Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811026-59668S3

Date of Document: 2003-01-16

بازتاب جسارت در تحريف پاسخ دفتر مطالعات و تحقيقات وزارت كشور دفتر مطالعات و تحقيقات سياسي وزارت كشور براي دومين بار با ارسال مطلبي به; همشهري; به مقاله درج شده از يوسف عزيزي بني طرف در روزهاي 8 و 11 دي ماه تحت عناوين احزاب قومي در ايران و گسترش موج قوم گرايي پاسخ داد. در اين جوابيه آمده است: - 1 مطلب مذكور در مقدمه مقاله احزاب قومي در ايران موضوع انتخاب ديدگاهي خاص به وزارت كشور در خصوص فعاليت احزاب قومي كذب است. اصلا هدف از برگزاري كارگاه پژوهشي مذكور دستيابي وزارت كشور به ديدگاه مشخص در اين خصوص بوده است. - 2 مطالب مذكور در اين مقاله عمدتا بخشي از ديدگاهي بود كه آقاي عزيزي بني طرف در كارگاهي كه با عنوان بررسي زمينه ها، تجربيات و پيامدهاي احزاب قوم گرا در ايران امروز از سوي دفتر مطالعات و تحقيقات سياسي وزارت كشور برگزار شده بود، ارائه دادند. كارگاه مذكور با هدف شناخت و احصاي عقايد، نظرات و رويكردهاي موجود در خصوص موضوع مورد بحث و با هدف دستيابي به يك ديدگاه كلان ملي و راهبرد اجرايي مشخص در اين زمينه و طي چند جلسه تشكيل شد. در يكي از جلسات كارگاه مذكور كه از برخي چهره هاي سياسي و علمي آگاه به ابعاد تئوريك و سياسي موضوع دعوت شده بود، آقاي بني طرف نيز حضور يافتند و به ارائه نقطه نظرات خويش در خصوص موضوع پرداختند. طبيعتا نه اين دفتر امر برنامه ريزي و برگزاري اين جلسات را بر عهده داشت و نه هيچ كدام از دعوت شدگان محترم آن جلسه و ساير جلسات برگزار شده تا انجام بررسي هاي كارشناسي و وصل به راهبرد اجرايي مشخص قائل به انتشار اين مباحثات نبودند. انتشار مطالب مطرح شده در كارگاهي كه صرفا با هدف ارائه مباحث كارشناسي به منظور وصول به راهبردي اجرايي تشكيل شده است نه تنها مغاير با موازين اخلاقي است بلكه اين اقدام درست در زماني كه منطقه دستخوش تحولات و دگرگوني هاي بزرگ است، در خوشبينانه ترين حالت، نشان از وقت ناشناسي آقاي بني طرف دارد. - 3 آقاي بني طرف اين حق را داشته و دارند كه عقايد و نظرات خود را در زمينه احزاب قوم گرا (يا به تعبير ايشان قومي ) به هر نحو كه مناسب مي دانند مطرح و منتشر سازند ولي روا نبوده و نيست كه خود در مقام ارائه گزارش و انعكاس رسانه اي مباحثي برآيند كه اساسا با دعوت و مسئوليت ديگران ترتيب داده شده بود و محدود به يك جلسه نيز نبوده است. - 4 از آنجا كه اين گزارش آميخته به علايق و ترجيحات و سوگيري خاص ايشان در موضوع مورد بحث بوده و بالطبع با مواضع و جهت گيري هاي انتقادي وي نسبت به مواضع و نظرات رقيب نيز درهم آميخته است، بدين لحاظ گزارش و جمع بندي ارائه شده از سوي ايشان مخدوش است. جداي از آنكه آقاي بني طرف مطلقا در جريان ساير جلسات كارگاه مذكور قرار نداشته اند، در عين حال برخلاف القاي ايشان نظرات مطرح شده در اين كارگاه نيز از چنان صراحت و مرزبندي ادعا شده در موافقت و يا مخالفت با احزاب قومي برخوردار نبوده اند. لذا جمع بندي ايشان از ديدگاه هاي شركت كنندگان در كارگاه خلاف واقع بوده و مورد تاييد برگزاركنندگان و شركت كنندگان در كارگاه نيست. - 5 آقاي بني طرف در مقدمه مطلب عنوان كارگاه را بررسي قانوني بودن يا نبودن احزاب قوميت ها و خلق هاي مختلف ايران ذكر كرده اند، حال آنكه موضوع كارگاه چنان كه در فوق آمد; بررسي زمينه ها، تجربيات و پيامدهاي احزاب قوم گرا در ايران امروز و به نظر مي رسد با توجه به اينكه آقاي بني طرف متن دعوتنامه را كه متضمن عنوان كارگاه است در اختيار داشته اند، تعمدا موضوع را به خلق هاي ايران كه واجد مفهومي جهت دار و تجزيه طلبانه است مرتبط ساخته اند و به نوعي آمال و سوگيري و ارزش گذاري هاي خود را در بيان اين مطلب دخيل ساخته اند. _ 6 بخش هاي متنابهي از مطالب به ويژه در قسمت دوم مقاله (مورخ چهارشنبه 11 دي ماه ) مطالبي است كه مطلقا در كارگاه مطرح نشده و ايشان خود ساخته و پرداخته اند. براين اساس جسارت ايشان در چنين تحريف آشكاري تعجبانگيز است. ايشان در بخش هايي از سخنان خود كه متاسفانه به مطالب خود در كارگاه افزوده اند، از داعيه برائت از قوم گرايي و تجزيه طلبي فاصله گرفته و حتي با طرح واژگان و مفاهيمي مشكوك همچون محمره در كنار نام خرمشهر _ كه رمز شناخته شده عمليات جدايي طلبانه براي الحاق به مجموعه اي جعلي با عنوان عربستان بود _ آشكارا به زبان و ادبيات جريانات قوم گرا و تجزيه طلب نزديك شده و به اين ترتيب منويات خويش را بروز داده اند. جالب آنكه تيتر دومين بخش مقاله را گسترش موج قوم گرايي انتخاب كرده اند كه با توجه به محتواي متن جانبدارانه بوده و طبعا نمي توان انتظار داشت به نگراني طبيعي كساني كه اتفاقا در همين كارگاه بحث احتمال وجود طرح هايي با هدف بي ثبات سازي سرزميني و برهم زدن توازن فرهنگي _ قومي موجود در ايران را مطرح كردند، دامن نزند. _ 7 آقاي بني طرف در مقاله طرح ديدگاه هاي مخالف ديدگاه خود نيز كمترين اصول اخلاقي و معيارهاي نقد منصفانه را رعايت نكرده اند. وي بخش هاي مختلف سخنان خود را با استناد ناقص به اظهارات يكي از صاحبنظران محترم دعوت شده در آن جلسه كارگاه تنظيم نموده و مطالب ايشان را در چارچوب گفتمان نئوفاشيستي و پان ايرانيستي و.. مورد حمله قرار داده اند و به اين ترتيب از ايشان چهره اي كاملا مخالف تكثرقومي و فرهنگي كه حتي مي كوشد تحقق حقوق آنان را به آينده اي محال تعليق نمايد، ترسيم مي سازد. طرح اين گونه مطالب ضمن آنكه از حداقل انصاف در نقد ديدگاه هاي مخالف به دور است، در عين حال با مفاد ديدگاه هاي عنوان شده در جلسات متعدد كارگاه نيز مطابقت بدين ندارد لحاظ مناسب مي دانيم كه آقاي بني طرف از شركت كنندگان در كارگاه كه نام آنها در متن برده شده و جمع بندي جهت دار و ارزشگذارانه از ديدگاه آنها ارائه شده است، پوزش بطلبند و بديهي است كه حق آن عزيزان در پاسخگويي به اين مطالب و هرگونه اقدام قانوني درخصوص آن نيز محفوظ و ملحوظ است.