Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811029-59719S1

Date of Document: 2003-01-19

بشر، فراهم كننده مقتضيات است گفت وگو با آيت الله موسوي بجنوردي، فقيه، محقق و استاد حوزه و دانشگاه شبيه سازي انسان درباره اشاره: بعضي از كارهاي بزرگ، همچون نخستين فرود بشر بر كره ماه يا نخستين انفجار اتمي، با بيمها و اميدهاي زيادي همراه موج بوده اند چالشهاي فكري اين گونه پيشرفتها، جوامع علمي را پشت سر نهاده و در قالب فيلم، رمان و مقاله به درون جامعه كشيده شده و غرور آميخته به ترسي را به ارمغان آورده است. هرچند نبايد عظمت اين گونه كارها را از ياد برد، اما بايد دانست كه اين موارد به دلايل ديگري جنجال برانگيز شده اند. اين كارها، ديدگاه ما را نسبت به خودمان تغيير فرود داده اند آمدن بشر بر كره ماه، ديدگاه فرازميني را وارد زندگي بشر كرد. آيا انسان مي تواند در سيارات ديگر سكني؟ گزيند آيا در سيارات ديگر، جانداران توانمندي وجود؟ دارد آيا امكان ندارد، روزي اين جاندران، سياره زمين را مورد تاخت و تاز خود قرار؟ دهند اينها، پرسشهاي آميخته به ترسي است كه ريشه در نخستين فرود بشر بر كره اي ديگر دارد. به همين نحو، انفجار اتمي به ما توان بهره برداري از ذخاير بسيار عظيم انرژي و در عين حال امكان براندازي تمام زندگي از كره خاكي را عطا كرد. اكنون امكان كلون سازي ( شبيه سازي ) انسان، بيم ها و اميدهاي تازه اي را وارد زندگي بشر كرده است. گروهي اين كار را دخالت در كار خدا، اهانت به ذات بشري و بدترين گناهي خوانده اند كه تاكنون بشر مرتكب آن شده است و گروهي از آن، به عنوان شيوه اي براي به تاريخ سپردن ناباروري و برآورده كردن نياز بيماران به بافتهاي پيوندي ياد كرده اند. به هر حال، كلون سازي مانند فناوري هاي ديگر، خنثي است. به اين معنا كه مانند چاقوي تيز و برنده اي است كه به خودي خود نه خوب است و نه بد. يك چاقو مي تواند ابزار جنايت باشد يا براي كارهاي سودمندي مانند عمل جراحي به كار گرفته بسياري شود از موضع گيريهاي شديدي كه در قبال كلون سازي انسان ابراز شده، ناشي از درك نادرست اين فن و قابليتهاي آن است. گفت وگو بسياري از اين سوء تفاهمها را برطرف مي كند. به قول گوستافسون: امكان كلون سازي انسان، فرصتي براي دانشمندان و حكيمان الهي فراهم آورده است تا با يكديگر به گفت وگوي اساسي بپردازند. كنكاش در فصول مشترك اخلاق، علم و الهيات مي تواند باعث غني شدن موضوع ها و مطالب همه آنها شود. دانشمندان مي توانند ببينند كه چگونه تحقيق در زمينه ژنتيك و زيست شناسي، پرسشهاي اعتقادي به وجود مي آورد و حكيمان الهي مي توانند ببيبنند كه اعتقادات مذهبي چگونه مي توانند به دانشهاي جديد ياري رسانند. گفت وگويي كه مي خوانيد، حدود دو هفته پيش از انتشار خبر نخستين كلون سازي موفق انسان انجام شده است. گفت وگوهايي از اين دست، مي تواند بسياري از ابهاماتي را حل كند كه پيرامون كلون سازي مطرح شده است. * كلون سازي يك جاندار، به مفهوم توليد يك جاندار از طريق غيرجنسي است. براي مثال، كلون سازي انسان به مفهوم توليد يك انسان بدون لقاح اسپرم با تخمك است. از اين رو، كلون با والد خود تفاوت ژنتيكي ما ندارد انسانهاي فعلي، نيمي از ماده ژنتيك خود را از پدر و نيم ديگر را از مادر به ارث مي بريم. اما كلون، همه ماده ژنتيك خود را از يك والد به ارث مي برد. با وجودي كه كلون، شبيه والدي مي شود كه ماده ژنتيك خود را از او به ارث برده است، اما به طور كامل عين او نمي شود و از لحاظجسمي و روحي، تفاوتهايي با او خواهد داشت. دوقلوهاي همسان كه از لحاظ ژنتيكي با هم تفاوت ندارند، اثر انگشت متفاوتي دارند و شخصتيهاي مجزايي محسوب مي شوند. تفاوت كلون با والدش، بيشتر از تفاوت دوقلوهاي همسان خواهد بود، زيرا دوقلوها در يك رحم و در يك زمان پرورش مي يابند. حال آن كه كلون و والدش در دو رحم و در دو زمان متفاوت تكوين مي يابند. بنابراين، تصوري كه در ذهن عامه مردم جا افتاده كه كلون كپي برابر اصل والد خويش است، نادرست است. كلون سازي در طبيعت رخ مي دهد. وقتي شاخه اي از شمعداني را قلمه مي زنيم، درواقع كلون آن را توليد مي كنيم. بنابراين، بشر پيش از آن كه واژه كلون را به كار ببرد، گياهان را كلون سازي مي كرده است و حتي پيش از آن كه بشر فن كلون سازي گياهان را بياموزد، گياهان و بعضي جانداران ديگر با اين روش تكثير مي كرده اند. كلون سازي در گونه هايي از بي مهرگان ساده نظير بعضي كرمها، بعضي جانوران آبزي از جمله شقايق دريايي و حشرات اجتماعي مانند زنبور، نيز ديده مي شود. اما كلون سازي جانوران توسط انسان بيش از نيم قرن قدمت دارد. كلون سازي ابتدا روي قورباغه ها حشرات ماهيها و در سال ميلادي 1997 روي گوسفند تجربه براي شد كلون سازي يك جاندار، تخمك را از جنس ماده مي گيرند، ماده ژنتيك آن را تخليه مي كنند و ماده ژنتيكي يكي از سلولهاي پيكري جنس ماده يا جنس نر را درون آن قرار مي دهند. از سلول حاصله، جانداري پديد مي آيد كه به والدي شباهت دارد كه ماده ژنتيك را در اختيارش گذاشته است. اگر ماده ژنتيك را از مرد گرفته باشند، شبيه مرد و اگر از زن گرفته باشند، شبيه زن مي شود. آيا به نظر شما اجراي اين فن در مورد انسان با مفاهيم اسلامي ناسازگار؟ است آيا باورهاي مذهبي ما را زير سوال؟ مي برد - بسم الله الرحمن الرحيم. با توجه به جريان قاعده اصاله الحل در شبهات حكميه به نظر مي رسد كلون سازي به نحوي كه بيان كرديد علي الظاهر هيچ اشكالي ندارد. برخي ممكن است با توجه به آيه اي از قرآن كريم كه مي فرمايد: انا خلقناكم من ذكر و انثي اين شبهه برايشان پيش آيد كه كلون سازي خلاف آفرينش و اراده الهي است. اما معني خلقت فقط اين نيست كه حتما بايد از طريق تركيب اسپرم و تخمك فرزندي پديد از آيد طريق ديگري نيز، ممكن است انساني پديد آيد كه در آفرينش او، مرد و زن به نحو ديگري دخالت داشته باشند. براي مثال، همان طور كه شما گفتيد، تخمك را از زن بگيرند، ماده ژنتيك آن را بردارند و ماده ژنتيك مرد را درون آن جاگذاري كنند و از سلول حاصله، انساني پديد آيد. اين هيچ، اشكالي ندارد. به هر حال، مرد و زن در مقتضيات آفرينش او دخالت دارند. بحث عمدتا بايد در موردي پيش آيد كه جنس مخالف در پديد آمدن فرزند، هيچ دخالتي نداشته باشد. براي مثال، همان طور كه شما گفتيد، تخمك را از زن بگيرند، ماده ژنتيك را از آن خارج كنند، سپس ماده ژنتيك يكي از سلولهاي پيكر زن (مثلا پوستش ) را درون تخمك گذارند و در نتيجه بدون دخالت مرد، زني صاحب فرزند به شود نظر من اين مورد نيز علي الظاهر هيچ اشكالي ندارد. اگر در قرآن مجيد آمده كه انا خلقناكم من ذكر و انثي اين، به روش معمول اشاره مي كند. يعني غالب مردم از طريق تركيب اسپرم و تخمك پديد مي آيند. حال با روشي ديگر ما از مخلوق خداوند سبحان، انسان ديگري پديد مي آوريم، اين انسان بازهم مخلوق خدا محسوب مي شود. در عالم خلقت، ما استقلال نداريم. ما از مخلوق خداوند سبحان استفاده مي كنيم. به نظر بنده علي الظاهر اين هم هيچ اشكالي ندارد. اگر هم بخواهيم بگوييم اين انسان پدر ندارد و مگر مي شود انسان بدون پدر باشد، خوب حضرت مسيح ( ع )پدر نداشت. اين طور نيست كه حتما همه بايد پدر داشته باشند. مي شود انسان پديد بيايد و پدر هم نداشته باشد و اين معني امكان وقوعي دارد. * در حال حاضر براي كلون سازي انسان، تخمك زن ضروري است. اما به زودي بشر مي تواند بدون استفاده از تخمك، مردي را كلون سازي كند. يعني مرد بدون دخالت زن صاحب فرزند شود. البته براي رشد و نمو جنين به رحم نياز هست. اما روزي ممكن است به رحم هم نياز نباشد. به نظر شما اين شيوه اشكالي؟ دارد - اين هم علي الظاهر اشكال ندارد. باز هم از مخلوق خداوند سبحان، مخلوقي پديد باز مي آيد هم هر چه هست، اين همه آوازها از خدا بود. يعني همه اينها به مبدا خالقيت خداوند سبحان برمي گردد. انسان در خالقيت استقلال وقتي ندارد زن و مرد با هم تقارب مي كنند، اينها كه خالق نيستند. قرآن مجيد مي فرمايد: افرايتم ماتمنون، اانتم تخلقونه ام نحن الخالقون شما تقارب مي كنيد، شما شرايط را فراهم مي سازيد، و فعل شما معد است، خالق خداوند سبحان است. در اين مورد، باز انسان شرايط را فراهم مي سازد، خلقت و آفرينش مخصوص خداست و اين دخالت در كار خلقت نيست. يك مساله را به شما بگويم. انسان دو حيات دارد. حيات حيواني و حيات انساني. قرآن مي فرمايد: ولقد خلقنا الانسان من سلاله من طين، ثم جعلناه نطقه في قرار مكين، ثم خلقنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه فخلقنا المضغه عظاما فكسونا العظام لحما ثم انشاناه خلقا آخر، فتبارك الله احسن الخالقين خلقت، اول مراحل خلقت حيواني را مي گويد و منظور از خلقت آخر، خلقت انساني است كه همان نفس ناطقه يا روح انسان است روح را نمي تواند توليد كند. با كلون سازي يا هر شيوه ديگر مقتضيات حيات حيواني ايجاد مي شود، اما روح را، نفس ناطقه را خداوند سبحان مي دهد. بنابر اين، كلون سازي دخالت در كار خدا نيست. ديدگاه افرادي مثل قدسي ماب پاپ اعظم كه كلون سازي را دخالت در كار خدا مي دانند، از منظر اسلامي صحيح نيست. واقعيت آن است كه روح و نفس ناطقه را خداوند سبحان مي دهد. انسان تمام هنرش اين است كه به هر شكل، مقتضيات حيات حيواني را پديد مي آورد. شما اسپرم را از مرد مي گيريد، تخمك را از زن مي گيريد، در لوله آزمايش با هم آميزش مي دهيد، چند سلول مشخص كه شد، آن را درون رحم زن ديگري مي گذاريد، آيا در اين جا من در كار خداوند سبحان دخالت؟ كرده ام نه، اين عبارت اخراي روش معمول است، ما الان راجع به رحم اجاره اي بحث داريم كه علي الظاهر هيچ اشكالي ندارد. كلون سازي نيز شكل ديگري از همين روش است. حالا به جاي اسپرم و تخمك، تخمك و ژن را مي گيريم. باز هم شرايط را فراهم مي كنيم. * پيش از انقلاب اين بحثها به شيوه ديگري مطرح شده بود. آيا بشر قادر خواهد بود كه موجود زنده؟ بسازد آيا خواهد توانست كه مثلا نطفه مصنوعي انسان بسازد كه پس از قرار گرفتن در رحم يا محيط مناسب ديگري به صورت يك انسان كامل؟ درآيد آيا اگر بشر روزي موفق شد و قانون خلقت جانداران را كشف كرد و تمام شرايطو اجزاي مادي تركيب موجود زنده را به دست آورد و عينا نظير ماده زنده طبيعي را ساخت، آيا آن موجود مصنوعي حيات پيدا مي كند يا؟ نمي كند شهيد بزرگوار استاد مطهري به اين پرسشها اين گونه پاسخ مي دهند: بشر اگر روزي چنين توفيقي حاصل كند، از نظر كشف علمي كار مهمي كرده، ولي از نظر دخالت در ايجاد حيات، همان مقدار دخالت دارد كه پدر و مادر از طريق تناسل در ايجاد حيات فرزند دخالت دارند و يا كشاورز در ايجاد حيات دانه هاي گندم دخالت دارد. در هيچ يك از اين موارد، انسان خلق كننده حيات نيست، فراهم كننده شرايط قابليت يك ماده براي حيات است. ايشان به آياتي از سوره واقعه اشاره مي كنند كه شما نيز اشاره كرديد. - من اطلاعي از اين سخنان استاد شهيد مطهري به نداشتم هر حال بسيارعالي است. بشر مقتضيات را فراهم مي كند. گاهي از طريق تقارب، شرايط فراهم مي شود و گاهي از مخلوق خدا اسپرم و تخمك مي گيريم و مخلوق خدا درست مي كنيم. گاهي نيز از مخلوق خدا تخمك و ژن مي گيريم و مخلوق خدا مي سازيم. اين كارها دخالت در كار خلقت خداوند سبحان نيست. سه سال پيش در دانشگاه لندن اين بحث خيلي داغ شده بود. مسئولان دانشگاه گفتند كه پاپ اعظم كلون سازي را تحريم كرده است، نظر شما؟ چيست من گفتم اين هيچ دخالت در كار خدا نيست. از مخلوق خدا استفاده مي شود تا مخلوق خدا پديد آيد. روح را خدا مي دهد و ما فقط مقتضيات حيات حيواني را فراهم مي سازيم. همان طور كه شما متقضيات حيات نباتي را فراهم مي سازيد. خداوند مي فرمايد: افرايتم ما تحرثون، اانتم تزرعونه ام نحن شما الزارعون شخم مي زنيد، تخم را مي كاريد، آبياري مي كنيد، آيا شما؟ كشاورزيد نه، كشاورز واقعي خداست. شما مقتضيات را فراهم مي سازيد. اين آيه خيلي به درد ما مي خورد. * استاد مطهري نيز به همين آيه اشاره كرده اند و مي گويند: بشر حيات نمي دهد، قابليت ماده را براي افاضه حيات كامل مي كند. - بله، من هم به همين آيه تمسك مي كنم. زماني تنها راه فراهم ساختن مقتضي براي توليد انسان، اسپرم و تخمك بود. حال مقتضي به نحو ديگري فراهم مي شود. باز هم خالق خداست. به نظر من خيلي روشن است، نبايد جلو پيشرفت علم را گرفت. البته اين معني، اگر مفسده اي بر آن مترتب شود به عنوان ثانوي اين عمل مبغوض شارع مقدس قرار مي گيرد، حرام است. مثلا اگر به اين انسانها، به عنوان بانك اعضا نظر شود كه در موقع مقتضي از اعضاي بدن آنها براي پيوند به ديگران استفاده گردد، قطعا قتل نفس محترمه و خلاف شرع است. * علامه فضل الله نيز مشابه شما موضع گيري كرده اند. ايشان مي گويند: كلون سازي با مفهوم آفرينش منافاتي ندارد و انسان را در جايگاه آفريدگار قرار نمي دهد. زيرا انسان از قوانين خداوند در زمينه آفرينش بهره مي گيرد. محققان قانون جديدي ابداع نكرده اند، آنان فقط قوانين جديدي را كشف همان كرده اند طور كه قوانين مربوط به لقاح در لوله آزمايش و پيوند اعضا را كشف كردند. آنان به اين كشفيات دست پيدا كردند، زيرا خداوند اجازه آن را داده است، ما نبايد همانند قرون وسطا علم را تكفير كنيم. به هر حال، همانند ساير كشفيات علمي مزاياي اين امر بايد بيشتر از معايبش باشد. همچنين در نشستي كه با عنوان فقه اسلامي در سال 1997 دركازابلانكا برگزار شد شركت كنندگان به اين توافق رسيدند كه: كلون سازي به هيچ وجه باورهاي اسلامي را زير سوال نمي برد. خدا آفريدگار جهان است، اما او نظام علت و معلول را در جهان بنيان نهاده است. كاشتن بذر در خاك علت است. اما خداوند از دانه گياه را پديد مي آورد. به همين نحو كلون سازي يك علت است اما تنها به خواست خدا مي تواند معلول را ايجاد كند، درست همان طور كه كشاورز را خالق گياه نمي دانيم، متخصصان كلون سازي نيز آفريدگار جانداري كه پديد محسوب مي آيد، نمي شوند. - احسنت. اين در واقع ترجمه آيه قرآن است: افرايتم ما تحرثون، اانتم تزرعونه ام نحن الزارعون. البته اين علت كه گفته شده، علت تامه نيست، علت معد علت است تامه اراده خداوند سبحان است. * يكي از مفتي هاي عربستان به نام شيخ محمد صالح موضع گيري شديدي در قبال كلون سازي ابراز كرده است. مي گويد: من فكر مي كنم كمترين مجازاتي كه براي مخترعان كلون سازي مي توان در نظر گرفت، قطع دست و پاي آنان است، در غير اين آنان صورت، را بايد اعدام كرد. اين كار به معناي دست كاري نوع بشر است و بدترين نوع فساد در زمين است. - امان از خشونت، متاسفانه به نظر من حرف عوامانه اي زده است. * يونسكو پيش از فوت علامه محمد تقي جعفري، در اين مورد از ايشان نظرخواهي كرده بود و علامه آيه 119 سوره نساء را كه در آن تعبير فليغيرن خلق الله آمده است زمينه اوليه براي ممنوعيت كلون سازي دانسته اند. - اين تغيير خلق خدا نيست. احتمالا موضوع را براي ايشان به طور روشن توضيح نداده اند. شما در مقدمه اي كه براي من گفتيد، به اصطلاح مرا شيرفهم كرديد. من توانستم تعقل بكنم و موضوع را كاملا بشناسم و اشكالي در آن به نديدم نظر من امروزه براي يك فقيه، فقط فقه و اصول كفايت نمي كند. فقيه در موضوعاتي كه ارتباط مستقيم با روانشناسي و يا جامعه شناسي و يا فيزيولوژي بايد دارد، با كارشناسان آن فن مشورت كند. من بايد بدانم ژن يعني؟ چه يك فقيه اگر اينها را كاملا بلد بود، مي تواند اين مسائل را كاملا درك كند و فتواي آن را به طور شايسته بدهد. * مساله ديگري كه درباره كلون سازي انسان مطرح شده، رابطه بين كودك حاصل از كلون سازي و زوجي است كه با اين روش صاحب فرزند مي شود. براي مثال، خانواده اي را در نظر بگيريد كه مرد توان توليد اسپرم ندارد و از يكي از سلول هاي زن، كلوني توليد مي شود كه شبيه مادر خويش است و پدر در ايجاد او دخالتي ندارد. رابطه شرعي مرد با فرزند حاصله؟ چيست - اين فرزند، بچه زن او محسوب مي شود. اگر پدر هيچ دخالتي در ايجاد او نداشته است، بچه زنش محسوب مي شود و بچه زن چنانچه دختر باشد به او محرم است و ربيبه او محسوب مي شود. در قرآن آمده كه بچه هاي زن هايي كه با آنان همبستر شويد، بر شما حرام است. * اگر كلون سازي از مرد صورت گيرد و زن در توليد فرزند دخالت نداشته باشد،؟ چطور - بچه شوهر محسوب مي شود و بر زن محرم است. گفت وگو: حسن سالاري - محمود خياطيان