Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811101-59769S4

Date of Document: 2003-01-21

معجون بحران و پيروزي سرنوشت مبهم لاتزيو گابريل ماركوتي ترجمه: علي فولادي كارتون اسكاتي (Scotty) و كاپيتان كرك (Kirk Captain) را به ياد؟ داريد در يكي از اپيزودها، موتورهاي اسرارآميز كشتي طي يك تعقيب و گريز از كار افتادند و دارودسته كلينگتون ( Klington) هم از حمله به آن ها دست بر نمي داشتند، كشتي فاصله اي تا نابودي نداشت و كاپيتان فقط به مهندس اسكاتي اصرار مي كرد كشتي به حركت ادامه دهد و البته پاسخ نهايي مهندس دوست داشتني هم نااميدكننده نمي توانم بود كاپيتان، همه چيز از كار افتاده، كشتي در اختيارم نيست. ما بدجوري آسيب ديديم. و حالا كاپيتان كرك را كرانيوتي، اسكاتي را مانچيني و كشتي را لاتزيو در شروع سري A امسال فرض كنيد! كرانيوتي مي خواست تيمش بي توجه به گرفتاري هاي وحشتناكي كه در آن غرقه بود، نتيجه بگيرد و البته در اوج شگفتي چنين نيز شد و شاگردان روبرتو مانچيني حتي توانستند در يكي دو هفته بالاتر از غول هايي مثل يووه، ميلان، اينتر و رم عرض اندام كنند. مانچو كاري كرد كه اسكاتي از آن عاجز بود! كشتي لاتزيو به حركت ادامه داد تا آسمان شهر رم به هواداران نيلي پوش لبخند بزند و جدايي دو ستاره بزرگ مثل آلساندرونستا و هرنان كرسپو از ياد آن ها پاك شود نستا، كاپيتان قديمي تيم و سمبل باشگاه و كرسپو، گلزن درجه اول آن ها در حراج تابستاني كرانيوتي به ميلان رفتند تا او از آن بابت چهل و شش ميليون دلار به جيب بزند ولي رئيس فقط يكي دو روز توانست آن اسكناس ها را روي ميز كارش بچيند و لذت ببرد. روزهايي كه با همين اسكناس هاي خوش رنگ اسم بازيكنان مورد نظرش را مي نوشت، گذشته بود و چاره اي جز واريز كردن آن ها به حساب طلبكارها به نظر نمي رسيد. خبري هم از حامي اصلي باشگاه يعني شركت Cirioتوليدكننده، كنسرو كه زودتر از باشگاه در آستانه ورشكستگي قرار داشت شنيده نمي شد. علاوه بر اين بدهي هاي باشگاه ها به بانك ها و باشگاه هاي والنسيا و منچستر در ارتباط با خريد ياپ استام و گايز كامنديتا هم اجازه نفس كشيدن را نمي داد. دستمزدهاي بازيكن ها در هر ماه به ماه بعدي موكول مي شد و با اين وضعيت بغرنج، هر لحظه امكان انحلال مجموعه و خاموش شدن سردر. c.f Lazio وجود داشت و سرجيوكرانيوتي بي پشتيبان، آرام آرام به جاي آن همه دارودسته مختلف پيشين به مربي جوان و بي تجربه اش تكيه داد تا سقوط نكند. روبرتو با افكار و تجربه هاي حاصل از دوران بازي كه در آن ها فانتزيسم و اصل لذت بردن از فوتبال و زندگي در آن موج مي زد، چنان هنرمندانه از بازيكنان متحول شده تيمش بازي گرفت تا ضمن تلنگري محكم به افكار محتاطانه و تدافعي ديگر مربيان ايتاليايي، رئيس نجات يابد و او به جاي تكيه دادن هفتگي به مانچو و تلاش براي آرام كردن طرفداران نااميد، سرفرازانه به معجزه هاي بازيكنانش در زمين بازي روي برگرداند. شروع دشوار وقتي در ژوئن گذشته مانچو به سمت مربيگري لاتزيو انتخاب شد، تيمي ويران شده و كاملا از هم پاشيده در اختيارش گذاشتند و در چهره ها هيچ نشاني از غرور حاصل از قهرماني اسكودتو در سه سال گذشته ديده نمي شد و جاي ستاره هاي كوچك كرده اي مثل سباستين ورون، پاول ندود، سرجيو كونسه سائو، ماتياس آلميدا، مارچلوسالاس و نيز كرسپو و نستا كاملا خالي به نظر مي رسيد. باشگاه تجربه حاصل از ششصد بازي ملي از مجموع اين هشت بازيكن را با يكصد و شصت ميليون دلار عوض كرده بود كه البته آن سرمايه نيز پيش از ورود مانچو دود شد. اين كاستي ها مورد توجه روبرتو نبود، او مثل اولين فصل بازي خود در بولونيا در بيست و يك سالگي كه در آن سال نه گل هم به ثمر رساند، كارش را با اشتياق و شوري عجيب آغاز كرد و چنان طراوتي به بازيكنان و در واقع هم تيمي هاي سابق خود، عرضه كرد تا در حال حاضر يكي از مدعيان قهرماني به حساب اين آيند نمايش ستودني در حالي است كه با جدايي نستا، خلاء بزرگي در قلب خط دفاعي ديده مي شود و سينيشا ميهالوويچ سي و سه ساله كه در چند سال اخير به كرات از سوي باشگاه چمدانش بسته شده، به جاي او انجام وظيفه مي كند. علاوه بر مرد يوگسلاو، نمي توان از كنار سزار برزيلي، مدافع _ هافبك چپ تيم نيز به سادگي گذشت. او از زمان پيوستنش به لاتزيو با حال و هواي سري A كاملا غريبه مي نمود و حتي در سال گذشته فقط نه بار از ابتدا به ميدان رفت، ولي حالا چنان چابك و هوشيار بازي مي كند كه او را جزو بهترين هاي سري A در اين جناح مي دانند. ضمنا استفانو فيوره را هم نبايد فراموش كرد. مرد همه كاره آتزوري در يورو 2000 در ماه جولاي 2001 با دنيايي آرزو پيراهن اين تيم را پوشيد اما هرگز در قالب اصلي اش نرفت تا هيچ شباهتي با آن فيوره بزرگ نداشته باشد، اما از آغاز رقابت هاي امسال چنان سريع و دقيق پاس مي دهد و وحشتناك شوت مي زند كه بسياري موفقيت هاي اخير را تا حدي به پاي او مي نويسند. اعجاز مانچو فقط محدود به اين بازيكن ها نمي شود. برناردو كورادي كه در تابستان در ازاي انتقال كرسپو به اينتر تا چند كيسه پول جهت خلاف را پيمود نيز توانايي هايي فراتر از بازي هاي سال گذشته اش در كيه وو را به نمايش گذاشته. در اين ميان داستان كلوديو لوپز جالب توجه است. پسرك نحيف آرژانتيني پس از ماه ها مصدوميت ابتدايي و سپس بازي هاي ضعيف بعدي، كاملا همه را نااميد كرده بود و اين نااميدي ها در كنار دستمزد بالاي او موجب شد در كانون اصلي انتقادات قرار بگيرد و روز به روز در زير اين فشار خردكننده، بي رمق تر شود. كلوديو رانيري، سر مربي فعلي چلسي كه تجربه همكاري با لوپز را در والنسيا دارد، در اين باره اظهار نظري قابل تامل داشت. مشكل كلوديو، سرعت بالاي او است. هر كاري در دوران بازيش انجام داده به لطف اين سرعت بوده، البته اين ويژگي مي تواند نتايجي منفي هم در بر داشته باشد و در صورت روحيه نامساعد و استرس روحي مي تواند منشاء اشتباهات پياپي گردد. او براي بازگشت به اوج نياز به دلگرمي مربي، هم تيمي ها و طرفداران داشت كه خوشبختانه مانچو هم آن ها را براي او فراهم كرده و به همين علت هر هفته شاهد بازي بهتري از لوپز هستيم. كلوديولوپز و يارانش نشان داده اند مربي جاه طلبشان، آن را تشنه موفقيت و گل زدن بار آورده، مربي اي كه در تمام مدت سرش را پايين انداخته و بي ادعا و بي شكايت از وضعيت به هم ريخته دوروبرش چنان كرد تا بي توجه به موفقيت يا عدم موفقيت احتمالي آن ها در آينده چاره اي جز تحسين نماند. منبع: N.N.C