Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811029-59715S2

Date of Document: 2003-01-19

روز بخير آقاي پاتر هري پاتر و تالار اسرار از نگاه نيويورك تايمز اين داستان قطعا زنده و پايدار باقي خواهد ماند زنده تر و پايدارتر و روي صفحات كاغذ در خانه اي. ا. اسكات در فيلم هري پاتر و تالار اسرار، بعد از حدود يك ساعت هري (كه از او بيشتر به عنوان آقاي پاتر يا هري پاتر مشهور ياد مي شود ) در كمال شگفتي خودش در مي يابد كه مي تواند به زبان مارها صحبت كند كه به آن زبان پارسل مي گويند. براي تماشاگر شوك مشابهي خيلي زودتر رخ داده است: خيلي زودتر زماني كه دانيل رادكليف، بازيگر نوجوان انگليسي كه نقش بچه مدرسه اي جادوگر و محبوب همه را ايفا كرده، دهانش را باز به مي كند رغم اينكه آقاي رادكليف چهره اش آرام و چشمانش درشت و براق باقي مانده صدايش شروع به شكستن كرده و به زبان غيرقابل اشتباه و نه چندان خوش آهنگ نوبالغين صحبت مي كند. همان اتفاقي كه براي روپرت گرينت در نقش رون و تام فلتون در نقش دراكو مالفوي رخ مي دهد. به هر حال كلمبوس يك بار ديگر برمبناي فيلمنامه استيو كلاوز كار كرده و از بچه هايي با استعداد (به خصوص اما واتسون در نقش هرمايني ) بازي گرفته و بدين منظور بايد به خود ببالد. سنگ جادو گرچه فيلم عظيمي نبود ولي به حد كافي فيلم خوبي بود. كلمبوس (كه همچنان مدير توليد فيلم هاي بعدي است ) با مشكل بزرگ و غيرعادي اقتباس از كتابهايي روبه رو است كه اغلب تماشاگران بارها و بارها و با دقت زياد آنها را خوانده اند. خواسته مسلم آنها و حرص و جوش خوردن روح خالق هري يعني جي. كي رولينگ مسير حركت اين فيلم را متوقف مي كند، همان گونه كه جلوي فيلم اول را سد كرده بود. نزديك به اواخر فيلم آلبوس دامبلدور (ريچارد هريس در آخرين نقش سينمايي اش ) به رون و هري متذكر مي شود كه آنها دست كم يك دوجين از قوانين مدرسه را زير پا گذاشته اند و سپس به آنها جايزه ويژه اي به خاطر خدماتشان به مدرسه اهدا مي كند. تا وقتي كه فيلمسازان اين درس را فرانگيرند و خطر پذيرفتن دردسر را نپذيرند هيچ جايزه ويژه اي براي آنها پيش بيني نمي شود ولي گذر از اين مراحل دست كم هزينه آنها را تامين خواهد كرد. به خاطر اينكه اين فيلم برمبناي كتابي ساخته شده كه به مراتب جذابتر و غني تر است و تا حدودي هم به خاطر اينكه كارگردان مهارت بيشتري از خود به نمايش گذاشته، حفره اسرارآميز كمي بهتر از سنگ جادوست. رولينگ به خاطر افروختن آتش كتابخواني و پرورش نسل جديدي از كتابخوانان جوان با صداي بلند مورد تشويق و تحسين قرار گرفته است و كلمبوس هم ممكن است به زودي اعتباري به خاطر ترك كردن عادت بد ساختن فيلم هايي جمع و جور به دست آورد. در اين راستا كتاب 752 صفحه اي هري پاتر و جام آتش قسمت چهارم سري هري پاتر احتمالا به عنوان فيلمي هفت ساعته و اسطوره اي در تاريخ سينما ثبت خواهد شد (چقدر حيف كه اريك فون اشتروهام زنده نيست تا آن را كارگرداني كند. ) ولي در حال حاضر زمان طولاني در برابر قدرت كشش و همراهي فيلم مشكل ناچيزي محسوب مي شود. عمده مفرح بودن كتابها از ريتم تند و جزئيات و اطلاعات فراواني كه در كنار آن ارائه مي شود منشا مي گيرد. رولينگ قادر است لحن خود را به خوبي تغيير دهد و سرزمين زندگي شاد روزمره در هاگوارتز و ترس و وحشت وجود يك اهريمن را با تغييري ناچيز طي نمايد. در عوض كلمبوس استاد سادگي و نكات واضح است. بعد از افتتاحيه شلوغ و پر از مسخره بازي، ريتم فيلم به شدت افت كرده، كند و سنگين پيش مي رود. منظور من را اشتباه برداشت نكنيد. بسياري از سكانس ها پرهيجان هستند. تدوين ديجيتالي مسابقه كوئيديچ به شكل قابل توجهي پيشرفت كرده و جلوه هاي ويژه مربوط به هيولاها، شامل درخت عصباني، گله اي از عنكبوت ها و يك باسيليسك بزرگ و غول پيكر، به وضوح وحشتناك و باورنكردني همچنين هستند يك شخصيت كامپيوتري چرمي شكل و آنارشيست به نام دابي هم وجود دارد كه تمام صحنه هايي كه در آن حضور دارد را از آن خود مي كند، بسيار بيشتر از بازيگران زنده و واجد گوشت و خون. علاوه بر دابي يك روح با صداي گوشخراش به نام ميرتل گريان (شرلي هندرسن ) هم وجود دارد. جلوه هاي ويژه ميداني به زيبايي و مهارت هرچه تمام تر به وسيله استيوارت كرگ طراح توليد طراحي شده و راجر پرت مدير فيلمبرداري بسيار بيشتر از سنگ جادو، هاگوارتز را به شكل يك مكان واقعي نشان مي دهد. ولي صحنه هاي فيلم براي يكدست شدن، قلع و قمع شده اند و طوري كنار هم قرار گرفته اند كه فيلم بدون هيچ تنوعي در ريتم به زحمت و پر از سكته پيش مي رود. تمام گفت وگوها و حوادث يكباره با يك افكت به هم مي ريزد و حس يك اوج دراماتيك در فيلم وجود ندارد، در نتيجه در پايان فيلم به جاي حس دلشوره از يك پيچ و تاب پراضطراب و هيجان انگيز ممكن است احساس فرسودگي و خستگي داشته باشيد. آرزو مي كردم آلن ريكمن و مگي اسميت در نقش پروفسور اسنيپ و پروفسور مك گناگال مسئولان خوابگاه ها، كار بيشتري انجام دهند ولي حضور كنت برانا در نقش يك استاد خودستاي درس دفاع در برابر جادوي سياه جيسون ايساكس در نقش لوسيوس مالفوي آنها را به كناري رانده است. هريس كه ماه پيش درگذشت براي آخرين بار هوش و ذكاوت شيطنت آميز خود را به نمايش گذاشت و رابي كالترن در نقش هاگريد گنده شمايلي فالستاف گونه را تصويب كرده است. داستان را به سختي مي توان خراب مثل كرد هميشه حركت مي كند، همزمان جلو و عقب مي رود، از دل تاريخ بي انتهاي جادوگري و در كنار بزرگ شدن هري ما را به سفري مي برد كه در آن تفاوت ظريف بين رفتار بد و يك رفتار شيطاني واقعي را ببينيم. اين داستان قطعا زنده و پايدار باقي خواهد ماند و زنده تر و پايدارتر در خانه و روي صفحات كاغذ.