Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811030-59744S1

Date of Document: 2003-01-20

... اينجا هم آشفته بازاري مثل تهران مي شود ري براي تهران، البته فراتر از يك منطقه است مثل همه ديگر مناطق اين شهر. ري به تعبيري مادرتهران و سنگ بناي شكل گيري حوزه استقرار انسان در اين پهنه از كشور است. با اين همه كسوت ري موجب نشده كه فرزند خيره سرش تهران، با آن رفتاري مهربانانه داشته باشد. مي دانيم كه متاسفانه از تهران هر چه زباله و فاضلاب است، به سمت شهرري مي رود. بارانداز كاميونها و متحمل آسيبهاي زيست محيطي جاده كمربندي تهران - ري است، كه ملتمسانه چشم به هياهوي نامهربان بالا دست خود دارد. به پرس و جو درباره آنچه كه شهرداري تهران براي ري انديشيده گزيده اي است، از گفت وگوي شهروند مداري، نشريه تخصصي مديريت شهري با نادر كرمي شهردار منطقه 20 را برگزيده ايم كه در پي از نظر خوانندگان محترم مي گذرد. گفت وگو با شهردار تهران 20منطقه * ري قدمتي به درازاي تاريخ دارد و به نظر مي رسد كه همين پيشينه تمدني باعث شده كه چندي پيش شما به بانك جهاني پيشنهاد سرمايه گذاري در اين منطقه را بدهيد; بد نيست در آغاز از فرهنگ ري بگوييد. - شهرري و اماكني كه در آن وجود دارد به تعبير شما قدمتي به درازاي تاريخ دارد و به 7 6 تا هزار سال قبل بازمي گردد. در آثاري كه در آنها راجع به اماكن فرهنگي و تاريخي ايران صحبت به ميان آمده، از ري با نامهاي مختلف ياد شده است. به همين دليل تاكيد دارم كه عناصر تشكيل دهنده شهرري را شايد در هيچ جاي تهران نتوانيم سابقه بيابيم شهر شدن تهران نهايتا به دويست سال گذشته برمي گردد و با اين پيشينه، اگر فرض را بر اين بگذاريم كه ري مادر تهران است، بايد بگوييم كه در طول تاريخ به اين مادر بسيار بي محبتي شده است. در حالي كه تهران شاهد اين همه رشد بوده است، ري چنين چيزي به خود نديده است. در كشور ما نقاط كم نظير بسياري وجود دارد و بدون ترديد ري يكي از آنهاست و اين را تاريخ گواهي مي دهد. ري يكي از عناصر تشكيل دهنده تاريخ جهان است و اين امر مي طلبد تا مديريت شهري به آن با يك ديدگاه ويژه بنگرد. من هميشه در صحبتهايي كه راجع به ري مي شود مي گويم كه اگر نظام ما به دنبال اين باشد كه روزي سهم خود را در صنعت توريسم و گردشگري در دنيا، به قابليت درآمدي تبديل كند، آن وقت ري به جايگاه اصلي خود دست خواهد يافت. اگر بخواهيم در كشورمان 20 شهر را نام ببريم كه جنبه هاي تاريخي و فرهنگي داشته باشند بي ترديد ري يكي از آنهاست. * در مباحث شهري و شهروندي، محله عامل بسيار مهمي است; چيزي كه به تعبير شما در تهران از بين رفته و يا در حال از بين رفتن است اما در شهرري همچنان قوام و دوام دارد. اين محلات چه ويژگي اي؟ دارند آيا در مديريت شهري مي شود به عنوان كمك كار روي آنها حساب؟ كرد - قطعا. ما در مناطق شهرداري تهران هيچ جاارتباطي به عنوان يك شهر با عناصر تشكيل دهنده آن نداريم; يعني شما در تهران وقتي صبح از منزل خارج شويد تا زماني كه به محل كارتان برسيد با هيچ كس ارتباط برقرار نمي كنيد و ارتباطي هم اگر باشد فراتر از ارتباط با فروشنده بليت اتوبوس يا مترو نيست. يعني گذرتان از محله بدون برقراري ارتباط با كسي صورت مي گيرد. ولي در شهر ري اين طور نيست. يك فرد كه از در منزلش بيرون مي آيد تازه زندگي محيطي اش شروع مي شود. شما هنوز مي توانيد از بقالي سر كوچه سراغ منزل حسن آقا و كبري خانم را بگيريد و راهنمايي شويد. اين كم چيزي نيست و براي مديريت شهري مولفه بسيار مهمي است. اگر چه شهر ري در مقوله شهروندي از خيلي از جاهاي تهران جلوتر است اما اگر به آن نيز توجه نشود اينجا هم به سرعت آشفته بازاري مثل تهران مي شود; يعني همان مهاجرتها، همان افزايش بي رويه جمعيت، خيابانهاي شلوغ و مردم بدون ارتباط با يكديگر و وقتي چنين شود بدترين شكل ممكن براي يك شهر بوجود مي آيد. وقتي اين هويتها و اين روابط رودررووچهره به چهره و محلي را از دست بدهيم مديريت شهري نيز دچار مشكل وقتي مي شود كه اين گونه روابط بميرد، بلافاصله به پليس بيشتري نياز داريم. نيازمند كسان بيشتري هستيم كه بتوانند امنيت را در خيابانها و پاركها برقرار كنند. هم اكنون وقتي كه ما يك پارك محلي در شهرري مي سازيم اين تصور براي همه اهالي وجود دارد كه آنجا حياط منزلشان است با همان امنيت; چرا كه روابط كاملا محلي و نزديك است. يعني به جاي اضافه كردن پليس براي برقراري امنيت، فاكتورهايي را كه لازمه امنيت است، بالقوه دارا ما هستيم هم كوشيده ايم روابط را حفظ كنيم و اقداماتي انجام بدهيم تا مردم به محله شان علاقه مندتر شوند، به آن توجه كنند و در نگهداري و نظافت و كنترل آن دخالت كنند. اين براي يك مدير شهري بسيار مهم است چرا كه با مداخلاتي كوچك مي توان ساختار اجتماعي را به سامان رساند. * از مقوله فرهنگ كه بگذريم، آنچه در شهر ري به طور جدي مطرح است، زلزله است و دليل آن هم بافت فرسوده آن است. آيا به فكر اقدامات ايمني؟ هستيد - البته من فكر مي كنم شهرري به لحاظ وسعتي كه در سطح دارد نسبت به مناطق مركزي تهران در مقابل زلزله آسيبپذيري كمتري خواهد اما داشت اقداماتي كه انجام داديم اين بود كه درچند نوبت در شهر تبليغ كرديم كه ما براي كساني كه بخواهند پلاكها راتجميع كنند تسهيلاتي فراهم مي كنيم تا به لحاظ اقتصادي نفع بيشتري داشته باشد. اين كار نتايجي داشته است. در حال حاضر ما بيشتر به فكر ساماندهي هستيم. زمينهاي بزرگ و بافتهاي فرسوده اي در ري داريم كه بخشي از آن حدود 400 هزار متر مربع و بخش ديگر حدود 150 هزار متر مربع است. فعلا مشاورين شهرداري دارند روي آن كار مي كنند تا دريابند براي اينكه بافت جديدي در اين محله ها ساخته شود چه اقداماتي بايد انجام داد. راهكار آمادگي و ايمني در مقابل زلزله چيزي جز ساماندهي شهر ما نيست در حال حاضر به هر كس كه پلاكها را تجميع كندجواز ساخت يك طبقه را مجاني مي دهيم. ولي در نهايت به دنبال ساماندهي ري هستيم. مثلابا كارخانه چيت ري وارد مذاكره شده ايم. آنها نزديك به 150 هزار متر زمين دارند و قرار است نزديك به 90 هزار متر راجهت ساخت پارك و امكانات تفريحي و فرهنگي در اختيار شهرداري قرار دهند و مابقي را نيز ما تغيير كاربري بدهيم تا بتوانند در آن بناهاي مسكوني بسازند. هدف آن است كه اين اراضي را از وضعيت فعلي دربياوريم و يك بافت فرسوده و كهنه را تبديل به يك بافت نو و جديد و آماده براي مقابله با بحراني مثل زلزله كنيم. در اين بخش ما سه - چهار كار بزرگ داريم كه هر كدام از آنها اگر در شهر اجرا شود تقريبايك دهم مناطق مسكوني شهر را پوشش خواهد داد. فكر مي كنم تا اواخر سال حداقل يكي دو مورد از اين بافتها را به سامان برسانيم. هم اكنون ما در خصوص چيت ري قرار دادي منعقد كرده ايم و فعلامنتظريم مشاورين قسمتهايي را كه مي بايست به شهرداري واگذار شود و نقاطي را هم كه آنها بايد ساخت و ساز كنند به طور قطع مشخص سازند تا بعد شروع به كار كنيم. چندي * پيش خبري به نقل از شما خواندم كه حكايت داشت هزينه خدمات شهري شما سه برابر درآمدهاي شهرداري منطقه است. فكر مي كنيد با ممنوعيت قطعي فروش تراكم اين تفاوت هزينه و درآمد را با چه منبعي و چگونه بايد جايگزين؟ كرد - ما در حال حاضر در منطقه 20 همچنان تراكم مي فروشيم و ممنوعيتي از نداريم آنجا كه فروش تراكم در اينجا براي نوسازي شهر و بافتهاي آن بحث است، فروش تراكم ما با منطقه يك فرق مي كند. در اينجا افراد كمتر به قصد كسب درآمد ساخت و ساز مي كنند. در واقع به ندرت افرادي پيدا مي شوند كه قصد فعاليت اقتصادي در منطقه 20 داشته باشند. بيشترين تقاضاهاي ما در خصوص تراكم متعلق به افرادي است كه در مناطقشان زندگي مي كنند ومي خواهند براي فرزندان خودشان منزل مسكوني بسازند. ما تراكم مي فروشيم و اعتقاد هم داريم كه فروش تراكم درجايي مثل شهرري يا منطقه 17 و 15 به همراه تفكر ساماندهي خود نوعي نوسازي است. البته من تصور مي كنم كه در نهايت ايده كنترل فروش تراكم در مناطق بالاي شهر به نوسازي جنوب شهر كمك خواهد كرد. اگر شهرداري تهران بر فرمول عدم فروش تراكم در مناطق بالاي شهر مراقبت بيشتري كند و مسئولين هم براي فروش تراكم شهرداري را تحت فشار نگذارند، به نظر من زمينه هاي اين امر در دراز مدت فراهم خواهد شد كه سرمايه هاي بخش خصوصي در ساخت و ساز به مناطق جنوبي منتقل شود. البته در اينجا هم نبايد به صورت افسار گسيخته عمل كرد، بلكه ما بايد در هنگام ساخت و ساز، تفكر ساماندهي در جنوب شهر را ادامه دهيم و بر آن تاكيد كنيم. ما نبايد اينجا راهم به شكل منطقه يك دربياوريم و در كوچه هاي شش متري و هشت متري برج سازي كنيم و بافتها را به هم بريزيم. بلكه بايد در فضاهاي باز مثلادر يك زمين 10 هزار متري 3 هزار متراجازه ساخت و ساز بدهيم و 7 هزار متر را فضاي باز همان محوطه در نظر بگيريم. اگر اين تفكر ايجاد تثبيت و اجرا شود بسيار مثبت خواهد بود. چرا كه به جاي اين كه شهر را در سطح گسترش بدهيم در ارتفاع گسترش مي دهيم و خدمات رساني ما هم كم هزينه تر و سهل تر مي شود. بدين ترتيب ظرفيت و گنجايش شهر ما بالاتر مي رود و آن موقع مي توانيم ساخت و ساز را صنعتي بدانيم كه مي خواهد بافت فرسوده ما را نجات دهد و در كنار آن به نوسازي كامل بافتها دست بيابيم. اگر چه همچنان تاكيد داريم و اميدواريم آنچه در بالاي شهراتفاق افتاده، در جنوب تهران رخ ندهد. گفت وگو از: رضا نعمت