Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811027-59680S1

Date of Document: 2003-01-17

حضور هماره نگاهي به دائو دجينگ منصور آرام شنگ ژن اين فرزانه انسان دائويي دقيقا معادل انسان كامل در عرفان ايران اسلامي است كه از سويي خليفه و جانشين خداوند بر روي زمين است و از ديگر سو نمايشگر صفات و كردارهاي خدا است در اين جهان عيني دائو را اگر توان گفت جاودان نيست نام را اگر توان ناميد جاودان نيست بي نام آغاز آسمان و زمين است ناميده هزاران هزار را مادر دائو د جينگ عنوان كتابي است كه مجموع هشتاد و يك قطعه و در حدود 5 هزار كلمه است. اين كتاب كه متعلق به 250 سال هاي تا 350 پيش از ميلاد مسيح است براي پيروان تائوئيسم حكم كتاب مقدس را داراست. از اواخر قرن 19 و مخصوصا در قرن 20 اين كتاب كم حجم اما شگفت، توجه غربيان را، پيش از ديگر دوران ها به خود جلب كرده و ترجمه ها و تفاسير فراواني به زبان هاي غربي از اين كتاب منتشر شده است. ترجمه فارسي دائو د جينگ، در ايران به همت دو تن از شيفتگان اين متن شگفت انگيز، براي اولين بار در سال 1363 به صورت كامل منتشر لازم شد به ذكر است كه قبل از ترجمه متن كامل دائو د جينگ، تا آنجا كه نگارنده به خاطر دارد، شادروان دكتر محمود هومن در كتاب تاريخ فلسفه خويش 8 قطعه از اين كتاب را ترجمه و تحت عنوان انديشه لائوتسه آورده بعد بودند از ايشان جلال فرخي نيز در كتاب شعر چين حدود 28 قطعه از دائو د جينگ را ترجمه و منتشر كرده اند. اما آقايان هرمز رياحي و بهزاد بركت اولين، كساني بودند كه متن كامل دائو د جينگ را با نثري بسيار زيبا و شاعرانه ترجمه و منتشر كرده اند كه زيباترين ترجمه به حساب مي آيد. در سال 1371 ع. پاشايي ترجمه اي روان و شيوا و تحليلي از اين كتاب ارائه دادند كه به لحاظ فهم دائو د جينگ بسيار حائز اهميت است. حسن ديگر ترجمه ايشان آوردن شرح و تفسير دائوپژوهان غربي و چيني است كه متن ترجمه شده ايشان را بسيار غني و پربار ساخته است. استاد پير عنوان ترجمه ديگري از دائو د جينگ است كه توسط دكتر مهدي ثريا در سال 1373 منتشر شده است. استاد پير معناي تحت اللفظي لائو دزه است كه انتخاب دقيقي براي عنوان كتاب دائو د جينگ نمي تواند باشد. شايد سهوي در كار بوده كه چنين عنواني بر پيشاني كتاب حك شده لائو است دزه كه كار گردآوري و تاليف دائو د جينگ منسوب به اوست، وجود واقعي اش چنان با افسانه و تاريخ شفاهي مخلوط شده كه شناسايي اش براي محققان هنوز هم فاقد وضوح و روشني كافي است. چهارمين ترجمه اين كتاب، باز هم حاصل كوشش هاي آقايان هرمز رياحي و بهزاد بركت و خانم نسرين طباطبايي است. اين ترجمه زبان بسيار ساده و رواني دارد كه به همراه كاريكاتورهايي كه متن را همراهي مي كند خواننده نوآشنا را بيشتر به خود جذب مي كند. اين ترجمه تحت عنوان: از دائو بشنويم و با عنوان ثانوي نجواي فرزانگي لائودزه به سال 1378 منتشر شده است. آخرين ترجمه را نيز به سال 1379 آقايان اميرحسن قائمي و ايوب كوشان منتشر كرده اند كه ترجمه اينان نيز داراي زباني ساده و روان است. ترجمه اخير بيشتر يك ترجمه آزاد از دائو د جينگ است و به قول مترجمان يك ترجمه محتوايي است از ميان ترجمه هاي فوق الذكر، ترجمه هاي آقايان رياحي و بركت با عنوان دائو د جينگ و ترجمه هاي هاي ع. پاشايي با عنوان دائو: راهي براي تفكر بيشتر، مورد توجه و حائز اهميت مي باشد. به عنوان معرفي مختصر اين دو ترجمه چند جمله لازم به ذكر است. ترجمه رياحي _ بركت ترجمه اي است كه بيشتر به كار آشنايان با اين مكتب (تائوئيسم ) مي آيد و مبتديان را شايد چندان به كار نيايد. اين ترجمه را بايد بعد از آشنايي با اصول و مباني انديشه تائوئيسم، مطالعه كرد. در اين صورت است كه آن نوايي كه جان انديشنده مترجمان را به جوش و خروش واداشته، خواننده را نيز با خود همراه و همگام خواهد ساخت. ترجمه رياحي _ بركت، بيشتر يك آفرينش دوباره در زبان فارسي است تا يك ترجمه هم محض از اين روست كه متن ترجمه آنان تبديل به يك متن كاملا شهودي و اشتراقي شده و از قابليت تاويلي وسيعي در زبان فارسي برخوردار گشته است. اما ترجمه آقاي ع. پاشايي، داراي رواني و شفافيت خاصي است. ترجمه ايشان از دائو د جينگ، يك مجموعه از ترجمه هاي دوازده مترجم، اين كتاب مي باشد كه در يكجا گرد آمده است. به نظر نگارنده آقاي پاشايي از اين بابت منتي بس بزرگ بر گردن پژوهندگان اين مكتب و آيين دارند. *** دانايي است، شناخت ديگران / شناخت خود، فرزانگي / زورمندي است فتح ديگران / فتح خودتوانايي / خجستگي، توانايي است / رهرويي، شناسايي / خودشناس، جاويدي / مرگ را زيستن، حضور همراه است. واژگان ساده در تركيبي زيبا و در عين حال عميق، كلماتي اندك با معنايي بلند و بيكران، از بارزترين مشخصات كتاب كم حجم و كوچكي است كه مي توان به ظن قوي ادعا كرد كه يكي از كتابهاي قابل تعمق در تاريخ بشري است. دائو د جينگ حاصل و عصاره تفكرات و تاملات و تجربيات روحي مردمان چين باستان است، همان گونه كه از تحقيقات پژوهشگران و چين شناسان و مورخين تاريخ انديشه ها، برمي آيد، حداقل حدود قرن چهارم قبل از ميلاد مسيح، مدون و به صورت قطعاتي كوتاه، به رشته تحرير در آمده. دائود جينگ به معناي كتاب راه و فضيلت است. البته اين معناي ظاهري اين واژه چيني است و منظور از راه يا همان دائو (تائو ) به قول هايدگر، همانا فاصله ميان دو محل نيست كه به واسطه آن به هم متصل مي گردند. هايدگر نيز به مانند چينيان باستان، معنايي وراي معناي ظاهري اين الفاظ جست و جو كرده است. بنا به اقوال مشهور دائو د جينگ توسط شخصي به نام لائودزه كه به معناي استاد پير، است، گردآوري و تدوين شده است. كل اين مجموعه عبارت است از هشتاد و يك قطعه كوتاه و بلند كه حاوي عالي ترين مضامين اخلاقي و سلوك عملي و انديشه هاي هستي شناسي است. وجود واقعي و تاريخي لائودزه كه گويا سمت بايگاني در حوزه حكومت ايالتي داشته چنان جامه فاخري از افسانه و ابهام به تن كرده كه مشكل بتوان به شناخت واقعي وي نائل شد. به هر حال قصد ما، تحقيق و بررسي زندگي وي نبوده و نيست. گويا تقدير چنين بوده و هست كه مردان بزرگ در شرق، اين مهد تمدن بشري، هميشه در پس ابري از افسانه و اسطوره پنهان مانده و راه شناخت واقعي را، سد نمايد. البته در ميان محققان انديشه هاي دائوي هستند صاحبنظراني كه بر شخصيت تاريخي و حقيقي لائودزه مهر تاييد زده و دائو د جينگ را حاصل تاملات و تفكرات اين استاد پير مي دانند، كه در اين ميان دكتر توشي هيكو ايزوتسو، از شهرت و اعتبار جهاني نيز برخوردار است كه به نكته فوق انگشت تاكيد مي نهد. دائو د جينگ در نظر پيروان آئين و مذهب دائو، حكم كتاب مقدسي را دارد كه آن را به عنوان ذكرهاي مراسم عبادي _ آئيني و دستورالعمل هاي امور زندگي خويش، پيوسته به كار در مي برند ميان پيروان دائوئيسم نيز به مانند ديگر مذاهب باستاني مخصوصا مذاهب كهن و باستاني در شرق، جنبه هاي باطني و عرفاني و اسراري، اين آئين، بيش از ديگر جنبه ها، داراي شهرت و اعتبار اين است كتاب كه در يكصد سال اخير توجه محافل دانشگاهي و فرهنگي غرب را به خود معطوف كرده، نفوذ چشمگيري نيز در بين گروه هايي از مردم دارد. به طوري كه در طول اين يكصد سال اخير، تنها به زبان انگليسي، حدود نزديك به صد ترجمه و تفسير و شرح، از اين رساله كوتاه منتشر شده كه حكايت از عمق معنايي و توانايي تاويلي اين كتاب است. در ايران نيز اين كتاب توسط چند تن از فرهيختگان كشورمان چندين بار ترجمه و منتشر شده كه از ميان آن ها ترجمه زيبا و شاعرانه آقايان بهزاد بركت و هرمز رياحي براي مشتركا، اولين بار متن كامل دائودجينگ را منتشر كرده اند، اهميت ويژه اي دارد. بعد از آنان بايد از پاشايي ع نام برد كه ترجمه اي روان و ساده و سليس به همراه تفاسير و توضيحات كافي از محققان و كوشندگان چيني و غربي را تحت عنوان دائو راهي براي تفكر به خوانندگان و علاقه مندان اينگونه مباحث منتشر كرده اند كه خواننده ايراني را تا حدود زيادي با اين مكتب پر رمز و راز آشنا مي سازد كه شايسته تقدير و سپاسي در خور است. عده اي از پژوهشگران را نظر بر اين است كه، لائودزه، تدوين كننده دائو د جينگ، اين كتاب را از اقوال پيشينيان جمع آوري و يك جا گرد آورده است. جان بي ناس، مولف تاريخ جاويد اديان را نظر بر اين است: اين رسانه را نمي توان محصول فكر و دماغ فرد واحدي دانست جان بي ناس صورت اصلي اين كتاب را يادگاري از گذشتگان مي داند كه اضاف و تغيير و تصرفاتي در آن اعمال شده است. در مقابل دكتر از وحدت و حدود موضوعي متن كتاب سخن مي گويد و هيچ شكي در اين كه نويسنده حقيقي دائودجينگ، لائودزه، است را روا نمي دارد. اما در اين ميان آنچه كه اهميت دارد قطعات متن كتاب است نه كيستي مولف آن. كتاب با معرفي دائو آغاز مي شود: دائو را اگر توان گفت، جاودان نيست / نام را اگر توان ناميد، جاودان نيست. / بي نام، آغاز آسمان و زمين است / ناميده هزاران هزار را مادر. آنچه كه از سطور بالا مفهوم مي شود، معرفي دائوست به شيوه سلبي. واي دائو، ترجمه سطور بالا را چنين آورده است: دائوي كه بتوان دائويد، نمي تواند دائو بي نهايت باشد ( يعني، راهي كه بتوان پيمود نمي تواند راه بي راه فرجامين باشد ) همين گونه است نام چيزها: چيزها اگر توضيح پذير باشند نام هايي به آن ها مي دهيم كه نمي تواند نام آغازين باشد (يعني ) سرچشمه گيتي در نيستي، پنهان است، فقط مادر شكوفايي آن است. دائو بيان نشدني و بي نام مفهومي است كه از هر گونه تعيني گريزان است. دائو را نمي توان در حيطه زمان و مكان محصور كرد، چرا كه زمان و مكان تحت سيطره دائو هستند. همان گونه كه در قطعه 32 اين كتاب آمده: بي نام و بي كران دائوست. بنابراين هر چيز نام دار و كران مند نمي تواند دائوي يگانه باشد. يوان جانگ جونگ دوسطر اول قطعه 32 را چنين توضيح مي دهد كه: دائو واقعي اما نناميدني است. بي تعيني آغازين است و به ديده نمي آيد. چنين مي نمايد كه اگر چه دائو به طور قطع و يقين به معناي خداي اديان توحيدي به كار نرفته است اما غيرمستقيم مقام والاي خدا را از نقطه نظر آفرينندگي و رب و پرورنده بودن اش، داراست; اگر چه در هيچ كدام از قطعات دائو د جينگ بر اين مطلب تصريح نشده است. نگارنده قصد اثبات موضوع فوق را هرگز نداشته و ندارد و آن، بيشتر از باب مشابهت بيان شد. دكتر نوشي هيكو ايزوتسو در كتاب صوفيسم و تائوئيسم انديشه هاي فلسفي نهفته در متن دائو د جينگ را در ارتباط با تجربيات شمني چين باستان، قابل تفسير و توضيح مي داند و در جايي از همان كتاب مي نويسد: فيلسوفان دائويي كه آثاري نظير دائو د جينگ و جوانگ تزو را پديد آورده اند از يكسو با عنايت به اساس تجربي جهان نگري شان شمن بوده اند و از سوي ديگر متفكراني متعقل بوده اند، تا نگرش اوليه خود را دقت و ارتقا بخشند و آن را به نظامي از ادراكات متافيزيكي متحول سازند كه قدرت تبيين ذات هستي را داشته باشد. فرمان روايي فرزانه، سامان جهان است. انسان كامل دائوئيسم، فرزانه انسان مقدس يا به تعبير دائو د جينگ. شنگ ژن، اين فرزانه انسان دائويي دقيقا معادل انسان كامل در عرفان ايران اسلامي است كه از سويي خليفه و جانشين خداوند بر روي زمين است و از ديگر سو نمايشگر صفات و كردارهاي خدا است در اين جهان عيني. همان گونه كه در عرفان اسلامي انسان كامل مي بايد با تخلق به اخلاق خداوندي، خود را در حضرت حق بداند و مظهر اراده او بر روي زمين باشد; انسان فرزانه يا همان شنگ ژن دائوي نيز مي بايست خويش را به مظهريت صفات و كنش هاي دائويگانه، تبديل نمايد تا به يگانگي با دائو نائل آيد. كنش انسان كه موافق قوانين دائو باشد، ريشه اي استوار خواهد داشت و او به حالت آغازين يكتايي يا همساني ميان طبيعت و انسان باز خواهد گشت. فرزانه دائوي بايد بسان آب روان باشد كه با در آغوش گرفتن مكان هاي پست در نهايت خود را در آغوش درياي بزرگ و بيكران يعني دائو يگانه خواهد ديد رود است دائو، روان به خانه اش دريا. و اين بيانگر تواضع فرزانه مرد مكتب دائوست چنان كه در دائو د جينگ آمده: فرمان روايي /فرزانه تواضع جان، توانمندي تن است. دكتر ايزوتسو انسان فرزانه و مقدس دائويي را تجسم انساني حق مي داند انسان مقدس كسي است كه به عالي ترين مرتبت شهود حق نايل آمده باشد تا حدي كه با آن دائو كاملا وحدت يافته باشد و بر همين اساس هم رفتار كند. يعني براساس مقتضيات حق، كه او آن را در خودسازي مي بيند. در صف انسان كامل يا همان فرزانه دائويي در قطعه 49 چنين آمده: تهي از خود فرزانه / سرشار ديگران. / با نيكان نيكم / با بدان نيك / و اين نيكي /ناب با پارسا مردم، پارسايم / با تردامن مردم، پارسا / و اين پارسايي ناب. / فرزانه فروتن و حيرت جهان / حيرت زده مردم / او كودكانه به كار. از مهم ترين و كليدي ترين مفاهيم انديشه لائودزه در دائو د جينگ اصل بي كنشي است به معناي دقيق كلمه، عمل بي عملي (Wei-Wu). آنچه كه به طور خلاصه در باب اين اصل اساسي مي توان بيان كرد، اين است كه انسان پيرو مكتب دائو با توجه به اينكه مي بايد راه دائو، در پيش گيرد، از هرگونه عمل و فعلي كه به قصد و اراده جهت بقاي نفس خويش انجام پذيرد را نفي كرده و از آن سر باز زند. پرواضح است كه پيروي از دائو مستلزم اعمال و كردار خاصي است كه سالك دائو ناگزير از انجام آن اعمال خواهد بود كه در حكم سلوك عملي پيرو دائو محسوب مي شود. روشن است كه عملي بدين گونه نه در جهت بقاي نفس خويش كه برعكس در جهت فناي آن خواهد بود. و با افناي نفس هرگونه تقاضايي از سر هوا و آزمندي و فزونخواهي، از بين خواهد رفت. در چنين احوالي، ديگر شخصيت يك انسان فرزانه در يگانگي دائو محو شده و وي به هيچ وجه در بند سود و زيان و نيك و بد نتايج كردارهاي خويش نخواهد بود و مسلما چنين نتايجي نيز تاثيري بر انسان فرزانه دائويي نخواهد گذارد. بر همين اساس فرزانه دائويي چون كودكي مي نمايد فارغ از نتيجه اعمال خويش و چونان گنگ و ابلهي به نظر خواهد رسيد موجب حيرت مردمان ديگر. فرزانه فضل گذارد / ابله به فضل كوشد / فرزانه جهان رها كند / ابله هماره در كار / بسيار ماند كار. همان طور كه فرزانه بي عمل مشغول سامان جهان است، بي كلام نيز به آموزش مردم مي پردازد. بي سياحت به شناخت جهان نائل مي آيد و بيناست بدون نگاه. از نظر ايزوتسو! اصيل ترين معناي نكردن سلب هرگونه قصد و كوشش تصنعي (غيرطبيعي ) از سوي انسان است. انسان كامل قادر است اين اصل را به طور دائم و ثابت حفظ كند زيرا كه او نفس ندارد.. چون انسان فرزانه دائويي خود را از شر نفس رهايي بخشيده و منتظر هيچ پاداش و نتيجه اي در عمل خويش لائودزه نيست كودك را در شباهت بهترين و نزديك ترين موجود به فرزانه دانسته و مي گويد: از فرزانگي سرشار، نوزاد است. ورود به مباحث ديگر مطرح در متن دائو د جينگ از حدود و گنجايش اين مقاله، خارج است به اميد فرصتي بيشتر.