Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811101-59769S1

Date of Document: 2003-01-21

از باقرخان تا كريم باقري پرسه اي در پس كوچه هاي فوتبال تبريز آفتاب صبح جمعه كاملا دامنش را روي شهر نگشوده بود كه هزاران نفر از هواداران فوتبال مثل دسته هاي مورچگان به سمت ورزشگاه به راه افتادند هر لحظه بيم درگيري و اغتشاش مي رفت اما طرفداران فوتبال تبريز آن قدر منظم و منضبط طي طريق مي كردند كه بي سابقه بود آرش راهبر اولين بار بود كه پايم را در خاك آذربايجان مي گذاشتم. صبح زود /6 45 ساعت و در ابتداي زمستان هيچ توقعي به جز سرماي سخت نبود. ما براي تماشاي بازي مشهور تهران اين بار 600 كيلومتر را طي كرده بوديم تا براي اولين بار بازي اين دو حريف مغرور پايتخت را دور از خانه و در معرض تماشاگران شمال غرب كشور ببينيم. ميدان بزرگ آذربايجان را كه دور بزني تازه شهر را مي تواني ببيني. تبريز شهري برخاسته از قلب تاريخ، در حالي كه در هاله اي از غبار و دود صبحگاهي فرورفته بود، آرام آرام از خواب برمي خاست تا به روياي ديرين جامه عمل بپوشاند. آخر هفته از همان ساعات اوليه صبح پنج شنبه، جنبوجوش آشكاري در خيابان هاي شهر به چشم مي خورد. تاكسي ها و اتومبيل هايي كه از تميزي برق مي زنند به مسافراني كه از شهرهاي بزرگ و كوچك ايران و از اطراف و اكناف تبريز آمده اند خوش آمد مي گويند و آنها را با خود به دل شهر مي برند تا قبل از بازي بزرگ ديدني هاي ديگر تبريز را نيز به آنها نشان دهند. پنج شنبه است و روز شلوغي بازار و اين بار مشتريان ديگري نيز هستند كه در بازار تبريز به دنبال تحفه و يادگاري با ارزش براي اعضاي خانواده شان مي گردند. از بازار به سمت ميدان شهرداري (ساعت ) پيش مي رويم و پس از طي طريق به سمت جنوب، به ورزشگاه تختي در محله باغشمال مي رسيم همان جايي كه سال هاست قلب فوتبال تبريز در آنجا مي تپد. تبريز شهر زيبايي است، تميز و با طراوت; كسي گدايي نمي كند و آنچه كه فراوان است بخشندگي، احترام و محبت از سوي شهروندان است. همان هايي كه برگزاري بازي استقلال و پرسپوليس را تبديل به معجزه اي كوچك كردند. معجزه اي كه با يد بيضاي دوستي و مودت به حقيقت پيوست. در تاريخ پيشينه فوتبال تبريز به حدود 50 سال قبل بازمي گردد. تا قبل از 1330 ميدان هاي خاكي فوتبال جولانگاه جواناني بود كه يك نسل پس از پايان دوران مشروطه مستمسك ديگري براي فرونشاندن هيجان هاي جواني خود يافته بودند. آنها با ضربه زدن به توپ هاي اوليه يا حتي شكمبه گاو و گوسفند، اولين تيم هاي فوتبال را پايه گذاري كردند و سرآغازي شدند بر فوتبال پويا و زنده تبريز تا به امروز. از سال 1330 به بعد رفته رفته مدارس و آموزشگاه ها بودند كه پايگاه هاي اوليه را براي تشكيل تيم هاي فوتبال ايجاد كردند. گاهي رقابت بين تيم هاي مدرسه اي آنچنان داغ مي شد كه صدها نفر براي تماشاي بازي گردهم مي آمدند. رقابت هاي آموزشگاهي با ايجاد تيم هاي باشگاهي صاحبنامي چون شاهين و تاج جان تازه اي گرفت و پس از تشكيل اين تيم ها كه الگوهاي اوليه تيمداري را دنبال مي كردند فوتبال تبريز وارد مرحله جديدي شد. پس از مدتي تيم منتخب تبريز در مسابقات آن روزها كه به مسابقات كلوني مشهور بود توانست آوازه اش را در سراسر ايران بگستراند. تيم منتخب تبريز در راه رويارويي با تيم هاي تهران و خوزستان تبديل به رقيبي سرسخت و نفس گير شد. با اقبالي كه تبريز در دهه 1330 در زمينه فوتبال پيدا كرد پاي خبرگان اين رشته نوظهور به اين شهر باز شد. با آمدن دكتر صفريان، عبدالله ساعدي، حسين يزداني و.. كه در تهران توپ مي زدند و حتي به تيم ملي جوانان نيز راه يافته بودند، شوروشوق فراواني در بين جوانان آذري هويدا شد. با آمدن اين بازيكنان در سال هاي ابتدايي دهه چهل فوتبال تبريز در قالب چند تيم، رونق فراواني پيدا كرد. دو تيم مطرح تبريز در دهه چهل تاج و شاهين بودند كه با نظارت باشگاه مركزي اين دو در تهران فعاليت مي كردند. پوشيدن پيراهن اين دو تيم به منزله پلي براي پوشيدن پيراهن تيم ملي به حساب مي آمد و به همين دليل بازيكنان هر چه در چنته داشتند رو مي كردند، بلكه به اين ترتيب دل مسئولين تهراني را بربايند و به تيم هاي تهراني دعوت شوند. اما اولين باشگاه كاملا بومي تبريز در سال 1347 پا به عرصه وجود گذاشت. در آن سال مرحوم پورصمدي كه براي فوتبال تبريز زحمات فراواني كشيده بود كلنگ احداث باشگاه تراكتورسازي را به زمين زد تا فصل تازه در فوتبال تبريز گشوده شود. اين در حالي بود كه در همان دوران بازيكناني چون بهمن بهلولي، بيوك صباغ، الدار، خداپرست و حبيب دايي اوغلي در حد و اندازه هاي تيم ملي بازي مي كردند و ريشه هاي فوتبال را مستحكم تر مي ساختند. با برپا شدن باشگاه ورزشي تراكتورسازي اولين نشانه هاي باشگاهداري به شكل مقبول و معقول آن بروز كرد و رفته رفته فوتبال فوق آماتوري و بدون تشكيلات تبريز، نظم و انضباط ويژه اي پيدا كرد. پس از مدتي نيز مسئولان كارخانجات معظم ماشين سازي تبريز به فكر راه اندازي باشگاه فوتبال افتادند. پس از عملي شدن اين تفكر، گارنيك محرابيان به اين باشگاه فراخوانده شد تا گروه فني ماشين سازي نيز به اندازه كافي قدرتمند باشد. محرابيان بعدها نقش بسزايي در اعتلاي فوتبال ماشين سازي ايفا كرد و شاگرداني چون احد شيخ لاري، غلامرضا باغ آبادي را پرورش داد. با راه اندازي ليگ سراسري تخت جمشيد در سال 51 تبريز هم به عرصه مسابقات سراسري راه پيدا ماشين سازي كرد و تراكتورسازي در ادامه تاريخ فوتبالشان تبديل به تيم هايي شدند كه همواره جزو رقباي سرسخت به حساب مي آمدند. پس از 57 پس از پيروزي انقلاب اسلامي فوتبال تبريز نيز تحت تاثير سال هاي جنگ قرار گرفت و مدتي را در فترت گذراند. اما به دليل داشتن رشته هاي قوي و قديمي باز هم جريان طبيعي خود را يافت و در سال هاي پاياني دهه شصت رشد قابل توجهي پيدا كرد. با احياي مجدد تراكتورسازي در عرصه فوتبال سراسري و آمدن مربي رومانيايي اين تيم يعني واسيلي گوجا، تبريز به پايگاهي براي كشف استعدادهاي فوتبال تبديل واسيلي شد گوجا كه بيش از هر چيزي از لحاظ رواني تيم تحت هدايتش را آماده مبارزه مي كرد توانست نسل قدرتمندي در فوتبال آذربايجان پديد آورد كه هنوز هم آثار بازي هاي خوب اين نسل باقي است. بازيكنان مشهوري مثل حسين و رسول خطيبي، كريم باقري، سيروس دين محمدي، اسماعيل حلالي، عليرضا اكبرپور و... توانستند به تيم هاي مطرح تهراني راه پيدا كنند و حتي به عنوان بازيكنان تاثيرگذار و كليدي در تيم ملي مطرح شوند. در اين عده بازيكناني نيز به باشگاه هاي معتبر اروپايي راه پيدا كردند كه خود به خود به عنوان الگوهاي فوتبال تبريز باعث جذب عده بسياري از جوانان تبريزي به فوتبال شدند. امروز دو تيم معتبر تبريزي در سال جاري خيز بلندي براي موفقيت در ليگ دسته اول برداشته اند و انتظار مي رود كه حداقل تراكتورسازي با توجه به شرايط مناسبي كه در جدول دارد در سال آينده نماينده آذري ها در ليگ برتر باشد. تراكتورسازي از سال گذشته هدايت تيمش را به احد شيخ لاري بازيكن بومي خود سپرده و با وجود سقوط به دسته پايين تر همچنان از اين تيم حمايت مي كند. در حال حاضر در تراكتورسازي 9 بازيكن غيربومي بازي مي كنند و اين تيم از لحاظ روح جمعي به شرايط ايده آل دست پيدا كرده. از سوي ديگر ماشين سازي با جذب جوانان بومي و ميدان دادن به آنها در آستانه تحولي تازه است. تراكتورسازي در رده اول ليگ دسته اول و ماشين سازي نيز در رتبه چهارم جدول ايستاده است. اين دو تيم عصاره 16 انجمن ورزشي 22 زمين فوتبال محلات و 36 تيم ورزشي در تبريز هستند كه در دسته هاي آزاد، دسته اول، دوم و سوم تبريز بازي مي كنند. جالب اينجاست كه خانواده هاي تبريزي اخيرا گرايش فراواني به فوتبال داشته اند و هجوم نوجوانان براي بازي در تيم هاي فوتبال نشان دهنده توجه ويژه آنها به سلامتي جسم و روح است. در ضمن فوتبال تبديل به زمينه مناسبي شده تا بازيكنان ضمن كسب درآمد مناسب نگاهي نيز به تيم هاي مطرح تهراني و حتي خارجي داشته باشند. توپ ها در كوچه اما جايگاه اجتماعي فوتبال در تبريز نيز شباهت زيادي با شهرستان هاي ديگر دارد. فوتبال همچنان از طبقه هاي متوسط جامعه برخاسته و محلات اصيل و قديمي تبريز در پرورش بازيكنان نقش انكارناپذيري دارند. خاستگاه بازيكنان فوتبال در تبريز بيشتر در مركز شهر و شمال آن متمركز شده است. از محله هاي قديمي مثل خيابان عباسي، منطقه سيلاب، خيابان شمس تبريزي، خيابان مفتح (شاه آباد سابق ) و خيابان طالقاني بازيكنان بسياري پا به عرصه وجود اين گذاشته اند مناطق عمدتا متعلق به طبقه متوسط و متوسط روبه ضعيف تبريز هستند. تماشاگران و هواداران فوتبال تبريز معمولا در تمام سطح شهر پراكنده هستند، اما مشخصا تمركز آنها در همان محله هايي كه ذكر شد بيشتر است. عمده طرفداران تبريزي به دو باشگاه اين شهر يعني تراكتورسازي و ماشين سازي تعلق اگر دارند در تقسيم بندي هواداران تنها قائل به دو تيم تبريزي باشيم، حدودا شصت درصد هواداران به تراكتورسازي تعلق خاطر دارند و چهل درصد باقيمانده نيز طرفدار ماشين سازي هستند. اما به غير از دو تيم تبريزي، مطابق معمول همه شهرستان ها استقلال و پرسپوليس تهران نيز طرفداران زيادي در اين شهر دارند. جالب اينجا است كه هواداران اين تيم ها در تبريز نسبتي حدودا برابر دارند. در ضمن رنگ سرخ لباس تراكتورسازي عامل مهمي است كه هواداران تراكتور به پرسپوليس تهران گرايش پيدا كنند. هواداراني كه برعكس همتاهاي تهراني، صبر و بردباري فوق العاده اي دارند و هيچ گاه پا را از محدوده نزاكت فراتر نمي گذارند. در تبريز باشگاه استقلال توانسته انجمن ويژه اي براي هوادارانش ايجاد كند، اما هنوز از سوي رقيب آبي ها اقدامي در اين راستا صورت نگرفته است. در جمع بزرگترين ها فوتبال تبريز با احداث مجموعه ورزشي يادگار امام به دنبال نقطه عطف ديگري است. انبوه هواداران فوتبال در تبريز سال ها قبل مسئولان تربيت بدني اين شهر را به صرافت احداث مجموعه بزرگ و جاداري انداخت، كه در شان اين شهر نيز باشد. فاز اول ورزشگاه يادگار امام كه ظرفيت پذيرش 50 هزار نفر را دارد تاكنون چند بار افتتاح شده، اما بازي استقلال و پرسپوليس را مي توان استارت واقعي اين ورزشگاه قلمداد كرد. هر چند اين ورزشگاه هنوز به اعتبارات فراواني براي تكميل و پايان كار نياز دارد، اما مشكلات تامين اعتبار همچنان سايه سنگيني بر اين ورزشگاه گسترانيده است. اين ورزشگاه با اعتبار اوليه 600 ميليون تومان شروع به ساخت و ساز كرد اما با وجود هزينه صرف شده در حدود 3 ميليارد تومان همچنان نيمه كاره باقي مانده است. آرامش در كنار تيفوسي ها براي مطبوعات ورزشي و كليه اهالي فوتبال روز بيستم دي ماه دربي هميشه دردسرساز آبي و قرمز، به خاطره اي خوش و فراموش نشدني تبديل شد. صبح پنج شنبه نوزدهم دي ماه در حالي كه تنها 24 ساعت به شروع مسابقه باقي بود به راحتي مي شد اضطراب را در چهره آنهايي كه براي ديدن ورزشگاه يادگار امام آمده بودند ديد. همه آنهايي كه خيابان هاي تبريز را به سمت جنوب طي كرده بودند تا در عمق دره اي محصور بين كوه ها شرايط دومين ورزشگاه بزرگ ايران را ببينند، براي لحظاتي از ترس اينكه مبادا هواداران آتشين مزاج قرمز و آبي در فضاي اطراف ورزشگاه درگير شوند، پشتشان لرزيد. در صورت بروز درگيري، جرقه اي در انبار باروت مي افتاد و آن گاه مي شد تصور كرد كه قلوه سنگ هاي بيابان اطراف ورزشگاه تبديل به دم دستي ترين اسلحه هواداران شود. آفتاب صبح جمعه كاملا دامنش را روي شهر نگشوده بود كه هزاران نفر از هواداران فوتبال مثل دسته هاي مورچگان به سمت ورزشگاه به راه افتادند. هر لحظه بيم درگيري و اغتشاش مي رفت، اما طرفداران فوتبال تبريز آن قدر منظم و منضبط طي طريق مي كردند كه بي سابقه ورزشگاه بود لحظه به لحظه پرتر مي شد ولي كوچك ترين آثاري از بي احترامي و درگيري ديده نمي شد. هواداران قرمز و آبي با فاصله اي كمتر از ده متر در كنار يكديگر نشسته بودند و انگار ماموريت داشتند تا فقط تيم محبوبشان را تشويق كنند. براي اهالي مطبوعات اگر چه دورترين نقطه مشرف به زمين در نظر گرفته شده بود، اما از همان جا بود كه مي شد نظم و احترام جاري در جمعيت را به خوبي مشاهده كرد. راهروهاي منتهي به جايگاه خبرنگاران اگر چه فاقد پله و رنگ و لعاب آن چناني و تشريفاتي بود اما فرش قرمز رنگ دستبافي كه زير پاي خبرنگاران گسترده شده بوده، نشانه بارزي از ميهمان نوازي تبريزي ها بود. تبريزي ها اين رسم نيكو را در پايان بازي نيز به نحو احسن به نمايش گذاشتند و با همان نظم و ترتيبي كه آمده بودند در شلوغي شهر هضم شدند. جمعه شب آنهايي كه از شهرهاي ديگر به تبريز آمده بودند، در سالن انتظار فرودگاه يا ترمينال در انتظار وسيله اي براي بازگشت به شهرهايشان بودند، در حالي كه مطمئن بودند حتي قطره اي خون از بيني كسي سرازير نشده است. اتفاقي كه حداقل در سال هاي اخير بي سابقه بود.