Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811101-59768S2

Date of Document: 2003-01-21

زبان هم دستوري دارد وقتي كتابهاي زبان فارسي دبيرستان عوض شد كيف كردم; گفتم ديگر راحت شديم يك بحث شسته و رفته گيرمان آمد و از شما چه پنهان شاگردانم نيز راحت مي شوند. اما وقتي كتابها را تدريس كردم ديدم عجب گيري كرديم. رستم كجاست تا بتواند از اين هفتاد خوان بگذرد. يك روز با جملات چند جزيي درافتاديم وكلي نبرد كرديم تا بالاخره فهميده نفهميده كاشف به عمل آمد كه اين فعل 2 جزئي است و آن فعل و 3 ديگري 4 جزئي. حالا بگذريم كه گاهي 3 جزئي ها هم جزئي 4 مي شوند و بعضي فعل هاي جزئي 3به ظاهر يا4 جزئي در حالت ها و معني هاي مختلف 1 جزء ازشان كم يا بهشان اضافه مي شود. يك روز شناسه فعل ماضي سوم شخص نشانه تهي بود و روز ديگر تكواژ ديگر صفر كار ما توجيه بود تا به باورهاي شاگردان چيزي افزوده شود. مگر علم كشك است كه خلايق ناكام از دنيا؟ بروند سال انواع 1376 جمله ساده را شامل ( 3 2 و 4 جزئي ها ) درس داديم. سال شد 1379 گزاره و اجزاي آن. سال شد 1380 جمله و اجزاي آن. ديگر خبري از چندجزئي ها نبود. يك سال 3 جزئي را متمم گفتيم. سال بعدش عذرش را خواستيم و... يك سال خيلي جالب بود. در كلاس اول چند جزئي ها نبود. اما در سال دوم، بحث به شكل ديگرعنوان شده بود و سومي ها همان چندجزئي ها را داشتند. تازه چپ چپ نگاهم نكنيد. قسمت جالب درس كه خيلي لذت بردم و برديم توي قيدها بود. عالمي داشت. سال اول قيد 1376 دو نوع بود- 1 نشانه دار- 2 بي نشانه. سال شد 1379 قيد مختص و مشترك. گمانم فكر مي كنند خيابان است كه هي اسمش عوض مي شود. يك روز گفتيم نهاد اختياري و اجباري. اجبارا بعدش گفتيم نهاد جدا و يك پيوسته روز گفتيم اگر نهاد محذوف باشد آن را با فلان علامت نشان مي دهيم (چاپ ) 1376 بعد حذفش كرديم اين قلب تيرخورده را به جاي شناسه فعل ماضي قرار داديم. اما دولت مستعجل بود و به تكواژ صفر بدل گرديد. بحث فعل مركب كه نورعلي نور بود. ديديم نه بابا كار اين كتاب نيست كه حاليمان بكند كه؟ چيست گفتيم بازار بي آزار را بگرديم تا شايد كتابي بيابيم و حلال مشكلاتمان گردد. اما دريغ و صد افسوس كه (آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست ).تمام كتابخانه ها و كتابشناسي هاي شهر و استان را گشته تا فهميدم، بله. از جناب مولف كه فقط حرف، حرف خودشان است يكي، دو كتاب دستور در دوران بچگي ما، در شهرستاني چاپ شده است و از خوش شانسي هرگز و هرگز در هيچ دياري تجديد چاپ نگرديده و هيچ ياري آن را در اختيار حال ندارد بگذريم از چند مقاله كه در مجلات چاپ شده بود. اما حيف از وقتي كه براي خواندنشان گذاشتم كه هيچ باري از دوشم برنداشت. گفتم عجيب است. اگر بحث دستوري ايشان مفيد بود چرا تجديد چاپ؟ نشد! و جالب اينكه درباره بحث هاي فوق به ويژه فعل مركب هيچ عزيزي مثل ايشان حرف نمي زند. گفتم شايد به مصداق (سخن نو آر كه نو را حلاوتيست دگر ) اين بحث نو باشد كه يادم آمد نخير دستورات ايشان در سالهاي 1347 1346 و صادر شده است. تو خود حديث مفصل بخوان... ناصر فاضلي