Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811026-59664S2

Date of Document: 2003-01-16

اقتصاد آمريكا و حمايت از صهيونيسم حمايت از اسرائيل هميشه در سياست خارجي آمريكا جايگاهي خاص داشته است و هيچ گاه در تاريخ آمريكا هيچ كشوري به اندازه اسرائيل از كمك هاي مالي ايالات متحده برخوردار نشده است تا آنجا كه از سال 1949 تاكنون كمك هاي مالي مستقيم و غيرمستقيم آمريكا به اسرائيل حدود 90 ميليارد دلار يا حدود پانزده هزار دلار به ازاي هر اسرائيلي بالغ شده است. كمك هاي مالي آمريكا به اسرائيل از سال 1992 به بعد سرعت بيشتري به خود گرفته است و از آن سال به بعد آمريكا علاوه بر كمك هاي مالي ساليانه حداقل دو ميليارد دلار در قالب وام هاي بدون بهره بلندمدت به اسرائيل اعطا كرده است. همين مدتي قبل بود كه يكي از كميته هاي تحقيقاتي كنگره آمريكا متشكل از نمايندگاني از هر دو صحن قانونگذاري سنا و مجلس نمايندگان افشا كرد. حد فاصل سال هاي 1972 تا 1989 دولت آمريكا وجوهي بالغ /16 4 بر ميليارد دلار را كه به اسرائيل در قالب وام هاي نظامي اعطا شده بود به تل آويو بخشيده است. به واقع تمامي وام هايي كه طي ساليان گذشته به اسرائيل اعطا شده است از سوي كنگره مورد بخشودگي قرار گرفته است. از سال 1984 به بعد خطمشي آمريكا در قبال كمك هاي مالي به اسرائيل بدين منوال بوده كه ميزان اين كمك ها هيچ گاه از وجوهي كه اسرائيل مي بايست در قالب بازپرداخت بدهي هايش به آمريكا بپردازد كمتر نبوده است. برخلاف ساير كشورهايي كه از حمايت مالي آمريكا برخوردار مي شوند و اين كمك را در شروع هر ربع سال دريافت مي دارند كمك هاي مالي آمريكا به اسرائيل پس از 1982 در ابتداي هر سال مالي يك جا به تل آويو پرداخت شده است. اين روند موجب مي شود دولت آمريكا ناچار شود از خزانه داري كل استقراض كند و جالبتر آنكه در بسياري از موارد اسرائيل بخشي از اين كمك ها را به خزانه داري كل وام مي دهد و بهره آن را اخذ مي كند. علاوه بر وجوه مذكور سالانه /1 5 حداقل ميليارد دلار اضافي ديگر هم به اسرائيل سرازير مي شود. از اين ميزان يك ميليارد دلار در قالب قوانين مالياتي آمريكا كه به ماليات دهندگان اجازه مي دهد بخشي از ماليات خود را به موسسات حمايتي و اعانه پرداخت كنند از سوي لابي هاي يهودي به صندوق هاي ويژه حمايت از اسرائيل واريز مي شود و در هر سال حداقل 500 ميليون دلار هم از سوي آمريكاييان در بازارهاي بورس اسرائيل سرمايه گذاري همه مي شود آنچه گفته شد مشتمل بر وام هاي تجاري كوتاه و بلندمدت از بانك هاي ايالات متحده نمي شود كه طي سال هاي اخير حداقل به يك ميليارد دلار در سال بالغ شده است. گفته مي شود كه كمك هاي آمريكا به اسرائيل تقريبا يك سوم مجموع بودجه كمك هاي خارجي ايالات متحده آمريكاست و اين در حالي است كه اسرائيل كمتر از يك هزارم جمعيت جهان را در خود جاي داده و به رغم وسعت و جمعيت اندك درآمد سرانه ساكنان كشور يهود در زمره بالاترين درآمدهاي سرانه در تمامي جهان است. به واقع توليد ناخالص داخلي اسرائيل از مجموع توليد ناخالص داخلي مصر، لبنان، سوريه، اردن و سرزمين هاي فلسطيني يعني غزه و كرانه باختري بيشتر است. ساكنان اسرائيل با درآمد سرانه سالانه اي در حدود چهارده هزار دلار در بين كشورهاي جهان در رتبه شانزدهم قرار مي گيرند. اسرائيلي ها درآمد سرانه اي بالاتر از ساكنان سرزمين نفت خيز عربستان سعودي دارند و درآمدهاي آنان تنها اندكي با ميانگين درآمد سرانه اروپاييان تفاوت دارد. اسرائيل در حالي از اين كمك ها برخوردار مي شود كه تحليلگران امور سياسي كشور يهود را كشوري پيشرفته و صنعتي و برخوردار از تكنولوژي مدرن روز جهان معاصر توصيف كنند. مقامات دولت آمريكا ادعا دارند اين كمك ها به دلايل اخلاقي در اختيار اسرائيل قرار مي گيرد و حتي عده اي اذعان مي دارند اسرائيل دموكراسي اي است كه براي حيات خود مي جنگد. اگر بخواهيم اين ادعاها را قرين به صحت فرض كنيم اين كمك ها مي بايست در اولين سال هاي شكل گيري اسرائيل در بالاترين سطح خود قرار داشت و با تقويت اين رژيم از سطح كمك ها كاسته مي شد در صورتي كه اين روند معكوس بوده بدين است معنا كه پس از جنگ 1967 اعراب و اسرائيل زماني كه اسرائيل بر مجموع ارتش هاي كشورهاي عرب تفوق و برتري داشت اين كمك ها افزايش تصاعدي پيدا كرد. واقعيت اين است كه آمريكا به تداوم برتري نظامي و نفوذ اسرائيل كمك مي كند تا اين رژيم چون حافظ منافع آمريكا در منطقه استراتژيك خاورميانه عمل كند. اسرائيل در تمامي اين سال ها نقشي قابل توجه در سركوب جنبش هاي ملي گرايانه مذهبي راديكال داشته و رويارويي مداومش با كشورهاي اسلامي همسايه به عرصه اي براي آزمودن عملي تسليحات آمريكايي تبديل شده است. آژانس هاي اطلاعاتي دو طرف روابط و همكاري هاي نزديك و تنگاتنگي با يكديگر دارند و كشور يهود به مجرايي براي انتقال سلاح هاي آمريكا به كشورهاي ثالثي تبديل شده كه آمريكا نمي تواند مستقيما به آنها سلاح بفروشد.. آفريقاي جنوبي تحت حاكميت آپارتايد، كنتراها و گواتمالايي كه گروه ها و محافل نظامي بر آن حكم مي راندند از جمله اين طرفين ثالث بوده اند. ادعاهاي آمريكا كه ادامه اعطاي كمك هاي مالي را ضرورتي براي ادامه حيات اسرائيل توصيف مي كنند منطبق بر واقعيات نيست. از يك سو روابط آمريكا و كشورهاي عرب خاورميانه طي ساليان اخير بهبود يافته است و از دگر سو اين كشورها از ثبات سياسي و پيچيدگي تكنولوژيك لازم در عرصه نظامي براي رويارويي با ارتش مجهز و به خوبي آموزش ديده اسرائيل برخوردار نيستند. متي پلد سرلشكر سابق و عضو كنست اسرائيل مي گويد: تمامي كمك هاي آمريكا به اسرائيل در واقع سوبسيدي است كه دولت آمريكا به توليدكنندگان تسليحات اين كشور اعطا مي كند چرا كه اين كمك ها در واقع صرف خريد تسليحات آمريكايي مي شود. استفان زنونس استاد علوم سياسي دانشگاه سانفرانسيسكو هم مي گويد اسرائيلي ها در سال 1991 اعلام داشتند از ايده توقف انتقال تسليحات به خاورميانه حمايت مي كنند. اين به منزله توقف همزمان كمك هاي مالي آمريكا به اسرائيل و ادامه فروش تسليحات آمريكايي به كشورهاي منطقه بود اما مقامات آمريكايي اين پيشنهادات را رد كردند. در پاييزو 1993 درست در زماني كه اميدهاي بسياري به تداوم روند صلح در خاورميانه وجود داشت 78 سناتور آمريكايي با امضاي طوماري خطاب به بيل كلينتون رئيس جمهور وقت ايالات متحده از او خواستند سطح كمك هاي اعطايي به اسرائيل در سطح موجود; باقي بماند. تنها دليل اين گروه حجم گسترده انتقال تسليحات پيچيده به كشورهاي عرب بود. نمايندگاني كه اين طومار را امضا كرده بودند از طرح اين نكته كه حداقل هشتاد درصد از تسليحات پيچيده مورد نظرآنان توسط آمريكا تامين مي شود چشم پوشيدند. بسياري حمايت گسترده آمريكا از اسرائيل را به لابي حمايت از صهيونيسم موسوم به شوراي روابط عمومي آمريكا و اسرائيل كه با نام ايپك شناسايي مي شود نسبت مي دهند اما واقعيت اين است كه حتي بدون وجود اين كميته نيز سياست آمريكا در قبال اسرائيل كماكان بر اعطاي كمك هاي گسترده و حمايت بي دريغ از اسرائيل استوار خواهدبود. موضوع حمايت از اسرائيل در نهادهاي دولتي آمريكا موضوعي پيچيده است و اگر اين پيچيدگي نبود سرسختي مقاومت فلسطينيان، تكنولوژي مدرن اسرائيل و پول حاصل از نفت اعراب قاعدتا مي بايست معادلات خاورميانه را شكل ديگري مي بخشيد. روزنامه اسرائيل يديوت آهورونوت در يكي از مقاله هاي خود كه اخيرا به چاپ رسيد اسرائيل را پيام رسان پدرخوانده توصيف مي كند كه ناچار است شغل كثيف اجراي فرامين پدرخوانده را كه هميشه صاحب شغلي بزرگتر و قابل احترام است برعهده گيرد. بي دليل نيست كه ميكائيل، كاريكاتوريست و طنزنويس اسرائيلي با اشاره به روابط اسرائيل و آمريكا و كمك هاي سخاوتمندانه ايالات متحده به كشور يهود مي گويد: اربابم به من غذا مي دهد و در مقابل هر آنكه او امر كند را هدف قرار مي دهم. اين همان همكاري استراتژيكي فراگيري است كه از آن سخن مي گويند. نبايد ريشه اين همكاري استراتژيك را صرفا در لابي هاي حامي صهيونيسم آمريكا جست بلكه منافع آمريكا در خاورميانه هم نقشي بسزا در شكل دادن به اين همكاري ها دارد. خاورميانه بيشترين منابع انرژي جهان را در خود جاي داده است و مادامي كه اين ذخاير انرژي قابل استفاده باشد نبايد صلح و ثبات بر اين منطقه سايه افكند. در دوره معاصر آمريكا بيش از هر زماني طي تاريخ كوتاه اسرائيل به اين كشور و ساير كشورهاي خاورميانه كه روابط نزديكي با آمريكا دارند و متحد واشنگتن تلقي مي شوند كمك مالي اعطا مي كند اما دقيقا در همين دوره منافع آمريكا در منطقه و آمريكايياني كه در خاورميانه اقامت گزيده اند كمتر از هر زماني ايمن هستند. Affairs Political