Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811028-59703S2

Date of Document: 2003-01-18

روزگار ما... چارلز ديكنز; در يكي از كتابهاي خود با نام روزگار سخت ما مي نويسد: زندگي مردماني كه در اين كارخانه زغال سنگ با دودكشهايي به آسمان رسيده و رشته دودهاي ممتد سياه و زوال ناپذير كه به صورت زنجيره اي آسمان را به مانند مركب قلم من تيره و تار مي كنند به سختي و مشقت مي گذرد و اين تيرگي هر روز ادامه دارد و او در ادامه مي گويد، اين يعني يك نوع مرگ ناخواسته و تدريجي. نويسنده اين مطلب يعني پل گاردنر با توجه به مقدمه اي كه شايد به نظر خواننده به مطلب او در خصوص صدمات ناخواسته ورزشي هيچ ربطي پيدا نمي كند در كلام ابتداييش مي نويسد: قدمهاي تازه اي به سال 2003 گذاشته ايم و اين روزها مرا به ياد مرگ جف استل در سن سالگي 59 به دليل ضربات سر در بازي فوتبال مي اندازد صدمات ورزشي امروزه جزئي از اين حرفه بين المللي شده است، اما بي قانوني در عدم اشاعه و پيشگيري از مصدوميتهاي ناحيه سر به صورت امري عادي و غيرقابل كنترل درآمده است. دقيقا چهار سال قبل نيز بيلي مك فيل بازيكن اسبق تيم سلتيك نيز به همين دليل يعني ضربه اي كه به سر او وارد شده بود به آرتروز و عدم تعادل مبتلا شد. دكتر درك او رابسون كه يك متخصص اعصاب است مي گويد: اين بيماري ترائوما مزمن و ابتدايي است كه معمولا در بوكسورها و آن هم به دليل ضربات محكمي كه به گيجگاه و مخ وارد مي شود باعث مي شود و براي جلوگيري از اين مسئله فكر مي كنم بايد بازيكنان را مجبور كنيد كه به هيچ وجه ضربه سر نزنند و اين غيرقابل اجتناب و امر غيرمنطقي است. گاردنر در ادامه مي نويسد: البته اخيرا كميته پزشكي فيفا علاقه خود را براي تحقيقات علمي تري نشان داده است البته بعد از آن نيز يك كنفرانس پزشكي با رياست پروفسور ييري دي ووراك نيز در ژاپن برگزار شد، اما هنوز هم به طور جدي با اين مسئله برخورد نمي شود. البته صدمات از ناحيه استخوان امروزه امري متداول در ورزشكاران و بويژه فوتباليستهاست، چه درگذشته و چه امروز و حتي پيشرفت علم پزشكي نيز به هيچ وجه نتوانسته است اين مشكل را به طور كامل برطرف كند. در دهه 50 نيز اين گونه مصدوميتها حتي سبب بروز سرطان نيز شده بود و به عقيده من اين مانند همان بيماري است كه امروزه مردم به دليل آلودگي شديد هوا و بروز اختلالات تنفسي نام آن را آسم گذاشته اند. در انگلستان نيز اتحاديه فوتباليستهاي حرفه اي اين كشور اخيرا 30 ورزشكار را با آزمايشات دقيق زير نظر گرفته است تا به دلايل اصلي اين گونه مصدوميتها پي ببرد. خانم هلن مسي كه يك پروفسور در زمينه ورزشي است مي گويد: مصدوميتهاي ناشي از ضربات سر را نمي توان با توليد لوازم ورزشي كاست و ما تنها سعي در آشنايي بازيكنان در به عدم خشونت كشيدن بازيها و حفظ سلامتي اعضاي خودشان داريم. البته در مورد صدمات مچ پا پا، و زانو مي توان با توليد ساقبندها، كفشها و محافظهاي اصولي اين امر را كاهش داد. گاردنر در ادامه مي نويسد: در فهرستي كه از سوي اتحاديه فوتبال انگلستان و آكادمي پزشكي سلطنتي بريتانيا منتشر شده است تيمها از لحاظ مصدوميتها درجه بندي شده اند و منچستر يونايتد در صدر اين جدول قرار آنها دارد دقيقا در پايان هر سال چيزي نزديك به 211 هزارپوند را به دليل پرداخت حقوق بازيكناني كه مصدوم هستند و بازي نمي كنند از دست در مي دهند مقام دوم آرسنال با 186 هزار پوند قرار دارد و مكانهاي بعدي در اختيار تاتنهام هاتسپرز /130 000 با پوند ساندرلند /90 000 با منچستر سيتي /70 000 با وستهام /68 500 با پوند و ساير باشگاهها با رقمي حدود 445 هزار پوند مواجه هستند و اين رقم در طول سال مي تواند ضايعات جبران ناپذيري را به اقتصاد باشگاهها وارد كند. دكتر برت مندل بام عضو كميسيون پزشكي فيفا نيز بر اين امر تاكيد داشت كه صدمات ناشي از ضربات سر و تكلهايكي از بزرگترين مشكلات غيرقابل پيشگيري و پيش بيني فوتبال هستند. و پل گاردنر در پايان مي نويسد: به اين دليل سخن ابتداييم را با كلامي از كتاب چارلز ديكنز فقيد در 150 سال گذشته آغاز كردم كه قصد در نشان دادن بحراني بود كه مردم در قرن نوزدهم به دليل توسعه بيش از حد كارخانه زغال سنگ با آن مواجه شده بودند، بحراني كه جهان را تبديل به كره خاكستري و مبدل به يك تكه گل سياه مي كرد و نوع شبيه سازي شده اين بحران البته در مورد بدن ورزشكاران و به دليل توسعه بي حد و حصر فوتبال و عدم پيشگيري از مصدوميتها گريبان اكثر ورزشكاران را گرفته است، بحراني كه هر روزه ستارگان بزرگي از دنياي فوتبال را زمين گير مي كند و در يك دهه گذشته سراغ ستارگاني نظير ماركوفان باستن ديويد، بكهام و يا رونالدو رفته است و اين روند به حركت رو به رشدش ادامه خواهد داد. روزگار ما، روزگار عجيبي است. مسيح فرزانه