Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811027-59688S3

Date of Document: 2003-01-17

مولف غايب ادبيات آمريكا نگاهي به آثار توماس پينچون _ 1 مالكوم برادبري ترجمه: شهريار وقفي پور آنچه مي خوانيد مجموعه نظراتي است كه مالكوم برادبري در كتاب نگاهي به ادبيات مدرن آمريكا منتشر كرده است. از مجموعه مقالات اين كتاب بخش هايي از ادبيات دهه 60 آمريكا به بعد را انتخاب كرده ايم كه پيش از اين درباره جوزف هلر، ونه گات و... در همين ستون خوانده ايد. * * * يكي از طرق كشف آن چشم انداز عصبي، از شكل افتاده و سيبرنتيك كه به سيماي آمريكاي دهه شصت بدل شده بود، جست وجو در معصوميت اساسي و ابتدايي آمريكا از خلال خيال پردازي است. نظير ] آثار براتيگان و ليكن [ونه گات نويسندگان ديگري هم بودند كه از نظر آنان، وظيفه اكتشاف و جست وجوي تاريخ اعصار، بصيرتي پيچيده تر و راديكال تر مي طلبد. بي ترديد قابل توجه ترين اين چهره ها توماس پينچون است، ممتازترين و بلندپروازترين رمان نويسي كه در اين دهه ظهور مي كند. پينچون تعمدا مولفي غايب است و زندگي شخصي خود را پنهان نگه مي دارد. اما مي دانيم كه در كورنل درس خوانده است، براي شركت بوئينگ در وست كوست كار مي كند و تحصيلاتي علمي [مهندسي ] اين دارد حقايق از اين نظر مهمند كه كليدي براي فهم دنياي گسترده نويكولوژيك رمان هايش در اختيارمان قرار مي دهد، رمان هايي كه به منتهاي درجه تجربي اند و به شدت مشحون از دانش فرهنگي و علمي جنگ سرد، تكنولوژي پيشرفته و عصر فضا در آمريكا هستند. كتابهاي پينچون، به گسترده ترين معناي كلمه، علمي _ تخيلي هستند; داستان هايي كه در آنها خود علم و تكنولوژي نقش مركزي در نابساماني تاريخ مدرن بازي مي كنند. اين مضمون از اولين آثار پينچون آغاز مي شود در داستان كوتاه انتروپي ( ) 1960 ذهن بدبين هنري آدامز را تاملات آخر قرن درباره بي نظمي و نابساماني ذهن و معنا پر مي كند، نابساماني اي كه در جهان چندگانه مدرن سبب مي شود هوش در برابر قدرت هاي نابي كه آزاد ساخته، بي ياور شود. مي دانيم كه آدامز معتقد بود كه تاريخ جهان همان تاريخ انرژي است، و انرژي هم اكنون دارد به سرعت جايش را به انتروپي (بي نظمي ) مي دهد _ و از تفاوت و تمايز به سمت همساني و مرگ گرمايي فرهنگ حركت مي كند كاليستو، يكي از دو چهره اصلي در انتروپي به چنين آگاهي اي اعتقاد دارد، و در اتاق بي منفذ و مهروموم شده اش به مرگ گرمايي عصر در مي انديشد اين ميان، در طبقه پايين ديگر شخصيت مركزي قرار دارد: ميت بال موليگان، يكي از چهره هاي سرگرداني كه در آثار پينچون به كرات ظاهر مي شود. او به شدت طرفدار نوعي ديدگاه فيزيكي است. عاقبت اينكه، هيچ يك از اين ديدگاه ها، نه چشم انداز بي منفذ كاليستو و نه چشم انداز آشوبناك و بي نظم ويت بال، به تنهايي در بر گيرنده حس فراگير خود پينچون از دنيا نيستند; چرا كه فراتر از اين دو دنياي آخرالزماني جهان مدرن متاخري قرار دارد كه شامل نظام هايي غيرانساني است كه از تماميت آگاهي برمي گذرد. در اين داستان نيز نظير كارهاي بعدي پينچون، قصه متني است كه بين دو نظام در تعامل است _ جهان كنترل و مهار بي خلل، جهان عدم تفاوت ها: معناي كامل و تصادف اين محض امتزاج دوتايي و متن دايرالمعارفي است كه مي كوشد اين حس را بيان كند; و همين وجه مشخصه و سبك بيشتر آثار پينچون مي شود. اين مضمون در اولين رمان اعجابآور پينچون V رخ مي نمايد. اين كتاب در سال 1963 منتشر در شد اينجا نيز دو شخصيت مركزي متضاد وجود دارند، و دو قصه تقريبا مجزا كه در نوعي حركت روايت دوگانه با هم يكجا جمع مي شوند. يكي، داستان بني پروفين است كه همان طور كه از اسمش پيدا است قهرمان دنياي مدرن تصادف است، او يك ملوان، خيابانگرد و دلقك بدبيار (يا شله ميل )است كه فقط از روي تصادف و الله بختكي راهش را از ميان دنياي شهري، اسراف كار، مكانيكي و زيرزميني اين كتاب واقعا شلوغ باز مي كند. او اغلب در ملازمت دوستانش دارودسته هول سيك است و از خلال خيابان هاي دوست نداشتني زمان حاضر _ و حتي در فاضلابهاي زير آن خيابان ها _ مي گذرد.