Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811030-59743S1

Date of Document: 2003-01-20

كاهن معبد كوانتوم قطره هليم، كليد حل معماهاي كيهان ترجمه: سليمان فرهاديان تصور كنيد شما هم مي توانيد ابزار كوچكي داشته باشيد كه قادر است بزرگ ترين اسرار جهان را فاش كند. در اين صورت مي توانيد با اين ابزار كه بديل علمي كاهنان باستاني است، مشورت كرده و دريابيد كه چگونه قوانين فيزيك در گوي آتشين انفجار بزرگ (bang big) شكل كافي گرفتند است كليد صحيح را فشار دهيد، آن وقت به شما مي گويد كه چرا جهان با چنين سرعتي در حال انبساط است و چرا ميزان ماده در جهان بيشتر از قاتل هميشگي اش ضدماده است. اين ابزار پيش از اين ابداع شده است، ولي چندان بزرگ نيست: يك قطره هليم كه تقريبا تا دماي صفر مطلق سرد شده است. اما به نظر گريگوري ولوويك (volovik Griugori) از دانشگاه تكنولوژي هلسينكي و انستيتو فيزيك نظري لاندائوي مسكو، اين قطره سرد مي تواند در تشريح بعضي از غامض ترين اسرار جهان راهگشا باشد. براي مثال مي تواند ماهيت جاذبه را بيان كرده و عملكرد دقيق سياهچاله ها را آشكار سازد، اسرار جهان نوظهور را به شيواترين وجهي بيان كرده و منشاء قوانين فيزيكي و ذرات بنيادي را رديابي كند. البته كاهن هليمي پيش از اين نيز، در مورد يكي از مهم ترين مسائل فيزيك، يعني جست وجو براي يافتن تئوري كوانتومي گرانش اظهار نظر كرده است. ولوويك مي گويد: اصلا چنين چيزي وجود ندارد. البته عقايدش بحث برانگيز و صد البته بسيار دشوار است. البته آنها از حاميان شايسته اي برخوردار مي شوند و پيروان ولوويك افزايش خواهد ولوويك يافت در كتابي كه قرار است به زودي منتشر شود، دقيقا بيان كرده است كه چرا هليم آنچنان كاهن بزرگي است كه هر كيهان شناسي بايد با آن مشورت كند، عقايد مجابكننده وي از سه دهه كار با ابر سيال هليم _ 3 كه مايعي خارق العاده است و عقل سليم را به چالش مي طلبد ناشي مي شود. وقتي كه هليم تا حوالي صفر مطلق سرد مي شود، همچنان مايع باقي مي ماند، اما كم كم از قواعد كوانتوم تبعيت مي كند به جاي آنكه از قواعد كلاسيك پيروي كند. مخصوصا آنكه اتم ها استقلال فردي خود را از دست داده و در تحركات يكديگر تاثير مي گذارند. هليم _ 3 مي تواند كارهاي خارق العاده اي انجام دهد. از جمله اينكه بدون هرگونه اصطكاكي در لوله ها جريان يافته يا بر نيروي جاذبه فائق آمده و از ديواره بشر بالا برود. مدت هاي مديدي است كه مي دانيم ابر سيال هليم شباهت رياضي زيادي به جهان دارد. براي مثال روش حركت صوت در ابر سيال هليم درست مثل ساير سيالات متحرك، از لحاظ رياضي به نحوه حركت نور در ميدان جاذبه شباهت بسيار دارد. اما در مورد هليم اين شباهت ها بسيار فراتر از ساير سيالات است. اولين نشانه شايستگي منحصربه فرد هليم براي مطالعات كيهان شناسي از شباهت آن با تارهاي كيهاني ناشي مي شود. عمده دانشمندان بر اين باورند كه در لحظات آغازين جهان، فقط يك نوع نيرو وجود داشت. در كسري از ثانيه اين نيرو به چهار نيروي بسيار متفاوت تبديل شد كه امروزه آنها را با نام هاي گرانش، نيروهاي هسته اي قوي و ضعيف و نيروي الكترومغناطيس در مي شناسيم دهه 1970 تام كيبل (Kibble Tom) از امپريال كالج لندن عنوان كرد كه اين فرآيند جهان را حول تارهاي ظريفي به نظم درآورده است: رشته هاي طويل و نازكي _ تارهاي كيهاني _ در ساختار جهان در حال انبساط موجودند. اين ايده بسيار جذاب و گيرا بود، زيرا طبق اين ايده ماده مي توانست حول تارهايي مجتمع شده و كهكشان ها را شكل دهد، در عين حال مي توانست بيانگر آن باشد كه چرا كهكشان هايي را كه ما امروزه مشاهده مي كنيم در طول رشته هايي قرار دارند كه توسط فضاي خالي عظيمي از يكديگر جدا شده اند. بسيار مشكل بود كه كسي بتواند روشي براي آزمايش كردن اين ايده ارائه دهد تا آنكه 15 سال بعد ووسيچ زورك (zureki Wojciech)از آزمايشگاه ملي لس آلاموس نيومكزيكو خاطرنشان كرد. مباني رياضي تارهاي كيهاني دقيقا همانند رياضياتي است كه در سرد شدن هليم مشاهده مي شود در حين سرد شدن هليم مايع و تبديل آن به ابر سيال، نوعي انتقال فاز روي مي دهد، درست مثل آب كه به يخ تبديل مي شود. اين كار ممكن است باعث ايجاد نوعي اغتشاش شود. وقتي كه قسمت هاي مختلف سيال در جهت هاي مختلف حركت مي كنند، در مكان تلاقي اين جريانات خطوطي از گردابهاي چرخنده به وجود مي آيد. زورك پيشگويي هاي دقيق و واضحي در مورد آنچه را كه دانشمندان مي توانند در آزمايشات مربوطه به توليد گردابها در ابر سيال هليم با چرخاندن اين سيال در كريوستات گردنده مشاهده كنند ارائه داد (, Scientist New 21. P 1996 sep) 46 اگر ايده كيبل در مورد تارهاي كيهاني صحيح باشد، ارتباط مشهودي بين كوچك ترين گردابهايي كه مي توانند گسترش يافته يا شناسايي شوند با سرعت چرخش محفظه وجود دارد. از سياهچاله هاي كه بتوانند تابش هاوكينگ را موجود در فضا شناسايي كنند ولوويك و ساير همكارانش در آزمايشگاه دماي پايين دانشگاه هلسينكي در سال 1995 تصميم گرفتند اين تئوري را مورد آزمايش قرار براي دهند اطمينان بيشتر قرار شد اين آزمايش توسط گروه هاي مختلفي انجام گيرد. ولوويك مي گويد: كنترل كرديم و دريافتيم ايده كيبل صحيح است، و سناريوي وي درست از آب درآمد. آزمايشاتي كه طي دو سال گذشته در مورد پرتوهاي ريز موج پس زمينه كيهان _ تابش هاي به جا مانده از انفجار بزرگ _ صورت گرفته است بيانگر آن است كه تارهاي كيهاني نمي توانند چنين نقش مهمي را در شكل گيري نحوه توزيع كهكشان ها داشته باشد. با اين همه تاييد اين نكته كه چنين ضعف هايي مي توانست وجود داشته باشد، پيروزي مهمي براي كيهان شناسي هليم محسوب مي شود، چرا كه بيانگر قدرت پيشگويي آن است. بنابراين ولوويك اكنون به چيزهاي مهم ديگري چشم دوخته است. در حقيقت وي در جست وجوي جام آخر فيزيك است. غالبا پديده هايي كه فيزيكدانان را هيجان زده مي كند در انرژي هاي بالا و كوچك ترين مقياس صورت مي گيرد. اينها كه برشمرديم شرايط تولد جهان است. تاكنون تئوري هاي ما نتوانسته است به آساني در چنين مقياس هايي مورد استفاده قرار گيرد، در عين حال شتابدهنده هاي ذرات ما هم آنچنان قوي نيستند كه بتوانند به بالاترين سطح انرژي دست اما يابند همانطور كه جهان واقعي اسرارش را مخفي نگه مي دارد، جهان هليم اين اسرار را براي ما بازگو مي كند. كاهن ولوويك حالت ابرسيالي از ايزوتوپ هليم _ 3 است Aكه -He 3 ناميده ابر مي شود سيال هليم _ 3 مي تواند بسته به دما و فشارش به دو صورت A و B وجود داشته باشد. به گفته ولوويك حالت A در بسياري از موارد با خواص زمان _فضا كه بيانگر ساختار چهاربعدي جهان است، كاملا مطابقت دارد. فكر نكنيد كه خلا حاوي چيزي نيست، خلا فضاي تهي درياي مواجي از ذراتي است كه به وجود آمده و سريعا نابود مي شوند و انرژي خود را نيز از خلا تامين مي كنند. Aرفتار-He 3 نيز بسيار پيچيده است. حتي اگر بتوانيد آن را تا دماي غيرقابل دسترس صفر كلوين سرد كنيد، باز هم اين ماده جامد نمي شود، در دماهاي كمي بالاتر از صفر مطلق، شبه ذرات كه بسته هايي از انرژي صوتي هستند كم كم آشكار مي شوند. هنگامي كه اتم ها در دمايي قرار دارند كه به طور جزيي از صفر مطلق بيشتر است، ضربه آرامي مي تواند امواج صوتي كوچكي ايجاد كند، كه مثل تمام انواع موج حاوي بسته هايي از انرژي در اندازه هاي مختلف است. اين شبه ذرات را مي توان شناسايي كرد و گذشته از آن، رفتار آنها از همان قوانين رياضي تبعيت مي كند كه بر رفتار ذرات بنيادي همانند الكترون ها، نوترينوها و كوآرك ها در خلا حاكم است. ولوويك مي گويد، براي مثال بعضي شبه ذرات به همان روشي با يكديگر بر هم كنش دارند كه گراويتون _ به طور نظري گراويتون ها حاملين نيروي گرانشي هستند _ با ذرات مادي همانند الكترون ها بر هم كنش دارند. به گفته وي در Aحقيقت -He 3 شبيه فضا _ زمان مي تواند تمام حقايق فيزيكي ميدان جاذبه اي و الكترومغناطيسي را آشكار سازد. تجزيه و تحليل وي از Aعملكرد-He 3 وي را با دستاوردهاي شگفت انگيزي مواجه وي ساخت مي گويد پيش از همه، هليم بيانگر آن است كه گرانش يك خاصيت بنيادي جهان نيست، به عبارت ديگر اين نيرو از ابتدا وجود نداشته است. همانطور كه هليم از انرژي بالا و حالت بي نظم به انرژي پايين و حالت ابر سيالي مي رسد، كم كم منظم مي شود. در ابتدا حالت هاي كوانتيزه پديدار مي شوند، در مرحله بعد شبه ذرات كه خواص منحصربه فردي از خود بروز مي دهند _ كه براي مثال مشابه گرانش و الكترومغناطيس است، ظاهر مي شوند. وي معتقد است اين موارد بيانگر آن است كه جهان نوظهور در يك حالت بي قاعده متولد شده است. در آغاز دنياي واقعي همه چيز بسيار داغ و غني از انرژي بود. به گفته ولوويك پس از آن و به موازات سرد شدن گوي آتشين انفجار بزرگ، نيروي واحدي پس از ثانيه 4310 سر برآورد كه جهان را منظم و قاعده مند نيروهايي ساخت را كه امروزه مي شناسيم _ گرانش، نيروهاي هسته اي و.. _ كمي پس از آن ايجاد شدند. به گفته وي: از ميان هرج و مرج روز ازل تئوري هاي اينشتين سربرآورد و نيروهايي مثل برهم كنش هسته اي ضعيف و قوي ظاهر شدند. براي مثال چرا فضا كاملا مسطح به نظر نيست چرا كهكشان ها به وسيله رشته اي از ميدان هاي مغناطيسي به يكديگر متصل شده اند وي به دسته اي از فيزيكدانان پيوست كه روبرت لافلين (laughlin Robert) برنده جايزه نوبل از دانشگاه استنفورد نيز در ميان آنان به چشم مي خورد. وي استدلال مي كند كه قوانيني كه ما آنها را بنيادي و مبناي حقيقت مي پنداريم در اصل خواص در حال تكويني هستند كه از اغتشاشات خلا ناشي مي شوند. اين گفته ها جالب است اما به گفته ولوويك هيچ چيز اصولي در اثبات آن وجود ندارد. به يك جام خالي فكر كنيد. اين جام در حقيقت حاوي ميلياردها مولكول هواست كه به اطراف حركت كرده و به طور اتفاقي با يكديگر برخورد مي كنند. اين حركات كاملا اتفاقي است اما از همين بي نظمي ها و آشفتگي ها خواصي كه آنها را دما و فشار مي ناميم سر برمي آورند. پس چرا قوانين فضا _ زمان به همين روش ايجاد؟ نشوند اگر گفته هاي ولوويك صحيح باشد، تلاش براي يافتن تئوري گرانش كوانتومي اتلاف وقت است. البته وي مي داند كه عده اي مايلند سخن ديگري بشنوند: گروه كثيري از فيزيكدانان اوقات خود را صرف اين موضوع كرده اند كه بين نسبيت عام _ تئوري گرانش اينشتين _ و مكانيسم كوانتوم آشتي برقرار كنند. آنان اميدوارند با استفاده از اين تئوري ها دريابند در لحظات اوليه آغاز زمان كه فضا _ زمان نيرو و ماده بسيار محدود و حاوي مقادير عظيمي انرژي بودند چه روي داده؟ است آنان مي گويند بدون اين تئوري ها هيچ گاه نمي توان شرايط و نحوه تولد جهان يا شرايط عجيب حاكم بر مركز سياهچاله ها را درك كرد. اما تاكنون كسي تئوري قانع كننده در مورد گرانشي كوانتومي ارائه نكرده است. ولوويك مي گويد: پس از هفتاد سال تحقيق عليرغم دستاوردهاي عديده، گرانش كوانتومي هنوز هم بسيار دور از دسترس به نظر مي رسد. به عقيده وي اين مسئله مويد آن است كه به اين آساني ها نمي توان نسبيت عام را كوانتيزه كرد. در شرايط انرژي بالا، ميدان هاي گرانشي كوانتوم چنان با اغتشاشات ساير ذرات و ميدان ها عجين مي شود كه جداسازي آن از چيزهايي كه گرانش به نظر مي رسند غيرممكن مي شود. كسان ديگري هم با داشتن چنين ديدگاهي از وي حمايت مي كنند. مت وايزر از دانشگاه ويكتورياي ولينگتن مي گويد: اين گفته محل تامل بسيار است، اما به نظر من احتمال صحت اين سخنان بسيار زياد است. احتمال دارد كه گرانش تقريبي از شرايط انرژي پايين چيزي باشد كه در فواصل كوتاه و انرژي هاي بالا اختلافات بنيادي با آن دارد. اگر اين گونه باشد گرانش كوانتومي بي معني خواهد بود. اگر شرايط اين گونه باشد، دانشمندان بايد خطمشي خود را تغيير دهند. وايزر مي گويد: اگر اين گونه باشد سمت و سوي بسياري از آزمايشات نيز تغيير خواهد در كرد اين صورت هدف دانشمندان اين خواهد بود كه از همان جايي كه نسبيت عام سر برآورد تئوري كوانتوم جديدي ابداع كنند. وي مي گويد: اين كار با تلاش براي يافتن راهي جهت كوانتيزه كردن خود نسبيت عام تفاوت بسيار دارد. ولي قدرت كاهن ولوويك در همين جا خاتمه نمي يابد. وي مي گويد سوالات بي شمار ديگري وجود دارد كه هليم مي تواند به آنها پاسخ دهد. براي مثال بسياري از دانشمندان علاقه دارند كه پيشگويي هاي مهمي را در مورد سياهچاله ها انجام دهند. مطابق تئوري هاي موجود سياهچاله ها ماده و نور موجود در داخل محدوده اي كه افق رويداد (Event horizon) نام دارد را به دام مي اندازد. هيچ چيز نمي تواند از قوه جاذبه آنها بگريزد. اما در دهه 1970 استفن هاوكينگ (Hawking Stephen) دانشمند بريتانيايي نشان داد مقدار ناچيزي از انرژي در نتيجه قرار گرفتن يك جفت ذره در افق رويداد از سياهچاله خارج مي شود. يك قسمت از ذره جذب سياهچاله مي شود، اما نيمه ديگر مي تواند از جاذبه آن بگريزد. ذره گريزان مي تواند مقداري انرژي را از سياهچاله بربايد. در نهايت ممكن است سياهچاله در نتيجه تابش هاوكينگ نابود شود. اما مشكلي وجود دارد، اين تابش ها بسيار ضعيف هستند. در حقيقت اين تابش ها آنقدر ضعيف هستند كه زمان لازم براي معلوم شدن يك سياهچاله موجود در فضا از طول عمر حال حاضر جهان نيز بيشتر خواهد شد. اخترشناسان واقع بين هيچ اميدي ندارند كه بتوانند تابش هاوكينگ را از سياهچاله هاي موجود در فضا شناسايي كنند. اما امروزه بسياري از محققين بر اين باورند كه جريان هاي به دقت تنظيم شده ابر سيال ها با فيزيك سياهچاله ها مي تواند مشابهت فراواني داشته باشد. (, Scientist 18 P Mar 2000 New) 22 براي مثال جرياني از ابر سيال هليم مي تواند افق رويداد ايجاد كند. هر جا كه جريان اين ابر سيال از بيشينه سرعت شبه ذرات بيشتر باشد، افق رويداد، مشاهده مي شود. همانطور كه فوتون ها نمي توانند از سياهچاله ها بگريزند، شبه ذرات هم نمي توانند از جريان ابرسيال ها فرار كنند. ولوويك و همكارانش تصميم دارند با استفاده از دو ابر سيال كه روي هم مي لغزند سياهچاله هليمي آنان بسازند پيش از اين نشان دادند كه در اين مجموعه براي شبه ذرات موجود در مرز بين دو جريان مي توان افق رويدادي ايجاد كرد به جاي ذرات كه انرژي جنبشي را از سياهچاله ها به صورت تابش هاوكينگ به سرقت مي برند، در اينجا بعضي شبه ذرات مي توانند از جريان سيال گريخته و انرژي جنبشي آن را بربايند (qc/-org/abs/gr.arxiv.www را 0208020 ببينيد ) اگرچه اين شبه ذرات مشابه با تابش هاي هاوكينگ آنقدر كوچك هستند كه اندازه گيري آنها مشكل است، ولي مي تواند اولين بخت دانشمندان براي مشاهده عملي بعضي جزييات فيزيكي سياهچاله ها باشد. وايزر از امكان انجام چنين كاري ترغيب شده است. وي مي گويد: هيجان انگيزترين جنبه اين مدل هاي مشابه اين است كه اميدها را براي امكان انجام تجربيات عملي روي مشابه سياهچاله ها در آينده نه چندان دور زنده نگه مي دارد; ولي البته امكان انجام آن را تضمين نمي كند. شواهد تجربي مستقيم به دست آمده از مشابه تابش هاي هاوكينگ باعث اعجاب و تحير ناظران مي شود. مسئله ديگري كه ولوويك در مورد آن با كاهن هليمي خود مشورت مي كند به شدت يافتن انبساط جهان مربوط مي شود دانشمندان در سال 1998 از نتايج مشاهدات خود از انفجار يك ابر نواختر خبر دادند كه بيانگر تسريع انبساط جهان بود. به نظر مي رسد فضا نيروي دافعه اي را از طريق بعضي انواع انرژي سياه (energy dark) اعمال مي كند، كه بعضي اوقات به عنوان ثابت كيهان شناسي نيز ناميده مي شود. منشا انرژي سياه؟ چيست هيچ كس به درستي نمي داند. بعضي ها گمان مي برند كه اين انرژي ها از خلا منشا مي گيرد. اما اگر بخواهيد از معادلات مكانيك كوانتوم براي محاسبه مجموع انرژي خلا موجود در جهان استفاده كنيد، لازم است كه سهم ذرات مجازي و افت و خيزهاي تصادفي ميدان را در نظر بگيريد، در اين صورت عدد بسيار بزرگي را به دست مي آوريد. قدرت دافعه محاسبه شده بسيار بزرگ است يعني قدرت محاسبه شده 120 مرتبه بزرگ تر از انرژي لازم براي ايجاد شتاب مشاهده شده است. بسياري از دانشمنداني كه از نتايج به دست آمده مبهوت شده بودند، مسئوليت اين اختلاف را به افت وخيزهاي شديد انرژي كه عامل ناپيدايي است، نسبت دادند چرا كه تئوري پردازان تاكنون نتوانسته اند ميزان آن را محاسبه كنند. سهم بعضي از اين عوامل منفي آيا است سهم اين عوامل در انرژي خلا مي تواند سهم ساير عوامل را حذف كند تا مقدار ثابت كيهان شناسي عدد كوچكي؟ باشد ولوويك مي گويد بله چرا كه هليم اين چنين وي مي گويد حتي براي اثبات اين مسئله به انجام يك آزمايش هم نياز ندارد. وي مي گويد فرض كنيد مردمي در ابر Aسيال -He 3 زندگي مي كنند. وي مي گويد: اين مردم از شبه ذرات بنيادي ساخته شده اند. درست مثل ما كه از ذرات بنيادي تشكيل شده ايم. در ابر سيال هليم شبه ذرات هيچ گونه انرژي به اتم هاي مايع اعمال نمي كنند. از آنجايي كه هيچ گونه برهم كنشي بين شبه ذرات مردم و اتم هاي هليم وجود ندارد، آنها فكر مي كنند كه در فضاي خالي زندگي مي كنند. اما اگر اين انسان هاي شبه ذراتي انرژي محيط خلا خود را به روش جمع كردن افت و خيزهاي انرژي فضاي خالي به دست آورند، عدد بزرگي حاصل مي شود. ولوويك مي گويد: هنگامي كه آنها مقدار تقريبي محاسبه شده را با واقعيت محاسبه مي كنند، درمي يابند كه جواب تقريبي چندين برابر بزرگ تر از واقعيت است. بنابراين ثابت كيهان شناسي براي آنان به صورت معمايي جلوه مي كند، همانطور كه هم اكنون براي ما نيز معمايي است. ولوويك مي گويد اما، از وراي جهان هليمي مي توانيم تمام اجزاي ساختار اتمي را مشاهده كنيم و برخلاف دنياي ما هيچ چيز مخفي نيست. و بنابراين مي توانيم آثار مختلف آن را محاسبه كنيم. اثر اتم هليم، كه بسيار مشابه با آثار فيزيك انرژي بسيار بالاي جهان است، مي تواند براي اندازه گيري انرژي خلا به كار رود. وقتي كه همه اين آثار را با هم در نظر گرفته و مجموع را حساب مي كنيم، مشاهده مي كنيم كه جمع آنها عدد كوچكي است، و از همه مهم تر اينكه اين عدد صفر نيست، و با شتاب كوچك مشاهده شده براي انبساط جهان هماهنگ است. اما معماي ديگري كه هليم مي تواند براي حل آن كمك هاي شايان توجهي ارائه دهد: چرا جهان عمدتا از ماده تشكيل شده است و از ضد ماده خبري نيست، در حالي كه مطابق تئوري در لحظه انفجار بزرگ مقدارهاي مساوي از هر دو ايجاد شده؟ است امروزه در هيچ كجا نمي توان ضد ماده را مشاهده كرد. شايد اين تركيب با ماده برخورد كرده و ضمن ايجاد تابش نابود شده است. اما با اين شرايط هم از هر مقدار ماده اي كه براي ايجاد ستارگان و كهكشان ها استفاده شده باشد مقدار ماده بايد به ميزان ناچيزي از ضد ماده بيشتر باشد. يكي از تئوري هاي پيشگام در اين زمينه مي گويد، به موازات تكامل جهان، خلا مقداري ضد كوارك و به ميزان ناچيزي بيشتر از آن كوارك توليد كرد. اين تئوري در دهه 1960 ارائه شد. اگر چنين نظريه اي صحت داشته باشد، بايد اثر خود را در ابر سيال هليم با ايجاد يك نيروي اضافي در يك گرداب چرخنده نشان دهد. ولوويك و ساير همكارانش به طور تجربي نشان دادند كه چنين نيرويي وجود دارد. هليم يك بار ديگر نشان داد كه معادله اي كه براي توصيف رويدادهاي اوليه جهان بكار مي رود صحت دارد. ولوويك مي گويد هليم مي تواند دسته ديگري از مسائل را نيز تشريح كند. براي مثال مي تواند شرح دهد كه چرا فضا كاملا مسطح به نظر مي رسد و برخلاف تئوري اينشتين خميده نيست. چرا كهكشان ها به وسيله رشته اي از ميدان هاي مغناطيسي به يكديگر متصل شده اند. يا كدام يك از ثابت هاي بنيادي جهان همانند سرعت نور واقعا ثابت و بدون تغيير است. با اين همه تاكنون پيروان زيادي گرد او جمع نشده اند. 12 oct,NewScientist 2002 ادامه دارد