Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811027-59682S3

Date of Document: 2003-01-17

انگل هاي ژنتيكي 2 كارل زيمر ترجمه: كاوه فيض اللهي براي مثال در شماره دهم ماه مه 2001 مجله نيچر گروهي از پژوهشگران ژاپني بررسي هايي كه درباره متيلاسيون در ژنوم گياه رشادي (thaliana Arabidopsis) انجام داده بودند را توصيف كردند. آنها دريافتند كه اگر ژني خاص جهش يابد، اين گياه ديگر نمي تواند DNA خود را متيله كند. عناصر جابه جا شونده در اين گياهان جهش يافته پس از آزادي از زندان، همانندسازي از خويش و گنجاندن نسخه هاي جديد به درون ژنوم را آغاز كردند. گياهان حاصل چيزي نبودند جز كپه هايي پلاسيده و پژمرده. رشادي ظاهرا تنها به لطف متيلاسيون مي تواند در مقابل انگل هاي ژنتيكي اش مقاومت كند. اين اكتشاف پاي معمايي را وسط مي كشد كه در ارتباط با عناصر جابه جا شونده و انگل هاي معمولي به يكسان مطرح مي شود: اگر آنها مي توانند تا به اين اندازه براي ميزبانشان مضر باشند، چرا تاكنون ميزبان را منقرض نكرده اند - و خود در اين فرايند منقرض؟ نشده اند بخشي از پاسخ به تاريخ تكاملي آنها مربوط مي شود. عناصر جابه جا شونده مي توانند در طول ميليون ها سال به تدريج در يك ژنوم گسترش يابند، اما موفقيت شان در خود همانندسازي سرانجام روبه افول مي گذارد. خطاهاي رونويسي به تدريج به درون اين عناصر خزيده و توانايي شان را در همانندسازي خويش به تحليل مي برد. از سوي ديگر در ژنوم ميزبان نيز راه هايي براي سركوب آنها تكامل مي يابد. اكنون به نظر مي رسد كه بيشتر عناصر جابه جا شونده در ژنوم انسان تا به اين لحظه يا مرده اند يا نزديك است كه روح از بدنشان خارج شود. تنها راهي كه عنصر جابه جا شونده مي تواند از سرنوشت خويش فرار كند آن است كه ميزبان خود را ترك كرده و ژنوم تازه اي براي هجوم پيدا كنند. پژوهشگران با مقايسه عناصر جابه جا شونده اي كه در مجموعه اي از ميزبان ها يافته بودند، كشف كرده اند كه اين انگل هاي ژنتيكي پرش هاي حيرت انگيزي انجام مي دهند - براي مثال از كرم پهن دريايي به سوسك يا از ماهي آزاد به قورباغه - اگرچه هيچ كس دقيقا نمي داند كه آنها چگونه از عهده چنين مهاجرت هايي برمي آيند. شايد بعضي از جهش ها عناصر جابه جا شونده را به ويروس هايي تمام عيار تبديل مي كند - ويروس مولكول هاي اسيد نوكلئيكي است كه در يك پوشش پروتئيني محافظ قرار دارد. در اين صورت آنها مي توانند از ميزبان قبلي خارج شده، ميزبان جديدي بيابند و به آغوش گرم و نرم آن پناه ببرند. بعضي از عناصر جابه جا شونده امروز احتمالا زماني ويروس هايي آزادزي بوده اند و نياكان بعضي از ويروس هاي امروز احتمالا عناصر جابه جاشونده بوده اند. عناصر جابه جا شونده از طريق مهاجرت و تكثير، موفقيت بيش از حدي كسب كرده اند و بدين طريق بوده است كه توانسته اند به عنوان نسخه هاي فعال يا نسخه هاي مرده 40 درصد از ي DNA ما را تشكيل دهند. ممكن است ثابت شود كه بيشتر ي DNA آشغالي موجود در ژنوم ما نيز پيش از اين عناصر جابه جا شونده اي بوده اند كه بدون شناسايي شدن جهش يافته اند. اين نسبت در بعضي ازگونه ها حتي از اين هم حيرت آورتر است درصد 99ژنوم سوسن از عناصر جابه جا شونده تشكيل مي شود. با وجود آنچه درباره عناصر جابه جا شونده مي دانيم، آيا باز هم نمي توانيم تصور ژنوم به عنوان روح زيست شناختي را حفظ؟ كنيم آيا هنگامي كه به نقشه ژنوم انسان نگاه مي كنم، باز هم نمي توانم خودم را در ژن هايي كه پروتئين هاي مفيد را رمزگذاري مي كنند، ببينم _ هر چند كه آن (خود ) از هر سو در محاصره انگل هاي مزاحم؟ باشد روز به روز بيشتر معلوم مي شود كه پاسخ اين پرسش منفي نمي توان است در ژنوم، بين ما و آنها خط جدايي كشيد. يكي از بهترين جاها براي ديدن اين مرز نامشخص، كانيون هاي اسرائيل است. آن رقم از گياه جوي وحشي كه آنجا مي رويد، نسخه هاي بسياري از يك خانواده از عناصر جابه جاشونده به نام - 1 BARE در خود دارد. آلن شولمن ( Schulmoan.A) از دانشگاه هلسينكي و همكارانش به تازگي يك جمعيت از اين رقم جو را در يكي از اين كانيون ها مورد بررسي قرار داده اند. آنها دريافتند جوهايي كه در بالاي كانيون مي رويند، نسبت به جوهايي از همان گونه كه در شرايط آسان تر پايين كانيون مي رويند سه برابر نسخه هاي - 1 BARE بيشتري دارند. وجود الگوهاي مشابه در سرتاسر اسرائيل و كشورهاي مجاور معلوم شده است. به عبارت ديگر، گويا داشتن مقدار زيادي نسخه هاي - 1 به BARE جو امكان مي دهد كه در شرايط خشك زنده بماند. يك توضيح ممكن آن است كه عناصر جابه جاشونده، ژنوم را از نظر فيزيكي بزرگ مي سازند، كه در بعضي موارد مفيد است. در سال 1978 توماس كاولير _ اسميت (Smith-Cavalier. T) كه در آن زمان در دانشگاه بريتيش كلمبيا بود، پيشنهاد كرد كه صرف اندازه ژنوم گاهي مي تواند يك سازش باشد. اين ايده از آن زمان تاكنون اختلاف نظرهاي بسياري را برانگيخته كه هنوز هم در جامعه علمي در جريان است. جاذبه اصلي اين ايده آن است كه معماي بنيادي DNA را توجيه مي كند: چرا بعضي گونه ها ژنومي لاغر و كوچك دارند كه كمتر زباله اي مي توان در آن يافت، در حالي كه ژنوم هاي ديگر غرق؟ زباله اند .Nov 2001,History Natural