون واسطه سرمايه خود را در يك سيستم مالي جامع به كار گيرد، لذا ترجيح مي دهد از آن براي سرمايه گذاري مناسب استفاده نكند. وقتي پول محلي شد، سفرها، واردات و مهاجرت ها هم محدود مي شود و ما امروز شاهديم كه در آفريقاي سياه و آمريكاي لاتين غيرقابل تبديل بودن پول عملا نوعي زندان مالي را پديد آورده است. در مقابل استدلال يك كارشناس مالزيايي به نام مارتين خور (Khor Martin) هم صحيح به نظر مي رسد. وي مي گويد كه طرفدار تجارت آزاد است، اما عملكرد پشتوانه هاي اصلي جهاني سازي يعني اروپا و آمريكا باعث شده است تا مردم هم از جهاني سازي و هم از تجارت آزاد متنفر شوند. او در اين زمينه از وجود يارانه هاي كشاورزي و نساجي در آمريكا و اروپا ياد مي كند كه مانع حضور كشورهاي ضعيف تر در عرصه جهاني مي شود. در اين ميان بسياري از اعتراض هاي مخالفان جهاني سازي ريشه هاي ملي هم دارند. به عنوان مثال سوسيال دموكرات ها در سوئيس دريافته اند كه نيات محافظه كارانه آنها در زمينه خدمات عمومي در جامعه سوئيس مي تواند با مبارزه با خدمات و تجارت آزادي كه مدنظر سازمان تجارت جهاني است ارتباط پيدا كند. فرانسوي ها هم به نوبه خود تمام دنيا را به 35 ساعت كار در هفته و مقابله با آن دسته از سيستم هاي بيمه بازنشستگي كه مسدودكننده جريان سرمايه است، تشويق مي كنند. بعضي از آلماني ها هم ريشه وضعيت بد اقتصاد كشورشان را در ركود اقتصاد جهاني شده جست وجو مي كنند. در همين راستا است كه امسال زنان كشاورز در آمريكاي لاتين هم به جمع معترضين به اجلاس داووس مي پيوندند. زبان آنها گوياتر از جوانان اروپايي است آنها بهتر از سياستمداران و مديران طرفدار جهاني سازي حرف مي زنند زيرا فقر را خودلمس كرده اند. سياستمداران و مديران به آمارهاي بانك جهاني اشاره مي كنند كه براساس آنها جنوبي هاي جهاني شده ثروتمندتر از ساير كشورهاي مشابه خويش شده اند. اما زنان كشاورز در آمريكاي جنوبي چنين چيزي را احساس نمي كنند. بيت كاپلر مي گويد: در اينجا بحث اخلاق پيش كشيده مي شود. اما تجربه به ما ياد داده است معمولا كساني كه خواهان محدوديت هستند اخلاقي تر از طرفداران آزادي محسوب مي شوند. البته تبليغات طرفداران جهاني سازي كه نمونه هايي از آنها را در بالا ديديد، به هيچ وجه نمي تواند مخالفان جهاني سازي در داووس را قانع كند. حقيقت آن است كه به رغم استدلالاتي بعضا منطقي، طرفداران جهاني سازي نمي توانند آنچه را كه در گفتار بيان مي كنند با ما به ازاهايي واقعي مطابقت دهند. موتورهاي جهاني سازي و در راس آنها آمريكا و اروپا نه مي توانند و نه مي خواهند در كانالي كه در استدلالات بر آنها تكيه مي كنند، به پيش بروند. لذا عرصه هايي نظير اجلاس داووس نمي توانند پا را خيلي فراتر از پديده هاي سمبليك بگذارند. براي نبرد مخالفان و موافقان نبايد پاياني متصور بود.