Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811026-59668S1

Date of Document: 2003-01-16

پان فاميليسم واكنش منتقدان قوميت گرايي رضا اهوازيان حافظه تاريخي خوزستاني ها چه عرب چه لر و چه بختياري و.. هنوز آنقدر ضعيف نشده است كه حوادث و رويدادهاي آن زمان را به ياد نياورند انتشار مقاله اي دو قسمتي از آقاي يوسف عزيزي بني طرف درباره احزاب قومي در ايران، بازتاب گسترده اي در ميان مخاطبان روزنامه داشت. علاوه بر كساني كه به شكل تلفني نقد يا اعتراض خود را در اين باره مطرح ساختند، چندين پاسخ مكتوب نيز در اين باره به دفتر روزنامه ارسال طبيعي شد است همشهري نيز كه همواره كوشيده تا در صفحه جهان سياست ديدگاه هاي متفاوت را درباره مسائل كلان و ملي كشور منعكس سازد، به درج آنها اقدام كند و همان طور كه در مقدمه مقاله آقاي بني طرف نيز ذكر شد، انتشار اين مطلب گشايش بابي درباره مسائل قومي در ايران بود كه هم اكنون مباحث آن در سطوح كارشناسي و قانونگذاري كشور نيز مطرح است. اميد كه با ياري صاحبنظران در فضايي توام با تفاهم و تحمل، باب گفت وگو در اين زمينه همچنان گشوده بماند. *** در روزنامه محترم همشهري در روزهاي هشتم و يازدهم دي ماه مقاله اي درباره مسئله اقوام و احزاب قومي از جناب آقاي يوسف عزيزي بني طرف چاپ شده بود; كه ذكر نكاتي را درباره آن لازم مي دانم. ظاهرا ايشان جهت دفاع از مسئله احزاب قومي، خواسته يا ناخواسته دچار اشتباهات، تناقض گويي ها و وارونه جلوه دادن برخي وقايع شده اند كه در ادامه به آن اشاره خواهم كرد. آقاي عزيزي در ابتدا به حقوق اقليت ها و قوميت ها اشاره مي كنند كه عقلا و قانونا مورد پذيرش است. سپس اشاره اي به مسائل خوزستان در ابتداي پيروزي انقلاب مي كنند و بدون اينكه به علت اصلي وقايع پيش آمده اشاره اي كنند، مي نويسند كه بين حاكميت و گروه هاي قومي در چند نقطه كشور درگيري به وجود آمد.؟ چرا پاسخي نمي دهند و ادامه مي دهند كه نتيجه اين درگيري ها در خوزستان انفجار لوله هاي نفت و يك رشته بمبگذاري ها بود كه خسارات زيادي به بار آورد. البته بنده چون در آن زمان در خوزستان بودم و حوادث را به عينه ديده ام، ترجيح مي دهم فقط درباره مسائل اين خطه صحبت كنم. حافظه تاريخي خوزستاني ها چه عرب، چه لر و چه بختياري و... هنوز آنقدر ضعيف نشده است كه حوادث و رويدادهاي آن زمان را به ياد نياورند. جناب آقاي عزيزي! چطور بمبگذاري ها و انفجارات لوله هاي نفت در سال هاي ابتدايي انقلاب را كه توسط جاسوسان و مزدوران رژيم صدام صورت گرفت، با اعراب شريف خوزستان يكجا جمع مي كنيد و ناخواسته انگشت اتهام به سوي آنها دراز؟ مي كنيد آيا از خودتان پرسيده ايد كه مردمي كه حدود يك سال قبل حكومت شاه را با كمك ساير هموطنانشان ساقط كردند چطور ناگهان دچار چرخش 180 درجه اي در نظراتشان ؟ شدند مگر در اين مدت چه اتفاقي افتاده؟ بود اشتباه اينجاست كه شما آن گروه محدود را كه دست به خرابكاري و ضديت با انقلاب زدند و با فريادهاي جمهوري عربي قصد عوام فريبي و بهره برداري از اعراب غيور خوزستاني را داشتند، با همه يك كاسه كرده اند و در اين ميان متاسفانه آن گروهي هم كه با پيروزي انقلاب به اميد احقاق حقوق مشروع خود حرفي زدند، حرفشان در غوغاسالاري اين مزدوران و خيانتكاران گم شد و چنين بود كه خوزستان شاهد برخوردهاي خشني شد كه نفعش قبل از همه به حكومت بعث عراق رسيد و ضرر آن بيشتر از همه متوجه مردم صبور استان ما شد. به طوري كه امروز هرگاه كه صحبت از احزاب قومي مي شود عده اي را نگران تكرار آن تجربه تلخ مي كند. آقاي عزيزي! هيچ گاه از خود پرسيده ايد كه چرا در ابتداي انقلاب در خوزستان، بلوچستان، تركمن صحرا و كردستان درگيري پيش؟ آمد آيا اين درگيري ها را حاكميت به وجود؟ آورد آن هم حاكميتي كه به قدرت خود در پايتخت هم اطمينان كامل فكر نداشت نمي كنم كسي اين مطلب را كه دست دشمنان انقلاب روشن كننده اين آتش بوده، قبول نداشته باشد. والا قوميت هاي ديگري هم در ايران زندگي چرا مي كردند فقط نواحي مرزي دچار اين بحران؟ شد آقاي عزيزي در قسمتي ديگر از اين مقاله عنوان مي كنند كه پس از خرداد 76 ديگر درگيري و مشكلي در خوزستان پيش نيامده. اما از ايشان مي پرسم آيا از سال هاي 60 _ 59 تا 76 مشكل خاصي؟ داشته ايم ايشان مي خواهند نبود مشكل را به فضاي سياسي بعد از دوم خرداد نسبت دهند اما با تاريخ برخورد گزينشي مي كنند و قسمت هايي از آن را به عمد فراموش مي نمايند. آقاي عزيزي در ادامه در قسمتي بيان مي كنند كه تجزيه طلبان در ميان قوميت ها از 20 _ درصد 15 فراتر نمي روند و در جاي ديگر خطر 4 _ 3 گروه كوچك پان ايرانيست را گوشزد مي كنند و آنها را همانند نئونازي ها تهديدي جدي براي آينده ايران مي دانند. البته ايشان اشاره نمي كنند كه طبق كدام معيار اين عدد 20 _ 15 درصد را به دست آورده اند. اما نكته اساسي در اينجاست كه چگونه است اين 20 _ 15 درصد (به قول ايشان ) خطري ندارد. اما اين 4 _ 3 گروه كوچك اين قدر؟ خطرناكند محض اطلاع ايشان عرض مي كنم كه پان ايرانيست ها حتي در زمان رژيم گذشته كه اوج شيوع اين گونه تفكرات ملي گرايانه در ايران و منطقه بود، هيچ پايگاهي در ميان مردم نداشتند. چون اساسا طرز فكر و بيان آنها با مردم ايران بيگانه بود و شاه مخلوع كه در ظاهر از آنها حمايت مي كرد، اعتقادي به آنها نداشت و حفظ حكومت خودش بر ملت و اين گونه افكار ملي گرايانه ترجيح مي داد و براي نجات تاج و تخت حاضر بود هر قوميتي را سركوب نمايد. چنانكه با عشاير فارس چنين كرد. نويسنده در انتهاي مقاله به مسائل مبرم اعراب خوزستان اشاره كرده اند و فقر، سوءتغذيه، ناامني، بيكاري و تبعيض را از اهم آنها دانسته اند كه البته اشاره به جايي است. اما آقاي عزيزي انصاف بدهيد! آيا شما وضع مردم ايذه، مسجدسليمان، لالي، هفتگل و ساير نقاط خوزستان و روستاهايش را بهتر؟ ديديد آيا در ميان آنها رفاه و امنيت و اشتغال موج؟ مي زند آيا سري به لرستان؟ زده ايد آيا خيل جوانان بيكار و بي پولي را كه براي انجام كارهاي پست در جاي جاي شهرهاي بزرگ پراكنده اند؟ ديده ايد جواناني از ايلام، كرمانشاه، چهارمحال و بختياري و ساير آيا نقاط جنوب خراسان، بلوچستان، همدان و روستاهاي فارس وضع بسيار مطلوبي؟ دارند اين استان ها كه ديگر عربنشين نيستند. چند روز پيش با يك جوان لر ايلامي برخورد كردم كه دانشجوي كارشناسي يكي از دانشگاه ها بود و براي تامين هزينه تحصيل خود و مخارج خانواده اش به كار باربري در بازار مشغول بود. اين صحنه هاست كه دل هر ايراني را به درد مي آورد. فرقي نمي كند كه عرب باشد يا فارس يا ترك و يا كرد. سپس مي بينيد كه پان فارسيسم هم ديگر كاربردي ندارد. آنچه بيش از همه اين كشور را رنج مي دهد پان فارسيسم نيست بلكه پان فاميليسم است كه متاسفانه به صورت يك قانون نانوشته درآمده. امروز اگر براي انجام كاري و يا رفع مشكلي به سازماني مراجعه كنيد فرقي نمي كند عرب باشيد يا عجم بلكه بايد آشنا باشيد. و چنين است كه به ادارات و نهادها و سازمان ها كه نگاه مي كنيد مي بينيد، رئيس آن از هر كجا باشد و يا هركه باشد، سيل اقوام و هم ولايتي هايش، مناصب مختلف از آبدارچي تا مشاور را اشغال مي كنند. آن اداره اي كه مسئولش يك عرب زبان هويزه اي است سعي مي كند مديران و كاركنانش را از ميان هويزه اي ها انتخاب كند و سازماني كه در راس آن رئيس شوشتري يا دزفولي قرار دارد، زبان سازماني اش شوشتري و يا دزفولي مي شود! بنابراين اتهام پان فارسيسم، اتهام بيهوده اي است. آيا كشور ما آنقدر كه از فلسطين و لبنان و بوسني و... حمايت كرده، از تاجيكستان حمايت نموده؟ است و آيا حمايت ما از اقوام هزاره در افغانستان بيشتر از تاجيك ها؟ نبوده اينجاست كه نبايد يك طرفه به قاضي رفت و همه مسائل را از دريچه قومي و نژادي نبايد نگريست. اين مسائل و مشكلاتي كه شما در مقاله تان ذكر كرديد، مشكل همه مردم ايران است و طرح اين گونه مسائل از اين دريچه جز شعله ور كردن آتش اختلاف ميان هموطنان ما نتيجه و سودي ندارد. اصل تشكيل احزاب قومي به خودي خود ايرادي اما ندارد پرداختن به آن با اين استدلالات و دلايل كار اشتباهي است كه متاسفانه گاهي در ميان مطبوعات محلي خوزستان ديده و يا در محافلي شنيده مي شود و عده اي كه افكارشان ناخواسته شبيه همان پان ايرانيست ها است با آتش زدن به خرمن تعصبات قومي و قبيله اي بيشترين ضربه را به مردم زجرديده خوزستان وارد مي سازند. اميد آنكه با كنار گذاردن اين تعصبات چه در ميان هموطنان عرب زبان و چه غيرعربزبان راه را براي مشاركت تمامي مردم استان در عمران و پيشرفت خوزستان باز كرده و در نهايت ايراني آباد و آزاد داشته باشيم.