Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811029-59714S1

Date of Document: 2003-01-19

داستانك آخرين پرواز يك درخت، يك تفنگ، يك درخت، يك تفنگ. درنا دوباره اوج مي گيرد به سمت بالا، تا شايد در پروازي قيقاج و آرام اين بار بتواند جايي براي نشستن پيدا كند. ستيغ هاي كوهستان دورند، دور. آنقدر كه بالهاي خسته اش توان رساندن او به آنجا را ندارند. كرانه آنسوي دريا، از كوهستان هم دورتر است. درنا مي لغزد روي موج آرام باد. چشم هايش سطح زمين را پاي مي كاوند هر ديواري كودكي ايستاده است، با سنگي در مشت. هر جاي دشت، گوشه دامي از زير خاك پيداست. آخرين درناي شمال، يك بار ديگر اوج مي گيرد به سمت بالا. ناصر كرمي