Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811026-59670S4

Date of Document: 2003-01-16

قضاوت آمريكايي - 36 تعقيب جزايي تعقيبكنندگان تنها پس از اتفاق افتادن خلاف پليس مي توانند پرونده اتهامي تشكيل دهند. بالاترين بار دليل و مدرك در دادگاه جزايي (براي مثال يك تعقيب كننده بايد نيت يا قصد مجرمانه را نشان دهد و بايد جرم را با دليلي فراتر از يك شك منطقي اثبات كند ) احتمالا باعث موفقيت كمتري مي شود حتي اتهامات ممكن است هيچ تاثيري بر روي سياست پليس نداشته باشند در صورتي كه پليس عدم موافقت خود را با تصميم به تعقيب اجرا كند. وقتي پيگرد محلي با شكست مواجه مي شود دولت فدرال مي تواند اقدام به كنترل مردم آزاري ها و مزاحمت ها هر كند چند حقوق قانوني فدرال قدرت پليس را محدود مي كند اما دولت فدرال به ندرت چنين تخلفاتي را تعقيب مي كند. يك استثنا در اين مورد، پيگرد فدرال افسران لوس آنجلس بود كه رودني كينگ را مضروب پس كردند از اينكه هيات منصفه، افسران پليس را در دادگاه كاليفرنيا تبرئه كرد، تعقيب كننده هاي فدرال، افسران را در دادگاه فدرال به دليل محروم كردن كينگ از حقوق قانوني اش، محكوم كردند. بازرسان مستقل ايجاد بازرس كل يكي از توصيه هاي كليدي كميسول كريستوفر بعد از ضرب و جرح كينگ به وسيله پليس در سال 1991 بود. وي يك راننده سياه پوست بود كه بعد از ضرب و جرح او شورشي در نتيجه اين حادثه به راه افتاد. كميسيون - كه به وسيله واري كريستوفر رهبري مي شد كه در سال 1993 وزير خارجه ايالات متحده گرديد - به عنوان يكي از چندين تغييرات حاصله براي كنترل بهتر شكايت شهروندان عليه پليس و نظارت سيستم انضباطي، چنين منصبي را پيشنهاد كرد بازرس ] [كل كه به وسيله آن بر ماموران پليس نظارت شود. نيروي مرگبار اين عبارت به اقداماتي اشاره دارد كه يك افسر پليس به مظنوني شليك كرده و وي را به قتل مي رساند. هر ساله پليس 600 شهروند را كشته و 1200 نفر ديگر را مجرح مي كند. اختلافات نژادي بسياري از افسران پليس به دلايلي غير از دلايل مبتني بر نژاد اقدام به شليك مي نمايند. با اين وجود نژاد بر برخي از شليك هاي ماموران تاثيرگذار است. مطالعات نشان مي دهند كه پليس گاهي اوقات به سياهان در شرايطي شليك مي كند كه تهديد آن در مقايسه با شرايطي كه به سفيدپوستان شليك مي كند كمتر است، بيشترين استفاده از نيروي مرگبار به وسيله پليس در جوامعي با: سطوح بالاي نابرابري اقتصادي، جمعيت زياد اقليت ها و ميزان بالاي جرم خشن اتفاق مي افتد. علاوه بر اين افسران پليس به احتمال زياد بيشتر به مظنونيني كه مسلح هستند و كساني كه در يك مواجهه خشن درگير مي شوند شليك مي كند. اعضاي گروه اقليت در ميان قربانيان كشته شده توسط پليس بيشترين هستند. كنترل نيروي مرگبار دو رهيافت، شمار افراد شليك كننده و كشته شده توسط پليس را كاهش داده است. اول: در قانون سياست سازي قضايي ديوانعالي ايالات متحده، معيار فرار مجرم براي اجازه دادن به كاربرد نيروي مرگبار را با معيار حمايت از زندگي جايگزين كرد. قانون اجازه فرار به مجرم به افسر پليس اجازه شليك يا تيراندازي براي جلوگيري از فرار هر شخص متهم به جرم را مي داد. در قانون تنسي و گارنر ( ) 1985 ديوان تصريح كرد كه پليس نمي تواند از نيروي مرگبار استفاده كند مگر اينكه براي جلوگيري از فرار لازم باشد و افسر نيز بايد براي شليك كردن به وي دليل موجه داشته باشد براي اين اعتقاد كه مظنون يا باعث يك تهديد جدي مرگ شده يا باعث صدمات جدي به ماموران پليس يا ديگران شده تصميم باشد ديوان، بسياري از ايالات را مجبور به تغيير قوانين فرار مجرم كرد. دوم: قانون سازي اداري كه باعث كاهش چشمگير تيراندازي هاي پليس شده است. در اواسط دهه 1970 اداره هاي پليس سياست هاي محدود كننده داخلي براي استفاده از نيروي مرگبار را گسترش دادند. اين سياست ها تصريح كردند كه كاربرد نيروي مرگبار فقط زماني مجاز است كه زندگي مامور پليس يا افراد ديگر در خطر باشد. فساد پليس فساد پليس به معني سوء استفاده از اقتدار پليس براي منافع شخصي است. مثال ها عبارتند از اخاذي (مانند درخواست پول براي ننوشتن جريمه رانندگي ) و رشوه گرفتن (مانند پذيرش يا قبول پول در جريان يك مبادله براي اجرا نكردن قانون ). هزينه هاي فساد پليس فساد پليس هزينه هاي هنگفتي را تحميل مي نمايد. نخست اين كه يك عمل فساد، يك جرم است. دوم اينكه فساد پليس از درستي و بي عيبي پليس مي كاهد و تصور عمومي از اجراي قانون را تيره و تار مي كند. سوم اينكه فساد پليس فعاليت هاي مجرمانه ديگر مانند معامله مواد مخدر و فحشا [روسپي گري ] را مصونيت مي بخشد. فعاليت مجرمانه مصونيت يافته، غالبا منابع سودآور درآمدي براي جرم سازمان يافته هستند. دلايل فساد پليس برطبق نظريه شخص شرور فساد، كار تعدادي از ماموران پليس بي اخلاق و نادرست است. متخصصين به اين نظريه وقعي نمي نهند زيرا اين نظريه در توضيح اينكه چرا بسياري از ماموران فاسد در برخي سازمان هاي پليس متمركز مي شوند نه جاهاي ديگر، عاجز است. تبيين ديگري درباره ] دلايل فساد [پليس استفاده از قانون جزايي براي اجراي اصول اخلاقي جامعه آمريكايي را موشكافي مي كند. قوانين غيرقابل اجرا كه نافذ بر معيارهاي اخلاقي باشند فساد را ترويج مي كنند زيرا اين قوانين، سازمان هاي تبهكار را كه با منافع مالي پيوند خورده اند در جهت تضعيف اجراي قانون تدارك مي بينند. براي مثال فساد مواد مخدر پيامد اجتنابناپذير اجراي قانون مواد مخدر تهيه كنندگان است اين نوع كالاها و خدمات غيرمجاز، بخشي از سودشان را براي رشوه دادن به ماموران پليس استفاده مي كنند تا از ادامه فعاليت