Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811029-59723S1

Date of Document: 2003-01-19

خاك نفرين شده حاكميت مركزي طي ماه هاي اخير افغانستان اعلام داشته از سال آينده مزارع خشخاش رانابود خواهد كرد اما توقف تجارت موادمخدر مستلزم اقداماتي فراتر ازنابود كردن گزينشي مزارع خشخاش است با از راه رسيدن زمستان ديگري در افغانستان دانه هاي خشخاش در دل زمين نشانده شده اند تا محصول پربار ديگري سال آينده حاصل آيد و شواهد اندكي در دست است كه نشانگر افول و ركود سيكل مرگبار توليد و قاچاق هروئين در آينده اي نزديك شواهدي باشد در دست است كه نشان مي دهد ايالات متحده، بريتانيا و شاخه جنايي سازمان ملل متحد در مورد رويارويي با اين بحران كه ثبات سياسي و بازسازي اقتصادي افغانستان را تهديد مي كند، جدي هستند. اما ديربازي است كه نهادهاي مبارزه با قاچاق مواد مخدر جنگ را به انگيزه هاي قومي كشتكاران خشخاش و قاچاقچيان موادمخدر كه پس از توليد ترياك آن را تصفيه، بسته بندي و سپس به پايتخت هاي جهان حمل مي كنند، باخته اند. هر چند تهاجم نظامي بين المللي به رهبري ايالات متحده طومار حاكميت طالبان بر افغانستان را در هم پيچيد و فصل جديدي را براي افغان ها گشود اما طي يك سال و اندي گذشته افغان ها شاهد حاكميت و اشاعه كنترل جنگ سالاران افغان بر نواحي مختلف اين كشور بوده اند. حامد كرزاي از گروه هاي مختلف افغان و جامعه بين المللي خواسته تا به حاكميت او در مبارزه با تجارت موادمخدر در اين كشور كمك كنند اما محصول فراوان 2002 ميلادي موجب شده دورنماي اغواكننده اي براي توليد و تجارت هروئين در سال 2003 فراروي توليدكنندگان و قاچاقچيان موادمخدر گشوده شود. دفتر موادمخدر و جنايت سازمان ملل متحد تاييد كرد كه پيش بيني هاي بهار گذشته در مورد كشت خشخاش در افغانستان بايد مورد بازبيني قرار گيرد و ميزان زمين هاي زير كشت دويست هزار هكتار و ميزان خشخاش برداشتي 3400 تن قلمداد سازمان شود ملل اعتقاد دارد بخش اعظم زمين هاي كشت خشخاش در پنج استان هلمند، قندهار، اوروزگان و بدخشان قرار دارند. تجارت موادمخدر درآمدي /1 2 معادل ميليارد دلار را نصيب اقتصاد زيرزميني افغانستان مي كند مبلغي كه در عمل بيشتر از مجموع كمك هايي است كه طي سال گذشته در اختيار دولت افغانستان قرار گرفت. گزارشات زيادي در دست است كه براساس آن جنگ سالاران قدرتمند پنج استاني كه كشت و توليد موادمخدر در آنها رايج است از قبل مشاركت و حمايت غيرمستقيم از اين تجارت به قدرت و ثروت قابل توجهي دست يافته اند. اين جنگ سالاران و هم دستانشان توانسته اند جاي پايي براي خود در تجارت زيرزميني سراسر خشونت موادمخدر دست و پا كنند. افزايش قابل توجه و دور از انتظار تجارت ترياك طي سال گذشته و پس از آزادسازي افغانستان از يوغ طالبان، اكنون به تهديدي جدي براي ثبات درازمدت افغانستان و تداوم حاكميت حامد كرزاي تبديل شده است. هر چند طي ماه هاي گذشته اخبار و بيانيه هاي بسياري در مورد كشف و توقيف محمولات موادمخدر منتشر شده اما موثر بودن تلاش هاي نيروهاي پليس كشورهاي منطقه و قابليت آنها در كاستن از قاچاق فرامرزي موادمخدر چيزي است كه هنوز مورد ترديد نهادهاي بين المللي است. گفته مي شود زارعان افغان محصولات خود را به جنگ سالاران افغان يا به شبكه هاي زيرزميني وابسته به آنان مي فروشند كه اينان نيز به نوبه خود محمولات را به لابراتوارهاي منطقه اي فرآوري شيميايي براي توليد هروئين منتقل مي كنند. اطلاعات اندكي در مورد اماكن استقرار اين لابراتوارهاي فرآوري شيميايي در دست است اما آنچه ترديدي در موردش وجود ندارد اينكه جريان سيل گونه هروئين اكنون مناطق پرجمعيت شهري در اروپا، خاورميانه، آسيا و ايالات متحده را در معرض گسترش روزافزون تعداد معتادان و معضلات اجتماعي ناشي از افزايش اعتياد قرار داده است. گمان نمي رود كه همسايگان منطقه اي افغانستان قادر باشند به گونه اي موثر براي وجوه مختلف تجارت موادمخدر محدوديت ايجاد كنند. چند توافقنامه همكاري منطقه اي به امضا رسيده است اما اينكه چنين توافقنامه هايي در عمل بتواند جريان قاچاق موادمخدر را متوقف كرده يا عملا كند كندچيزي است كه بايد به انتظار نشست و در عمل ديد. روز 23 دسامبر بيانيه حسن مجاورت كابل به امضاي مقامات افغانستان و شش كشور همسايه افغانستان يعني پاكستان، چين، ايران، تاجيكستان، ازبكستان و تركمنستان رسيد و اين گروه خواستار اقدام در برابر تروريسم، افراطي گري و قاچاق مواد مخدر شدند. در 24 نوامبر 2002 و در مسكو شوراي همكاري شانگهاي معاهده مبارزه با موادمخدر چندجانبه اي را به امضا رساند كه براساس آن يك مركز مبارزه با تروريسم منطقه اي در بيشكك تاسيس خواهد شد. اعضاي اين شورا چين، قزاقستان، قرقيزستان، تاجيكستان، ازبكستان و روسيه هستند. به رغم بيانيه هاي صادره از سوي دولت افغانستان اين واقعيت به قوت خودباقي است كه محمولات هروئين راه خود را به سوي تعدادي از كشورهاي آسياي ميانه كه مرزهايي نفوذپذير دارند، مي گشايند. تاجيكستان و قرقيزستان عنوان مسيرهاي ترانزيت كليدي محمولات موادمخدر را به خود اختصاص داده اند. گمان مي رود كه ترياك توليدي در افغانستان در لابراتوارهاي سري داخل افغانستان و همچنين لابراتوارهاي فرامرزي فرآوري مي شوند. هر چند ترياك و هروئين توليدي در افغانستان تقريبا به تمامي كشورهاي همسايه قاچاق مي شود اما در بين كشورهاي هم مرز، تاجيكستان و تركمنستان خطوط اصلي انتقال هروئين هستند. انگلستان در تلاش است باكشورهايي كه ادعاي مبارزه با توليد و قاچاق موادمخدر افغانستان را دارند عملا همكاري كند. شايد دليل اين اهتمام بريتانيا اين باشد كه بخش اعظم هروئيني كه در خيابان هاي شهرهاي بريتانيا عرضه مي شود از افغانستان مي آيد. در آخرين تحقيق صورت گرفته توسط سازمان ملل متحد كه نتايج اش در ماه اكتبر در اختيار رسانه ها قرار گرفت عنوان شد منشا 75 درصد هروئين مصرفي در جهان و خصوصا نود درصد هروئيني كه در بريتانيا عرضه مي شود، افغانستان است. افغانستان پس از دوره كوتاه كاهش توليد در دوران حاكميت طالبان اكنون بار ديگر به بزرگ ترين توليدكننده ترياك تبديل شده است اما گام هايي براي جلوگيري از شكوفايي تجارت موادمخدر برداشته شده است: دولت بريتانيا هزينه آموزش پليس افغانستان و خصوصا آموزش هاي تخصصي اين نيرو براي مبارزه با موادمخدر را برعهده گرفته و آلمان هم تامين نيازهاي سخت افزاري واحدهاي مبارزه با قاچاق موادمخدر پليس افغانستان را متقبل شده است. طي ماه هاي اخير حاكميت مركزي افغانستان اعلام داشته از سال آينده مزارع خشخاش را نابود خواهد كرد اما توقف تجارت موادمخدر مستلزم اقداماتي فراتر از نابود كردن گزينشي مزارع خشخاش مهم ترين است عنصر در توفيق اين طرح عزم نيروهاي امنيتي و پليس افغانستان براي توقف كشت، فرآوري و قاچاق موادمخدر در تمامي قلمرو افغانستان و كنترل جدي مرزهاي مشترك اين كشور با ايران، تاجيكستان و تركمنستان است. دولت كرزاي در تلاش است اين معضل را كنترل كند اما پس از پيروزي ايالات متحده بر حاكميت طالبان در افغانستان توليد هروئين در اين كشور رشدي 1400 درصدي داشته است. اين يكي از پيامدهاي نگران كننده جنگ است: سرنگوني طالبان مردم افغانستان را از يوغ سركوبگر طالبان نجات داد اما در همين ضمن تضعيف ثبات در اين كشور را رقم زده و در عمل موجب افزايش قدرت جنگ سالاران محلي شد. در فوريه سال 2002 روزنامه واشنگتن تايمز گزارش داد ايالات متحده به تعدادي از جنگ سالاران افغان بيست هزار دلار به انضمام يك تلفن ماهواره اي داد تا حمايت و وفاداري آنان را به خود جلب كند. گفته مي شود 35 نفر از جنگ سالاران مجموعا هفت ميليون دلار دريافت داشتند. هر چند به درستي مشخص نيست اين وجوه به كدام جنگ سالاران پرداخت شده است اما نكته حائزاهميت آنكه اين وجوه موجب تقويت هر چه بيشتر اين جنگ سالاران شده است. هر چند وجود ارتباط مستقيم بين جنگ سالاران و افزايش توليد و قاچاق موادمخدر به اثبات نرسيده است اما گمان مي رود واحدهاي مسلح تحت فرمان اين جنگ سالاران به طور غيرمستقيم در توليد و قاچاق موادمخدر نقش داشته باشند. تا آنجا كه موضوع به مسائل مالي مربوط مي شود تجارت موادمخدر بيش از تمامي وجوهي كه در قالب كمك هاي بين المللي به افغانستان سرازير شده براي افغان ها درآمدزا بوده است. تخمين زده مي شود افغانستان طي پنج سال آينده به بيش از بيست ميليارد دلار نقدينگي نياز داشته باشد و اين در حالي است كه مجموع كمك هاي در نظر گرفته شده براي اين كشور طي همين /4 5 دوره ميليارد دلار بوده است و حتي /1 8 تمامي ميليارد دلاري كه كابل انتظار دريافت اش را طي سال 2002 داشت محقق نشد. شايد اكنون وقت آن رسيده باشد، جنگ با موادمخدر در افغانستان آغاز شود چرا كه در غير اين صورت ثبات و بازسازي اقتصادي، اجتماعي اين كشور با مشكل مواجه خواهد شد.