Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811028-59708S3

Date of Document: 2003-01-18

قلم انداز در شهر تضادهاي توسعه فيزيكي شهر تهران غلامرضا ثاني نژاد شهرهاي بزرگ در مسير رشد و گسترش خود، گاه از ابعاد و حدودي مشخص فراتر مي روند، با محيط پيرامونشان ارتباط مي يابند و بر آن تاثير در مي گذارند اطراف اين شهرها مناطقي به صورت كانونهاي جمعيتي و اقتصادي شكل مي گيرد كه با آنها در ارتباط متقابل و مستمر است. در چنين شرايطي، شهر در راس سلسله مراتب نظام شهري، مجموعه شهرهاي كوچكتر وكانونهاي جمعيتي و اقتصادي مرتبط با خود را مديريت مي كند. اين مجموعه گاه در شعاعي وسيع، شهر اصلي را فرا مي گيرد و كلانشهر و مجموعه شهري عظيمي را تشكيل مي دهد. چنين پديده اي در بسياري از كشورهاي جهان شناخته شده است و براي اداره آن، طرحها و سازوكارهايي فراهم آمده كه ناظر بر كل اين مجموعه شهري است. تهران كه روزگاري روستاي كوچكي در خارج از شهر باستاني ري بود، هم اكنون كلانشهري عظيم و پرجمعيت است. توسعه تهران به ويژه پس از سال 1320 با سرعت و بدون توجه كافي به برنامه هاي موجود صورت گرفت. اين رشد در قالب گسترش آزاد شهر در اراضي پيرامون آن و رشد روستاهاي حومه و ايجاد شهركهاي اقماري جلوه گر شد. آهنگ توسعه شهري چنان سريع بود كه حتي تامين امكانات عمومي و تاسيسات زيربنايي پا به پاي نياز مناطق جديد عملا ميسر نبود. مهمتر از آن تقسيم كار نامناسب و گاه متضاد بين دستگاه هاي برنامه ريزي بوده است. وزارت كشور تهيه طرحهاي راهنما براي شهرهاي كوچكتر، سازمان مديريت و برنامه ريزي مسئوليت توسعه و برنامه ريزي فضايي در مقياس ملي، وزارت مسكن تهيه طرح جامع و شهرداري نيز تهيه طرح تفصيلي را بر عهده داشته اند. نتيجه اين تقسيم كار مداخله هاي افقي و عمودي در مناطق شهري و اغلب بي ارتباط با يكديگر بوده كه تضادها و بي نظمي هاي بسياري را در نظام برنامه ريزي به همراه داشته است. حاصل اين وضعيت، مجموعه اي از آسيبهاي كالبدي، اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي است كه بخش مهمي از آن از تبعات بي تصميمي ها در مقياس ملي به شمار مي رود. مجموعه اين دشواريها، گاه منجر به ظهور گونه اي باور و گرايش ضد شهري در مردم و حتي برخي از مديران شده است كه يقينا زيان آور است. سامان بخشيدن به كلانشهر تهران مستلزم شناختي واضح و دقيق از وضعيت حاضر و ظرفيت ها و امكانات و نيز محدوديتهاي فرامنطقه اي است تا بتوان بر اساس آن چشم اندازي روشن براي شهر تهران ترسيم نمود. مرحله دوم، پايبندي به منشور شهر تهران و تهيه برنامه استراتژيك بر مبناي آن براي مديريت كلانشهر تهران است تا بتوان بين گرايش به رشد و گسترش از يك سو و امكانات و محدوديتهاي مجموعه شهري از سوي ديگر، نوعي توازن و هماهنگي به وجود آورد و در راه تحقق توسعه اي هدفمند و پايدار كوشيد. همچنين بايد توجه داشت كه ساختار قانوني و تشكيلاتي فعلي با مفاهيم مديريت كلانشهري و اداره مجموعه شهري سازگار نيست و بايد در اين خصوص چاره اي انديشيد و در نهايت، مجموعه شهري تهران، فراتر از ساختارهاي فعلي اداري اش، نيازمند يك مديريت واحد در سطح كلانشهر است تا ضمن تامين نيازهاي مشترك حوزه هاي مديريت محلي، تمامي اجزا و عناصر درگير در مديريت اين مجموعه را هماهنگ سازد.