Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811028-59703S3

Date of Document: 2003-01-18

جراح ورزش خارج از چارچوب! دگرگوني در خانه المپيك كميته بين المللي المپيك ( IOC) به عنوان يك نهاد مادر و مرجع در اهداف دراز مدت و تازه اش قدم به سوي توسعه همگاني ورزش در قاره هاي مختلف دنيا و به خصوص آفريقا گذاشته است و اين سيستم هنگامي با قاطعيت بيشتر اجرا شد كه سال گذشته ژاك روژه يك بلژيكي 60 ساله و يك جراح اورتوپد به حاكميت بي چون و چراي سامارانش در پست رياست كميته بين المللي المپيك پايان او داد همانند خوان آنتونيو سامارانش سابقه ورزشي ندارد و يا به مانند ژائو برزيلي هاولانژ قهرمان شنا نيست وليكن برنامه هاي خاصي را در جهت رشد و توسعه ورزش براي شناساندن آن به عنوان يك نماد ملي داشته است. ژاك تا روژه حدودي برنامه هاي مدون و طبقه بندي شده كميته بين المللي المپيك را دستخوش تغيير كرده است و خودش نيز به دنبال آن است تا موقعيت و جايگاه خود رابراي سالهاي آينده تضمين كند. او در ابتدا در مورد تغييرات بودجه صحبت مي كند و مي گويد: تا چند وقت ديگر كنگره اي در مكزيك خواهيم داشت كه در اين كنگره محدود كردن بودجه كميته را بين 10 تا 15 درصد به راي خواهيم گذاشت. به هر صورت هنگامي كه ورزشهايي به مانند و گلف راگبي به خانواده المپيك اضافه مي شوند بايد شاهد حذف رشته ها و تقليل بودجه نيز باشيم. او در ادامه مي گويد: اولين تغييرات البته به صورت آزمايشي سال 45 پيش انجام شد و آن هم در سال 1948 بود. البته در المپيك 1936 برلين نيز واتر پولو از جمع رشته ها حذف شد. در المپيك لندن رشته 17 ورزشي وجود داشت و امروزه 28 رشته. در آن زمان 6000 ورزشكار وجود داشت و امروز هزار 10 شركت كننده البته از سال 1948 به اين طرف امكانات مالي كميته بين المللي المپيك بيشتر شد و اين پيشرفت شامل، پخش تلويزيوني، جذب اسپانسرها و مسائل ديگري بود. به عقيده عده اي كه ژاك روژه را از نزديك مي شناسند و سالها با او كار كرده اند، او فردي نيست كه همانند سپ بلاتر شيفته فوتبال باشد و شايد پيشنهاد تقليل سن بازيكنان به زير 23 سال يكي از دلايل اصلي همين خلق و خوي ژاك باشد روژه. خود او مي گويد: بدون شك فوتبال محبوبترين و پرتماشاگرترين ورزش دنياست، اما اين مساله در مسابقات المپيك صدق نمي كند و در اين مسابقات مهمترين و پربيننده ترين رشته، دو و ميداني است، زيرا رشته اي بين المللي و مهمتر از آن يك رشته مادر است و در مقابل اين رشته ورزشي، فوتبال از محبوبيت كمتري در مسابقات المپيك برخوردار است. البته در هر دوي اين رشته هايعني دو و ميداني و فوتبال قيمت بليت يكسان است و فروش بليت تنها قسمت كوچكي از درآمدهاي IOC را تامين مي كند و همانطور كه در ابتدا گفتم پخش تلويزيوني و اسپانسرهاي تبليغاتي بخش عمده اي از اين بودجه را فراهم مي كنند. ژاك در روژه ادامه مي گويد: من به دنبال كوچك شمردن فوتبال نيستم و بايد بگويم كه فوتبال در مسابقات المپيك جزء 3 تا 4 رشته مهم اين رقابتهاست و ما از اين مساله بسيار خشنوديم. اما در اين رقابتها رشته هاي فراوان ديگري نيز وجود دارند. نكته مثبت اين قضيه نيز قهرماني 2 تيم از آفريقا در 2 دور گذشته اين مسابقات بوده است و همين امر نشان دهنده توسعه و رشد فوتبال به عنوان يك حركت مرجع و اساسي در اين منطقه فقير بوده است. او در ادامه در مورد اهميت ورزش بانوان صحبت مي كند و مي گويد: در اين ميان نبايد ورزش بانوان را ناديده گرفت، ازجمله فوتبال بانوان در مسابقات المپيك و جام جهاني و كلا ورزش بانوان شامل رشته هاي مختلفي مي شود كه سعي در توسعه آن در سالهاي آينده داريم. ژاك روژه مجددادر مورد استفاده از 3 بازيكن بالاي 23 سال در مسابقات المپيك اشاره مي كند و مي گويد: اين قانون با همكاري فيفا به تاييد رسيد و چنانچه آنها خواستار افزايش اين تعداد باشند ما نيز استقبال خواهيم كرد اما با اين عمل به عقيده من از جذابيت بازيها كاسته خواهد شد. البته رياست قبلي سازمان يعني آقاي سامارانش عقيده عجيبي در استفاده از ستارگان بزرگ فوتبال در اين مسابقات داشت و اگر چنين مسابقاتي بدين نحو برگزار مي شد شاهد يك جام جهاني ديگر بوديم و من خوشحالم كه اين مسابقات بدين روش و تنها با استفاده از 3 بازيكن بالاي 23 سال برگزار مي شود. ژاك روژه باز هم به عقايد خصمانه خوددرمورد فوتبال به روش زيركانه اي پافشاري و اشاره مي كند و مي گويد: به عقيده من فوتبال يكي از آسان ترين رشته ها در زمينه مديريتي است. اگر به دقت توجه كنيد مي بينيد كه در مسابقات جام جهاني تنها 600 فوتباليست وجود دارد اما در المپيك حداقل ده هزار نفر و اين يعني جمعيتي حدود برابر 19 تعداد فوتباليستها. در طول مسابقات جام جهاني 64 بازي در يك رشته انجام مي شود اما در المپيك چيزي حدود 500 مسابقه در 20 رشته. در مسابقات جام جهاني فوتبال چيزي /2 5 حدود ميليون بيننده در مسابقات حضور مي يابند در صورتي كه در بازيهاي المپيك اين عده /9 5 به ميليون نفر مي رسد و در اينجاست كه نياز به تشكيلات وسيع تر و يك دهكده بازيهاي مجزا داريد. از نگاه پوشش هاي خبري نيز بايد بگويم كه در جام جهاني فوتبال شايد تنها 6000 يا 7000 خبرنگار از سراسر دنيا به اين رقابتها مي آيند اما در المپيك براي پوشش خبري اين سطح كاملا به هم مي خورد و به عددي حدود 25000 نفر مي رسد. اما جالب اينجاست كه ژاك روژه به وسعت مسابقات المپيك، تعداد رشته ها و ورزشكاران به هيچ وجه توجه نمي كند و بايد به آقاي روژه گفت كه در جام جهاني فوتبال تنها 32 كشور شركت مي كنند اما در مسابقات المپيك بيش از 100 كشور دنيا و به هيچ وجه اين مسابقات با هم قابل مقايسه نيستند. و در ادامه او از نژادي مي گويد كه سالها به واسطه پوست سياهشان زندگي شان نيز تيره رنگ شده است و به واسطه رشد ورزشي بايد بيش از پيش براي آنها اهميت و احترام قائل بود. ژاك مي گويد روژه: امروزه قاره آفريقا و كشورهايي كه در اين سرزمين پهناور با مردماني زحمت كش زندگي مي كنند توانايي برگزاري جام جهاني فوتبال را دارند اما المپيك مطمئنا نه. زيرا در كل آفريقا، ما با مشكلات زيرساختهاي اجتماعي و فرسودگي و يا تخريب شديد مكانها و استاديومهاي ورزشي و عدم وجود نقدينگي روبه رو هستيم. و به عقيده من، اين يكي ديگر از دلايلي است كه نشانگر عدم علاقه و روژه مهم نشمردن فوتبال به عنوان يك ورزش فراگير و همگاني است. او در ادامه مي گويد: آفريقاي جنوبي مدتهاست كه پيشنهاد ميزباني جام جهاني را داده است و به عقيده من آنها از امكانات و بودجه كافي براي برگزاري اين مسابقات بهره مند هستند و به نوعي جام جهاني را به المپيك ترجيح مي دهند!!! پس اين طور به نظر مي رسد كه روژه حداقل تا چند دهه آينده هيچ تمايلي به دادن ميزباني المپيك و حتي ديدن نام كشورهاي آفريقايي در ميان ليست كانديدا توري اين مسابقات ندارد. اما در ادامه گفت وگو به يك مساله مهم و يك اپيدمي فراگير بين ورزشكاران و ورزش هزاره جديد مي رسيم و آن هم دوپينگ است. مدتهاست كه IOC و فيفا بدنبال تاسيس يك مركز مشترك براي آزمايشهاي دوپينگ هستند، فيفا براي خود داراي آزمايشگاهي است و كميته بين المللي المپيك نيز به صورت مجزا براي خودكار مي كند. در اين بين آژانس بين المللي دوپينگ يا همان روابط خود را با فيفا به صورت تيره مي بيند و Agency Doping-Anti World WADAS مي گويد روژه: روابط بين اين دو سازمان آنچنان هم به هم ريخته و به صورت يك دعواي سخت نيست، من بارها با سپ بلاتر و ميشل دوست دي هوگ و هم كلاسي اسبقم و مدير كميسيون پزشكي فيفا ديدارهايي داشتم و بارها به آنها اين امر را متذكر شدم كه فيفا به دليل عدم همكاري با ( WADA) آژانس جهاني ضد دوپينگ در مسابقات جام جهاني 2002 دچار مشكل مي شود و اشتباه بزرگي را مرتكب شده است اما دوست من آقاي دي هوگ به من متذكر شد كه ما براي آزمايشهاي تست دوپينگ بي نياز از وجود كارشناسان و دكتران آژانس بين المللي دوپينگ هستيم. ژاك روژه نيز در اين باره مي گويد: در المپيك آتن اين آزمايشها شدت بيشتري خواهديافت، البته اين امر را متذكر شوم كه ما به هيچ وجه به دنبال جنجال سازي نيستيم، اما ورزش بايد هميشه پاكيزه و به دور از حاشيه باشد و ما به دنبال كاهش اين آمار هستيم. اين يك جنگ داخلي است و ما به صراحت اعلام مي كنيم كه در مسير اين راه دوست و يا دشمن برايمان فرقي ندارد. او در ادامه در مورد عملكرد مطبوعات، رسانه ها و مردم از كميته بين المللي المپيك سخن مي گويد و در ادامه اضافه مي كند: در دوره خوان آنتونيو نيز سارامانش هيچ مشكلي وجود نداشت. عده اي من و 8 نفر همكارم را در اين كميته به عدم وظيفه شناسي و صلاحيت محكوم مي كنند در صورتي كه ما هر روز فعالتر از قبل هستيم. اين مساله مدتي گريبانگير فيفا نيز بود و آنها سعي داشتند سپ بلاتر را دچار مسائل حاشيه اي و فسادهاي مالي كنند و من به هيچ وجه دوست ندارم كه همكاران خودم را در بدترين شرايط كاري ببينم. به هر صورت به نظر مي رسد ژاك به روژه دنبال پيمودن راهي جدا از شيوه هاي است سامارانش اما مطمئنا در اين راه به تجربيات و درسهاي همكار قبليش به شدت نيازمند است. كميته بين المللي المپيك با برنامه هاي او به كلي دگرگون خواهد شد و به عقيده ژاك خانواده روژه بزرگ ورزش نيازمند تحولي شگرف است. مترجم: مسيح فرزانه