Hamshahri corpus document

DOC ID : H-811026-59664S1

Date of Document: 2003-01-16

عصر جنگ هاي تجاري ترجمه: عباس فتاح زاده بوش تجارت آزاد را بستري براي امتيازگيري در سطح بين المللي يافته است كلود بارفيلد مي گويد: اين دولت تجارت آزاد را بخشي از سياست هاي كلان امنيتي خويش مي داند واقعا عجيب است. چشم هايمان را مي ماليم: بزرگ ترين طرفداران تجارت آزاد بين المللي حداقل از پاييز گذشته تا حالا جورج بوش و روبرت زوليك، نماينده تجاري آمريكا، هستند. درست كساني كه خود بزرگ ترين مخالف بودند، حالا به يكي از سرسخت ترين طرفداران بدل مي شوند. ظرف چند هفته دولت آمريكا برخي تعرفه هاي مربوط به واردات از جهان سوم را كاهش داد. واشنگتن همگان را به مقابله با يارانه هاي كشاورزي فرامي خواند و قصد دارد حتي در سازمان تجارت جهاني عوارض گمركي مربوط به كالاهاي صنعتي را تا حد ممكن از ميان ببرد. دور جديد مذاكرات سازمان تجارت جهاني كه شروع آن را در جهت رشد كشورهاي جهان سوم مي دانند، با اصرار ايالات متحده شكل يكي گرفت از محافل روشنفكري واشنگتن كه موسسه اقتصاد بين الملل (Economics International for Institute) نام دارد، در اين زمينه تبليغات زيادي به راه انداخته است. فرد برگستن، رئيس موسسه مذكور، مي گويد: همه چيز حول محور آمريكا دور مي خورد. بوش و زوليك سعي دارند ظاهري كاملا طرفدار تجارت آزاد داشته با باشند اين حال عملا تصميم گيري هايشان مدت هاست كه وضعيتي متفاوت دارد. تنها ظرف سال 2002 دولت برنامه اي را تحت عنوان فارم بيل ارائه كرد كه در قالب آن 180 ميليارد دلار يارانه براي محصولات كشاورزي در نظر گرفته مي شود. واشنگتن همچنين عوارض گمركي ويژه اي براي واردات فولاد و همچنين واردات چوب از كانادا وضع كرد. اقدامات آمريكا موجب در افتادن آن با اتحاديه اروپا شد. برخي طرفداران منفعل جهاني سازي نظير جاگديش بهاگواتي، اقتصاددان دانشگاه كلمبيا، معتقدند ما از هم اكنون شاهد دوره جديدي از جنگ هاي تجاري هستيم. البته دنيا تغييراتي داشته كه كاخ سفيد هم ناچار شده خود را با آن وفق دهد. برخي ناظران در واشنگتن بر اين باورند كه سازش بوش با طرفداران سياست هاي حمايتي و ايجاد يارانه ها _ برخلاف آنچه كه به نظر مي رسد _ نوعي معامله است كه فرايند آن در انتها به نفع تجارت آزاد تمام مي شود. سازش كاخ سفيد با حاميان يارانه ها موجب شد تا اواخر تابستان سال 2002 به بوش وكالت تام داده شود. حالا كاخ سفيد مي تواند به صورت مستقل با كشورهاي ديگر معامله مشاوران كند اقتصادي بوش اكنون شديدا به اين باور رسيده اند كه تجارت جهاني آزاد و دستيابي به موفقيت هاي رواني در سازمان تجارت جهاني در درازمدت رشد اقتصادي جهان را بهبود بخشيده و وجهه جديدي به آمريكا مي دهد. تيم بوش سياست تجارت آزاد را بستري براي امتيازگيري در سطح بين المللي يافته است. كلود بارفيلد، كارشناس تجاري موسسه آمريكايي آمريكن انترپرايز ( AEI) مي گويد: اين، دولت واقعا به تجارت آزاد اعتقاد دارد، اما آن را بخشي تفكيك ناپذير از سياست هاي كلان امنيتي خويش تلقي مي كند. در همين راستا زوليك، نماينده تجاري آمريكا، نقش جديد خويش به عنوان يكي از پيشتازان WTO را آشكارا تبليغي براي آمريكا عنوان مي كند. حتي وي درصدد است تا منافع اقتصادي آمريكا در درجه دوم اهميت قرار گرفته (بعد از تجارت آزاد ) و قراردادهاي دوجانبه با كشورهاي ديگر افزايش پيدا كنند. نمونه اي از اين قراردادها با شيلي شكل گرفته است. قرارداد مذكور مي تواند سنگ بناي منطقه تجارت آزاد آمريكا ( NFTAA) تلقي شود كه مدت هاست سخن از آن مي رود. مذاكرات مشابهي هم با استراليا، كشورهاي آمريكاي مركزي و جنوب آفريقا در جريان است. در آينده اي نزديك قراردادهايي جديد نيز در اين زمينه با مراكش و سنگاپور امضا خواهد شد. البته اين در حالي است كه برخي از اين كشورها نظير سنگاپور حتي قبل از انعقاد قراردادهاي تجارت آزاد هم به روي شركت هاي آمريكايي تقريبا باز هستند. بوش سعي دارد دسترسي به بازار آمريكا را هم به عنوان ابزار جذب و هم در مقام اهرم فشار به كار گيرد، يعني همان كاري كه بيل كلينتون، سلف بوش، نيز بر آن اصرار مي ورزيد. البته شيوه اجراي ايده فوق توسط كلينتون نسبت به عملكرد بوش تفاوت هايي دارد. كلينتون تحت فشار سنديكاها و گروه هاي طرفدار محيط زيست استانداردهاي سخت گيرانه اجتماعي و زيست _ محيطي اي را هم (مطابق تصورات خاص آمريكايي ها ) در قراردادهاي تجاري دوجانبه مي گنجاند. طبيعي است كه پيشنهادهاي افراطي آمريكايي ها در مذاكرات جديد سازمان تجارت جهاني، به هيچ وجه نمي تواند نوعي ايثار و قرباني كردن خويش محسوب شود. آيا به راستي ما در آينده شاهد از ميان رفتن يارانه هاي صادراتي و عوارض گمركي محصولات كشاورزي خواهيم؟ بود اگر چنين چيزي تحقق يابد در واقع روياي بسياري از كشورهاي جهان سوم كه مايل به صدور محصولات كشاورزي خويش به كشورهاي ثروتمند هستند، به وقوع خواهد پيوست. پيشنهاد جديد آمريكايي ها مي تواند ضربه اي به اروپا و پاسكال لمي، كميسر تجارت در اين اتحاديه، تلقي شود، چرا كه يارانه هاي كشاورزي اروپا بالاتر از آمريكاست و لذا ممكن است بتوان از وضعيت جديد براي امتيازگيري سياسي از اروپا بهره گرفت. در اين ميان لغو عوارض گمركي كالاهاي صنعتي پيامدهايي متفاوت از كاهش عوارض محصولات كشاورزي دارد. جهان سوم مجبور است براي ورود به بازار جهان صنعتي يك سري اقدامات را جهت تطابق خويش با كشورهاي ثروتمند صورت دهد. اقدامات مذكور طي سال هاي اول اجرا آثار منفي فراواني بر جاي گذاشته و تعداد زيادي از موقعيت هاي شغلي و زمينه هاي بسياري از فعاليت ها را از ميان مي برد. حتي سوپاچاي پانيچ پاكدي، رئيس كل سازمان تجارت جهاني، هشدار مي دهد كه نبايد تجارت محصولات صنعتي را بيش از حد آزاد كرد. اين مرد تايلندي بر خلاف موضع سنتي سازمان تجارت جهاني با آزادي در اين زمينه مخالف در است زمينه كالاهاي صنعتي اين تنها عوارض گمركي نيستند كه مانع حضور جهان سوم در بازار كشورهاي ثروتمند مي شوند، موانع غيرتعرفه اي نظير لزوم رعايت استانداردهاي فني هم يك مانع بزرگ در اين راه محسوب مي شوند. تداوم وجود چنين موانعي موجب مي شود تا مهم ترين توليدات صادراتي بخش صنعت در جهان سوم نتوانند به بازار كشورهاي ثروتمند راه پيدا كنند. امروز بازي شطرنج ديپلمات هاي اقتصادي WTO به همان روال سابق ادامه پيدا مي كند و تنها تفاوتي كه با گذشته دارد گنجاندن قوانيني جديد از سوي دولت بوش در آن است. زوليك، نماينده تجاري آمريكايي ها، طي روزهاي اخير با حرارت تبليغ مي كند كه سيستم تجارت جهاني به يمن رقابت پيشرفت مي كند. لذا ايده انعقاد قراردادهاي تجاري دوجانبه در جهان و تلاش براي ايجاد تماس هاي منطقه اي به گفته وي گامي صحيح در مسيري صحيح است. رازين سالي (Sally Razeen) استاد، مدرسه اقتصادي لندن، مي گويد: در جريان اقدامات جديد، ارتشي از گروه هاي لابي در پشت سر ديپلمات هاي تجاري آمريكا قرار دارد. در اينجا ديگر شرايط اعمال قدرت تقريبا واضح هستند. طي قراردادهاي دوجانبه خواسته هاي خاص آمريكايي ها بيش از مذاكرات چندجانبه در WTO تحقق پيدا مي كند. آمريكايي ها همواره درصددند دسترسي خود به بازارهاي خارجي را بيشتر كنند كه خب اين كار با توسل به قراردادهاي دوجانبه سهل الوصول تر است. طي قراردادهاي دوجانبه مي توان مجوز ورود مواد غذايي به لحاظ ژنتيكي دستكاري شده را به دست آورد، حفظ حقوق معنوي كالاهاي آمريكايي را تضمين كرد و بسياري از خواسته هاي ديگر را كه دستيابي به آنها در چارچوب متغيرهاي چندجانبه امكان پذير نيست، تحقق نمونه بخشيد ادعاي فوق را مي توانيم در كشور سنگاپور مشاهده سنگاپور كنيم كه طي ماه هاي اخير قراردادي از نوع فوق الذكر را با آمريكا در دست بررسي داشته، اندكي قبل كپي غيرمجاز از نوارهاي موسيقي و فيلم را جرم اعلام كرد و براي آن مجازات هايي را هم در نظر گرفت. اگر آمريكا مي خواست در چارچوبهاي چندجانبه، سنگاپور را به اجراي چنين اقدامي وا دارد، احتمالا نمي توانست چندان موفقيتي داشته باشد. به تدريج ناظران بيشتري باور مي كنند كه سياست جديد آمريكا راهي مناسب براي تداوم بخشيدن به حركت WTO و مذاكرات جهاني آن است. زوليك اوايل ماه دسامبر با تكبر در مجله اكونوميست چنين نوشت: سازمان هاي بين المللي به رهبر نياز دارند، رهبري كه بتواند فعاليت آنها را تحرك ببخشد. معناي ديگر اين حرف چنين است: اگر WTO از عهده كار برنمي آيد، آمريكا خودش با قراردادهاي دوجانبه سياست هاي دلخواهش را پياده مي كند. حتي ممكن است بعدها همين قراردادهاي دوجانبه مبناي ايجاد يك قرارداد جهاني شوند. رازين سالي، استاد مدرسه اقتصادي لندن كه در بالا از وي سخن به ميان آمد، تصريح مي كند: ما شاهد نوعي امپرياليسم جديد هستيم. ايالات متحده قصد دارد در شكل گرفتن قوانين سازمان تجارت جهاني نفوذ بيشتري داشته باشد. به عنوان كسي كه در مقوله اقتصاد طرفدار سياست هاي ليبرالي است، نمي توانم نسبت به فرآيند موجود خيلي اميدوار باشم. منبع: دي سايت