Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811101-59766S6

Date of Document: 2003-01-21

جوهره همدان - بهجت رحماني - كارشناس امور اجتماعي شوراها با هدف كاهش تمركززدايي، تصدي گري دولت، تعميق و گسترش حضور مردم، تقويت جامعه مدني و تعامل بيشتر بين مسئولان و شهروندان پس از سالها تاخير در اجراي قانون سرانجام به همت دولت آقاي خاتمي به اجرا گذاشته شد. اما در اين بين كاركردها و عملكردهاي شوراها نشان از اين دارد كه از تمامي ظرفيت هاي موجود به حد كافي بهره گرفته نشده و نسبت به حضور زنان به عنوان نيمي از جامعه كه نقش اساسي در آموزش و تربيت نسل آينده كشور را داراست كم توجهي شده است. حال آنكه با توجه به ادبيات شورايي، بهره گيري از تمامي امكانات و فراهم كردن زمينه مناسب براي مشاركت همه جانبه مردم از ضروريات است. پس از انقلاب اسلامي و باوجود احترام و عزتي كه شخص امام خميني (ره ) براي زنان قائل بودند متاسفانه زن ايراني به دليل برخي تفكرات جاهلي هنوز نتوانسته جايگاه واقعي خود را كسب كند و تعاريف بهره گيري ابزاري از زنان همچنان در جامعه جاري اين است واقعيتي است كه ارزشهاي جامعه زماني محقق مي شود كه از همه ارزشها به خوبي بهره گرفته شود. با اقدامات فرهنگي صورت گرفته تاكنون اگرچه حضور زنان در پاي صندوقهاي راي بسيار چشمگير بوده اما متاسفانه زنان به دليل نبود باور به توانايي هاي خود هنوز در عرصه كانديدا شدن نتوانسته اند جايگاهي براي خود كسب كنند. زنان به عنوان مدير خانواده در تامين آرامش، داشتن نقش موثر در تربيت فرزندان، فراهم كردن رفاه خانواده و نيز ايجاد تعادل در اقتصاد خانواده بسيار موفق وارد شده اند و در خود شوراها نيز كمترين تخلفات در شورايي بوده كه زنان حضوري چشمگير داشته اند. در دوره اول شوراها متاسفانه حضور يك درصدي زنان را شاهد بوديم كه اين رقم به هيچ وجه با اصل تمركززدايي مورد بحث در شوراها همخواني ندارد. اگر خواهان اجراي كامل قانون شوراها در زدودن تمركز از يك قشر خاص هستيم مي بايست زمينه اي را فراهم كنيم كه زنان نيز به عنوان نيمي از جمعيت، حداقل مديريت يك چهارم اين عرصه را بر عهده بگيرند. در اين رابطه مطبوعات، رسانه هاي گروهي، صدا و سيما، زنان مبلغه، ائمه جمعه، مسئولين و همه افراد و يا سازمانهايي كه به نحوي با مردم خصوصا زنان در ارتباط هستند مي بايست اين باور را در زنان ايجاد كنند كه زنان از توان مديريتي بالايي برخوردارند و مي توانند در صورت نقش انتخاب، موثري را ايفا كنند. متاسفانه نبود باور به توانايي ها و قبول نكردن از سوي همجنسان آنها دردي است كه جامعه زن امروز ايراني به آن مبتلا شده است. زنان بارها و بارها نشان داده اند كه همواره براي راي دادن و فعال كردن آقايان پيشرو بوده اند اما اين كه چرا خود در عرصه كانديداتوري وارد نمي شوند و يا اين كه چرا به همجنسان خود راي نمي دهند ريشه تاريخي و فرهنگي دارد. لذا ضروري است همه اقشار جامعه اعم از زن و مرد، با همياري يكديگر عرصه را براي حضور زنان اين سرزمين براي به عهده گرفتن مسئوليتهايي كه شايستگي آن را دارند فراهم كنند.