Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811102-59773S1

Date of Document: 2003-01-22

سي فيلم در جاده هاي پرپيچ و تاب سيمرغ گزارشي درباره فيلم هاي اول متقاضي شركت در جشنواره فيلم فجر به هر حال دير يا زود نسل جديدي از راه خواهد رسيد كه در آغاز راه مي تواند روي پاي خودش بايستد و فيلم بسازد ميثم مولايي امسال دوباره پس از چند سال بخش مسابقه فيلم هاي اول و دوم به جشنواره فيلم فجر اضافه شده است، حدود سي فيلم هم متقاضي شركت در جشنواره شده اند كه نمايش تعدادي از آنها هم در جشنواره مي تواند نمايان گر سطح كيفي سينماي ايران در چند سال آينده باشد. البته به شرطي كه اين فيلم ها آن قدر قابل توجه و با ارزش باشند كه سازندگانشان بتوانند در سينما بمانند و بازهم فيلم بسازند. يكي از موضوعاتي كه در اين چند ساله همواره مورد توجه محافل سينمايي قرار داشته، ورود فيلمسازان جوان و تازه كار به بدنه توليد حرفه اي سينماي كشور بوده كه هنوز هم مخالفان و موافقان سرسختي با دارد يك نگاه كلي مي توان افرادي را كه براي ساخت اولين فيلم هاي بلندشان در اين سال ها تلاش كرده اند، از نظر سابقه و پيشينه سينمايي به سه دسته تقسيم كرد. گروه اول فيلمسازاني هستند كه كارشان را با ساختن فيلم هاي تجربي با حمايت هاي مراكز دولتي مثل انجمن سينماي جوان آغاز كردند و بعد هم در اين زمينه يكسري جايزه داخلي و خارجي براي فيلم هايشان دريافت كردند ومورد توجه قرار گرفتند. گروه دوم كساني هستند كه شايد فعاليت هاي هنري شان را با ساختن همين فيلم هاي تجربي آغاز كرده باشند، اما بعدا جذب سينماي حرفه اي شدند و در سمت هاي مختلفي مثل دستيار كارگردان يا... فعاليت كردند. گروه سوم هم كساني هستند كه نسبت به دو گروه قبلي تجربيات فيلمسازي كمتري دارند، اما فارغ التحصيل رشته هاي مختلف هنري يا سينمايي از دانشگاه هاي كشور هستند و با تكيه بر معلومات تئوري خود و عموما هم با سرمايه شخصي متقاضي توليد اولين فيلم هاي بلندشان طبيعتا هستند افراد ديگري هم خارج از اين سه گروه در اين سال ها اولين فيلم هاي بلندشان را ساخته اند. اما از ميان اين سه گروه مذكور بخت و اقبال گروه اول براي توليد اولين فيلم هاي بلندشان بيشتر از دو گروه ديگر بوده است. مثلا از ميان 20 فيلم اولي كه در سال گذشته با حمايت هاي بخش خصوصي يا دولتي (غير از سازمان صدا و سيما ) ساخته شده بودند حدود 10 فيلم را فيلمسازاني ساخته بودند كه با بررسي سابقه هنري شان مي توان در گروه اول جايشان از داد ميان آثار توليدي همين فيلمسازان دو فيلم آرزوهاي زمين ساخته وحيد موسائيان و پرنده باز كوچك ساخته رهبر قنبري در جشنواره فيلم فجر سال گذشته به نمايش درآمدند و عكس العمل هاي مثبت قابل توجهي هم در قبالشان ايجاد نشد. هر دو فيلم هم امسال به نمايش عمومي درآمدند و در مواجهه با مردم شكست سختي خوردند و فروش هر يك به زحمت و با اغماض به اندازه هزينه هاي ناچيز تبليغاتي شان بود. شايد بتوان ريشه مخالفت بعضي ها با ورود جوانان و فيلمسازان تازه كار را به عرصه سينماي حرفه اي با توجه به فروش همين دو فيلم بررسي كرد. درواقع نكته اي كه درباره بخش زيادي از توليدات فيلمسازان تازه كار - تا سال گذشته - وجود داشت، اين بود كه جنس كار آنها از جنس همان فيلم هاي كوتاه قبلي شان و تجربيات عموما خسته كننده و تكراري بود كه در داخل كشور مورد توجه قرار نمي گرفت. اما در جشنواره هاي خارجي برايش هورا مي كشيدند. خب طبيعي است كه كش آمدن اين تجربيات - كه در سينماي كوتاه مي شد براي وجودش توجيهات تجربي تراشيد - به شكل فيلم بلند خيلي خسته كننده تر و تكراري تر به نظر برسد و تماشاگر هم نداشته باشد. ضمنا اين موضوع مي تواند عمده ترين دليل اكران نشدن حدود هفده فيلم توليد سال گذشته كارگردانان فيلم اولي هم باشد. نكته جالب و قابل اهميتي كه درباره فيلم هاي اول وجود دارد اين است كه با تمام دلايلي كه مي توان براي شكست اين جريان در سال گذشته كنار هم رديف كرد، تعداد فيلم هاي توليدي كارگردانان تازه كار در سال 81 بيش از توليدات سال قبل است! در فهرست فيلم هايي كه فرم تقاضاي شركت در بخش مسابقه جشنواره امسال را پر كرده اند، سي فيلم، اولين آثار سازندگانشان هستند. نكته جالبتر هم اين است كه از ميان اين سي كارگردان، سه چهار نفر را اصلا كسي نمي شناسد! باز هم نكته جالبتر اين است كه برخلاف سال گذشته كه سرمايه گذار بيشتر توليدات كارگردانان فيلم اولي بخش دولتي بود و يا حداقل دولت حمايت هايي از آنها كرده بود; اغلب آثار اين فهرست سي تايي با سرمايه بخش خصوصي و بعضا با سرمايه خود سازندگانشان توليد شده اند. همين موضوع نشان مي دهد به هر حال دير يا زود نسل جديدي از راه خواهد رسيد كه در آغاز راه مي تواند روي پاي خودش بايستد و فيلم بسازد. حضور نهادهايي مثل خانه سينما و اداره كل نظارت و ارزشيابي هم در درازمدت نمي تواند تاثيري بر روند كاري آنها داشته باشد. موضوع به شدت مهمتري هم كه درباره ادامه فعاليت اين نسل وجود دارد تامين منبع اقتصادي براي توليد فيلم است. ظاهرا يكي از اصولي ترين راه هاي تامين سرمايه براي توليد يك فيلم اين است كه آثار يا اثر قبلي سازنده يا فيلمنامه نويس پرمخاطب بوده باشند تا تهيه كنندگان و سرمايه گذاران ترغيب شوند براي توليد اثر جديدي از آنها سرمايه گذاري كنند. اما همان طور كه در ايران هميشه اصول ناديده گرفته مي شوند، يكي از اصلي ترين اميدهاي كارگردان هاي فيلم اولي براي توليد آثار بعدي شان تاييد و تحسين و حمايت هاي مالي جشنواره هاي خارجي و پخش كنندگان و سرمايه گذاران چشم آبي و اروپايي و يا حمايت هاي كم و زياد دولتي است. حداقل در سه چهار سال گذشته كه اين طور بود. اما در ميان آثار سي كارگرداني كه فيلم هايشان را براي اولين بار به دفتر جشنواره فرستاده اند، چند فيلم ديده مي شوند كه خود يا سازندگانشان از جهاتي قابل اهميت هستند. شايد سرآمدترين و قابل توجه ترين فيلمي كه در ميان اين سي فيلم ديده مي شود - و شايد در ميان كل هفتاد فيلم متقاضي شركت در جشنواره هم همين وضعيت را داشته باشد - آبادان ساخته ماني حقيقي است. به جرات مي توان گفت آبادان متفاوت ترين فيلم بلندي است كه سال گذشته در كشور ساخته شده; و اين از جايي بيشتر اهميت پيدا مي كند كه با توجه به ساختار جذاب، فضاي نسبتا فانتزي و حضور چشمگير بازيگراني چون هديه تهراني، داريوش اسدزاده، جمشيد مشايخي، شاهرخ فروتنيان و.. مي تواند مخاطب عام را هم سرگرم كند و حتي راضي نگه دارد. ماني حقيقي اين فيلم را بدون اخذ حتي پيش پا افتاده ترين مجوزي كه براي فيلمبرداري در خيابان هاي تهران لازم است ساخته و طبيعي است كه مجوز كانون كارگردانان سينماي ايران يا پروانه ساخت وزارت ارشاد برايش اهميت نداشته. عجيب هم نيست چون او قصد استفاده از وام و حمايت دولتي يا امكانات بنياد سينمايي فارابي نداشته كه بخواهد در راهروهاي وزارت ارشاد هم سرگردان شود و از اين اطاق به آن اطاق برود. آبادان با يك PDدوربين 150 دي وي كم و توسط محمود كلاري تصويربرداري شده و بعدا هم در خانه ماني حقيقي تدوين شده با است اين حال آبادان دقيقا مثل يك فيلم حرفه اي 35 ميلي متري عوامل توليدي وفني داشته است و برخلاف تصور عموم اكثر سكانس داخلي يا خارجي آن، با اينكه همگي دوربين روي دست فيلمبرداري شده، كاملا نورپردازي شده اند. انتظار ساخته محمد نوري زاد هم از فيلم هاي متقاضي شركت در جشنواره است كه با توجه به سوابق خاص سازنده اش مي تواند قابل توجه باشد. كساني كه در دهه شصت برنامه هاي روايت فتح را ديده اند، او را به ياد خواهند آورد كه به عنوان مجري در آغاز و پايان اين برنامه ها ظاهر مي شد. نوري زاد تا اوايل دهه هفتاد همكاري اش را با گروه روايت فتح ادامه داده و در همان سال با سيد مرتضي آويني اختلاف پيدا كرد و گروه را هم ترك كرد. از ديگر فعاليت هاي او تحرير مقالات و يادداشت هايي براي روزنامه كيهان است. او در سال 79 وسريال 80 تلويزيوني پروانه ها مي نويسند را براي شبكه دوم سيما كارگرداني كرد. پخش اين مجموعه كه با خطكشي ها و جهت گيري هاي خاص سياسي ساخته شده بود، عكس العمل هاي متفاوتي را برانگيخت. نوري زاد اين اولين فيلمش را با سرمايه گذاري موسسه فرهنگي هنري شهيد آويني ساخته، كه به نظر مي رسد از نظر مضمون و محتوا چيزي در مايه هاي همان سريال اش باشد. حميد نعمت الله از اواسط دهه هفتاد فعاليت سينمايي اش را با دستياري مسعود كيميايي در فيلم هاي ضيافت مرسدس، و... آغاز كرد و بعدها براي تلويزيون تعدادي فيلمنامه هم نوشت. او اين اواخر ماهنامه ادبي پروين را به مديرمسئولي همسرش منتشر مي كند. نعمت الله در بهار سال گذشته مجوز كارگرداني كانون كارگردانان خانه سينما را دريافت كرد، اما يك سال بعد پيش توليد فيلم اش را با نام اوليه جردن جنوبي در هدايت فيلم آغاز كرد. او فيلمبرداري فيلم اش را از تابستان امسال در تهران با بازي محمدرضا گلزار و گل شيفته فراهاني آغاز كرد. محمود كلاري اين فيلم را با دوربين ديجيتال براي نعمت الله انجام داده، اما برخلاف آبادان كه كاملا دوربين روي دست فيلمبرداري شده، اين فيلم كاملا به صورت كلاسيك و معمول فيلمبرداري شده است. كساني كه در جريان فيلمبرداري و تدوين اين فيلم قرار دارند معتقدند بوتيك فيلم گرم و جذابي از آب درآمده كه برخلاف تصور خيلي ها اصلا شبيه فيلم هاي استاد ما مسعود كيميايي نيست. بيست و يك اينچ شايد يكي از عجيب، غريبترين فيلم هايي باشد كه فرم شركت در جشنواره را پر كرده و احتمالا به همين خاطر هم به بخش مسابقه راه نيافت! ابوذر صفاريان كارگردان اين فيلم دانشجوي سينماست و بيست و دو، سه سال هم بيشتر سن ندارد. او در سال يك 77 فيلم كوتاه داستاني ساخته كه در جشنواره سينماي جوان برنده جايزه هم شده است. بيست و يك اينچ ظرف تنها سه، چهار ساعت در يك استوديو و با سه دوربين ديجيتال فيلمبرداري شده است! همين مي تواند دليل خوبي باشد كه كنجكاو شويم، فيلم را ببينيم. براي فيلم دكور ساخته شده و ظاهرا يكي از بازيگران زن كه در چند سال گذشته در مقادير قابل توجهي فيلم هاي دختر، پسري بازي كرده در فيلم حضور دارد. پروانه ها بدرقه مي كنند اولين فيلم محمد ابراهيم معيري، فارغ التحصيل رشته سينما از دانشگاه سوره است و فيلمبرداري اين فيلم را هم ظرف دو سال گذشته در روستاهاي مازندران انجام داده تورج است اصلاني اين فيلم را براي اولين بار در سينماي ايران به طريقه ديجيتال 24 فريم انجام داده است. مراحل فني تدوين و صداي فيلم به دليل وسواس بيش از حد سازندگانش بيش از يك سال به طول انجاميده و پس از پايان اين مراحل فني منوچهر كهن ديري از ابتداي امسال طراحي و ساخت انيميشن هاي فيلم را آغاز كرد كه اين مرحله هم حدود 6 ماه طول كشيده است. پروانه ها بدرقه مي كنند اولين بار در جشنواره فيلم هاي كودك و نوجوان امسال به نمايش درآمد. كساني كه فيلم را ديده اند معتقدند كيفيت تبديل ديجيتال به نگاتيو 35 ميلي متري پروانه ها... نسبت به ديگر توليدات سينماي ايران كه به صورت ديجيتال كار شده اند، يك سر و گردن بالاتر است كه اين به دليل تمهيدات فني اي بوده كه سازندگان فيلم سر صحنه فيلمبرداري اعمال كرده بوده اند. مهدي كرم پور هم فعاليتش را با ساختن فيلم هاي كوتاه آغاز كرده و از سال گذشته هم پيش توليد اولين فيلم بلندش جايي ديگر را آغاز كرده است. اين فيلم درباره تعدادي آدم ايراني است كه مي خواهند مهاجرت كنند. بخش هايي از جايي ديگر هم به صورت انيميشن است كه توسط وحيد نصيريان - كه انيميشن هاي موفقي مثل سگ ولگرد و ضد نور را ساخته طراحي و اجرا كرده است. امير فيضي هم كه جوجه اردك من را ساخته پيش از اين سريال هايي را براي گروه كودك و نوجوان شبكه دوم سيما ساخته و شاخص ترين فعاليتش در تلويزيون طراحي و كارگرداني مجموعه ماجراهاي سنجد جون است كه به هر حال مي تواند از موفق ترين مجموعه هاي توليدي شبكه دوم در دهه هفتاد تلقي شود. جوجه اردك من از آن فيلم هايي است كه براي جذب مخاطب كودك ساخته شده و خب از همين جهت هم مي تواند قابل اهميت باشد. محمد حقيقت هم كه سال ها از راه دور براي معرفي سينماي ايران در خارج از مرزها و خصوصا فرانسه زحمت كشيده امسال اولين فيلم بلندش را در ايران كارگرداني كرده است. محمد درمنش، فيلمبردار قبلي فيلم هاي ارزشي كه تجربيات كارگرداني اش به برنامه سازي براي گروه روايت فتح و شبكه دوم سيما محدود است، امسال فيلم دوشيزه را كارگرداني كرده كه چيز زيادي درباره اش به بيرون درز نكرده است. طرفداران پر و پا قرص فيلم هاي بهرام بيضايي يا محسن مخملباف احتمالا حميدرضا صلاحمند را مي شناسند، او از سال ها قبل در سمت دستيار كارگردان در سينماي ايران فعاليت مي كرده و دو سال قبل فيلمبرداري فيلمش را انجام داده، اما به دليل مشكلات مختلف مراحل آماده سازي و فني فيلم تا امسال طول كشيده است. حسن فتحي و اصغر فرهادي هم كه از كارگردانان سريال هاي موفق تلويزيوني در سال هاي اخير هستند كه امسال اولين فيلم هاي بلندشان را ساخته اند. فرهادي غبار را با سرمايه بخش خصوصي و فتحي يك روز معمولي را براي سيما فيلم كارگرداني كرده است. غير از اينها فيلم هاي ديگري هم در اين فهرست سي تايي هستند كه يا از آنها چيزي نمي دانم و يا از آن جايي كه قبلا ساخته شده اند - مثل سفر مردان خاكستري (امير شهاب رضويان ) و نامه هاي باد (عليرضا اميني ) - تا حدودي شناخته شده اند. فهرست ديگر فيلم هاي ساخته اول متقاضي شركت در بخش مسابقه جشنواره به اين شرح است: آواي جبرئيل (سيروس رنجبر ) بربادرفته، (صدرا عبداللهي ) دخيل، (داريوش ياري ) دهقان، فداكار (سيروس حسن پور ) راي، بازي (مهدي نوربخش ) زيستن، (رضا سبحاني ) ساحت، (حسين فهيمي )، سرنيستي (اميد بهكار ) سفري، چنين دراز (سپيده فارسي ) علي، و دني (وحيد نيكخواه آزاد ) فانوس، سياه (مهدي معدنيان ) قابهاي، خالي (سيد عليرضا موسوي حسيني ) قناري، (جواد اردكاني ) كودك، شاعر (اميرقاسم راضي ) گل، محمد (عبدالحسين گلبن حقيقي ) نورا، (محمود شولي زاده ). طبيعي است كه بر اساس شنيده ها و شايعات نمي توان درباره اين فيلم ها و نتيجه فعاليت هاي يك ساله كارگردانان جوان نظر داد، اما قطعا مي توان مطمئن بود فيلم هاي اول امسال نسبت به سال قبل از تنوع بيشتري برخوردارند. ولي نمي توان مطمئن بود اين فيلم ها هم مثل فيلم هاي سال قبل شكست نخورند. البته استثناها مثل آبادان هميشه حسابشان از بقيه فيلم ها جداست!