Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811026-59666S1

Date of Document: 2003-01-16

راز سرخ دم لكي نمي دانم خاصيت دشت هاي پهناور دامنه هاي زاگرس است يا ويژگي كوههاي به هم پيوسته و بلند آن، كه مردم منطقه را اينقدر بي تاب كرده. چندماهي بيشتر نمي توانند يك جا دوام بياورند و بعد از آن، هر چه دارند و برداشتني است، برمي دارند و روي مال مي گذارند و خانه شان را ترك خانه مي كنند كه نه، سياه چادر يا اتاقكي با لاشه سنگ و اندودكاه و ملات گل. اين روزها هم كه برق و ابزارهاي تكنولوژي آنها را، خانه نشين كرده و چند ده سالي است كه رحل اقامت در دامنه هاي سبز منطقه انداخته اند، باز، فصل كشت كه فرا مي رسد، زمينها را به اميد باران مي كارند و كاشانه شان را براي چندي رها سنگ مي كنند و صخره، هموار گامهايشان، تفنگ، ابزار زندگيشان و غرور، جزيي از ارثيه شان است. دهها قرن است كه مردم اين خاك، زندگيشان را با چنگ و دندان حفظ كرده اند و چند هزار سال است كه براي حفظ استقلال و اسلحه زمينشان، رااز دوش نيفكنده اند. پس بي جهت نيست كه آشوريها، چند صد سال قبل از ميلاد از روبه رويي با اين قوم وحشت داشته اند و چه بسا مادها هم اگر در انديشه افراشتن پرچم يكپارچگي در تمام ملك خود بودند، هرگز نمي توانستند اين ملت را حداقل براي مدتي همراه و همگام هنوز خودسازند هم مردم كوهدشت، به جنگاوري معروفند و ساكنين منطقه نه فقط در زمين، كه در فرهنگ و نوع زندگي هم با ساكنين هزاره هاي پيش تشابه صحبت دارند از زميني است كه به دليل سرخي خاكش به سرخ دم معروف است و به تناسب اهالي اش صفتهاي مختلفي به خود گرفته: سرخ دم لري و سرخ دم لكي. فاصله 10 كيلومتري اين دو منطقه باستاني باعث شده تا بيش از نيم قرن، سرخ دم لكي زير خروارها خاك پنهان باشد و از قضا دستان ناآگاه سوداگران فرهنگ و هنر، راز نهفته در دل اين سرزمين كهن را برملا رازي سازد كه ارزش و اعتبارش از مفرغ و سنگ نبشته بيشتر است: راز زندگي ساده كوچ نشينان غرب زاگرس نمي دانم خاصيت زندگي ساده ايل نشينان است يا ويژگي حكومت شاهان كه از روش و منش زندگي مردماني كه پايه هاي سست يا محكم قدرت بر دوش آنها استوار است، هيچ نشاني بر جا نمانده آنچه در، گوشه و كنار اين خاك ديرين يافت شده يا مي شود حاصل قدرتنمايي شاهان و نتيجه نمايش اقتدار حكومتهاست: كاخ ها، قلعه ها، خانه هاي اعيان و اشراف و حتي ويژگي معابد بارز اغلب بناها و آثار بر جاي مانده از دوره هاي مختلف باستانشناسي، تفاوت سطح زندگي و طبقه مختص هر گروه و دسته است. آنچنان كه هر طبقه را امتيازي و هر گروه را نسبت به ديگري تمايزي خاص و گاه مكتوب بوده. با اين وصف، يافتن اثري كه تنها ويژگي اش سادگي و تنها تفاوتش با ديگر بناها، بي تفاوتي اش نسبت به طبقه بندي هاي مرسوم باشد، در عين آن كه عجيب و شگفت آور است، پديده اي بي نظير براي درك زندگي مردم روزگاران پيشين به شمار مي آيد. مردمي كه زندگيشان، هميشه بر دوششان و مرگ، همواره در مقابلشان بود. مردان و زناني كه گرچه از زمين بهره اي اندك داشتند، اما براي حفظ آن، دليرانه مي جنگيدند. صحبت تنها محدود به اهالي سرخ دم و اقوام و طايفه هاي متعدد و گاه متضاد اين ناحيه نيست; اين موضوع تنها به غرب ايران هم محدود نمي شود; گرچه شواهد چنداني در دست نيست، اما هر چه هست تاييد اين مدعاست كه زندگي نواحي ايران با سادگي خاص طبيعت گره خورده بود. دستاورد حفاريهاي سرخ دم لكي اين پيوند زيبا ومحكم را به خوبي جلوه گر مي سازد: خانه هايي با چند اتاق ساده و بدون سقف با زوايايي رام و دقيق يا سركش و نامنظم همه، از لاشه سنگ كوههاي اطراف. سنگها در برخي از بخش هاي ديوارها چنان بدون ملات بر هم قرار گرفته اند كه گويي از ابتدا چنين بوده اند. نمي دانم اين خصلت عصر اطلاعات و ارتباطات است يا نتيجه خصوصيات ما مشرقي ها كه امروز ديگر اثري و نشانه اي از زندگي مردمان طبيعت و اهالي ساده نواحي اين سرزمين كهن نيست. سالياني است كه مردماني كه خاك، همسرشان و آسمان همدمشان بود و بي پيرايه، سختكوش و بي پروازندگي را به سخره گرفته بودند، يكجانشين شده و تنها حاصل اين استقرار، فراموشي زيبايي هايي بود كه همه زندگيشان را پر كرده بود، چنان پر كه ديگر احساسش نمي كردند. سالياني است كه در خطه جنوب غرب و در منطقه كوهدشت و روستاهاي اطراف منطقه سرخ دم لكي، ديگر صداي كمانچه هيچ لر و نواي تنبور هيچ كردي برنمي خيزد. ديگر سنگ قبر هيچ مرده اي از اين سرزمين به نقش گوشه اي از زندگي اش آذين نمي يابد و ديگر هيچ مرد و زني در منطقه لباس ساده گذشتگانش را بر تن نمي كندو ديگر هيچ جواني از اين گوشه، ياد و خاطره ايل و كوچ را در ذهن ندارد. ياد و خاطره اي كه حاصلش صبر و انتظار بي مانند اين قوم بود و ده ها قرن استواري اين ملت در برابر نااهل. براي ماندگاري بايد به پشتوانه اي متكي بود و پشتوانه را جز به هويت نمي توان داشت . اهالي سرخ دم و ساكنين دشتهاي فراخ زاگرس نيز بخشي از آنچه به گذشته و اندوخته هاي پيشينيان مرتبط بود نگاه داشته اند و امروزه اگر لباس، سنتها و حتي نوع زندگي اين قوم متحول و دگرگون شده است، يك چيز را همچنان همراه خود دارند و آن، روحيه جنگاوري و شجاعت است كه حاكمان را گاه به مقابله و اغلب به استفاده از اين نيروي بي نظير دفاعي ترغيب كرده و مي كند. شايد اگر تلاش پژوهشگران و باستانشناسان، حاصلي داشته دستيابي باشد، به يادگارهايي باشد كه نه تنها براي سياستمداران بلكه بيش از همه براي مردم پشتوانه ساز و هويت بخش است. حامد فرمند عضو انجمن روزنامه نگاران حامي ميراث فرهنگي _A com.@Yahoo Journalist