Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811030-59735S1

Date of Document: 2003-01-20

هويت يابي نوجوان تقابلي رواني اجتماعي بسياري از نوجوانان احساس مي كنند ;كدام يك از نقش ها اگر من نقشي هست، واقعي؟ اوست نوجواني; هويت يابي يكي از تكاليف عمده نوجوانان در جامعه يافتن پاسخي عملي به اين سوال است كه; من قرنهاست ذهن بشر را به خود مشغول داشته و موضوع اشعار، كيستم هرچند كه اين سوال داستانها و مطالب بيشماري بوده است، امادر اين چند دهه اخير، به طورمنظم مركز توجه روان شناسي قرارگرفته واولين بار اريك اريكسون روانكاو به اين موضوع پرداخت. نوجوانان و بزرگسالاني كه احساس هويت خود در آنان قوي است خود را افرادي مجزا و متمايز از ديگران مي دانند. كلمه فرد كه معادل كلمه شخص است، نشانگر نيازي است همگاني به درك خود به عنوان كسي كه به رغم داشتن چيزهاي مشترك با ديگران از آنها جداست. نياز به ثبات راي و حس يكپارچگي نيز ارتباط نزديكي با آنها نياز همگاني به درك خود دارد. وقتي كه از يكپارچگي خود سخن مي گوييم مقصود جدايي از ديگران است و در عين حال يگانگي خود، يعني انسجام عملي نيازها، انگيزه ها و الگوهاي واكنش شخص. نوجوان يا بزرگسال براي اينكه احساس هويت داشته باشد بايد در طول زمان در خود تداومي ببيند. به قول اريكسون، نوجوان براي رسيدن به يكپارچگي بايد احساس كند كه آنچه بنابه قراين موجود در آينده خواهد شد تداوم پيشرفته آن چيزي است كه در سالهاي طفوليت بوده است. سرانجام اينكه، درك هويت خود مستلزم تقابلي رواني اجتماعي است به عبارت ديگر نوجوان بايد در بين آن تصوري كه از خودش دارد و آن تصوري كه از استنباط و انتظار ديگران از خودش دارد هماهنگي ايجاد كند. تاكيد اريكسون براينكه درك فرد از هويت خود دست كم تا حدودي با واقعيت اجتماعي ارتباط دارد اهميت بسيار دارد. اريكسون براين مساله تاكيد مي كند كه طرد شدن از طرف افراد يا اجتماع ممكن است باعث شود كه كودك از هيچ راهي نتواند در خود احساس هويتي قوي و مطمئن پيدا كند. رشد احساس هويت هر عامل رشدي كه به نوجوان كمك كند تا با اطمينان خود درك كند كه از ديگران متمايز و مجزاست، در حد معقولي ثبات راي و يكپارچگي دارد، در طول زمان تداوم دارد و در ضمن خود را شبيه به آن تصوري بداند كه ديگران از او دارند، سبب مي شود كه در نوجوان احساس هويت كاملي از خود ايجاد شود و هر عاملي كه در اين استنباطهاي نوجوان از خودش خلل ايجاد كند باعث سردرگمي هويت (و يا آشفتگي هويت ) و عدم توانايي در رسيدن به يكپارچگي و تداوم تصورات فرد از خودش مي شود. هويت يابي در ساير فرهنگ ها آمريكاييان تاكيد بسياري بر رشد فرد به عنوان يك فرد دارند، شايد تا حدودي به اين دليل كه سنت آمريكايي بر استقلال و اتكاي به خود تاكيد دارد. در ساير فرهنگ ها، مثلا در چين و ژاپن هويت يابي و احساس ارزش داشتن از طريقي روابط نزديك با ديگران و عضو بودن در يك نظم اجتماعي متشكل تشويق مي شود. جامعه بار سنگيني بر دوش ژاپني ها مي گذارد و آموختن چگونگي پذيرفتن اين محدوديت ها و فشارها اولين قدم عمده در راه بالغ شدن است. با وجود اين، حتي در فرهنگ هايي كه تاكيد نسبتا زيادي بر هويت گروهي در برابر هويت فردي مي شود، بازهم لازم است فرد از خود تصور فردي متمايز و با ثبات راي داشته باشد، فردي كه تا اندازه اي از ديگران جداست. مشكلات هويت يابي بسياري از نوجوانان احساس مي كنند كه در هرزمان يا موقعيتي نقشي بازي مي كنند و نمي دانند كه كدام يك از نقش ها اگر نقشي هست، من واقعي؟ اوست در ضمن آگاهانه تلاش مي كنند تا نقش هاي مختلفي را بيازمايند به اين اميد كه نقشي را بيابند كه با آنها تناسب داشته باشد. از نوجواني كه سه نوع دستخط متمايز داشت سوال شد كه چرا به يك شيوه ثابت نمي نويسد. پاسخ داد: تا زماني كه نمي دانم كه هستم چطور مي توانم به يك شيوه ؟ بنويسم در دوران نوجواني هويت يابي مساله اي حاد مي شود، تا حدودي به اين دليل كه نوجوان روز به روز تغيير مي كند. در دوران نوجواني فرد با مجموعه اي از تغييرات رواني يا فيزيولوژيكي، جنسي، شناختي و نيز تقاضاهاي شغلي و اجتماعي جديدي روبه رو مي شود. در نتيجه، نوجوانان به اين مساله كه در چشم ديگران چگونه جلوه مي كنند اهميت بسياري مي دهند و آن را با تصوري كه از خود دارند مقايسه مي كنند و نيز با اين مساله روبه رو هستند كه چگونه نقش ها و مهارت هايي را كه قبلا آموخته اند با مقتضيات آينده ارتباط دهند. اريكسون متذكر شد كه هويت ممكن است از دو راه منحرف شود. ممكن است بيش از آنكه رشد كند تثبيت شود (يعني پيش از موعد شكل بگيرد ) و يا اينكه بدون هيچ محدوديتي گسترش پيدا كند. هويت يابي زودرس: وقفه اي است در فرآيند شكل گيري هويت. هويت يابي زودرس تثبيت زودرس تصور فرد از خودش است كه اين تثبيت در ساير امكانات و توانايي هايي كه شخص براي توصيف خود دارد تاثير نوجواناني مي گذارد كه هويت آنها پيش از موعد تثبيت مي شود تاييد ديگران برايشان اهميتي اساسي دارد. عزت نفس آنان تا حدود زيادي بستگي به تاييد ديگران دارد. معمولا براي مراجع قدرت اهميت زيادي قايلند و بيشتر با نوجوانان ديگر همنوايي مي كنند و كمتر استقلال راي دارند. در اين ضمن، دسته به ارزشهاي سنتي مذهبي بيشتر علاقه مندند. مضطربند و افكارشان قالبي و سطحي است و باديگران كمتر روابط نزديك برقرار مي كنند. هرچند از لحاظ هوش تفاوتي با همسالان خود ندارند، ولي به دشواري مي توانند انعطاف از خود نشان دهند و به هنگام مواجهه با تكاليف شناختي و تنش زا نمي توانند واكنش مساعد از خود نشان دهند، معمولا از نظم و ساخت در زندگيشان استقبال مي كنند. با والدينشان روابط نزديكي دارند و ارزشهاي والدين را مي پذيرند. در عين حال والدين اين گروه به طور كلي پذيرا و مشوق هستند و نوجوان را تحت فشار مي گذارند كه با ارزشهاي خانواده همنوايي كند. سردرگمي در هويت يابي برخلاف اين دسته، گروهي ديگر از نوجوانان يك دوره طولاني از سردرگمي هويت را شايد مي گذرانند هيچگاه احساس هويتي قوي و روشن در آنان ايجاد نشود. اينها نوجواناني هستند كه نمي توانند خود را بيابند، نوجواناني اند كه خود را رها و فارغ از پيوند نگه مي دارند و در حالت تجرد و در دوران پيش از شكل گيري هويت باقي مي مانند. نوجواناني كه دچار سردرگمي هويت هستند عزت نفس كمي دارند و استدلال اخلاقيشان رشد نيافته به است دشواري مسئوليت زندگي خود را به عهده مي گيرند. تكانشي هستند و تفكري نامنظم دارند و آمادگي اعتياد به مواد مخدر دارند. روابط فرديشان غالبا سطحي و گاه و بيگاه است. هرچند كه به طور كلي با نحوه زندگي والدينشان مخالفند نمي توانند از خود شيوه اي ابداع كنند. هويت كسب شده جست وجو و سردرگمي شايد گاهي مفيد باشد. افرادي كه پس از يك دوره جست وجوي فعالانه به احساس هويتي قوي دست يافته اند. در مقايسه با آنهايي كه هويتشان شكل گرفته بي آنكه اين دوره را گذرانيده باشند. استقلال راي بيشتري دارند. خلاق ترند و تفكر پيچيده تري دارند. اين گروه در ضمن توانايي بيشتري براي برقراري ارتباط نزديك دارند، هويت جنسي با ثبات تري دارند، به خود با ديدي مثبت نگاه مي كنند و استدلال اخلاقي رشد يافته تري در دارند عين حال كه به طور كلي روابط مطلوبي با والدين دارند از خانواده هاي خود به نحو چشمگيري مستقل شده اند. هويت جنسيتي و هويت نقش جنسي غالب مردم از همان اوايل هويت زندگي جنسيتي مي يابند، يعني شخص از طبيعت زيست شناختي خود به عنوان زن يا مرد آگاهي اي پيدا مي كند. به استثناي ناراضيان جنسيتي (كه معمولا مي گويند حتي در دوران كودكي هم احساس كرده اند كه در بدن اشتباهي گرفتار شده اند ) غالب، مردم از زن يا مرد بودن خود راضي هستند و علاقه اي به تغيير كردن ندارند. بلوغ جنسي سريع توجه فرد را به اين مساله جلب مي كند كه جنسيت او يك پديده زيست شناختي است. كنار آمدن با هويت جنسيتي دشوار است و ممكن است در رشد اعتماد به نفس و هويتي همه جانبه و با ثبات خلل ايجاد كند. الگويي كه دو جنسي نام گرفته، يعني يك فرد تركيبي از خصوصياتي را داشته باشد كه از لحاظ سنتي و اجتماعي زنانه و مردانه ارزش گزاري اخيرا مي شود از لحاظ اجتماعي به عنوان الگوي انطباقي شناخته شده است. در مطالعه اي چهار گروه باهم مقايسه شدند: گروه اول، نوجوانان و جواناني كه هم از لحاظ دارا بودن خصوصيات اجتماعي مثبت و مردانه (مثلا در استقلال و پرجرات بودن ) و هم از لحاظ دارا بودن خصوصيات اجتماعي مثبت زنانه (عطوفت وسعه صدر ) نمره بالايي آوردند، اينها گروهي هستند كه خصوصيات هر دو جنس را دارند، گروه دوم آنهايي بودند كه فقط از لحاظ دارا بودن خصوصيات مردانه نمره بالايي آوردند; گروه سوم آنهايي بودند كه فقط از لحاظ دارا بودن خصوصيات زنانه نمره بالايي آوردند; گروه چهارم آنهايي بودند كه از لحاظ دارابودن خصوصيات مردانه و زنانه نمره پاييني آوردند كه به اين گروه فاقد تمايز مي گويند. در آخر تعداد نسبتا كمي از مردان از لحاظ دارا بودن خصوصيات زنانه بالاترين نمره را آوردند و تعداد نسبتا كمي از زنان از لحاظ دارا بودن خصوصيات مردانه بالاترين نمره را آوردند. افراد دو جنسي هر دو جنس در اندازه هاي مربوط به عزت نفس بالاترين نمره را آوردند. بعد آنهايي بودند كه خصوصيات مردانه داشتند و بعد از اين عده آنهايي كه خصوصيات زنانه داشتند و گروه فاقد تمايز كمترين نمره را آوردند. افراد دوجنسي در زمينه فعاليت هاي فوق برنامه و تحصيلي امتيازات بيشتري در مقايسه با افراد فاقد تمايز نصيبشان شد. زنان ورزشكار و تحصيلكرده در خصوصيات دوجنسي و يا مردانه نمره بيشتري آوردند تا صرفا در خصوصيات پسران زنانه و دختران نوجواني كه انتظار دارند در رياضيات و منطق صوري و مهارت هاي فضايي موفق شوند از خود چنين استنباط مي كنند كه داراي خصوصيات مردانه يا دوجنسي هستند. در اين مطالعات دوجنسي بودن برحسب خصوصياتي مشخص شده كه اجتماع آنها را ارزش گزاري كرده است. خصوصيات منفي مردانه (مانند تكبر، حرص، خصومت ) و خصوصيات زنانه اي كه از لحاظ اجتماعي منفي ارزش گزاري شده است (مانند ساده لوحي، چاپلوس بودن، ناله كردن و غرزدن ) نيز اندازه گيري شده مردان است و زناني كه چنين خصوصياتي دارند مصاحبان خوبي نيستند. آنهايي كه خصوصيات منفي زنانه دارند عزت نفس پاييني دارند. معمولا با مشكلات سازگاري روبه رو مي شوند، زيرا آسيبپذيرند، احساس ناايمني مي كنند و بيش از حد حساسند. افرادي كه خصوصيات منفي مردانه دارند بيش از اندازه پرخاشگرند و از ديگران انتقاد مي كنند. آنچه از لحاظ اجتماعي و نيز از نظر شخصي مطلوب است اين است كه افراد در عين مستقل بودن انعطاف پذير باشند، پرجرات و سليم باشند، خصوصيات مردانه و زنانه داشته باشند و به ديگران كمك كنند تا با شرايط نامساعد كنار بيايند البته بايد متذكر شويم كه خصوصيات مردانه مثبت، مانند استقلال و اعتماد به نفس از خصوصياتي است كه داشتن آن براي هر دو جنس به خصوص زنان بسيار مفيد است. نكته اي كه اهميت زيادي دارد اين است كه نبايد هيچ قالبي را به افراد تحميل كرد حتي اگر از خصوصيات ايده آل براي هر دو جنس باشد. هدف مطلوب اين است كه به نوجوانان اين امكان داده شود كه به عنوان يك انسان توانايي هاي منحصر به فرد خود را با در نظر گرفتن حقوق ديگران بروز دهند. كارشناس روانشناسي حميده لمسه چي