Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811101-59769S3

Date of Document: 2003-01-21

اگر من رئيس بودم اميرحسين ناصري فكر مي كردم از رئيس فدراسيون فوتبال چه توقعي؟ دارم چه مي خواهم، دوست دارم چه كار كند و چه حركتي و چه اقداماتي او را در نظرم رئيس آرماني براي فوتبال؟ مي كند اينكه كجا باشم، در چه سني باشم، چه موقعيتي داشته باشم، در داخل يا خارج آن باشم ايده آل هايم فرق مي كند. اگر چند سال پيش محمد دادكان رئيس فدراسيون فوتبال مي شد، قطعا نظرم با حالا تفاوت داشت. برگرديم به چند سال قبل، به دوراني كه فقط تماشاچي فوتبال بودم، يك تيمي را دوست داشتم. آن موقع فكر مي كردم حتما رئيس فدراسيون بايد كسي باشد كه تيم مورد علاقه ام را حمايت كند. مربي اي براي تيم ملي انتخاب كند كه بيشترين انتخاب را از تيم مورد علاقه ام براي تيم ملي داشته باشد. رئيس فدراسيون آرماني از نظر من كسي مي توانست باشد كه فوتبالي باشد و تيم ملي را به جام جهاني ببرد. كسي كه اگر داخل تاكسي در مورد فوتبال حرف شد، نگويم يك عكس با شورت ورزشي ندارد پس اصلح نيست. نگويم چرا علي پروين را سرمربي تيم ملي نگويم نكرده چرا پس از فلان افتضاح بازيكنان تيم مورد علاقه ام آنها را محروم كرده. آن هم به ديدگاهي باز مي گشت كه از نشريات ورزشي الهام گرفته ام. نشرياتي كه خودشان دو دسته اند يكسري قصد دارند خود انتخابكننده رئيس فدراسيون باشند، يعني نقش اساسي در انتخاب مي خواهند كه رئيس كسي باشد كه آنها فكر مي كنند بهترين است. حالا اگر كسي به واقع بهتر از فرد مورد علاقه آنها بود، باز هم فرقي نمي كند. مهم اين است كه آدم مدنظرشان انتخاب شود. يكسري هم حمايت مي كنند. بيشتر دوست دارند نقش ناصح و اصلاح كننده را داشته حمايت باشند مي كنند چون رئيس همان فردي كه موردنظرشان است، خودي است. مي فهميد كه از جمع خودشان است، دريافته اند كه با ايده آل هايشان هماهنگ است، پس حمايت مي كنند. يا اگر مدير فلان باشگاه بودم، شايد مثل او مي گفتم كه چون دادكان پرسپوليسي است از اينكه رئيس فدراسيون شده خوشحالم. بالاخره رئيس فدراسيون، عضو هيات مديره و پيشكسوت همان باشگاه است. پس حس مي كردم كه اين بهترين انتخاب است. يا اگر مدير باشگاه رقيب مي بودم، براي اينكه نظرش راجع به تيم ما منفي نشود مصاحبه مي كردم و از اينكه يك فوتبالي رئيس فدراسيون فوتبال شده خوشحالم. اگر داور بودم، حتما آرزو مي كردم فردي رئيس فدراسيون شود كه اين قشر از جامعه فوتبال را مدنظر قرار دهد به مشكلات اين بخش توجه داشته باشد. كاري كند كه ما - داوران ايراني - هم بتوانيم در مسابقات مهم بين المللي سوت بزنيم. يا اينكه رئيسي بايد بيايد كه براي بازي سنتي سال - پرسپوليس و استقلال - از داوران خودي استفاده كند. اگر فوتباليست بودم، فكر مي كردم رئيس مورد نظرم حتما مربي اي را براي تيم ملي انتخاب كند كه من را به تيم ملي دعوت كند. از حقوق ضايع شده جامعه ما هم دفاع كند. كاري كند كه باشگاه ها مجبور شوند پول بيشتري به ما بدهند. اگر مدير باشگاه فوتبال بودم، رئيس ايده آل ام كسي بود كه بتواند حق باشگاه ها را مسئله بگيرد داوري ها را اصلاح كند تا تيم ام ضربه نخورد. بازي ها را زماني كه فكر مي كنم بهتر است برگزار كند، كاري كند كه در تيم ملي تعداد بيشتري از بازيكنان تيم ام حضور داشته باشند. شايد هم بايد كاري كند كه باشگاه ها نقش اساسي را در كارهاي فوتبال انجام دهند. اگر عضو اتحاديه باشگاه هاي فوتبال بودم، دلم مي خواست رئيس فدراسيون برگزاري ليگ را به ما بسپارد. اصلا ما بايد رئيس انتخاب كنيم. اگر رئيس هيات فوتبال فلان استان بودم، دوست داشتم رئيس توجه بيشتري به فوتبال اين بخش كند پول بيشتري به ما بدهد و كاري كند كه از استان ما هم يك تيم در ليگ برتر باشد. اگر مربي بودم، رئيس فدراسيون را مي پسنديدم كه من را سرمربي تيم ملي كند. كاري كند كه به مربيان داخلي اين قدر گير ندهند. نگويند مربيان داخلي كمتر از مربيان خارجي دانش دارند و مهم تر از همه اينكه اصلا نبايد يك چشم آبي و موبور را به وطني ها ترجيح دهد، به هر قيمتي كه شده خب اگر كارمند فدراسيون بودم، دوست داشتم رئيس فدراسيون وضعيت حقوقي كاركنان را سامان ببخشد. اين قدر از كارمندانش كار نكشد و آرزوهايي از اين اگر دست هم رئيس سازمان بودم، دلم مي خواست رئيسي كار كند كه ليگ منظم برگزار شود، تيم هاي ملي فوتبال در رده هاي مختلف بهترين نتايج را كسب كنند و اين گونه لطمه اي به جايگاه من در جامعه وارد نشود. تمام اين نظرات را كه كنار هم بچينيم مي شود محدوده بزرگي از خواست هايي كه از رئيس فدراسيون وجود اينكه دارد محمد دادكان انتخاب شده يا منصوب فرقي نمي كند، مهم اين است كه رئيس فدراسيوني است كه كمتر كسي در جامعه وجود دارد كه از آن انتظار نداشته باشد. خواست هاي بزرگ و كوچكي كه حدي براي آن وجود ندارد. اگر دقت كرده باشيد، اگر خودتان را براي چند لحظه اي در جايگاه محمد دادكان قرار دهيد، مي بينيد كه با سطح بزرگي از توقعات مواجه شده ايد. حتي بقال محله تان هم از رئيس انتظار دارد. همه حق اظهارنظر دارند. اظهارنظري كه متوقع هستند اجرا شود. خواست هايي دارند كه حتي اگر رئيسي بخواهد آنها را عملي كند غيرممكن است، چون بسياري از ديدگاه ها متناقض اند. وسعت و پراكندگي توقعات آن قدر زياد است كه رئيس فدراسيون بايد 50 سال زمان داشته باشد تا به همه آنها بتواند رسيدگي كند. در مقابل اين خواست ها، با چه شرايطي مواجه؟ هستيم با فوتبالي طرف هستيم كه بسياري از مسائل به دليل نو بودن يا حتي نپذيرفتن جامعه، قابل اجرا نيست و يا حداقل در شرايط زماني اكنون، قابل اجرا نيست. شايد اگر كمي خواست هايمان را به سطح عقل پذير و با توجه به شرايط امروز فوتبالمان برسانيم، نظرات غيرقابل دسترسي اي نباشند. البته بايد به اين فدراسيون خوش بين بود، چرا كه محمد دادكان رسما اعلام كرده است كه براي فدراسيون و فوتبال برنامه ريزي دقيقي از گذشته انجام شده و او فقط مجري است. از سوي ديگر كمي هم بايد به فدراسيون هاي فوتبال در ديگر كشورها پرداخت. متاسفانه در ايران برخلاف بسياري از كشورهاي فدراسيون خود تمامي امور فوتبال را بر عهده دارد، در صورتي كه در اغلب كشورها، كارها توسط عوامل مختلف انجام شده و فدراسيون نقش نظارتي دارد. اين مورد را به درخواست ها و آمال متناقض جامعه فوتبال و فوتبالدوست اضافه كنيد و بعد نظر بدهيد كه اگر شما رئيس فدراسيون فوتبال بوديد چه كار مي توانستيد؟ بكنيد اين سوالي است كه هر فردي در هر موقعيتي بايد از خود بپرسد.