Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811030-59730S1

Date of Document: 2003-01-20

توسعه كشاورزي و مهار بحران بيكاري مهدي ملكوتي سهم بخش كشاورزي در اشتغال كشور /23 04 از درصد در سال 75 به بيش از 27 درصد در حال حاضر افزايش يافته است. درواقع طي سال هاي اخير سهم اين بخش از اشتغال حدود 4 درصد افزايش يافته است وزير جهاد كشاورزي مي گويد: طي پنج سال اخير و براساس آمارهاي مركز آمار ايران، بيش از 750 هزار شغل در بخش كشاورزي ايجاد شده است. هم اكنون سهم اين بخش در اشتغال كشور به بيش از 27 درصد رسيده است در حالي كه بايد طبق پيش بيني ها سهم اين بخش از اشتغال كشور كاهش مي يافت، نه اين افزايش بيانگر ظرفيت بالاي اين بخش براي خلق فرصت هاي شغلي جديد و مولد است. بدون شك يكي از عمده ترين دغدغه هاي دولتمردان ايران در چند سال اخير و همين طور سال هاي آينده چگونگي ايجاد فرصت هاي شغلي مولد با درآمد كافي براي جمعيت شديدا جوان و رو به افزايش كشور است. اهميت و وخامت مساله اشتغال در ايران زماني نمود بيشتري پيدا كرد كه جمعيت متولد شده در دوره موسوم به انفجار جمعيت (اواخر دهه 50 تا اواسط دهه ) 60 به سن كار رسيد. دولتمردان ايران كه در تدارك توسعه بودند تازه متوجه شدند كه سرعت رشد اشتغال كافي نيست و آمار بيكاران به شكل نگران كننده اي رو به افزايش است. درواقع لشكر جوانان بيكار به حركت درآمده و همه امور را تحت الشعاع خود قرار داده بيكاري است به بحراني اساسي تبديل شده و اگر جلو پيشروي اين لشكر گرفته نشود، در آينده اي نه چندان دور قطعا فاجعه به وقوع مي پيوندد. عوارض بيكاري بر اقتصاد، فرهنگ و اجتماع بسيار ناگوار است. جوان بيكار اين قابليت را دارد كه به سرعت به يك آشوبگر و هرج و مرج طلب تبديل شود. جوان بيكار چيزي براي از دست دادن ندارد، اميدي به آينده ندارد و آينده روشني برايش متصور نيست و قابليت اين را دارد تا به راحتي به يك آشوبگر تبديل شود. اغلب اقتصاددانان و جامعه شناسان معتقد هستند در كشورهاي درحال توسعه (نظير ايران ) حتي اگر رشد اقتصادي رضايت بخش باشد و صنعت وظايف مربوط به ايجاد فرصت هاي شغلي جديد خود را به خوبي انجام داده باشد، باز هم سرعت رشد اشتغال كافي نخواهد بود. درواقع در مراحل پاياني دستيابي كامل به توسعه، بخش هاي صنعت و خدمات در ايجاد فرصت هاي شغلي مي توانند موفق عمل كنند، اما در مراحل اوليه توسعه، بخش كشاورزي در خلق فرصت هاي جديد شغلي، بسيار موثرتر و موفق تر از بخش هاي صنعت و خدمات مي تواند عمل كند. كشورهاي در حال توسعه اي كه با بحران اشتغال روبه رو هستند با برنامه ريزي دقيق در بخش كشاورزي مي توانند لشكر بيكاران را مهار كنند. درواقع تجويز نسخه صنعتي شدن آن هم در مراحل اوليه توسعه به هيچ عنوان شفابخش نيست. بررسي تجربه كشورهاي صنعتي و تازه صنعتي شده نشان مي دهد كشاورزي به تدريج اهميت نسبي خود را در ايجاد شغل جديد از دست مي دهد. حتي پس از مرحله اي از رشد تعداد شاغلان اين بخش نيز به طورمطلق كاهش اما مي يابد در كوتاه مدت و حتي در بسياري از كشورها در ميان مدت، كشاورزي همچنان نقش اساسي خود را در ايجاد فرصت هاي جديد شغلي حفظ مي كند. در بسياري از كشورهاي در حال توسعه نظير ايران، كشاورزي بخشي است كه هنوز هم اكثريت جمعيت، معيشت خود را از آن تامين بسياري مي كنند از مردم به عنوان كشاورززاده متولد مي شوند، بسياري از آنان كه كشاورزي را ترك مي كنند نمي توانند كاري جز كشاورزي انجام دهند و اگر خيلي خوش شانس باشند، حاشيه نشين شهرها مي شوند. در مراحل نخست توسعه، اقتصاد وابستگي شديدي به اشتغال در بخش كشاورزي دارد. بهره وري كشاورزي در اين دوره پايين است و اكثر جمعيت فعال براي تامين معاش به كار كشاورزي مي پردازند. درمرحله دوم توسعه، بهره وري كشاورزي افزايش مي يابد و امكان اشتغال بخشي از كشاورزان به كارهاي غيركشاورزي فراهم مي شود. بررسي رابطه انسان و ماشين آلات بيانگر آن است كه در آغاز قرن 19 و با اختراع خيش فولادي كشاورزي متحول شد و با اختراع تراكتور حدود دهه 70 قرن نوزدهم نسبت نيروي كار كشاورزي به تدريج تقليل پيدا كرد. تغيير الگوي اشتغال هنوز هم ادامه سهم دارد اشتغال در بخش كشاورزي در كشورهاي توسعه يافته اي مثل آمريكا، فرانسه، ايتاليا، اسپانيا، ژاپن و... طي 25 سال گذشته يك روند نزولي داشته است. اين روند نزولي اشتغال بخش كشاورزي در كشورهاي رو به صنعتي شدن كه با انفجار سريع جمعيت روبه رو نبودند ( كره جنوبي، پرتغال و.. ) نيز به چشم مي خورد. با تحقق روند افزايش قدرمطلق اشتغال در بخش كشاورزي ايران از سه ميليون نفر در سال 2 /3 1355 به ميليون نفر در سال 65 و افزايش اين تعداد /3 4 به ميليون نفر در سال 75 و همچنين رسيدن جمعيت شاغل در بخش كشاورزي به 4 ميليون نفر در سال 78 و ادامه روند افزايش آن در حال حاضر، درصد سهم اين بخش در ايجاد فرصت هاي جديد شغلي به ويژه در دوره زماني 80 75 تا مي توان گفت كه به رغم پيش بيني هاي سال هاي اخير برنامه ريزان اقتصادي كشور و برخلاف پيش بيني اقتصاددانان و كارشناسان، بخش كشاورزي از نظر ايجاد فرصت هاي شغلي جديد و حفظ و حراست از شغل هاي ايجاد شده قبلي، مقام اول را در بين سه بخش اصلي اقتصاد ( صنعت، كشاورزي و خدمات ) به خود اختصاص داده است. درواقع بخش كشاورزي از نظر قدرمطلق و قدرنسبي ايجاد فرصت هاي شغلي جديد مقام اول كشور را در بين بخش هاي اقتصادي به خود اختصاص داده است. براساس آمارگيري مركز آمار ايران كه در آبان سال گذشته انجام شده است، سهم بخش كشاورزي در اشتغال كشور /23 04 از درصد در سال 75 به بيش از 27 درصد در حال حاضر افزايش يافته است. درواقع طي سال هاي اخير سهم اين بخش از اشتغال حدود 4 درصد افزايش يافته است. به عبارتي بخش كشاورزي ايران به رغم همه بي توجهي ها و عدم سرمايه گذاري مناسب توانسته است سهم مناسبي از كل اشتغال را به خود اختصاص دهد كه اين وضعيت به دليل شرايط ويژه اقتصادي و اجتماعي ايران طي دوره زماني يادشده است. اين درحالي است كه كشاورزي ايران سال هاست كه از مازاد نيروي انساني متضرر است (كاهش درآمد سرانه كشاورزان، كوچك بودن واحدهاي بهره برداري، كاهش ضريب مكانيزاسيون و... ) اما، طبق آمارهاي رسمي بايد گفت كه در شرايط عدم توانايي بخش هاي صنعت و خدمات در جذب نيروي كار، اين بخش مي تواند در دوره گذار اقتصادي نه تنها مازاد نيروي كار را در بخش; حفظ كند بلكه در شرايطي خاص مي تواند فرصت هاي شغلي جديد نيز ايجاد كند. با اين همه مشخص نيست كه چرا تصميم سازان اقتصاد ايران بيشترين توجه و توان مالي، فني و برنامه ريزي خود را معطوف بخش صنعت كرده اند. آن هم صنعتي كه عمدتا وارداتي و مونتاژي است. اصرار بيش از حد تصميم سازان اقتصاد ايران بر صنعتي شدن و توسعه يافتگي آن هم بدون طي مراحل آن جاي تعجب دارد. بررسي تاريخ توسعه كشورهاي توسعه يافته امروزي نشان مي دهد كه اقتصاد تمامي اين كشورها در مرحله اول توسعه تقريبا به طور كامل وابسته به بخش كشاورزي و ايجاد فرصت هاي اشتغال اين بخش بوده است. بيكاري در حال افزايش است. طراحان سياست هاي اقتصادي كشور، برنامه ريزان و اقتصاددانان ايراني بايد همه استعدادها و امكانات بالقوه و بالفعل كشاورزي ايران رادر نظر بگيرند و راه هاي موفق طي شده در اقتصاد جهاني را طي كنند.