Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811030-59739S2

Date of Document: 2003-01-20

سياست خارجي تداوم سياست داخلي يادداشت سياسي دكتر حسين دهشيار سياست خارجي صرف نظر از اينكه در چارچوب منافع ملي كشور طراحي شود و يا اينكه تامين كننده نيازهاي شخصي رهبران باشد به شدت متاثر از ملاحظات مرتبط با سياست داخلي است. هر چند كه كيفيت ساختار حكومت به عنوان يك متغير بينابين تا حدودي ميزان تاثيرگذاري را مشخص مي كند، اما اهداف خارجي لزوما تداوم سياست هاي داخلي در سطحي متفاوت و محيطي متمايز هستند. امروزه صدام حسين عراق را در شرايطي قرار داده كه تا حدود فراواني ناشي از ارزيابي نادرست او از اوضاع متفاوت صحنه بين المللي در پانزده سال گذشته است. صدام حسين موفق نشد آنچه را كه ميخائيل گورباچف رهبر حزب كمونيست اتحاد جماهير شوروي براي اولين بار در سخنراني خود در برابر مجمع عمومي سازمان ملل در سال تحت 1988 عنوان نظم نوين جهاني مطرح ساخت به درستي تحليل كند. بدين جهت او در تاريخ دوم آگوست سال 1990 كشور كويت را مورد حمله قرار داد. اين دوران آغاز فرايندي است كه رژيم حاكم بعثي را در زمان حاضر در مسير اضمحلال قرار داده است. به دنبال مجوز شوراي امنيت در تاريخ 29 نوامبر سال 1990 ائتلاف جهاني به رهبري آمريكا به دنبال سي و نه روز نبرد هوايي كه از تاريخ 17 ژانويه سال 1991 آغاز شد و سه روز نبرد زميني شكستي سنگين را در شن هاي كويت براي صدام حسين رقم زد آتش بس، عراق را در موقعيتي قرار داد كه از نقطه نظر اقتصادي و حيطه حاكميت دولت بعثي، شرايط جديدي را شكل داد. با وجود اينكه از سال 1996 براساس مصوبه هاي سازمان ملل اين امكان وجود دارد كه عراق سالانه چهار ميليارد دلار نفت به بازارهاي جهاني بفرستد اما با توجه به اينكه چهل درصد از اين ميزان به صندوق جبران خسارات كويت و ده درصد آن براي هزينه هاي جاري سازمان ملل در عراق مصرف مي شود، گستردگي فقر هر روز فزون تر عدم مي شود كنترل دولت مركزي به شمال كردنشين و جنوب شيعه نشين سبب شده است كه چالش جدي متوجه رژيم بعثي شود. با توجه به دو مقوله فوق صدام حسين در شرايطي قرار گرفته است كه چاره اي جز به چالش گرفتن اقتدار منطقه اي آمريكا و پرخاشگري بر عليه آمريكا نداشته باشد. ضروريات داخلي كه همانا توجيه وضع اسف بار اقتصادي و كاهش شديد سطح زندگي و افزايش فقر از يك سو و عدم وجود عملي امنيت، استقلال و يكپارچگي كشور از سوي ديگر است، در پيش گرفتن سياست خارجي جنگ طلبانه را ضروري صدام حسين مي سازد براي تداوم حكومت خود در بطن معضلات وسيع اقتصادي و حركات گسترده مركزگريز كردها و شيعيان بايد آمريكا را در جايگاه متهم مستقر سازد تا از اين طريق بتواند در نگاه توده ها براي حكومت خود مشروعيت بيابد. عقبنشيني صدام حسين در برابر آمريكا و گردن نهي به قطعنامه هاي متعدد سازمان ملل هر چند كه ممكن است از حمله احتمالي آمريكا به عراق جلوگيري كند اما در نهايت منجر به سرنگوني حكومت بغداد خواهد شد. پس منطقي و عقلايي است كه صدام حسين براي حفظ رژيم خود آتش جنگ با آمريكا را شعله ور نگه دارد چرا كه تنها در اين بستر است كه امكان تداوم حكومت شخصي او براي مدتي ديگر وجود دارد، در تاريخ مدرن آمريكا كمتر سابقه داشته است كه حزب رئيس جمهور مستقر در كاخ سفيد در اولين دوره رياست جمهوري او در انتخابات ميان دوره اي موفق به كسب كرسي هاي جديد شود. جورج دبليو بوش براي اولين بار در 68 سال گذشته موفق شد كه برخلاف روند حاكم ما در مجلس نمايندگان با به دست آوردن پنج كرسي جديد و در سنا با به دست آوردن 2 كرسي جديد حزب جمهوريخواه را در هر دو بخش كنگره در اكثريت قرار دهد. او موفق شد كه برخلاف تجارب تاريخي به اين مهم نائل شود، چرا كه او با توجه به الزامات داخلي سياست خارجي خود را شكل داد. كاهش رشد اقتصادي، ورشكستگي شركت هاي آمريكايي، فسادهاي مالي در كمپاني هاي معظم از قبيل انرون و ورلدكام، افزايش نرخ بيكاري و كاهش خريد مصرف كنندگان كه به دنبال حوادث يازده سپتامبر سال 2001 شدت يافت منجر به ترسيم تصوير نامطلوبي از اقتصاد آمريكا گشت. با توجه به در پيش بودن انتخابات ميان دوره اي براي انتخاب تمامي اعضاي مجلس نمايندگان و يك سوم اعضاي سنا براي رهبر آمريكا پرواضح بود كه شكست حزب جمهوريخواه به رهبري او بسيار محتمل است. مشاوران انتخاباتي و رهبران حزبي با توجه به اينكه به طور سنتي حزب دموكرات از نقطه نظر مردم بهتر مي تواند سكان اقتصاد كشور را اداره كند و با توجه به الگوهاي تاريخي انتخاباتي كه حزب حاكم ضرورتا كرسي در انتخابات ميان دوره اي مي بازد، به رهبر آمريكا توصيه كردند كه موضوع عراق را بايد مدنظر قرار دهد. براين اساس، اجماع در بين مشاوران و نزديكان رئيس جمهور اين بود كه تنها راه جلوگيري از شكست در انتخابات و ايجاد شگفتي تاريخي همانا منحرف كردن توجه راي دهندگان از مسائل اقتصادي است. براساس اين منطق استراتژي انتخاباتي حزب جمهوريخواه بر اين قرار گرفت كه سياست خارجي، محور توجه راي دهندگان قرار گيرد. به همين جهت از اواخر ماه آگوست سال 2002 جورج دبليو بوش موضوع عراق را در دستور كار خود قرار داد و شروع به ترسيم تصويري به شدت منفي از صدام حسين براي مردم آمريكا كرد و او را خطري جدي براي امنيت اين كشور قلمداد كرد. رهبر قدرتمندترين ماشين نظامي جهان با بيان اينكه بدترين رهبر جهان با بدترين سلاح ها منافع آمريكا را به شدت تهديد مي كند، نگاه مردم آمريكا را از مشكلات اقتصادي دور كرد و توجه آنها را معطوف به حيطه سياست خارجي كرد. جورج دبليو بوش با صحبت مداوم در مورد عراق در كنفرانس هاي مطبوعاتي، درخواست مجوز از كنگره آمريكا براي جنگ احتمالي با عراق و در نتيجه مركزيت دادن به موضوع عراق در مباحثات سياسي قوه قانون گذاري و حضور در مجمع عمومي سازمان ملل و درخواست تصويب قطعنامه به وسيله اين سازمان براي مجازات صدام حسين، عملا موضوع عراق را تنها معيار انتخابات قرار داد. در روز پنج نوامبر كه مردم به پاي صندوق هاي راي رفتند بيش از هر چيز نگران امنيت ملي آمريكا بودند و مشكلات اقتصادي تحت تاثير اين واقعيت قرار گرفت. اولويت يافتن مسئله امنيت ملي كه به دنبال نزديك به پنج ماه توجه مداوم دستگاه رهبري ايالات متحده آمريكا تحقق يافت به نيكي نشانگر اين واقعيت است كه موضوعات مطرح در صحنه سياست خارجي ريشه در ضرورت هاي حيات داخلي دارند. صدام حسين اين ضرورت را محققا احساس كرده است هر چند كه عملكرد او در صحنه سياست خارجي داراي پيامدهاي بسيار ناگوار براي رژيم او خواهد بود. جورج دبليو بوش با درك اين الزام سرنگوني صدام را اولويت اصلي حكومت خود قرار داده است كه با توجه به شواهد به احتمال بسيار زياد براي او توفيق به بار خواهد آورد.