Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811108-59793S1

Date of Document: 2003-01-28

تقدير آكادميك به مناسبت سالمرگ پير بورديو توني فيتز جرالد ترجمه: حامد يوسفي جمعه گذشته در بسياري محافل جامعه شناسي جهان نشست هايي برپا شد. سخنرانان كوشيدند در نخستين سال مرگ موثرترين جامعه شناس دهه هاي اخير در اروپاي قاره اي، نقش او در نظريه اجتماعي معاصر را مورد ارزيابي قرار دهند. در ايران اما، پير بورديو همچنان در حاشيه است. همتاي انگليسي او، آنتوني گيدنز، البته در زبان فارسي بخت و اقبال فراوان داشته، ولي كمتر كسي به اين نكته توجه كرده كه در بحث نزاع ميان كنشگران و ساختارهاي اجتماعي، بورديو هم به اندازه رئيس مدرسه اقتصاد لندن، نظرات تازه گيدنز دارد با نظريه ساختاربندي مي كوشد راه ميانه اي بيابد كه در آن نه كنشگران مغلوب و منفعل در برابر ساختارهاي اجتماعي باشند، نه اين كه ساختارهاي اجتماعي در شكل گيري رفتار كنشگران بي تاثير قلمداد شوند. اما بورديو نظر ديگري داشت: بايد ديد نظام اداري، نظام حقوقي و نظام آموزشي چگونه ساختارهاي مطلوب دولت را بازتوليد مي كنند. گرچه به تعبير خودش، مي كوشيد كنشگران زندگي واقعي را كه به دست لوي استروس و ساختارگرايان ديگر، به ويژه آلتوسر، از صحنه خارج شده بودند، به صحنه بازگرداند. اين هم شايد راه ميانه باشد، اما با اندكي تفاوت از راه ميانه گيدنز مي گريزد. مهجور بودن در ايران شايد بورديو را آن قدرها هم ناراحت نمي كرد چه او افتخارات فراواني يدك مي كشيد: در سال 1981 كه ريمون آرون بازنشسته شد، كرسي او در كلژ دوفرانس خالي ماند و در رقابتي شديد اين بورديو بود كه توانست بر ريمون بودن و آلن تورن فائق آيد و صاحب كرسي خطابه در معتبرترين مركز علمي فرانسه شود. او برنده نشان طلاي آكادمي علوم فرانسه بود و رئيس مدرسه مطالعات عالي علوم اجتماعي پاريس. موسس مجله مطالعات علوم اجتماعي بود و استاد بسياري از دانشگاه هاي معتبر جهان. وقتي مرد روزنامه ها نوشتند; اگر جامعه شناسي در دهه هاي اخير به ايفاي ماموريت اصلي اش نايل آمده _ كه عبارت باشد از ادامه پروژه فلاسفه روشنگري به شيوه هاي ديگر _ اين اتفاق تا اندازه زيادي مديون پير بورديو است. بورديو براي خود رسالتي مشابه رسالت ميشل فوكو قائل بود: فهم و افشاي موارد ناپيدا. مواردي مثل بي طرفي دولت، بي طمعي دانشمندان، عينيت علم، معصوميت هنر و... كه طبيعي بودن، قطعيت و درستي ظاهري خود را مديون ساختارهايي اند كه در يك كلام نظام بازتوليد ناميده مي شود. از بورديو نوشته هاي اندكي به فارسي وجود دارد. فقط كتاب عقل عملي از او ترجمه شده كه در فارسي عنوانش هست: نظريه كنش، دلايل عملي و انتخاب عقلاني اين كتاب را مرتضي مرديها ترجمه به كرده علاوه مقاله مهمي هم با عنوان جامعه شناسي و ادبيات، آموزش عاطفي فلوبر توسط دكتر يوسف اباذري در شماره 9 و 10 فصلنامه ارغنون منتشر شده. اين مقاله را بورديو درباره رمان معروف گوستاوفلوبر، تربيت احساسات نوشته كه اين رمان را هم مهدي سحابي به فارسي ترجمه كرده محمدرضا است فرازنده هم در ارغنون شماره 20 مقاله اي از بورديو با عنوان كنش هاي ورزشي و كنش هاي اجتماعي ترجمه كرده است و مراد فرهادپور هم ترجمه مقاله تكوين تاريخي زيبايي شناسي ناب را در ارغنون 17 به چاپ رسانده. جز اين ها مي ماند چند مقاله پراكنده و صفحاتي معدود در كتابهاي شرح نظريه هاي جامعه شناسي از جمله نظريه جامعه شناسي در دوران معاصر نوشته جورج ريتزر. امروز در همشهري مقاله اي مقدماتي درباره كليات آثار بورديو مي خوانيد. يكي از كليدي ترين واژه هاي جامعه شناسي بورديو و همچنين اين مقاله، واژه Habitus است. ترجمه تحت اللفظي اين واژه در فارسي مي شود عادت اما، به تعبير مرتضي مرديها در مقدمه كتاب نظريه كنش: ترجمه Habitus به عادت، خالي از اشكال نيست چون محتواي معناي آن از عادت بسيار فراخ تر است. معني آن اين است: نوعي آمادگي عملي، نوعي آموختگي ضمني، نوعي فراست، نوعي تربيت يافتگي اجتماعي از نوع ذوق، سليقه كه به عامل اجتماعي اين امكان را مي دهد كه روح قواعد، آداب، جهت ها، روندها، ارزش ها و ديگر امور حوزه خاص خود (حوزه علمي، اقتصادي، ورزشي، هنري، سياسي... ) را دريابد، درون آن پذيرفته شود، جا بيفتد و منشاء اثر مرديها شود خود از تعبير عادت واره استفاده كرده است. اباذري در ترجمه مقاله ارغنون واژه منش را به كار برده و محسن ثلاثي در ترجمه كتاب ريتزر تركيب ساختمان ذهني را ابداع كرده است. اما ظاهرا هيچ كدام اين تعبيرات كامل نيست. بورديو تعمدا در به كار بردن Habitus معاني فلسفي پشت اين واژه را مدنظر داشته و به نظر مي رسد در ترجمه فارسي نيز نبايد از اين مسئله غفلت كرد. مترجم در مقاله حاضر كوشيده است همان تعبير حكماي سنتي خودمان را استفاده كند كه به نظر گوياي تمامي جنبه هاي Habitus است; ملكه و ملكه ذهن. به واسطه جامعه شناس، عاملين اجتماعي قادر خواهند بود دست كم اندكي واضح تر بدانند كه چه هستند و چه مي كنند. (بورديو در به عبارت ديگر: به سوي يك جامعه شناس تامل گر، ) 1990 پير بورديو (Bourdieu Pierre) اول اوت 1930 در روستايي از كوهپايه هاي پيرنه به دنيا آمد. پدرش پستچي بود اما قبل از آن، سال هاي متمادي دهقاني مي كرد. بورديو در يكي از معتبرترين مدارس محلي درس خواند و چون دانش آموزي برجسته بود در آزمون ورودي اكول نورمال سوپريور در پاريس پذيرفته شد و در اين مهد سنتي روشنفكران فرانسه ابتدا فلسفه و سپس جامعه شناسي خوانند. گرچه او در زمان فارغ التحصيلي بالاترين رتبه كلاسشان را داشت، اما بدجوري احساس غريبگي مي كرد; انگارگدايي را كودكان نخبه فرانسه دوره كرده باشند! اين احساس حتي تا زماني كه او خود بخشي از جماعت روشنفكران شد نيز ادامه يافت. بسياري از كارهايي كه كرده ام واكنشي به اكول نرمال بوده است. او در مصاحبه اي با روزنامه نيويورك تايمز در سال 2001 علاوه بر اين گفته است: من فكر مي كنم اگر جامعه شناس نشده بودم شديدا ضدروشنفكر مي شدم. واقعا از چنين دنيايي وحشت داشتم. از سال 1958 در دانشگاه الجزاير تدريس كرد و به مدت دو سال درست در زمان آغاز جنگ الجزايري ها براي كسب استقلال از فرانسه، به اين كار ادامه داد. نخستين كتابش از دل همين تجربه بيرون آمد: جامعه شناسي الجزاير. پس از اين كه به منظور تدريس در ليل و پاريس به فرانسه بازگشت با ماري كلر پريسار ازدواج كرد. در اين زمان تقويم سال 1962 را نشان مي داد. گرچه بورديوبه شكل توجيه پذيري به دليل پيشرفت هايي كه به نظريه هاي عمومي اجتماعي و جامعه شناختي بخشيده مشهوراست اما شخصا معتقد بود جامعه شناسي آموزش و پرورش در حقيقت هسته مركزي تمام انديشه ها و اعمال جامعه شناسانه است در سال 1979 كتاب تمايز: سنجش اجتماعي داوري سليقه در فرانسه (و در سال 1984 در انگلستان ) منتشر اين شد همان كتابي است كه به عنوان يكي از ده كتاب مهم جامعه شناسي قرن بيستم از سوي انجمن بين المللي جامعه شناسي انتخاب شده است. برخي ديگر از آثار تاثيرگذار بورديو عبارتند از: اصالت دولت، مكاتب نخبگان در عرصه قدرت انسان، آكادميك انديشه هاي، پاسكالي درباره، تلويزيون و از همه تازه تر: وزن جهان: رنج اجتماعي در جوامع معاصر. بورديو در ژانويه 2001 به نيويورك تايمز گفت: غايت آثار من نشان دادن اين است كه فرهنگ و آموزش و پرورش، عاداتي ساده يا تاثيرگذاراني كوچك نيستند. آنها در تشخيص و تصريح تفاوت موجود ميان گروه ها و طبقات اجتماعي و در باز توليد اين تفاوت ها بسيار اهميت دارند. از سال 1981 بورديو صاحب كرسي با اعتبار تدريس در كولژ دو فرانس بود. ساخت گرايي احتمالا بهتر است پير بورديو را يك ساختار بندگرا ( Structurationist) بدانيم البته در كنار آنتوني گيدنز كه در واقع مروج تعبير ساختاربندي است. بورديو به عنوان يك دانش آموخته مكتب ساخت گرايي فرانسه در دهه 1950 در طول دهه 1960 كوشيد از اين جهان فاصله بگيرد و در خلال دو دهه بعد انديشه جامعه شناسانه شخصي اش را شكل دهد. وي در پي مفهومي تحليلي تر و انتقادي تر برآمد تا سخت گيري نظري را با ژرف نگري تجربي تلفيق كند. به اين منظور او كوشيد روش شناسي مفهومي - جامعه شناسانه اي را براي مواجهه با پديده هاي اجتماعي در سطحي وسيع تر تدارك ببيند. به طور خلاصه بورديو در آثارش مي خواست تمايز مرسوم ميان ساختار و عمل را واژگون اگر كند مايليد درباره تلاش هاي بورديو اطلاعات مفيدتري به دست آوريد مي توانيد به فصل هفتم كتاب چارلز لمرت، جامعه شناسي: پس از بحران (انتشارات وست ويو ) مراجعه كنيد. به سوي جامعه شناسي آموزش و پرورش گرچه بورديو به شكل توجيه پذيري به دليل پيشرفت هايي كه به نظريه هاي عمومي اجتماعي و جامعه شناختي بخشيده مشهور است، اما شخصا معتقد بود جامعه شناسي آموزش و پرورش در حقيقت هسته مركزي تمام انديشه ها و اعمال جامعه شناسانه است. عنايت بورديو به جامعه شناسي آموزش و پرورش مبتني بر اين باور بود كه هدف نهايي نظام هاي آموزش و پرورش باز توليد اجتماعي /طبقه نخبه غالب است. به اين ترتيب از ديدگاه بورديو جامعه شناسي آموزش و پرورش اين فرضيه را به تبيين و ارزيابي خواهد نشست. مشخصا از همان زماني كه جامعه شناسان آموزش و پرورش در بريتانيا چنين دغدغه خاطري داشتند، آثار بورديو نقطه عطف هايي برجسته به شمار اين مي آيند آثار تاثيري عميق در پيدايش آنچه جامعه شناسي جديد آموزش و پرورش ناميده مي شود، داشته اند. جامعه شناسي جديد آموزش و پرورش در اواخر دهه 1970 ظاهر شد و نگاه جامعه شناسان آموزش و پرورش را به سوي پرسش از شكل هاي ارزشمند اطلاعات - از نگاه جامعه - معطوف داشت. اين جا است كه مفاهيم مورد تاكيد بورديو: زمينه، ملكه، سرمايه فرهنگي، باز توليد فرهنگي و پاكسازي فرهنگي نقشي عمده در جامعه شناسي جديد آموزش و پرورش پيدا مي كنند - البته در كنار آثار جامعه شناسان بريتانيايي نظير نل كدي و دوگ هالي. به طور خلاصه بورديو آموزش و پرورش را يك عرصه مي داند و آن را به صورت شبكه اي از موقعيت هاي عيني تعريف مي كند كه از سوي عاملاني كه قواعد بازي را پذيرفته اند، ايجاد گشته است - قواعد بازي موضوعاتي هستند كه به واسطه آنها رقابت به انحاي گوناگون براي سرمايه فرهنگي امكان پذير مي شود. در واقع كاركرد آموزش و پرورش از ديدگاه بورديو باز توليد فرهنگي طبقات مسلط است. او مي گويد نظام هاي آموزش و پرورش مي توانند اين هدف را از طريق امتياز دادن به هنجارها، ارزش ها و شكل هاي عمل آن طبقات غالب برآورده كنند. اين هنجارها، ارزش ها و الخ، همان سرمايه فرهنگي هستند كه بورديو مي گويد. اين هنجارها، ارزش ها و الخ تشكيل دهنده آن چيزي هستند كه ملكه ذهن طبقات مسلط است. هر طبقه عادات يا ملكه هايي در ذهن دارد، اما فقط ملكات طبقات غالب و مسلط سرمايه فرهنگي را تشكيل مي دهند. بايد دانست كه موقعيت مسلط ملكات طبقات مسلط وابسته به برتري ذاتي عناصر آن ملكات نيست، بلكه نتيجه قدرت اجتماعي اين طبقات است كه قادرند خرده فرهنگ خود را تبديل به فرهنگ كل جامعه سازند. بدين ترتيب نظام رسمي آموزش و پرورش صرفا زننده مهر تاييد است - همان گونه كه نهاد ابتدايي اجتماعي كردن كودكان است. كودكاني كه در طبقات مسلط به دنيا مي آيند از بدو تولد روند اجتماعي شدن را متناسب با ملكه هاي ذهني مسلط از سر مي گذرانند و وارد نظام آموزش و پرورش مي شوند كه محض آنها ايجاد گشته است. در حالي كه ديگران وارد نظامي خواهند شد كه ارزش هاي رقابتي و تعارضي را ارائه مي دهد. دانشجويان بريتانيايي ممكن است مباحثي را كه اين روزها در خصوص نخبه گرايي كمبريج و آكسفورد، در خصوص داوطلبان دانشگاه كه از طبقات كارگر برخاسته اند و در خصوص اقليت هاي قومي در رسانه هاي بريتانيا مطرح مي شود را مورد توجه قرار اما دهند در عوض محافل دانشگاهي بريتانيا نخبه گيرايي نيروي هوايي سلطنتي را مورد توجه قرار مي دهند! آموزش و پرورشي كه بدين ترتيب مي شناسيم كاركردي معكوس خواهد داشت، يعني همه آنهايي را كه فاقد سرمايه اي فرهنگي هستند از رسيدن به نقاط بالا محروم مي كند. واسطه هاي فرهنگي مفهوم واسطه هاي فرهنگي ماهيتا با نام جامعه شناس فرانسوي، پير بورديو، گره خورده است. به همين دليل اين ايده را بايد در زمينه كار او درباره سرمايه فرهنگي و مفاهيم مربوطه به ملكه و بدنه قرار داد. واسطه هاي فرهنگي اعضاي آن چيزي هستند كه بورديو اسمش را خرده بورژوازي جديد مي گذارد. اين پاره تازه خرده بورژوازي نوعا در مشاغل خلاق و مراقبت هاي طبي، اجتماعي به كار گرفته مي شود. خرده بورژوازي جديد جاي خودش را در كليه مشاغلي باز مي كند كه مستلزم نمايش و بازنمايي هستند... و در كليه نهادهايي كه كالاها و خدمات نمادين را فراهم مي آورند. (تمايز - ص ) 359 كوتاه سخن آن كه، واسطه هاي فرهنگي در حرفه هايي به خدمت گرفته شده اند كه مصرف و به طور كلي مصرف گرايي را ارتقا مي بخشند. مشخصا تا آنجا كه ما قدم به جامعه اي مصرفي مي گذاريم، اين گروه كارگران بخشي مهم و قابل توجه از جامعه اند. به علاوه اين حقيقت نيز همين اندازه روشن است كه اين گروه در هرگونه تحليل از رسانه ها نيز نقشي بسيار مهم و با معني دارد. بنابراين بايد اذعان كنيم كه كاركنان تبليغاتي، روزنامه نگاران و گروه هاي توليد تلويزيوني اعضاي اين خرده بورژوازي جديدند. بورديو تا آن جا پيش مي رود كه مجموعه اي به خصوص از ويژگي هاي اجتماعي و نگرشي اين گروه را بيان مي كند. در قاموس بورديو اين همان چيزي است كه به آن تحت عنوان ملكه و واسطه هاي فرهنگي ارجاع مي شود. به عنوان اولين مثال بورديو مي گويد كه آنها را انزجاري خاص عليه موقعيت حرفه اي و اقتصادي شان شخصيت مي بخشد. اغلب اين افراد شايستگي هاي صوري را به خاطر تحصيلات بالاتر از خود بروز مي دهند اما انتظار دارند بروز اين شايستگي ها در پايگاه اجتماعي و درآمدشان تاثير مثبت تري بگذارد. اعضاي اين گروه به خاطر شان تحصيلات سطح بالايي از سرمايه فرهنگي را ارائه مي دهند. امابه خاطر خشم و انزجارشان، نگرشي دوسويه نسبت به اين سرمايه فرهنگي دارند. اين دوسويه نگري، اعضاي اين گروه را وامي دارد كه به دنبال و حامي اشكال مختلف تمرد نمادين و فرهنگي باشند. تمرد از فرهنگ تثبيت شده و قانوني يعني همان (سرمايه فرهنگي ) به نظر بورديو، اين گروه از اين قبيل اشكال فرهنگي حمايت خواهند كرد; علمي - تخيلي، سينما و اشكال بديل موسيقايي. بورديو در بحث نشان مي دهد كه عنصر ضروري تمام بديل هاي مورد حمايت اين گروه، تلفيق فرهنگ بالا و پايين است. بورديو در آخرين كتابش (وزن جهان ) كه مطالعه اي مردم نگارانه درباره فرانسه معاصر است - توجه كنيد كه بورديو در اصل تربيت يافته مردم شناسي سنتي بود - شواهد بسياري در قالب مصاحبه با افرادي كه به نظر او واسطه هاي فرهنگي هستند فراهم مي آورد. به عنوان نمونه مي توانيد به گفت وگو با سباستين ك. كه، يك روزنامه نگار سياسي است، و مصاحبه با او تحت عنوان تقدير آكادميك در صفحات 514 تا 528 كتاب چاپ شده و يا گفت وگويي تحت عنوان همسر و همكار كه با يك تدوين گر فيلم به نام هلن انجام د گرفته، مراجعه كنيد. نقد نوليبرال گرايي بورديو را با جامعه شناس بريتانيايي، آنتوني گيدنز، مقايسه اين كرده اند مقايسه احتمالا زماني كه ما نظر بورديو را درباره راه سوم بلر كلينتون مورد توجه قرار مي دهيم، فرو خواهد شكست. به نظر بورديو، نوليبرال گرايي كلينتون - بلر، كه مبتني بر برچيده شدن محافظه كارانه دستاوردهاي بزرگ اجتماعي در خصوص بهداشت، آموزش و پرورش، مسائل مربوط به كار و تامين اجتماعي دولت رفاه در طول دوره تاچر - ريگان بود، تناقضي پديد آورده است: يك ضدانقلاب نمادين كه شامل انواع خودستايي ملي گرايانه است. بورديو مي گويد اين عميقا محافظه كارانه است اما خود را مترقي مي نمايد، چون در واقع به دنبال استقرار مجدد نظم گذشته در برخي از جنبه هاي بسيار ابتدايي اش است (خصوصا در عرصه روابط اقتصادي ) و به اين ترتيب ارتجاع، پس رفت و تسليم را به عنوان اصلاحات معطوف به جلو يا تطور منتهي به دوراني كاملا تازه از وفور و آزادي جا مي زند: شاهدش هم زبان به اصطلاح; اقتصاد جديد و گفتمان پرآوازه حول تجارتخانه هاي شبكه اي يا اينترنت است. به تندي ليونل ژوسپن و ائتلاف سوسياليسم نادرست او را به باد انتقاد مي گيرد و بورديو به مثلث نئوليبرال بلر - ژوسپن - شرودر حمله ور مي شود. او همچنين از آن دسته مهاجران بي مدركي دفاع مي كندكه در فرانسه حاضرند اما نمي توانند قانونا حضور خود را توجيه او كنند جهاني شدن را مورد حمله قرار مي دهد. در كتابي به نام روند مقاومت: عليه استبداد بازار كه در سال 1999 نوشته شده بورديو بر وظيفه روشنفكر در مبارزه عليه نفود خزنده جهاني شدن تاكيد مي كند. از اين رو هدف اصلي بورديو در آخرين اثرش، وزن جهان... باز داشتن سياستمداران از خوش بيني كوركورانه شان در خصوص روابط اجتماعي بود.