Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811028-59695S2

Date of Document: 2003-01-18

زندگي در لحظه آفتابگردان نگاهي به كتاب شهر شيشه اي، نوشته پل استر سجاد صاحبان زند بعد از آزمايش هاي فراوان، بعد از اجراي تكنيك هاي گونه گون و به پايان رسيدن فرم، دوباره برگشته ايم سراغ صندوق پدربزرگ. درست به بيماري شبيه ايم كه همه داروهاي دنياي مدرن را، يكي يكي امتحان كرده باشد، بعد كه نتيجه نگرفت برود سراغ فالگيري كولي. درست به مسافري شبيه شده ايم كه نتوانسته ماشين خرابش را تعمير كند و ناچار است بقيه راه را پياده طي كند. وضعيت داستان نويسي در سال هاي پاياني هزاره دوم و آغاز هزاره سوم، چنين بوده است. رمان نويس اين سال ها، وقتي كه احساس كرد فرم تمام شده، فكر كرد بايد برگردد به صندوق گنج او پدربزرگ كتاب جلد چرمي، كهنه و مندرس سروانتس را برداشت و بارها آن را خواند و دريافت كه نسخه جادويي پدربزرگ هنوز كه هنوز است نكته هاي فراواني دارد. نويسنده دريافت كه هنوز فوت كوزه گري را نياموخته است. پس همت اش را بر آن نهاد كه به وصيت پدربزرگ خيانت نكند و آن را بارها دوباره خواني كند. پل استر به راستي يكي از فرزندان خلف خالق دن كيشوت او است در تمام كتاب شهر شيشه اي، از آغاز تا پايان، همواره سعي كرده است ميراث قصه نويسي پدربزرگ را حفظ كند. سروانتس در كتاب به ياد ماندني و ماندگارش، دن كيشوت، ادعا كرده است كه او حكايت هاي پهلوان نامدار رمانش، دن كيشوت را او ننوشته است، بلكه فردي به نام سيدحامد بنن گلي به عربي نوشته است. يك روز برحسب اتفاق اين مكتوب عربي به دست سروانتس مي افتد و او، كتاب را به فردي مي دهد تا از عربي به اسپانيولي برگرداند. نكته دوم اين است كه دن كيشوت يك نام مستعار است. نام اصلي قهرمان كتاب چيزي جز اين است و مهمترين نكته اين است كه هيچ گاه نمي فهميم كه راوي داستان چه كسي است. قهرمان كتاب شهر شيشه اي سخت به اين موارد توجه او دارد نويسنده اي است تنها، كه از راه نوشتن رمان هاي پليسي، زندگي بخور و نميري دارد. قبلا شعر مي گفته و در اين راه توفيقاتي هم كسب كرده است، اما بعد از آن كه پسر و همسرش را از دست داد، شعر گفتن را كنار گذاشت و به نوشتن رمان هاي پليسي پرداخت. دانيل كين در طول پنج سال بعد از فوت همسر و پسرش، هر سال با نام مستعار يك رمان چاپ كرده بود و تمام تلاش اش اين بود كه هيچ كس متوجه اين راز او نشود كتابهايش را بعد از تمام شدن، به كارگزارش مي سپرد و او به ناشر. هيچ گاه كارگزار و كين همديگر را ملاقات نكرده اند و تمام صورت حسابها از طريق پست براي نويسنده ارسال مي شود. پل استر نكته جالبي را براي روايت شخصيت دانيل كين روايت كرده است. كين با هر اتفاق، نام جديدي براي خودش انتخاب بعد مي كند از مرگ همسر و فرزندش، نام اش را به ويليام ويلسون تغيير داد. هنگامي كه زندگي اش يكنواخت شد، نام پل استر را وقتي پذيرفت با پيتر استيل من روبه رو شد، ترجيح داد دوباره دانيل كين شود. اما در دو برخورد ديگرش با استيل من، دو نام ديگر را براي حضور انتخاب كرد. هنري دارك و پيتر استيل من. هنري دارك، نام يكي از شخصيت هاي خيالي كتاب پيتر استيل من، است و پيتر استيل من، نام مشترك پدر و پسر. پيتر استيل من پسر، بعد از چند بار تلفن كردن، از كين مي خواهد كه به عنوان كارآگاه، از مرگ و حمله احتمالي او جلوگيري كند. او معتقد است كه پدرش بعد از بيست سال از زندان آزاد شده و قصد دارد او را به قتل برساند. پيتر استيل من پدر، نويسنده و استاد دانشگاه است. او مي خواهد بفهمد كه آدم هاي اوليه چگونه حرف مي زدند. در نتيجه پيتر را در سنين كودكي در قرنطينه نگاه داشت كه بفهمد زبان مردمان اوليه چگونه بوده است. دانيل كين، نقش پل استر بودن را قبول مي كند، اما چندان در كارش موفق نيست. او در تمام مدت، تلاش دارد تا به جاي مكس ورك، كارآگاه رمان هايش قرار گيرد و از نگاه او به دنيا نگاه كند. عاقبت سعي مي كند سراغ پل استر اصلي برود. اما او نيز كارآگاه نيست، كه نويسنده اي است آرام و زندگي ساده اي را با همسر و پسر كوچكش مي گذراند. كين، چك پول را كه بابت دستمزد از خانم استيل من دريافت به نام استر كرده به بود او مي دهد و نويسنده مي گويد كه پول را بعد از نقد كردن به كين برخواهد كين گرداند جلوي خانه استيل من، به نگهباني مي پردازد، شش ماه تمام، بدون وقفه، خانه اش را از دست مي دهد و با چهره اي دگرگون شده به زندگي برمي گردد. نويسنده هم مي گويد كه زندگي كين، هنوز در ذهن اش ادامه دارد. نويسنده كتاب؟ كيست آيا پيتر استيل من، كه نويسنده است قصه را روايت مي كند يا پل استر، كدام پل استر واقعي؟ است پل استر در كتاب در زبان يك پل استر ديگر، راوي دن كيشوت را چنين معرفي مي كند. شايد سانكوپانزا، اما او كه نمي تواند بنويسد. شايد كشيش، شايد. راوي دن كيشوت، نامشخص مي ماند، يا كسي با نام مستعار. راوي شهر شيشه اي هم چنين سرنوشتي مي يابد. پل استر، خصوصيتي ديگر را نيز از پدربزرگ به ارث برده است. ما در هر لحظه از كتاب، منتظر حادثه اي جديديم. درست مثل دن كيشوت. و اما حكايت بس طولاني است از سرنوشت اين پسر و پدر بزرگ. پسري كه به راستي ثابت كرد بايد دن كيشوت را چند بار ديگر و با دقت بخوانيم و درس هاي آن را بفهميم. دن كيشوت درس زيادي براي ما دارد، همچنان كه براي شهر شيشه اي، نكته هاي بسياري را آشكار كرد.