Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811028-59705S1

Date of Document: 2003-01-18

فاصله زياد بين توليد و مصرف تحليلي از بازار گاز مايع در آسيا از اواسط قرن بيستم، گاز طبيعي به عنوان يكي از منابع انرژي در آمريكاي شمالي و اروپاي غربي مصرف شده است. در دهه 90 ميلادي استفاده از گازطبيعي به دليل سازگاري بيشتر با محيط زيست، مصرف فزاينده اي داشته است. بازار گاز اكنون در اين دو قاره رونق مضاعف يافته است و گاز همچون ساير كالاها به راحتي خريد و فروش مي شود. مصرف گاز طبيعي در آسيا در مقايسه با دو قاره اروپا و آمريكا هنوز در آغاز راه است چرا كه در اين قاره بازاري يك دست وجود ندارد و فاصله بين كشورهاي توليدكننده و مصرف كننده زياد است. اين امر تا حدي بازار گاز مايع در آسيا را نفوذناپذير و بسته كرده بود. در چند سال اخير، بسياري از توليدكنندگان مشتري نگر شده اند و درواقع بازار انعطاف پذيرتر، رقابتي تر و به نفع مشتريان به گردش درآمده است. متن زير بررسي گروه تحليل گري صنايع دريايي از شبكه تحليل گران تكنولوژي ايران در خصوص آينده و حال بازار عرضه و تقاضاي گاز مايع در آسيا است كه از نظر خوانندگان مي گذرد. ويژگي هاي بازار گاز آسيا بازار گاز آسيا، ويژگي هاي منحصر به فردي دارد. برخلاف اروپا و آمريكا، مسافت بين كشورهاي توليدكننده و مصرف كننده زياد است و بهاي گاز مصرفي گران تر. كشورهاي توليدكننده نظير عمان، قطر، اندونزي، مالزي، برونئي و استراليا در خاورميانه و جنوب شرقي آسيا واقعند، در حالي كه خريداران عمده نظير ژاپن، كره و تايوان در شمال شرق آسيا هستند. اين دوري فاصله بين مصرف كننده و توليدكننده سبب شده است كه انتقال گاز فقط به صورت مايع (LNG) ميسر حمل باشد و نقل گاز به صورت مايع نيازمند سرمايه گذاري گسترده اي در ساخت تجهيزات و پايانه هاي مايع ساز و تبديل مجدد و به خصوص كشتي هاي حمل گازمايع ( LNG) اين دارد چنين سرمايه گذاري هاي عظيم سبب شده است كه انتقال به LNG صورت قراردادهاي 20 الي 25 ساله و با شرايطي بسيار سخت شود. در چنين وضعيت بغرنجي شركت هاي مربوطه، فروشندگان، خريداران و موسسه هاي بيمه از هر گونه ريسكي اجتناب مي كردند. با اين ويژگي ها، بازار گاز مايع در آسيا، نه تنها صلب و سخت شده بود، بلكه رشد و توسعه اين صنعت نيز محدود شده بود. با اين كه بزرگترين منابع گازي در آسيا واقع است، حجم تجاري آن كمترين است. بهاي گاز مصرفي در اوايل دهه 80 به دليل بحران نفت بسيار گران بود. بعد از آن بهاي گاز كاهش يافت تا اين كه جنگ خليج روي هزينه داد زياد حمل و نقل گاز مايع و فقدان رقابت با خطوط لوله سبب قيمت زياد گاز در آسيا شد. دلايل رشد سريع بازار گاز آسيا در يك دهه گذشته را مي توان به 4 دسته تقسيم كرد: افزايش ساخت كشتي هاي LNGحمل افزايش ساخت كشتي هاي حمل LNG از سال 1999 اولين و مهمترين دليل است. كشتي هاي حمل LNG بخشي از زنجيره انتقال گاز مايع بودند و بنابراين در پروژه هاي خاصي به كار گرفته مي شدند. اين كشتي ها براي اهداف خاصي ساخته مي شدند و لذا بسياري از مالكان در دهه 80 رو به سمت ورشكستگي بودند. در چند سال اخير دوباره ورق برگشت; تعداد زيادي كشتي حمل LNG سفارش داده شد و عجيبتر آن كه بيش از نيمي از آنها مربوط به پروژه خاصي نبودند. اين امراز اين واقعيت ناشي مي شود كه تقاضاي گاز مايع افزايش يافته، قيمت ساخت كشتي هاي حمل LNG به 170 ميليون دلار كاهش يافته و قيمت گاز مصرفي به ويژه در سواحل غربي آمريكا افزايش يافته است. در 2000 115 سال فروند كشتي حمل LNG كار انتقال گاز مايع را انجام مي داد و 27 فروند نيز در دست ساخت بود. در كمتر از يك سال تقاضا به 42 فروند كشتي افزايش يافت كه اين كشتي ها قرار است بين سال هاي 2001 تا 2005 تحويل داده شود. با اتمام ساخت اين كشتي ها سال 2005 حداقل 199 كشتي ويژه حمل گاز مايع وجود خواهد داشت و علاوه بر آن رقابت براي صدور LNG به ويژه در عرصه كشتي هاي اجاره اي بيشتر خواهد شد. ظهور تكنولوژي هاي نوين نيز منجر به كاهش قيمت ها و رقابتي شدن هرچه بيشتر صدور اين محصول خواهد شد. حركت به سوي بازار آزاد عامل دوم حركت به سمت اقتصاد آزاد در بازار گاز آسياست. اين عامل پس از بحران اقتصادي شرق آسيا در سال 1997 ظهور يافت. ژاپن كره جنوبي و تايوان 70 درصد از توليد گاز مايع در جهان را خواهند خريد و اين روند اقتصاد آزاد را شتاب مي دهد. اين كشورها در حال ايجاد بستري مناسب براي رقابت بيشتر و تغيير قوانين خود هستند. پيشي گرفتن صادرات LNG از سطح تقاضا به تازگي كشورهاي چين و هند توجه زيادي به صادركنندگان گاز آسيا نشان داده اند به طوري كه حجم واردات اين كشورها 18 ميليون تن در سال ارزيابي مي شودميليون 150 تن هند و ميليون 3 تن به چين نظر مي رسد كشورهاي توليدكننده توان تامين چنين ظرفيتي را نداشته باشند، اما هنوز هم ظرفيت هاي فراواني در اين مناطق وجود دارد كه بدون استفاده مانده اند. در چند سال اخير پروژه هاي متعددي در عمان قطر و اندونزي فعال شده اند كه سالانه 20 ميليون تن توليد خواهند داشت. مالزي، استراليا و يمن نيز به جمع توليدكنندگان پيوسته اند كه اينها نيز سالانه 30 ميليون تن توليد ايران مي كنند هم با داشتن دومين ذخاير گاز جهان، به دنبال مشتري است. بسياري از اين پروژه ها قراردادهاي طولاني مدت نيستند و در نتيجه تعداد كشتي هاي حمل LNG كه متعلق به يك پروژه خاص نباشند، افزايش خواهند يافت. افزايش عرضه گاز و توسعه چنين پروژه هايي در حال حاضر همچنان رو به افزايش است. با افزايش عرضه نسبت به تقاضا، بازار آسيا به نفع مشتري رقم خواهد خورد. اين تغيير باعث رقابت غيرقابل اجتناب توليدكنندگان و بهبود شرايط دشوار بازار LNG در تمام زمينه ها خواهد اگرچه شد فعاليت هاي جديد اقتصادي نيز بر حجم تقاضا مي افزايد ولي در كل سرعت افزايش توليد بسيار بيشتر از حد انتظار است. افزايش پروژه هاي تامين گازدر شمال شرق آسيا عامل چهارم افزايش خطوط لوله و پروژه هاي تامين گاز است. يكي از اين موارد پروژه خط لوله Irkutsk است كه با هدف توسعه ميدان گازي Kovyktinskoyc در Irkutsk واقع در شرق سيبري به منظور تامين گاز چين، كره جنوبي و احتمالا ژاپن در حال انجام است. اهميت اين پروژه از آن روست كه نه تنها گاز شمال آسيا را به بازار بزرگي از طريق خط لوله متصل مي كند بلكه تاثير بسزايي بر برنامه ريزي هاي ساير كشورهاي توليدكننده گاز آسيا خواهد داشت. به علاوه پروژه خط لوله غرب به شرق در چين و پروژه ساخالين 2 در خاور دور بازار گاز منطقه اي را بسيار رقابتي مي سازد، خواه اين كه كشورهاي ژاپن، كره جنوبي و چين به خط لوله Irkutsk متصل بشوند يا نشوند. دليل اين ادعا آن است كه طبق برآوردهاي منطقي اولا در پروژه ساخالين 2 گاز با قيمت كمتري به فروش خواهد رسيد و گزينه بهتري براي كشورهاي شمال شرق آسيا به ويژه تايوان خواهد بود. دوم آن كه در پروژه خطوط غرب به شرق، نه تنها مقدار قابل توجهي گاز به كشورهاي شمال شرق آسيا تحويل داده مي شود، بلكه در آينده مي تواند به كشورهاي آسياي ميانه با منابع بزرگ گاز و كره جنوبي و ژاپن به عنوان عمده خريداران اين محصول متصل شود. اگر اين سه پروژه با موفقيت انجام شود، در آسيا نيز همانند قاره هاي اروپا و آمريكاي شمالي شاهد بازاري رقابتي با ساختاري مشابه خواهيم بود. اين امر، ديگر بازارهاي گاز آسيا نظير خاورميانه و جنوب غرب را تحت تاثير قرار خواهد داد. انتظار چهار تغيير فوق در آسيا در چند سال آينده دور از واقعيت نيست. اين امر دور جديدي از رقابت گاز با گاز ( gas-to- gas) را در آسيا، همچون اروپا و آمريكاي شمالي به دنبال خواهد داشت و سهم گاز طبيعي را در تامين انرژي جهان افزايش خواهد داد. آسيا بار ديگر مركز تاخت و تاز شركت هاي نفت و گاز جهان خواهد شد و اين بازار به سرعت رشد خواهد كرد.