Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811026-59670S1

Date of Document: 2003-01-16

ايدز آنها را مي كشد هر ساله هزاران دكتر و معلم به علت ابتلا به ايدز جان مي بازند و به آينده بهداشتي و آموزش اين كودكان لطمه اي شديد وارد مي آورند آمار موجود در زمينه ابتلا به ايدز تقريبا در سراسر جنوب آفريقا مشابه اين وضعيت است همسر ناخدا جان كاديسپوتي در نيو همپشاير انتظار او را مي كشد تا قبل از روز شكرگذاري به خانه باز گردد. آنان آخرين بار يكديگر را در ماه اوت ديده بودند، قبل از اينكه Grace Liberty با محموله خود راه خود را به سوي جنوب آفريقا و بحران غذايي شديد اين منطقه پيش گيرد. كاديسپوتي آه مي كشد و با غمي كه در چهره اش ديده مي شود مي گويد: برخي اوقات سفر ما قرار گرفتن در مسيري بي پايان به نظر مي رسد. او در حالي اين كلمات را بر زبان مي آورد كه نگاهش به انبارهاي كشتي اش دوخته شده كه به سرعت از محصولاتي كه به سيلوهاي ماپوتو در موزامبيك منتقل مي شوند خالي مي شود. درست هنگامي كه اين كشتي پس از توقف هاي كوتاهي در دوربان آفريقاي جنوبي، ماپوتو و بندر دارالسلام در تانزانيا راهي وطن مي شود كشتي ترابري LibertySunكشتي، باري ديگري كه محموله اي گرانبها به همراه دارد به سواحل شرقي آفريقا مي رسد. در ماه هايي كه از پي مي آيد نهادهاي كمك رسان دايما در تكاپو خواهند بود تا جريان ورود كمك هاي غذايي را پايدار نگاهدارند اما متاسفانه بخش اعظم اين كمك ها خيلي دير از راه مي رسند. ايدز اكنون اكثر خانواده ها را در جنوب آفريقا زمين گير كرده است و مردان جواني كه مي بايست روي زمين ها كار مي كردند جان باخته اند يا آنچنان ضعيف شده اند كه ديگر نمي توانند ثمره تلاش شان را از مزارع برداشت كنند. همه گير شدن ايدز و بحران غذايي يا هر يك به تنهايي آنچنان فشار شديدي بر اين مردم وارد مي آورند كه توان منازعه براي بقا را از آنان مي گيرند و وقتي اين دو در كنار هم قرار مي گيرند تاب آوردن در برابرشان كار آساني نيست. اين پسر و آن مرد پدرش مي گويد بازي هاي معماگونه را دوست نه دارد ساله است اما آنچنان نحيف است كه به چوب خشكي مي ماند. آمبو سيوفيري روز خود را با سر هم كردن پازل 22 قطعه اي خود كه تصويري از يك دختر كوچك و خرگوش سفيد رنگ است به شب مي رساند. او در حالي كه پاهايش را دراز كرده روي تخت زهوار دررفته و در حال اضمحلال در بيمارستان ليلونگ وه پايتخت مالاوي نشسته است. تي شرتي بر تن دارد كه هر چند خيلي كوچك است اما بر قامت و جثه او بزرگ به نظر مي رسد و دستان لاغر و نحيف او در حالي كه تلاش مي كند قطعات پازل را يكي پس از ديگري رديف كند به كندي حركت مي كند. در آن سوي مرز و صدها كيلومتر آن سوتر در شهرك بي جنبوجوش مونگو در زيمبابوه اموامبا روزهايي را در كلبه كوچك و محقرش سر مي كند و آياتي را از انجيل كهنه و مندرس اش بازخواني مي كند و گهگاهي هم براي پسرش چند خطي مي نويسد. يك بطري كثيف سودا كه به گلداني براي نگاهداري گل هاي زرد رنگ و رورفته اي تبديل شده تنها چيزي است كه رنگ و رويي به خانه او داده و تنها تزئين اين منزل محقر است. اين پسر و آن مرد يكديگر را نمي شناسند اما مشتركات زيادي با هم دارند. هر دو در كشوري زندگي مي كنند كه با قحطي روبه رو است. هر دو از سوءتغذيه رنج مي برند و از كمك هاي غذايي خارجي استفاده مي كنند و هر دو به عنوان حاملان ويروس HIV شناخته مي شوند. آمبوسيو در حالي كه سوپ مي خورد با صدايي لرزان مي گويد: دلم براي پسرعمويم تنگ شده دلم مي خواهد به خانه باز گردم. تخمين زده مي شود در مالاوي نوزده درصد جمعيت كشور حامل ويروس HIV در باشند زامبيا اين ميزان 22 درصد است. در هر دو كشور هريك جمعيتي در حدود 12 ميليون نفر دارند. حدود دو ميليون كودك يتيمي كه والدين شان را به دليل ابتلا به ايدز از دست داده اند در اين دو كشور وجود دارد. هر ساله هزاران دكتر و معلم به علت ابتلا به ايدز جان مي بازند و به آينده بهداشتي و آموزش اين كودكان لطمه اي شديد وارد مي آورند. آمار موجود در زمينه ابتلا به ايدز تقريبا در سراسر جنوب آفريقا مشابه اين وضعيت است. برنامه جهاني غذا و شركايش كه مسئوليت توزيع مواد غذايي را در مناطق مختلف جنوب آفريقا بر عهده گرفته اند دريافت كنندگان كمك هاي غذايي را براساس مجموع نيازهايشان شناسايي و انتخاب مي كنند. دواير دولتي محلي كميته هايي را براي شناسايي آسيبپذيرترين افراد داير مي كنند. اين كميته ها به افراد نيازمند كارت هاي شناسايي مي دهند و به آنان مي گويند ماهي يك بار براي دريافت سهميه خود به مراكز توزيع مراجعه كنند. در برخي از موارد كمك هاي غذايي افراد ناتوان به محل سكونت آنان حمل شده و تحويل آنان مي شود. به عنوان مثال برنامه جهاني غذا به بيمارستاني كه آمبوسيو در آن بستري است كمك هاي غذايي اعطا مي كند و با گروهي از راهبه ها كه براي ديدار با اموامبا به كلبه او به طور منظم مراجعه مي كنند همكاري اين مي كند راهبه ها با خود مقاديري شكر و قطعات نان همراه مي آورند. اموامبا به سان ميليون ها مرد، زن و كودكي كه به دليل ابتلا به ايدز ضعيف شده و توان شان را از دست داده اند خود را آنچنان ضعيف مي يابند كه ديگر امكان تحمل كمبود مواد غذايي را ندارند. كارولين مك آسكي معاون هماهنگ كننده كمك هاي اضطراري دفتر امور انساني سازمان ملل متحد مي گويد: مبتلايان به ايدز به همراه ساير افراد بيمار و ناتوان براي آن كه از توان كافي براي رويارويي با بيماري شان برخوردار باشند نيازمند گونه مختلفي از تغذيه هستند. او مي افزايد: حتي در صورت تامين غذا نيز وضعيت واقعا دشوار و بحراني است. جاستينا فووا يك زن مالاويايي و مادر پنج فرزند است و همسرش كه مبتلا به ايدز بود همين اواخر به دليل ابتلا به سياه سرفه جان باخت مي گويد: در گذشته نيز ما قحطي و گرسنگي را تجربه كرده بوديم و مي گفتيم شكم هايمان را با آب سير مي كنيم اما امروز ما خيلي ضعيف شده ايم و اين جدا دردآور است. او مي افزايد: مردان ما در اينجا زنان متعددي اختيار مي كنند همين مسئله موجب مي شود در كنار ساير عوامل ايدز سريع تر اشاعه پيدا كند. ما دوست داشتيم توليدكننده باشيم و غذايمان را خودمان تامين كنيم اما در مقابل به انتظار مرگ نشسته ايم. اثر نامطلوب پيتر دوپري مشاور امور ايدز موسسه بين المللي Concern در مالاوي كه يك نهاد غيردولتي كمك رسان فرامليتي است شرايط را اين گونه به تصوير مي كشد: شما با يك خانواده شروع كنيد. پدر بيمار مي شود و ديگر نمي تواند در مزرعه كار كند به زودي مادر ناچار مي شود از كار كردن دست بكشد و از پدر خانواده مراقبت كودكان كند ديگر به مدرسه نمي روند تا كار كنند و نيازهاي خانواده را برآورده كنند. خانواده محصولاتي را كه نياز به كار و تلاش كمتري دارد كشت مي كند و درآمدي كه حاصل مي آيد صرف دارو مي شود و پولي براي تهيه نيازهاي شغلي مثل كودشيميايي باقي نمي ماند. كودكان نيز سلامتي شان را از دست مي دهند. هزينه هاي بسياري صرف تدفين در گذشتگان مي شود و اين سيكل ادامه پيدا مي كند. داستان به همين سادگي است. اموامبا مي گويد: من و برادرم روي قطعه زمين مان كار مي كرديم و محصول كافي براي سير كردن خانواده و رفع مابقي مايحتاج خانواده داشتيم. اين بيماري بود كه موجب شد من از كار كردن بر روي زمين دست بكشم. هميشه احساس خستگي مي كردم. هنگامي كه اموامبا به بيمارستان منتقل شد همسر او دو فرزندشان را به منزل والدينش در منطقه اي ديگر اموامبا برد توضيح مي دهد: او مي دانست كه من ديگر نمي توانم احتياجات او و فرزندانمان را برآورده كنم و به همين دليل تصميم گرفت مرا ترك كند. صداي او لرزشي آشكار پيدا مي كند و ادامه مي دهد: متاسفانه در همين ضمن برادرم نيز جان خود را از دست داد. بنابراين وقتي از بيمارستان مرخص شده و به منزل بازگشتم هيچ كس آنجا من نبود تنها مانده بودم. ديگر هيچ كس كف نمي زند در مونگو به سان ساير نقاط استان هاي غربي زامبيا وقتي همسايه اي به خانه همسايه ديگر نزديك مي شود كف مي زند. اين سنتي است كه از احترام براي هم و همچنين فقر زاده شده است چرا كه وقتي منازل هيچ حصار مشخصي ندارند و در خانه ها هم تقريبا در حال فروپاشي هستند تنها راهي كه براي مطلع كردن حاضران در منزل از نزديك شدن غريبه ها وجود دارد، كف زدن است. از آخرين باري كه كسي در اطراف كلبه اموامبا كف زده است مدتي طولاني گذشته است. او مي گويد: مردم نمي خواهند در اطراف من باشند. او در حالي كه با يك در بطري آبي رنگ بازي مي كند مي گويد: بسياري از ما بيماري مشابهي داريم اما در موردش حرف نمي زنيم. ما ساكت و گرسنه هستيم. با اين حال در لوليانگ وه، آمبوسيو آخرين قسمت پازلش را در جاي خود كه گوشه اين پازل است قرار روي مي دهد اين تكه تصويري از يك گل قرمز نقش بسته است. او لبخند مي زند. لبخندي كه لثه هايش را نمايان مي كند و موجب مي شود چشمانش برق بزند. سپس شاهكارش را وارونه مي كند و از نو شروع مي كند. ديري نخواهد پاييد كه پرستارها از راه مي رسند و چراغ ها را خاموش مي كنند. كشاورزان با خشكسالي مي جنگند حتي در سال هاي پرمحصول هنگامي كه باران به موقع مي بارد و غلات رشد خوبي دارند، دو يا سه ماه قبل از فصل برداشت در ماه آوريل در اين بخش از دنيا تحت عنوان ماه هاي گرسنگي شناخته مي شوند. اين زماني است كه ذخاير باقي مانده از غذايي از سال گذشته به پايان مي رسد. شكم ها باد مي كنند و مادران به كودكانشان مي گويند گريه نكنند و خود را با آب سير كنند. مادران به بچه ها توصيه مي كنند صبر داشته باشند: محصولات به زودي به مرحله برداشت خواهند رسيد معمولا ماه هاي بد از اواسط ژانويه آغاز مي شوند اما امسال سختي ها با شروع ماه اكتبر آغاز شد. برنامه جهاني غذا به ميدان آمد تا مانع از اشاعه قحطي و گرسنگي شود اما اين فعاليتي ميان مدت است كه بايد با پروژه هاي توسعه دراز مدت پيگيري شود. به اعتقاد كارشناسان اين گونه پروژه هاي درازمدت است كه مي تواند مانع از تكرار اين فصول خشكسالي در آينده شود. اين پيامي نيست كه انتقالش به ديگران كار آساني باشد. به عنوان مثال هنگامي كه برنامه جهاني غذا ارسال كمك غذايي 507 ميليون دلاري خود را براي جنوب آفريقا آغاز كرد سازمان ملل خواستار اختصاص بودجه اضافي 104 ميليون دلاري براي تهيه كمك هاي غيرغذايي براي اين منطقه شد. اين كمك ها مشتمل بر بذر، ابزار كشاورزي، كودشيميايي و پول براي تهيه تجهيزات پزشكي، آب و پروژه هاي سالم سازي آب مي شد. تا اين زمان ده درصد موارد مندرج در اين طرح تكميلي فراهم آمده است كه در قياس با تامين 37 درصد كمك هاي غذايي اين منطقه ناچيز به نظر مي رسد. جيمز مورس مدير برنامه جهاني غذا مي گويد: دورنماي سال آينده تيره تر از چيزي است كه سال جاري به وقوع پيوست مگر آنكه كشاورزان سريعا با ابزارآلاتي كه نياز دارند، بذر و كودشيميايي تجهيز شوند و بتوانند به موقع در فصل كشت فعاليت خود را آغاز كنند. او مي افزايد: بدون سرمايه گذاري در بخش كشاورزي نمي توان اميد داشت كه اين منطقه به ثبات تامين برسد غذاي لازم براي اين منطقه چيزي است كه در مرتبه دوم وجود دارد. مك آسكي مي گويد: اين بحران از جمله بحران هاي در حال گسترش است اما در پيش گرفتن سياست هاي درست، با مديريتي صحيح و در پيش گرفتن برنامه ريزي بجا و مناسب كشورهاي جنوب آفريقا، آنان قادر خواهند بود با تحولات آب و هوايي بهتر روبه رو شوند. دولت هاي منطقه نيز به اين استنتاج رسيده اند كه بايد به طور فعالانه استراتژي هاي درازمدت مديريت بحران را در پيش گيرند. حتي پروژه هاي خرد توسعه نيز تاثيرگذار است. اجازه دهيد مورد امانوئل كاموجا را يادآور شويم. اين مرد ميانسال هفت فرزند دارد كه بايد شكمشان را سير كند. او نمي تواند از صحبت كردن در مورد اين كه كشت زمستان تا چه حد ثمربخش است اجتناب ورزد. اين قاعده اي است كه نه او و نه هيچ يك از دوستان يا همسايگانش در كاننگو مالاوي تا همين سال گذشته چيزي در موردش نمي دانستند. اما امسال اين كشت زمستاني به مايه مباهات آنان و عامل نجات شان تبديل شده در است جنوب آفريقا سازمان هاي غيردولتي و نهادهاي وابسته به سازمان ملل متحد در تلاشند تا ميزان آگاهي افراد را نسبت به ويروس HIV و بيماري ايدز افزايش دهند و رفتارهاي خارجي جامعه را تغيير دهند. گروه هاي ميسيونر مذهبي، نهادهاي دولتي و موسسات كمك رسان تكنيك هاي بهتر كشت و زرع را اشاعه مي دهند; در همين حين افراد حقيقي و حقوقي اي هستند كه در تلاشند مقررات تجاري را به نفع كشورهاي فقير تغيير دهند و تلاش مي كنند كه توجه بين المللي را به اين نكته جلب كنند كه رفع موانع تجاري و توقف اعطاي سوبسيدهاي كشاورزي به زارعان كشورهاي توسعه يافته كمكي بي بديل به كشورهاي فقير است. كاموجا كه اكنون يكي از زارعان زمستاني است مي گويد: اكنون مي توانم براي خانواده ام غذا تهيه كنم و احساس مي كنم سال آينده هم بتوانم براي اعضاي خانواده ام غذاي كافي تهيه كنم. او اين جملات را در حالي ادا مي كند كه كلاه حصيري اش را روي سرش جابه جا مي كند: ديگر چه مي توانم؟ بگويم منبع: كريستين ساينس مانيتور