Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811101-59749S2

Date of Document: 2003-01-21

اقتصاد كشاورزي در ايران ( ) 1 بيژن باصري نقش و جايگاه بخش كشاورزي در مراحل اوليه توسعه در كشورهاي درحال توسعه از طريق ايجاد مازاد و انتقال آن جهت سرمايه گذاري مجدد در ساير بخش ها و جذب نيروي كار مازاد ساده و تامين مواد غذايي امري بديهي است. كشاورزي در روند توسعه و تكامل تاريخي خود نقش ويژه اي در بهبود زندگي جوامع برعهده داشته است. براساس برآوردهاي سازمان خواربار كشاورزي (FAO) در فاصله سال هاي 1970 تا 1991 نسبت ناامني غذايي افراد در كشورهاي در حال توسعه از 35 درصد به 20 درصد كاهش يافته با است وجود افزايش 57 درصدي جمعيت جهان تقريبا 86 درصد كاهش در ناامني غذايي در كشورهاي در حال توسعه روي داده است. كاهش نرخ مرگ و مير كودكان وافزايش اميد به زندگي از جمله بهبودهاي حاصل شده است. بخشي از چنين بهبودهايي منتج از سياستگذاري هاي انجام شده در بخش كشاورزي است. علي رغم چنين پيشرفت هايي سوءتغذيه حدود 800 ميليون نفر از جمعيت موجود جهان و وجود /1 3 فقر ميليارد نفري در كشورهاي در حال توسعه آسيايي، آفريقايي و آمريكاي لاتين گواهي بر اين موضوع هستند كه هنوز موانع اقتصادي، سياسي و اجتماعي فراواني فراروي كشورهاي در حال توسعه وجود دارد. بخشي از مشكلات موجود جوامع در حال توسعه به دليل شكل گيري مسائلي است كه در فرآيند گذر از دنياي سنتي به دنياي مدرن با آن روبه رو هستند. طبيعي است بخشي از مسائل ايجاد شده به دليل سياستگذاري ها، برنامه ريزي و فقدان برنامه هاي اصولي است كه در بستر تاريخي اين جوامع به دلايل مختلف شكل گرفته است. در هر حال، طي سلسله يادداشت هايي كوشش مي شود تا عوامل اثرگذار در اقتصاد كشاورزي ايران مورد تجزيه، تحليل و ارزيابي قرار گيرد. درواقع، عواملي كه موجب شكل گيري وضعيت موجود بخش كشاورزي شده است و سياست هايي كه ماحصل آنها افزايش كارآيي و راندمان در بخش مي شود و نوآوري هايي را در عرصه توليد و سرمايه گذاري ايجاد كرده است را مورد بحث و بررسي قرار خواهيم داد. براي مثال، دولت ها تا چه اندازه در اداره فعاليت هاي اقتصادي در بخش كشاورزي درچند دهه اخير نقش؟ داشته اند برخورد دولت ها در زمينه ايجاد انگيزه و فراهم كردن مشاركت فعالان و سرمايه گذاران بخش خصوصي در ايران چگونه بوده است و برنامه ريزان و سياستگذاران براي رفع فقر از چهره روستاها كه تا حدود زيادي تابع شرايط اقتصادي، اجتماعي روستاست چه راهبردها و سياست هاي اصولي را پيشنهاد كرده اند. فرآيند توسعه روستايي و اقتصاد كشاورزي چه نقشي را در اين فرآيند ايفا كرده است. در مواجهه با تقاضاي فزاينده جمعيت در خصوص امنيت غذايي چه روندي در بخش كشاورزي ايران پيموده شده و چالش ها، موانع و سياست هاي مناسب در اين خصوص چه مي باشد. بنابراين، با توجه به مسائل مطروحه فوق تلاش مي شود تا در افقي تاريخي مسائل و مشكلات بخش كشاورزي مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد و دليل مسائلي همچون بهره وري پايين نيروي انساني، مهاجرت از روستا به شهر، ناتواني در جذب دانش آموختگان دانشگاهي در بخش كشاورزي ايران، فقدان شفافيت در برخي حوزه هاي تصميم گيري و ارتباط ميان اقتصاد داخلي بخش با اقتصاد جهاني و تحولاتي كه از اين منظر اتفاق افتاده است به اجمال مورد بررسي قرار گيرد. ظرفيت ها، توانايي هاي بالقوه در بخش و دگرگوني اساسي در بخش كشاورزي و ضرورت سياستگذاري مناسب از ديگر مقوله هايي است كه به بوته بررسي گذارده مي شود.