Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811028-59702S1

Date of Document: 2003-01-18

اپوزيسيون نيستيم عكس: عباس كوثري اصلاحات و پارلمان در گفت وگو با نايبرئيس مجلس شوراي اسلامي تنها وعده اي كه داده شده اين است كه ما اين دو لايحه را به پيش خواهيم بردتا جايي كه من مي دانماقاي خاتمي هم به عنوان رئيس جمهور و كل حركت اصلاحي به عنوانيك مجموعه تا به حال تصميم نهايي براي مراحل بعد نگرفته اند سال 1357 اتحادي از هفت گروه مبارز مسلمان كه قبل از گروه سياسي، بدرالسادات مفيدي: در پيروزي بارژيم پهلوي مبارزه مي كردند، ايجاد شد كه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نام گرفت. بسياري در آن زمان اين كار را نوعي تقابل با سازمان مجاهدين خلق (منافقين ) از سوي گروه هاي مذهبي طرفدار امام خميني ( ره ) مي دانستند. تركيب متنوع گروه ها و افراد سازمان كه بيشترين اشتراكاتشان پيروي از امام خميني و مبارزه با تفكرات گروه التقاطي بود، سال هاي زيادي دوام بدين نياورد ترتيب كه پس از وقايع سال 60 و فرار اعضاي اصلي سازمان منافقين از ايران و كم اهميت شدن نقش مجاهدين انقلاب و تثبيت پايه هاي رژيم انقلابي جمهوري اسلامي، اختلافات داخل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بالا گرفت. نماينده امام در اين سازمان در درخواست 1364سال تعطيلي آن را كرد و گروه هاي داخل سازمان كه هم اينك به سه گروه راست و چپ و ميانه تقسيم شده و ذوالقدر، بهزاد نبوي و الويري شاخص ترين چهره هاي هر گروه بودند، هم از اين وضع استقبال ليكن كردند زماني بعد يعني با پايان يافتن جنگ تحميلي گروهي كه هم اينك جزء چهره هاي شاخص اصلاح طلبان شناخته مي شوند، مجوز تاسيس دوباره سازمان را گرفتند كه به منظور تفكيك از مجموعه قبلي كلمه ايران را نيز به عنوان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي اضافه كردند. بي ترديد طي دوازده سال گذشته، گروه جديد كه به تعبيري بهزاد نبوي مرد شماره يك آن است، نقشي تعيين كننده در پيشبرد آنچه حركت اصلاح طلبي در ايران ناميده مي شود، داشته اند. دو هفته نامه عصر ما كه در سال هاي اوليه اين دوره به همراه سلام نقش سخنگويي جناحي كه قبلا خط امام ناميده مي شد را بر عهده داشتند. محل تبيين ديدگاه هاي جديد و اصلاح شده اين جناح بودند و هر چند برخي از آن ها اظهار مي دارند ديدگاه هايشان نسبت به گذشته تغيير زيادي نكرده است ليكن اين واقعيت قابل انكار نيست كه طي چند سال اخير گفتمان غالب اين گروه از عدالت خواهي و مبارزه با امپرياليسم به آزادي، مردمسالاري و حقوق ملت تغيير يافته است كه به ميزان زيادي ناشي از تغيير در شرايط بين المللي و فروپاشي نظام هاي كمونيستي و نظم نوين جهاني است. محور اصلي گفت وگو با بهزاد نبوي به وضعيت كنوني اصلاح طلبان و راهكارهاي آن ها در شرايط جديد بر اين مي گردد گفت وگو در تاريخ 25 آذرماه در دفتر كار بهزاد نبوي پس از اداره يك روزكاري و پرمشغله مجلس انجام گرفت و اين در حالي بود كه خستگي بر چهره نايب رئيس مجلس غالب گشته بود و به نظر مي رسيد اگر رودربايستي نبود، زمان اين مصاحبه هم چون دو وعده قبلي به هم مي خورد. * * * آقاي * نبوي! مدتي شاهد بوده ايم كه نگاه هاي جناح مخالف بيشتر متوجه جمع محدود شما در سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بوده است و اساسا هر چه كه مي گذرد آنان تمايل دارند كار را به جايي برسانند كه اين سازمان از حيز انتفاع بيفتد، با توجه به اين كه شما از اعضاي اصلي سازمان مذكور هستيد، با اين وضعيت چه برنامه هايي پيش رو؟ داريد برخورد با سازمان امر جديدي نيست از مدت ها قبل اين برخوردها وجود داشته و البته بعد از آن بيانيه سياسي كه سازمان را نامشروع اعلام كرد، مقداري برخوردها تندتر شده است. ما اين برخوردها را طبيعي و قابل درك مي دانيم، چون معتقديم كه برخي از عناصر مخالف اصلاحات سازمان را جرياني مي دانند كه ممكن است حضورش در جنبش اصلاحي مزاحمت هايي براي آن ها ايجاد كند و مانع رسيدنشان به اهداف مورد نظر باشد. لذا براي ما خيلي روشن است كه اين حركت ها ادامه خواهد داشت و البته ما هم تحت تاثير اين فشارها و تهديدات قرار نخواهيم گرفت و قاطع تر و محكم تر از گذشته به راه خود ادامه خواهيم داد و معتقديم كه طرف مقابل هم توان و امكان كاري بيش از آنچه كه تا به حال كرده است، نخواهد داشت. اين * كه مي گوييد ما به راه خود ادامه مي دهيم يعني؟ چه به نظر مي آيد كه اين بيشتر در حد يك شعار باشد و در حالي كه روند برخورد با اصلاح طلبان ابعاد وسيع تري به خود گرفته است، سازمان مجاهدين انقلاب به طور مشخص چه برنامه اي؟ دارد ببينيد، من يك موقعي به آقاي خاتمي به شوخي گفتم كه اگر شما سر كار نيامده بوديد، الان روزنامه سلام به كار خودش ادامه مي داد، مرحوم فروهر و خانم پروانه اسكندري و بقيه كساني كه در ماجراي قتل هاي زنجيره اي به ناحق به قتل رسيدند، زنده بودند، مطبوعات به اين گستردگي توقيف نمي شدند و در نهايت آزادي به اين شكل كه امروز تحديد مي شود، تحديد نمي شد. در پس اين جملات طنزگونه واقعيتي نهفته است اگر جنبش اصلاحي و حركتي به نام دوم خرداد وجود نداشت، هيچ عكس العملي هم در قبالش انجام نمي گرفت. امروز هم كه اين عكس العمل ها و حملات شدت پيدا كرده، به نظر من همه ناشي از اين است كه احساس كرده اند آقاي خاتمي به ميدان آمده و با تقديم دو لايحه اش به مجلس مي خواهد با ورود به يك عرصه جديد برخورد قاطع تري با مسائل بكند و به تبع آن اصلاح طلبان نيز در اين زمينه فعال شده اند، بنابراين طبيعي است كه آنان عكس العمل هاي تندي داشته باشند. من يادم مي آيد كه يك ماه قبل از صدور حكم هاشم آقاجري در نشستي كه با شوراي هماهنگي جبهه دوم خرداد استان فارس داشتم، گفتم اگر امروز حكم اعدام آقاجري هم صادر شود، ما حاضر نيستيم دولايحه را تحت الشعاع اين حكم قرار دهيم، با اين كه به آقاجري خيلي ارادت داريم. مع الوصف حاضر نيستيم، تصويب دو لايحه رئيس جمهور امروز مهم ترين هدف ما لذا است اين كه مي گوييد شما داريد چه كار؟ مي كنيد ما داريم كار خودمان را در زمينه اين دو لايحه انجام مي دهيم و معتقديم نبايد تحت تاثير فضايي قرار بگيريم كه برخي از مخالفان اصلاحات براي ما مي سازند. اكنون شور دوم لايحه اصلاح قانون انتخابات در نوبت بررسي در صحن علني قرار دارد و بر روي لايحه دوم يعني تبيين اختيارات رياست جمهوري هم كميسيون مشترك فعالانه كار مي كند تا به زودي شور دوم آن را نيز به صحن علني بياورد. * ولي به نظر مي آيد كه اين تهديدات جدي تر از آن چيزي است كه شما تصور مي كنيد. خصوصا آن كه برخي اخبار حكايت از تصميمي مبني بر اعلام وضعيت فوق العاده در آينده نزديك؟ دارد به اعتقاد من بسياي از مسائلي كه امروز به شدت در سطح جامعه شايع است از جمله بحث ايجاد وضعيت فوق العاده از سوي برخي از مخالفين اصلاحات هيچ كدام حرف هاي جديدي نيست. اگر يادتان باشد يكي دو هفته پيش از پيروزي آقاي خاتمي در دوم خرداد سال 76 دو نفر از تهديدكنندگان امروزي در سخنراني ها مي گفتند به فرض اگر آقاي خاتمي هم در انتخابات پيروز شود شش ماه بيشتر دوام واقعا نمي آورد عجيب بود رئيس جمهوري كه با راي 20 ميليوني انتخاب مي شود و بايد حداقل چهار سال دوره رياست جمهوري اش ادامه پيدا كند، چرا بايد شش ماه بيشتر دوام؟ نياورد همچنين من شنيدم شب دوم خرداد زماني كه نتايج انتخابات رياست جمهوري معلوم ولي هنوز اعلام نشده بود، جماعتي از مخالفان اصلاحات پيشنهادي كردند كه همان شب حدود 2 هزار نفر دستگير شوند و نتايج آرا هم به گونه اي ديگر اعلام شود. اين پيشنهاد، تز پنج سال و نيم قبل آنان است ولي هرگز نه توان آن را داشته اند و نه جسارت آن را كه وارد چنين عرصه اي لذا شوند در عين اين كه معتقدم بايد به اين تهديدات توجه شود ولي آن ها را نبايد جدي گرفت. عكس العمل ها هم خيلي طبيعي است. بالاخره هر عملي را عكس العملي است و وقتي اصلاح طلبان تصميمات جديدي مي گيرند، طرف مقابل هم سعي دارد در جهت بازدارندگي و متوقف كردن، جدي تر با شما برخورد كند تا مانع پيگيري خواسته هاي به حق مردم شود. * ظاهرا آقاي نبوي! شما خيلي راحت مي گيريد و بسيار خوش بين هستيد. البته من هم به آينده كشور بدبين نيستم ولي از آن جا كه جهت بحث به دو لايحه رئيس جمهوري كشيده شد، لازم است بگويم كه رفتارهاي آقاي خاتمي طي چند ماه گذشته نشان داده كه درخصوص تصويب اين دو لايحه عزمي جدي دارد و به همين خاطر هم اين مسئله توقعات و انتظاراتي در ميان بسياري از اصلاح طلبان ايجاد كرده و به تبع آن وعده هايي به مردم داده شده است كه اگر رخ ندهد، ممكن است به روند اصلاحات لطمات سنگيني وارد كند... كي وعده داده؟ است * ببينيد همين كه آقاي خاتمي مي گويد بخشي از مشكلات ما متوجه قوانين انتخابات و تبيين اختيارات رياست جمهوري است و اگر اصلاح شود خيلي از مسائل ما خود به خود حل مي گردد، اين خودش نوعي وعده براي تحقق مطالبات اصلاحي مردم محسوب مي شود. با توجه به اين كه به نظر مي آيد با ارائه اين دو لايحه عملا پل هاي پشت سر خود را خراب كرده ايد و ديگر راه برگشتي نداريد و به قول معروف يك چماقي را بلند كرده ايد كه بله ما مي خواهيم اين دو لايحه تصويب شود، حال سوال من اين است كه اگر شوراي نگهبان آن را رد كند، چه خواهيد كرد، به ويژه آن كه بخشي از اصلاح طلبان در صورت رد اين دو لايحه به بحث هايي چون خروج از حاكميت، رفراندوم و..؟ مي انديشند آيا رفتار سابق خود را ادامه مي دهيد و در اين صورت فكر نمي كنيد كه ديگر جبروتي نداشته باشيد و تبديل به شير بي يال و دم واشكمي؟ شويد اولا اصلاح طلبان هرگز به دنبال جبروت نبوده و نيستند. ثانيا مدت هاست كه مردم مي دانند قدرت هاي واقعي مادي و فيزيكي كشور در دست اصلاح طلبان نيست. جرياني كه افراد موثر آن دائما در معرض تعرض، توقيف، زندان و ترور هستند، هرگز ادعاي شير بودن به لحاظ مادي نداشته و ندارند. ثانيا به نظر من اصلاح طلبان و خصوصا آقاي خاتمي در مورد تصويب اين دو لايحه وعده خاصي نداده اند، يعني نگفته اند كه اگر اين دو لايحه تصويب شود، كشور بهشت برين مي گردد. واقعيت اين است كه اصلاح قانون انتخابات ناظر به مهم ترين شعار اصلاح طلبان يعني تثبيت حقوق ملت كه مهم ترين حق آن ها، حق حاكميت و حق تعيين سرنوشت خويش، كشور و نظام و نيز تضمين آزادي در انتخابات و راي مردم است. اصلاحيه بعدي هم قصد دارد به جمهوريت نظام معني دهد يعني اگر جمهوري اسلامي، جمهوري اسلامي است، رئيس جمهوري كه منتخب مردم است، بايد بتواند قانون اساسي را اجرا كند. بدين ترتيب هر تصميمي گرفته شود يعني چه دو لايحه تصويب شود و چه نشود، براي كشور سرنوشت ساز زيرا است اگر تصويب شود كه كمال مطلوب است و اگر نشود مردم مي فهمند كه عده اي حق حاكميتشان و جمهوريت نظام را قبول ندارند. لذا تنها وعده اي كه داده شده اين است كه ما اين دو لايحه را به پيش خواهيم برد. تا جايي كه من مي دانم آقاي خاتمي هم به عنوان رئيس جمهور و كل حركت اصلاحي به عنوان يك مجموعه تا به حال تصميم نهايي براي مراحل بعد نگرفته اند و حتي در ملاقاتي كه پس از تقديم لوايح، هيات رئيسه فراكسيون جبهه دوم خرداد با آقاي خاتمي داشتند، ايشان مي گفت: بناي من اين است كه اين دو لايحه تصويب شود و نبايد همه انتظار رد آنها و اقدامات بعدي را داشته باشند من هم خيلي نمي توانم درباره اين كه در مرحله بعد چه واقعه اي رخ مي دهد، صحبت كنم ضمن آن كه ممكن است راه حل هاي متفاوتي وجود داشته باشد كه از حالا طرح آن را غيرضروري و غيرمفيد مي دانم. * آقاي مهندس! آيا واقعا اين نقطه ضعف جريان اصلاحات نيست كه يك برنامه اي را معرفي مي كند و بعد نمي آيد پيش بيني كند كه اگر نتوانستند اين برنامه را جلو ببرند، گام و حركت بعدي شان چه؟ باشد اولا دليلي ندارد كه يك جرياني مثلا تا 20 سال آينده اش را حدس بزند خصوصا آن كه در كشور ما شرايط به گونه اي است كه هيچ حركت يا جنبشي توان پيش بيني چندماه بعد را هم ندارد و ثانيا اگر پيش بيني هايي هم داشته باشد، صحيح نيست كه بيايد اين پيش بيني ها را قبل از موعد خودش مطرح كند و اساسا به چه دليل ما بايد اين كار را؟ بكنيم فعلا برنامه ما به تصويب رساندن اين دو لايحه است كه اميدواريم با يك بسيج و عزم ملي آن ها را به تصويب مراجع ذي ربط برسانيم. * ولي آقاي نبوي! طي چند ماه گذشته ايرادات شوراي نگهبان به مصوبات مجلس ششم را ملاحظه كنيد. ايراداتي كه شايد اگر رجوع به تاريخ مجالس قبلي شود، هيچ گاه براي مصوبات آنان در مشابهت با مصوبات مجلس ششم وجود نداشته است. خصوصا آن كه اخيرا به غير از شرع و قانون اساسي مصوبات مجلس به استناد مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي مورد ترديد قرار مي گيرد. بنابراين براساس رونددو سال و نيم گذشته كه به نظر مي آيد نوعي انسداد در كار قانونگذاري ايجاد شده است، احتمال رد دو لايحه رئيس جمهوري جدي است. خصوصا آن كه در لايحه اصلاح قانون انتخابات، نظارت استصوابي شوراي نگهبان هم لغو شده است. حالا اگر چنين اتفاقي براي اين دو لايحه بيفتد، چه خواهيد؟ كرد آيا چون گذشته روال عادي كار خود را در مجلس دنبال مي كنيد و يا از مردم براي انجام رفراندوم و همه پرسي كمك؟ مي خواهيد اگر در وضع فعلي بخواهيم تحليل و پيش بيني كنيم، من هم شايد مثل شما به اين نتيجه برسم كه شوراي نگهبان هر نوع اصلاحي در مورد قانون انتخابات و يا حتي قانون تبيين اختيارات رياست جمهوري انجام شود را مورد تاييد قرار نخواهد داد ولي نكته اي كه در من خوش بيني ايجاد مي كند، اين است كه در مورد اين دو لايحه خصوصا اصلاح قانون انتخابات يك وفاق كامل در درون جبهه اصلاحات وجود دارد و حتي در ميان عقلاي مخالفان اصلاحات هم زمينه چنين وفاقي هست و از نظر من اين وفاق مي تواند كارساز باشد. آزادي حسين لقمانيان نماينده همدان مي تواند الگو و نمونه مناسبي براي يك حركت موفق ببينيد باشد روزي كه آقاي لقمانيان دستگير شد هيچ كس پيش بيني نمي كرد كه ايشان چند روز بعد آزاد شود و اكثرا فكر مي كردند كه اين شروع يك حركت و تهاجم گسترده است. لطفا * واضح تر توضيح دهيد كه در صورت رد اين دو لايحه به طور مشخص چه اقدامي خواهيد ؟ كرد بيشتر از اين انتظار توضيح از من نداشته باشيد. همين قدر مي گويم تهديداتي كه امروز وجود دارد حاصل عملكرد اصلاح طلبان و خصوصا ارائه اين دو لايحه است. هر چند كه من عمده اين تهديدات را جدي نمي دانم و معتقدم كه اگر تهديدكنندگان توان و جسارت عملي كردن تهديدات خود را داشتند، خيلي زودتر از اين ها اين كار را مي كردند. بدين خاطر هر وقت جريان اصلاحي محكم و يكپارچه و قاطع در مقابل بعضي از مسائل ايستاده حتما توفيق پيدا كرده پيروزي هاي است دوم 76 29 خرداد 78 18 بهمن خرداد 80 و يا حتي آزادي لقمانيان حاصل يكپارچگي، انسجام و قاطعيت نيروهاي اصلاح طلب بود و به خواست خدا اگر اين وحدت و انسجام در مورد اين دو لايحه حفظ شود، ما مراحل بعدي را به راحتي پيش مي بريم. ببينيد * در هر صورت رفتارهاي مشهود اين واقعيت را تحقق داده كه امكان تصويب طرح ها و لوايح مهم براي شما وجود ندارد. آيا با وضع فعلي قصد نداريد از مقامات عالي نظام به ويژه رهبر انقلاب درخواست كنيد كه مستقيما در اين قضيه وارد؟ شوند خاصه آن كه به نظر مي آيد مجلس ششم فرصت ديگري ندارد. اكنون در آستانه بررسي بودجه سال 82 قرار داريد كه تقريبا كلي وقت مجلس را تا آخر سال مي گيرد. سال بعد هم كه آخرين سال دوره ششم است به يك معني عمر سياسي مجلس پايان مي يابد و در صورتي كه شوراي نگهبان لايحه اصلاح قانون انتخابات را رد كرده و بحث نظارت استصوابي چون گذشته بر جاي خود باقي باشد، در آستانه انتخابات مجلس هفتم اصلاح طلبان درست وضعيتي مشابه چپ ها در مجلس سوم در انتخابات مجلس چهارم پيدا خواهند كرد. در اين صورت شما قصد داريد چه اقداماتي را پيش؟ بگيريد من اين تحليل را قبول ندارم كه در دوره هفتم انتخابات مجلس، اصلاح طلبان همان شرايطي را خواهند داشت كه در انتخابات دوره چهارم داشتند، بله ممكن است از جهت رد صلاحيت ها اگر اصلاح قانون انتخابات تصويب نشود، عدم امكان حضور در صحنه رقابت شبيه آن دوره باشد ولي من بعيد مي دانم از نظر شرايط اجتماعي، وضعيت جنبش اصلاحي آن گونه باشد چون وضعيت امروز مردم ما با آن روز متفاوت است. امروز مردم ما آگاهند كه حركت اصلاحي از تمام توانمندي ها و امكانات قانوني اش در جهت تحقق خواست هاي مردم استفاده كرده يا خواهد كرد و اگر نتوانسته مواردي را به تحقق برساند به خاطر اين بوده كه در مقابلش سد و مانع ايجاد كرده اند. بنابراين با توجه به اين كه شعارها و قول هاي جنبش اصلاحي موانع پيش رويش براي مردم كاملا مشخص است، پيش بيني بدبينانه شما را من البته ندارم خيلي از دوستان ما همين پيش بيني را قبل از انتخابات هشتمين دوره رياست جمهوري داشتند و مي گفتند كه مردم نااميد شده اند و ديگر به اصلاح طلبان و آقاي خاتمي راي نمي دهند ولي ديديم كه نتيجه انتخابات غير از اين بود. البته * فراموش نكنيد كه 14 ميليون نفر هم راي؟ ندادند بله ولي اولا در دوره قبل هم تعداد زيادي راي نداده بودند و فكر مي كنم 70 درصد مشاركت داشتيم. ثانيا چرا به اين نگاه نمي كنيد كه عليرغم كاهش مشاركت مردم در دوره بعد آراي خاتمي افزايش پيدا مردم كرد متناسب با رشد جمعيت به آقاي خاتمي راي داده اند وبرعكس راي مخالفان اصلاحات در اين دوره كاهش پيدا كرد، به طوري كه جمع تمام نامزدهاي مخالف خاتمي و بينابين نامزد اصلي رقيب آقاي خاتمي در انتخابات قبلي راي نياورد. در واقع مخالفان اصلاحات در اين انتخابات بيشتر از 5 ميليون نتوانستند راي بياورند يعني 7 ميليون راي آن ها به 5 ميليون رسيد اما راي آقاي خاتمي از 20 مليون و 60 هزار به 21 ميليون و 650 هزار رسيد. بنابراين شايد بتوان گفت عدم شركت بيشتر در انتخابات دور هشتم رياست جمهوري، عمدتا مربوط به ريزش در نيروهاي مخالف اصلاحات است. البته من نمي گويم كه مردم از عملكرد اصلاح طلبان خشنودند. بله من هم قبول دارم كه مردم از اصلاح طلبان قاطعيت و دستاورد بيشتري مي خواهند، ولي اگر آن ها بدانند كه براي تحقق اهداف اصلاح طلبانه هيچ راهي جز پذيرش حركت اصلاحي وجود ندارد و قاطع ترين نوع حركت همين است كه اصلاح طلبان انجام مي دهند، نارضايتي آنها كاهش پيدا خواهد كرد. از سوي ديگر ممكن است جوان و دانشجوي ما بگويد تندتر و قاطع تر حركت كنيد ولي وقتي از او مي پرسي قاطع تر يعني؟ چگونه تنها تزي كه ما شنيديم نافرماني مدني است. اين نافرماني مدني يعني؟ چه آيا به معني اعتصاب و كم كاري؟ است خوب يك جنبش اصلاحي كه خود را صاحب اصلي نظام و كشور و مسئول تامين نيازهاي جامعه مي داند و از سوي ديگر شاهد بوده كه عمده حملات مخالفان به اصلاح طلبان اين است كه نتوانستيد مشكلات مردم را حل كنيد، آيا صحيح است همين جنبش به فرض تجويز كند كه كارمندان، كارگران، .. اعتصاب و يا كم كاري؟ كنند و آيا اساسا كارگشا خواهد؟ بود امروز مخالفان اصلاحات عملا در تلاشند كه كارگران و معلمان را تحريك نمايند تا آن ها بر عليه دولت و دستگاه هاي اجرايي اعتصاب كنند. حالا جنبش اصلاحي هم خودش به كمك آن ها بيايد. ما كه اپوزيسيون خارج از نظام نيستيم كه با اين روش ها عمل كنيم. اگر قبل از پيروزي انقلاب اسلامي بود، اين كارها معني داشت. بدين جهت ما معتقديم روش هايي كه اكنون به كار گرفته تنها مي شود روش هاي ممكن است و لذا در مبارزه اي كه در پيش داريم، بايد از ظرفيت هاي قانوني حداكثر استفاده را بكنيم و به خاطر داشته باشيم كه جنبش اصلاحي يك جنبش قانوني، تدريجي، مسالمت آميز و مردمي است و اگر هر كدام از اين چهار مولفه را كنار بگذاريم، در واقع حركت اصلاحي را نفي كرده ايم. خصوصا آن كه اين جنبش صرفا متكي به افكار عمومي مردم است و نه به نيروي متشكل و منسجم مردمي. آن 21 ميليون و 650 هزار نفري كه به آقاي خاتمي راي دادند عضو يك تشكيلات سياسي و يك جمع منسجم نيستند. شايد اگر شما يك تشكيلات نيرومند و منسجم ميليوني در كشور داشتيد، مي توانستيد اقدامات ديگري هم بكنيد. به عنوان مثال ممكن است در تمام شهرهاي كشور تدارك برگزاري يك راهپيمايي در جهت حمايت از اصلاحات را بكنيد، ولي چون فاقد يك تشكيلات گسترده مردمي هستيد، وقتي وارد اين عرصه ها مي شويد، ممكن است مالك اين نوع صحنه ها كه شما باني آن بوده ايد، نباشيد و كسان ديگري از آن بهره برداري كنند. ممكن است از سويي اپوزيسيون مخالف انقلاب و نظام و از سوي ديگر مخالفان اصلاحات از آن بهره بگيرند و عملا كار شما را لوث كنند. بدين خاطر است كه من هميشه به جوانان و دانشجويان توصيه مي كنم كاري را شروع كنند و سامان دهند كه بتوانند خودشان آن را تا انتها كنترل كنند و الا اگر توان كنترل آن را نداشته باشند، پيامدهاي حركت قابل پيش بيني نيست. البته مردم ما هم كم و بيش به اين مسئله پي برده اند و مي دانند مهم ترين كاري كه مي توانند در اين شرايط انجام دهند، اعمال اراده شان در پاي صندوق هاي راي است. موثرترين كاري كه يك اكثريت غيرمتشكل و غيرمنسجم مي تواند انجام دهد، همين است. * همين كه مي فرماييد مردم اراده خود را در پاي صندوق هاي راي اعمال مي كنند، خب با وضع فعلي اين احتمال وجود دارد كه آنان در انتخابات دوره هفتم مجلس بگويند از دست اصلاح طلبان هم كه كاري برنيامد و آن پيروزي هاي دوم خرداد 18 خرداد و 29 بهمن 78 كه در سخنانتان به آن ها اشاره داشتيد، ديگر تكرار نگردد و از اين جهت هم است كه مي گويم اصلاح طلبان ديگر فرصتي؟ ندارند اين را بدانيد امروز اگر مردم ما نسبت به اصلاحات و اصلاح طلبان بدبين شوند و نخواهند به آن ها راي بدهند، قطعا به مخالفان اصلاحات هم راي نخواهند داد. آنچه كه اصلاح طلبان هميشه از مردم خواسته و مي خواهند اين است كه هيچ وقت اين صندوق هاي اخذ راي را ترك نكنند. حال اگر به فرض صلاحيت تمام اصلاح طلبان شناخته شده رد شود، نهايتا واقعه اي چون انتخابات ميان دوره اي استان گلستان رخ مي دهد كه بالاخره مردم اين استان توانستند كساني را غير از كانديداهايي كه مخالفان اصلاحات مي خواستند، انتخاب لذا نمايند توفيق ما بايد اين باشد كه مردم را به اصلاح نظام با سازوكارهاي موجود در قانون اساسي اميدوار نگهداريم و اگر اين كار را كرديم، بالاخره مخالفان اصلاحات شكست خواهند خورد. مردم بايد بدانند ما يك كشور جهان سومي هستيم و 2500 سال استبداد را پشت سر گذاشته ايم. حتي بعد از انقلاب مشروطه در سال 1285 فقط توانستيم مدت 14 سال مشروطه را به شكل نسبي حاكم كنيم و با كودتاي 1299 عملا مشروطه آزادي و مردم سالاري در كشور ما تعطيل شد و به جز مقاطع كوتاهي چون دوران نهضت ملي شدن صنعت نفت اين وضع ادامه داشت تا اين كه در سال 1357 انقلاب اسلامي در كشور ما دوباره شرايطي ايجاد كرد كه در بدو پيروزي انقلاب مشروطه به آن اميد بسته شده بود. البته انقلاب اسلامي هم در همان اوايل از يك طرف با حركت هاي تروريستي، خشونت آميز ضد نظام و تجزيه طلبانه و از طرف ديگر با جنگ تحميلي ايران و عراق مواجه شد كه عملا خود اينها عامل بازدارنده اي براي تحقق شعارهاي آزادي، مردم سالاري و جمهوري بود و درواقع تثبيت و نهادينه شدن اين شعارها دچار ركود شد. بعد از دوم خرداد هم آقاي خاتمي شعار جديدي نداده است، بلكه فقط احيا، تثبيت و نهادينه كردن اين شعارهاي انقلاب را وجهه همت خود قرار داده است. با توجه به موارد فوق، براي حركتي كه نيرويش چيزي جز افكار عمومي غيرمتشكل و غيرمنسجم نيست. اگر بتواند طي پنج سال و نيم گذشته طرف مقابل را تحت كنترل درآورد، در واقع پيروز شده است. مهمترين كار حركت اصلاحي اين است كه مردم ما آن چنان آگاهي و رشدي پيدا كرده اند كه اگر ده ها انتخابات ديگر در كشورمان برگزار شود، ممكن است به اصلاح طلبان امروز راي ندهند، ولي قطعا به مخالفان اصلاحات هم راي نخواهند داد. مردم بايد بدانند نقطه ضعف و پاشنه آشيل مخالفان اصلاحات همين صندوق هاي راي است. ببينيد وقتي يك نماينده مجلس در نطق خود مي گويد تنها صندوق راي نشانه خواست و اراده اكثريت مردم است چه، عكس العمل هايي از سوي مخالفان اصلاحات به آن شكل خاصي كه در جريان آن هستيد، بروز داده مي شود. تمام تلاش مخالفان اصلاحات نااميد كردن مردم به تاثيرگذاري آراي آنان و به تبع آن عدم حضور در پاي صندوق هاي راي است. ببينيد چه شادي اي بابت استقبال كم از ثبت نام در انتخابات شوراها اين مي شود است كه مردم بايد هوشيار باشند و اين حربه و سلاح برنده خود را از دست ندهند. * به عنوان آخرين سوال آقاي مهندس! اگر قضيه به جايي ختم شود كه اصلاح طلبان ببينند با وضعيت فعلي قادر به برآورده كردن خواسته ها و مطالبات مردم نيستند و بعد تصميم به خروج از اين وضع بگيرند، شما به طور مشخص چه تصميمي خواهيد؟ گرفت من اصلا دوست ندارم كه بر روي فرضيات استراتژي تنظيم كنم. ضمن آنكه فعلا اين بحث را به هنگام و به موقع نمي دانم. اين كه مي گوييد اگر عده اي از اصلاح طلبان خواستند از حاكميت خارج شوند، شما چكار مي كنيد، هيچ ارزش سياسي و تحليلي براي مردم ما ندارد. من معتقدم اول بايد با آن شرايط روبه رو شد و بعد تصميم گرفت و اين كه الان فكري دارم يا ندارم، قطعا دارم ولي مصلحت نمي دانم كه درباره آن صحبت كنم. كساني هم كه بحث خروج از حاكميت را مطرح مي كنند، بايد هر دو طرف آن را بسنجند، زيرا خروج يا عدم خروج هر دو پيامدهايي دارد. البته ما هم به طور طبيعي در اين مورد خيلي بحث كرده ايم ولي همان طور كه مي دانيد نه من و نه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و به طور كلي جبهه دوم خرداد تا به حال در اين زمينه نظري را اعلام دليلي نكرده اند هم ندارد تا وقتي كه زمان طرح حركتي نرسيده، بي جهت آن را اعلام عمومي كنيم.